خبر فوری
فرهنگی

«فرمانده گندم‌خوار»؛ روایتی از عاشورا از زبان دشمن در بغداد رونمایی شد

۱۴۰۵/۰۶/۱۵ - ۱۳:۴۸ تحریریه ۶۰ ثانیه
خلاصه ۶۰ ثانیه
کتاب «فرمانده گندم‌خوار» نوشته سیدسعید هاشمی که با زاویه دید عمر سعد به واقعه کربلا می‌پردازد، در نمایشگاه بین‌المللی کتاب بغداد عرضه شد.

کتاب «فرمانده گندم‌خوار» نوشته سیدسعید هاشمی که با زاویه دید عمر سعد به واقعه کربلا می‌پردازد، در نمایشگاه بین‌المللی کتاب بغداد عرضه شد.

کتاب «فرمانده گندم‌خوار» نوشته سیدسعید هاشمی که با زاویه دید عمر سعد به واقعه کربلا می‌پردازد، در نمایشگاه بین‌المللی کتاب بغداد عرضه شد.

بیست و هفتمین دوره نمایشگاه بین‌المللی کتاب بغداد تا ۲۱ شهریورماه با حضور بیش از ۶۰۰ ناشر و نمایندگی نشر از ۲۰ کشور عربی و غیرعربی، از جمله ایران، در پایتخت عراق برپاست. در این دوره از نمایشگاه، آثار ارزشمند ایرانی در موضوعات مختلف، به‌ویژه ادبیات داستانی دینی، توسط ناشران عرب‌زبان ترجمه و عرضه شده است.

یکی از این آثار که توجه‌ها را به خود جلب کرده، کتاب «فرمانده گندم‌خوار» نوشته سیدسعید هاشمی است که توسط انتشارات دارالمعارف لبنان در نمایشگاه ارائه شده است. این اثر روایتی بدیع از زندگی عمر سعد و وقایع تلخ عاشورا را از زبان خود او به تصویر می‌کشد. هاشمی در این کتاب با زبانی روزآمد و داستانی، فراز و فرودهای زندگی عمر سعد را شرح داده و نشان می‌دهد که چگونه تصمیمات یک فرد می‌تواند سرنوشت او و تاریخ را دگرگون سازد.

نویسنده درباره چرایی انتخاب عمر سعد برای روایت این داستان گفته است: «مدتی بود که تمایل داشتم کاری برای امام حسین (ع) انجام دهم. خیلی فکر کردم که این کار با چه زاویه دیدی نوشته شود. مطمئناً از زبان امام حسین (ع) نمی‌توانستم بنویسم، چراکه نمی‌شد جزئیات داستان را از زبان امام معصوم بیان کنم و ممکن بود قضیه به تحریف بینجامد. در مورد چند نفر از دشمنان امام مطالعه کردم و دیدم که درباره عمر سعد منابع خوب و کافی وجود دارد و می‌شود رمان را از زبان او به سرانجام رساند.»

در معرفی این اثر آمده است: عمر سعد با سپاهی در بیرون کوفه اردو زده و آماده‌ حرکت به سوی ایران، مبارزه با دیلمیان و گرفتن حکومت ری است. در این میان ابن‌زیاد بر مسند حکومت کوفه می‌نشیند و عمرسعد را فرامی‌خواند و به او می‌گوید در صورتی که حکومت ری را می‌خواهی باید به جنگ با حسین بن علی بروی و یا او را وادار به بیعت کنی.

بخشی از این کتاب که تردیدهای درونی عمر سعد را به تصویر می‌کشد، بیانگر عمق این شخصیت و درگیری‌های اوست: «تردید مثل خوره به جانم افتاده. نمی‌دانم ننگِ جنگ را به جان بخرم یا از بهشتِ برین بگذرم؟ شاید حکومت به آن سرزمینِ زیبا و سرسبز، ارزشِ به‌جان خریدنِ روسیاهیِ ایستادن در برابر گروهی کوچک را داشته باشد. شاید هم نه! آه! ای‌کاش تردید پا به جهان نگذاشته بود که چنین روح و روانِ آدمی را سوزان تردید مثل خوره به جانم افتاده. نمی‌دانم ننگِ جنگ را به جان بخرم یا از بهشتِ برین بگذرم؟ شاید حکومت به آن سرزمینِ زیبا و سرسبز، ارزشِ به‌جان خریدنِ روسیاهیِ ایستادن در برابر گروهی کوچک را داشته باشد. شاید هم نه! آه! ای‌کاش تردید پا به جهان نگذاشته بود که چنین روح و روانِ آدمی را سوزان و گداخته کند. اما بالاخره باید تصمیم گرفت. باید یکی را انتخاب کرد و گداخته کند. اما بالاخره باید تصمیم گرفت. باید یکی را انتخاب کرد.»