گشایش احتمالی تنگه هرمز پس از جنگ با ایران، پرسشهای مهمی را درباره آینده بازارهای انرژی مطرح کرده است؛ آیا شاهد یک شوک گذرا هستیم یا آغازی بر تغییرات بنیادین؟
اختلال ناشی از جنگ علیه ایران در بازارهای جهانی نفت و گاز طبیعی مایع (LNG) با معیارهایی چون میزان نفت از دست رفته و افزایش قیمتها سنجیده میشود. اکنون با چشمانداز توافق صلح میان ایران و آمریکا برای بازگشایی تنگه هرمز، این سوال مطرح است که آیا این رویداد نقطه عطفی در بازار انرژی خواهد بود یا صرفاً نوسانی زودگذر؟
برای روشن شدن موضوع، دو نمونه تاریخی را مورد بررسی قرار میدهیم: رسوایی «دیزلگیت» فولکسواگن در سال ۲۰۱۵، آغاز افول خودروهای دیزلی و ظهور خودروهای الکتریکی را رقم زد. در مقابل، حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ با وجود جهش قیمت انرژی، به دلیل توانایی بازار در جذب شوک، تأثیر کوتاهمدتی داشت.
بازار انرژی تاکنون در مواجهه با بسته شدن تنگه هرمز از ۲۸ فوریه، عملکرد قابل توجهی از خود نشان داده است. در این مدت، حدود ۱ میلیارد بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی از تولیدکنندگان خاورمیانه از چرخه تولید خارج شده و تا ۲۰ درصد از عرضه جهانی LNG در این آبراه استراتژیک مسدود گشته است.
ترکیبی از آزادسازی ذخایر استراتژیک و تجاری، به همراه کاهش چشمگیر واردات چین به عنوان بزرگترین واردکننده نفت جهان، به حفظ قیمت نفت برنت زیر ۱۰۰ دلار در بیشتر دوره بحران کمک کرده است. همچنین، خوشبینی نسبت به توافق برای بازگشایی تنگه هرمز نیز مؤثر بوده است.
در روز یکشنبه، گامهای اولیه برای توافق مورد انتظار برداشته شد؛ زمانی که آمریکا و ایران اعلام کردند بر سر چارچوبی برای از سرگیری ترانزیت کشتیها به توافق رسیدهاند. بازگشت نفتکشها به تنگه هرمز، این پرسش را ایجاد میکند که در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد؟
اولین اثر، تسکین کوتاهمدت بازارهای انرژی با خروج نفتکشهای گرفتار شده از خلیج فارس خواهد بود. سپس، تلاش برای بازگرداندن جریانهای انرژی به سطوح پیش از جنگ و بازسازی ذخایر تخلیه شده آغاز خواهد شد. این فرآیند ممکن است قیمتها را برای مدت طولانیتری بالا نگه دارد، اما این امر به سرعت افزایش تولید توسط کشورهای خاورمیانه و توانایی اوپک پلاس برای تحقق تعهدات تولیدی بستگی دارد.
اما سوال بزرگتر، تأثیرات بلندمدت این رویداد است که به دیدگاه مصرفکنندگان و دولتها، به ویژه در مناطق پرمصرف انرژی مانند آسیا، بستگی دارد.
مصرفکنندگانی که توانایی تغییر دارند، احتمالاً به خودروهای الکتریکی یا هیبریدی روی خواهند آورد تا خود را در برابر شوکهای قیمتی آینده بیمه کنند. در استرالیا، سهم فروش خودروهای الکتریکی و هیبریدی در ماه مه به ۴۶ درصد رسید که رقمی نزدیک به چین (۶۰ درصد) محسوب میشود.
سیاستهای دولتی نیز به احتمال زیاد به نفع انرژیهای تجدیدپذیر تغییر جهت خواهند داد. همانطور که در اروپا، سهم دیزل از فروش خودرو از ۵۲ درصد در سال ۲۰۱۵ به کمتر از ۱۰ درصد در سال ۲۰۲۵ کاهش یافته است.
کشورهای آسیایی مانند ویتنام نیز سیاستهای تشویقی برای وسایل نقلیه برقی اجرا میکنند. LNG نیز در آسیا با ریسک مواجه است، زیرا کشورها، ریسکهای امنیتی سوخت وارداتی را در مقابل مزایای انرژیهای تجدیدپذیر مورد سنجش قرار میدهند.
با این حال، یک سوخت فسیلی که ممکن است برنده بلندمدت این بحران باشد، زغالسنگ است. کشورهایی مانند چین، هند و اندونزی که دارای ذخایر داخلی وسیع زغالسنگ هستند، ممکن است به دلیل مزیت هزینهای و امنیت عرضه، استفاده از آن را ادامه دهند.
اما تغییر بلندمدت به دور از نفت و LNG قطعی نیست، زیرا تولیدکنندگان این سوختها بعید است بدون مقابله با افول خود، صرفاً نظارهگر باشند. اگر قیمتها به سرعت کاهش یابند و پایین بمانند، ممکن است دولتها و مصرفکنندگان اختلال ناشی از جنگ علیه ایران را فراموش کنند، همانطور که پس از بحرانهای قبلی این اتفاق افتاده بود.