خبر فوری
اخبار مهم

تهران، چهل روز زودتر، حال و هوای اربعین گرفت

۱۴۰۵/۰۵/۲۹ - ۱۹:۴۸ تحریریه ۶۰ ثانیه
خلاصه ۶۰ ثانیه
بوی نجف، چای موکب‌ها، اسپند و پرچم‌های اشک‌خورده، دلتنگی مردمی که برای بدرقه رهبرشان، اربعین را زودتر به پایتخت آوردند.

بوی نجف، چای موکب‌ها، اسپند و پرچم‌های اشک‌خورده، دلتنگی مردمی که برای بدرقه رهبرشان، اربعین را زودتر به پایتخت آوردند.

بوی نجف، چای موکب‌ها، اسپند و پرچم‌های اشک‌خورده، دلتنگی مردمی که برای بدرقه رهبرشان، اربعین را زودتر به پایتخت آوردند.

امشب تهران، عطر نجف را به مشام می‌رساند؛ عطر چای موکب‌ها، عطر اسپند، عطر پرچم‌های خیس از اشک و عطر دلتنگی مردمی که گرد هم آمده‌اند تا در آخرین مسیر عاشقی، گامی در کنار مولای خود بردارند. شاید سال‌ها بعد، وقتی از این دو روز یاد کنند، تعداد موکب‌ها از خاطرها برود، اما آنچه در ذهن‌ها خواهد ماند، حضور مردمی است که برای بدرقه رهبرشان، اربعین را یک ماه زودتر به قلب تهران آوردند.

اربعین برای ما ایرانیان، تجسمی از عشق، حسین، دلدادگی در مسیر معشوق و راهی است که عاشقی در آن، نیازمند هدایتی است. ما ایرانیان این رسم را به خوبی آموخته‌ایم؛ آنقدر خوب که برای بدرقه رهبرمان از مصلی، اربعینی دیگر را رقم بزنیم.

گویی دیوارهای مصلی، گنجایش این موج عظیم عشق مردم به رهبرشان را ندارد. این عشق، از شبستان فراتر رفته، به خیابان‌های اطراف سرریز کرده و همچون رودی که به دریا می‌پیوندد، در شهر جاری شده است. با به صدا درآمدن اذان از گلدسته‌های مصلی، مردم در همان موکب‌ها، نماز را به جا می‌آورند و خود را برای نماز فردا صبح بر پیکر عزیز دلشان آماده می‌کنند.

چند قدم آن‌سوتر، دیگ‌های بزرگ موکب‌ها بی‌وقفه در جوش و خروشند. خادمان با عجله مشغول آماده کردن غذا هستند. شربت‌های خنک در دستان زائرانی که پیاده راهی طولانی را طی کرده‌اند تا به مصلی برسند، می‌چرخد. پخش آب در میان مردم، ناخودآگاه مرا به یاد مسیر پیاده‌روی اربعین می‌اندازد؛ به یاد صداهای آشنای عراقی‌ها که با روی گشاده «آب» تعارف می‌کنند و با «هلابیکم یا زوّار الحسین» به استقبال زائران می‌آیند.

امروز تهران، گویی به زبان اربعین سخن می‌گوید. برای زائران وداع با رهبر شیعیان جهان، همه چیز یادآور اربعین است؛ این پیاده آمدن تا رسیدن به دلدار، این سرهای خسته که بر خاک آرام گرفته‌اند، این لباس‌های خاکی، این عطش، این اندوه، این نوحه‌های عربی که از موکب‌ها به گوش می‌رسد و این شور حسینی که در رفتار خادمان موج می‌زند. گویی اربعین امام حسین(ع) سال‌هاست ما را برای چنین روزی آماده کرده است؛ گویی زیر بیرق حضرت ابوالفضل العباس(ع)، معرفت، وفاداری و ایستادگی تا پای جان را برای چنین روزی آموخته‌ایم.

در اربعین، کسی از دیگری نمی‌پرسد از کجا آمده‌ای؛ همه فقط یک نشانی دارند: راهِ دلدار. و امشب، دلدار، همین نزدیکی است. گاهی چشم‌ها را که می‌بندم، اگر صدای ماشین‌ها را از این خیابان حذف کنی، اگر برج‌های تهران را از قاب قاب نگاهت بیرون کنی، و فقط صدای نوحه و قدم‌های مردم باقی بماند، بعید نیست گمان کنی در مسیر نجف تا کربلا ایستاده‌ای. شاید تنها فرقش این باشد که آنجا، زائران به شوق دیدار می‌روند و اینجا، مردم، با داغِ آخرین دیدار آمده‌اند.

نامیرا | آخرین تقریظ در شبستان مصلی

نامیرا | روایت دل‌نوشته‌ها

نامیرا | مصلی، به وقت وداع

نامیرا | دیدار؛ بدون کارت دعوت

* خرده‌روایت‌هایی از وداع با رهبر شهید، به مناسبت چهلمین روز تشییع و تدفین پیکر مطهر رهبر شهید حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی حسینی خامنه‌ای.