خبر فوری
بین‌الملل

غروب ابرقدرت؛ شکست استراتژی آمریکا در آزمون میدان‌های واقعی

۱۴۰۵/۰۱/۰۷ - ۰۰:۱۰ تحریریه ۶۰ ثانیه
خلاصه ۶۰ ثانیه
تاریخ نظامی آمریکا روایت وهم شکست‌ناپذیری است که هر بار در برابر اراده ملت‌ها و پیچیدگی‌های جنگ نامتقارن خرد شده است. دهه‌هاست که ساختار سیاسی و نظامی ایالات متحده با بهره‌گیری از یک امپراتوری رسانه‌ای، تصویری از یک ابرقدرت بلامنازع و مسلط بر جهان ارائه می‌کند. این روایت که بر پایه برتری تکنولوژیک و گفتمان‌های…

تاریخ نظامی آمریکا روایت وهم شکست‌ناپذیری است که هر بار در برابر اراده ملت‌ها و پیچیدگی‌های جنگ نامتقارن خرد شده است. دهه‌هاست که ساختار سیاسی و نظامی ایالات متحده با بهره‌گیری از یک امپراتوری رسانه‌ای، تصویری از یک ابرقدرت بلامنازع و مسلط بر جهان ارائه می‌کند. این روایت که بر پایه برتری تکنولوژیک و گفتمان‌های…

تاریخ نظامی آمریکا روایت وهم شکست‌ناپذیری است که هر بار در برابر اراده ملت‌ها و پیچیدگی‌های جنگ نامتقارن خرد شده است.

دهه‌هاست که ساختار سیاسی و نظامی ایالات متحده با بهره‌گیری از یک امپراتوری رسانه‌ای، تصویری از یک ابرقدرت بلامنازع و مسلط بر جهان ارائه می‌کند. این روایت که بر پایه برتری تکنولوژیک و گفتمان‌های به ظاهر اخلاقی بنا شده، توهم «قدرت مطلق» را در ذهن تصمیم‌گیرندگان واشنگتن نهادینه کرده است.

بر اساس همین خودبزرگ‌بینی استراتژیک، آمریکا بارها به مداخله نظامی و مهندسی سیاسی در گوشه و کنار جهان دست زده، با این پیش‌فرض که توانمندی‌های سخت‌افزاری و برتری هوایی به تنهایی برای تغییر رژیم‌ها و تحمیل اراده‌اش کافی است.

اما واکاوی تاریخ دیپلماتیک و نظامی آمریکا در دهه‌های اخیر، شکافی عمیق و غیرقابل انکار میان این تصویرسازی رسانه‌ای و واقعیت‌های عینی میدان را آشکار می‌سازد. بررسی سیر مداخلات آمریکا از جنگل‌های ویتنام تا بیابان‌های عراق نشان می‌دهد چگونه نادیده گرفتن مولفه‌های اجتماعی، فرهنگی و پیچیدگی‌های جنگ نامتقارن، ماشین جنگی این کشور را در برابر اراده ملی و مقاومت مردمی زمین‌گیر کرده است.

نمونه کلاسیک: ویتنام
ریشه‌های این تقابل را می‌توان به روشنی در جنگ ویتنام مشاهده کرد. ورود رسمی آمریکا به این صحنه در چارچوب دکترین مهار کمونیسم و پس از شکست فرانسه رخ داد. واشنگتن با این توهم که می‌تواند خلأ قدرت را با دلار و مستشاران نظامی پر کند، وارد میدان شد.

در دهه ۱۹۶۰ و با تصویب قطعنامه خلیج تونکین، مداخله آمریکا ابعاد یک جنگ تمام‌عیار به خود گرفت. اشتباه راهبردی استراتژیست‌های آمریکایی در این مقطع، اتکای محض به برتری تسلیحاتی و بمباران‌های هوایی سنگین بود. آنها گمان می‌کردند حجم بالای آتش و تخریب می‌تواند اراده یک ملت را درهم شکند.

عملیات «تندر غلتان» با هدف نابودی زیرساخت‌های ویتنام شمالی طراحی شد، اما واقعیت میدان نشان داد این کشور فاقد زیرساخت‌های صنعتی متمرکز به سبک غرب است. نتیجه، بمباران‌های بی‌هدف و کشتار غیرنظامیان بود، بدون آنکه خللی در اراده مردم ویتنام ایجاد شود.

علاوه بر این، استفاده گسترده از سلاح‌های شیمیایی مانند عامل نارنجی و بمب‌های ناپالم در عملیات «غبار دنباله‌دار» نه تنها پیروزی نظامی به ارمغان نیاورد، که با رقم زدن فجایع زیست‌محیطی و انسانی، چهره آمریکا را در جهان مخدوش ساخت.

طرح «دهکده‌های استراتژیک» نیز که شامل انتقال اجباری کشاورزان به اردوگاه‌های محصور بود، خشم عمیق مردم را به دلیل جدا شدن از زمین‌های پدری برانگیخت و آنان را هرچه بیشتر در مسیر مقاومت قرار داد. این تجربه، درس تاریخی بزرگی بود که نشان داد قدرت واقعی در میدان، ریشه در اراده مردم و پیچیدگی‌های بافت اجتماعی دارد، نه صرفاً در انبارهای تسلیحاتی.