یادآور «در چشم باد»؛ حمله آمریکا به عروسی در سیریک، شادی را به عزا تبدیل کرد
حمله ناجوانمردانه آمریکا به مراسم عروسی در سیریک، بار دیگر صحنه تلخ تبدیل شدن شادی به عزا را در تاریخ معاصر ایران تداعی کرد و یادآور تصاویر ماندگار سریال «در چشم باد» شد.
حمله ناجوانمردانه آمریکا به مراسم عروسی در سیریک، بار دیگر صحنه تلخ تبدیل شدن شادی به عزا را در تاریخ معاصر ایران تداعی کرد و یادآور تصاویر ماندگار سریال «در چشم باد» شد.
یادآوری تلخ «در چشم باد»؛ وقتی حمله دشمن، لباس سفید عروس ایرانی را سیاه کرد. سالها از روایت تکاندهنده سریال «در چشم باد» درباره تأثیر جنگ بر زندگی مردم عادی میگذرد، اما یک تصویر هنوز در ذهنها تکرار میشود؛ عروسیهایی که به عزا تبدیل میشوند.

در یکی از قابهای ماندگار سریال مسعود جعفری جوزانی، شادی یک خانواده ایرانی با سایه شوم جنگ در هم میشکند؛ عروسیای که قرار بود آغاز یک زندگی باشد، ناگهان رنگ عزا به خود میگیرد. انگار جنگ، پیش از آنکه سراغ میدانهای نبرد برود، شادی و دلخوشی مردم را نشانه میگیرد.

حالا نزدیک به 90 سال از آن روزها گذشته است؛ اما انگار تاریخ در نقطهای تلخ دوباره خودش را تکرار کرده است. اینبار در سیریک، جایی که مراسم عروسی نیز از گزند حمله ناجوانمردانه دشمن در امان نماند و لباس سفید عروس، به نمادی از داغ و اندوه تبدیل شد. شاید تفاوت امروز با آنچه در گذشته روایت شد، تنها در شکل حادثه باشد؛ چراکه اینبار نیز دشمن، شادی یک خانواده ایرانی را نشانه گرفته و لباس تازهعروسها را به جای سفیدی، با رنگ خون وطن پیوند زده است.

تصاویر و روایتهای منتشرشده از این جنایت آمریکا در حمله به یک مراسم عروسی در شهرستان سیریک، واکنش شماری از هنرمندان و چهرههای فرهنگی را نیز به دنبال داشت. واکنشهایی که بیش از هر چیز، از اندوه و خشم نسبت به تبدیل شدن یک جشن خانوادگی به صحنهای تلخ حکایت دارد.
مژده لواسانی، مجری تلویزیون، با انتشار متنی در صفحه مجازی خود، این حادثه را به خاطراتش از حضور در جنوب ایران گره زد و نوشت: «همه آنچه در جنگ و برای روایت “مستند من زندهام” در جنوب ایران، بندرعباس و هرمز و میناب و اصفهان و… دیدم در سرم دوره میشود با این خبر. انگار موشک وسط خانه ما خورده؛ کاش دیده بودید چشمهای زنان و مادران و دخترکان را که چطور خون گریه میکردند… من دیدهام، من دیدهام و آن روز. ثانیهای آن چشمها از من دور نبودهاند؛ رفته بودند با لباس سپید عروس، با لباس عزا برگشتند… ای داد از این داغ.»
ژیلا صادقی نیز در واکنش به این اتفاق، با اشارهای کنایهآمیز نوشت: «راستی عموی عزیزتان ترامپ، یک عروسی را به عزا تبدیل کرد!» راحله امینیان، دیگر مجری تلویزیون، نیز با انتشار متنی احساسی نوشت: «خدایا! شاهد داغهایی که بر قلب ما مینشینه باش. و تا همیشه ننگ و نفرین بر بیوطنهای داخلی و خارجنشین و حتی آنهایی که بر اساس منافع شخصی، وطندوستیشان نمود میکند.»
حالا قابهای «در چشم باد» دیگر فقط بخشی از یک سریال تاریخی نیستند. وقتی تصویری از عروسیای میبینیم که ناگهان به عزا تبدیل شده، آن روایت قدیمی دوباره در ذهن زنده میشود؛ روایتی از مردمی که در میانه جنگ، بیش از هر چیز، حق داشتن یک زندگی آرام و شاد را از دست میدهند. تاریخ شاید دههها جلو برود، اما بعضی تصاویر اگر دوباره تکرار شوند، دیگر فقط خاطره نیستند؛ هشداری هستند که نشان میدهند جنگ چگونه میتواند در یک لحظه، سفیدترین لباس یک زندگی را به نشانهای از سوگ تبدیل کند.







