خبر فوری
بین‌الملل

ایثار مادر فلسطینی؛ درد از دست دادن دست، برای در آغوش گرفتن فرزند

۱۴۰۵/۰۳/۲۴ - ۱۶:۳۴ تحریریه ۶۰ ثانیه منبع: تسنیم
خلاصه ۶۰ ثانیه
سماح عفانه، بانوی 37 ساله فلسطینی، با وجود از دست دادن یکی از دستانش در حملات وحشیانه صهیونیست‌ها، سرشار از عشق مادری است و تنها دل‌نگرانی‌اش، توانایی در آغوش گرفتن فرزندانش است.

سماح عفانه، بانوی 37 ساله فلسطینی، با وجود از دست دادن یکی از دستانش در حملات وحشیانه صهیونیست‌ها، سرشار از عشق مادری است و تنها دل‌نگرانی‌اش، توانایی در آغوش گرفتن فرزندانش است.

سماح عفانه، بانوی 37 ساله فلسطینی، با وجود از دست دادن یکی از دستانش در حملات وحشیانه صهیونیست‌ها، سرشار از عشق مادری است و تنها دل‌نگرانی‌اش، توانایی در آغوش گرفتن فرزندانش است.

«سماح عفانه»، مادر 37 ساله فلسطینی در شهرک الزوایده باریکه غزه، شرحی تلخ از وضعیت دلخراش خود را بیان می‌کند. دستی که در جریان بمباران‌های ددمنشانه ارتش رژیم صهیونیستی قطع شد، اکنون مانع از آن است که او بتواند فرزندش را به گرمی در آغوش کشد.

او که پس از مجروحیت و تحمل سختی‌های بسیار، حتی برای ساده‌ترین مراقبت‌ها از نوزاد تازه متولد شده‌اش نیز به کمک دیگران محتاج است، با وجود همه این محدودیت‌ها، لب به شکر پروردگار می‌گشاید.

سماح در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم در نوار غزه می‌گوید: «وقتی مجروح شدم تقریباً بیهوش بودم. روز بعد از مجروحیتم به هوش آمدم و اولین سوالم از مادرم درباره وضعیت پسرم بود. مادرم گفت پسرت می‌خواهی یا دستت را؟ خداوند دستت را از تو گرفت اما پسرت را برای تو نگه داشت. شرایط خیلی سخت بود، انسان فقط باید شکر خدا را به جا بیاورد. اینکه پسرم از زیر بمباران سالم بیرون آمد و آسیبی ندید بهتر از این است که به چیزهایی که از دست رفته فکر کنم. انسان وقتی بخشی از بدنش از او جدا می‌شود، هیچ کاری از دستش برنمی‌آید. به‌ویژه اینکه در آن زمان من این نوزاد را هم باردار بودم.»

جراحت سماح بسیار شدید بود و او پس از این حمله بلافاصله برای درمان به بیمارستان شفا منتقل شد، اما تنها هشت روز توانست از تخت بیمارستان استفاده کند و ناچار شد با بدنی خسته و یک دست از دست‌رفته، مسیر آوارگی را در پیش بگیرد و به دنبال مکانی امن‌تر برای فرزندانش باشد.

این مادر رنجدیده فلسطینی ادامه می‌دهد: «پس از گذشت 8 روز از مجروح شدنم به این اردوگاه در منطقه الزوایده در استان مرکزی غزه آمدیم. اینکه مجروح و آسیب‌دیده باشم و به چادری بیایم که نه بیمارستانی من را بپذیرد و نه اقدامات درمانی لازم برای مجروحان انجام شود، واقعاً شرایط بسیار سختی بود. نه دارویی وجود داشت و نه مسکنی، آن هم در حالی که من باردار بودم. دست‌کم براساس توصیه‌های پزشکی به ویتامین نیاز داشتم، اما اصلاً هیچ یک از ملزومات مورد نیاز مادران باردار برای من در دسترس نبود. من از دو نوع درد رنج می‌بردم؛ درد خودِ جراحت و درد بارداری. علائم بارداری هم خودش قصه دیگری بود.»

امروز مادر و خواهر سماح مسئولیت مراقبت از فرزندان او را بر عهده دارند و از آماده کردن غذا گرفته تا در آغوش گرفتن نوزاد و رسیدگی به نیازهای چادر او را یاری می‌کنند. سماح با وجود این محدودیت‌ها تلاش می‌کند تا به اندازه‌ای که جراحتش اجازه می‌دهد، مشارکت داشته باشد.

او با بغضی فروخورده می‌گوید: «من از ساده‌ترین چیزها هم محروم شده‌ام. از چادر بیرون نمی‌روم، دوست ندارم بیرون بروم، چون برای هر کار کوچکی به کسی نیاز دارم که کمکم کند. حتی نمی‌توانم موهایم را شانه کنم، مگر اینکه کسی این کار را برایم انجام دهد. بستن شال را هم نمی‌توانم انجام دهم. برای عوض کردن لباس‌هایم به کمک دیگران نیاز دارم. من از همه چیز محروم شده‌ام.»

فاصله قطع شدن دست سماح، این مادر مجروح و داغ‌دیده فلسطینی با انتقال به اردوگاه آوارگان در شهرک الزوایده غزه تنها هشت روز بود. از آن زمان تاکنون، سماح با کمک خانواده‌اش زندگی می‌کند و تلاش می‌کند تا جایی که امکان دارد در کنار فرزندانش بماند و نقش مادری را به رغم جراحت خود ادامه دهد.

منبع: تسنیم

منبع: تسنیم