تأمین مالی شبکهای؛ راهی نوین برای جهش تولید و عبور از بحرانهای اقتصادی
عبور از نظام سنتی وثیقهمحوری و حرکت به سمت دادهمحوری، کلید اصلی برای رفع موانع تولید و پیوند مستحکم با نظام مالی کشور است.
عبور از نظام سنتی وثیقهمحوری و حرکت به سمت دادهمحوری، کلید اصلی برای رفع موانع تولید و پیوند مستحکم با نظام مالی کشور است.
در سالهای اخیر، شکاف عمیقی میان نظام مالی و بخش تولید در کشورمان ایجاد شده که چالشهای جدی را به همراه داشته است. در حالی که واحدهای تولیدی با کمبود نقدینگی و مشکلات در دسترسی به تسهیلات بانکی دست و پنجه نرم میکنند، بخش قابل توجهی از منابع مالی کشور یا در فعالیتهای غیرمولد سرمایهگذاری میشود یا در چرخههای ناکارآمد بانکی گرفتار میشود. این وضعیت منجر به کاهش بهرهوری، تضعیف تولیدکنندگان کوچک و متوسط و در نهایت، تضعیف بنیانهای اقتصادی کشور شده است.
رضا وفائی یگانه، از کارشناسان اقتصادی کشور، با تبیین مفهوم «تأمین مالی شبکهای»، تأکید کرد که این مدل نوین نباید با «تأمین مالی زنجیره تأمین» اشتباه گرفته شود. در حالی که زنجیره تأمین بر روابط سنتی میان تأمینکننده، تولیدکننده و توزیعکننده متمرکز است، تأمین مالی شبکهای یک نظام یکپارچه و دادهمحور است که با هدف تجهیز و گردش منابع در کل اکوسیستم تولید، توزیع و مصرف طراحی شده است.
وی افزود: در این مدل نوین، نظام مالی باید از الگوی سنتی «بنگاهمحور» به سمت الگوی «دادهمحور» حرکت کند. در این رویکرد، اعتباردهی تنها بر اساس داراییهای ثابت صورت نمیگیرد، بلکه دادههای واقعی اقتصادی مانند جریان فروش، سوابق پرداخت، قراردادهای تجاری و اطلاعات مالیاتی نیز در نظر گرفته میشود. این تحول میتواند فرصتهای بیشماری را برای دسترسی واحدهای تولیدی کوچک و متوسط به منابع مالی فراهم کند.
وفائی یگانه در ادامه به مزایای استراتژیک این روش نوین اشاره کرد و از جمله آنها به موارد زیر اشاره داشت: استفاده از کلاندادهها و هوش مصنوعی، اعتبارسنجی هوشمند و لحظهای، توزیع ریسک در میان نهادهای مختلف، اتصال به اقتصاد دیجیتال و فراهم کردن امکان تأمین مالی مردمی از طریق ابزارهایی همچون کرادفاندینگ و توکنسازی داراییها.
این کارشناس اقتصادی با تأکید بر نقش حیاتی تأمین مالی شبکهای در تحقق اقتصاد مقاومتی بیان کرد: اقتصاد مقاومتی به معنای ایجاد اقتصادی تابآور، بهرهور و درونزاست و رسیدن به این هدف بدون اصلاح ساختار تأمین مالی امکانپذیر نیست. تأمین مالی شبکهای پنج کارکرد اساسی برای اقتصاد مقاومتی دارد: ایجاد تابآوری شبکهای (جلوگیری از فروپاشی کل سیستم در صورت آسیب بخشی از آن)، کاهش وابستگی به بانکها از طریق تأمین منابع از کل اکوسیستم، تقویت تولید دانشبنیان، افزایش شفافیت از طریق قابلیت رهگیری تراکنشها و فعالسازی مشارکت مردمی در بخش تولید.
اگرچه در کشورمان ابزارهایی مانند اوراق گام، فاکتورینگ و سامانههای تجارت الکترونیکی مقدمات این حرکت را فراهم کردهاند، اما وفائی یگانه معتقد است تحقق کامل این الگو نیازمند اصلاحات عمیقی است. از جمله این اصلاحات میتوان به توسعه زیرساختهای داده، اتصال سامانههای مالی و تجاری، تقویت شرکتهای دانشبنیان فعال در حوزه فناوریهای مالی (فینتکها) و تغییر نگاه سنتی بانکها از «وثیقهمحوری» به «اعتبارسنجی بر پایه داده» اشاره کرد.
وی در پایان تأکید کرد که تأمین مالی شبکهای تنها یک ابزار بانکی نیست، بلکه یک تحول بنیادین در ساختار اقتصادی کشور است که میتواند گرهگشای مشکلات تولید و پیونددهنده نظام مالی و تولید ملی باشد.




