خبر فوری
بین‌الملل

چرا «جنگ ترامپ علیه ایران» محکوم به شکست بود؟ ۶ دلیل کلیدی از نگاه فارن افرز

۱۴۰۵/۰۵/۲۰ - ۱۳:۳۲ تحریریه ۶۰ ثانیه
خلاصه ۶۰ ثانیه
مجله فارن افرز با برجسته کردن عدم پایبندی دولت ترامپ به «دکترین پاول»، شش دلیل اصلی را برای شکست آمریکا در سناریوی جنگی علیه ایران برمی‌شمارد.

مجله فارن افرز با برجسته کردن عدم پایبندی دولت ترامپ به «دکترین پاول»، شش دلیل اصلی را برای شکست آمریکا در سناریوی جنگی علیه ایران برمی‌شمارد.

مجله فارن افرز با برجسته کردن عدم پایبندی دولت ترامپ به «دکترین پاول»، شش دلیل اصلی را برای شکست آمریکا در سناریوی جنگی علیه ایران برمی‌شمارد.

مجله معتبر «فارن افرز» در تحلیلی عمیق، علل شکست احتمالی ایالات متحده در صورت آغاز جنگی تمام‌عیار علیه جمهوری اسلامی ایران را مورد بررسی قرار داده است. این گزارش با تمرکز بر «دکترین پاول»، شش عامل کلیدی را برجسته می‌کند که نشان می‌دهد تصمیم دونالد ترامپ برای ورود به درگیری نظامی، برخلاف اصول بنیادین و اثبات شده‌ای بود که آمریکا را از ورود به جنگ‌های بی‌هدف و فرسایشی بازمی‌دارد.

**دکترین پاول؛ سد محکمی در برابر جنگ‌های بی‌منطق**

ریشه دکترین پاول، درس‌های تلخ جنگ ویتنام و عملیات در لبنان است. این دکترین بر ضرورت وجود منافع حیاتی روشن، اهداف سیاسی و نظامی دقیق، تخصیص منابع کافی، جلب حمایت داخلی و بین‌المللی، و مهم‌تر از همه، داشتن یک نقشه راه مشخص برای خروج از جنگ تأکید دارد. متأسفانه، هیچ‌یک از این پیش‌شرط‌ها در سناریوی جنگ علیه ایران از سوی دولت ترامپ رعایت نشد.

**۱. اهداف مبهم و دست‌نیافتنی**

ترامپ اهداف متعددی از جمله نابودی موشک‌ها و تغییر نظام را مطرح می‌کرد، اما بسیاری از این خواسته‌ها با منابع در دسترس او همخوانی نداشت. این ابهام در اهداف، از همان ابتدا مسیر پیروزی را دشوار می‌کرد.

**۲. فقدان راهبرد خروج**

دولت ترامپ هیچ‌گونه برنامه مشخصی برای پایان دادن به جنگ تدوین نکرده بود. فارن افرز معتقد است تنها امید باقی‌مانده برای ترامپ، فروپاشی داخلی ایران است؛ سناریویی که بعید به نظر می‌رسد.

**۳. جنگ پیش از دیپلماسی**

حملات نظامی پیش از آنکه تمام ابزارهای فشار اقتصادی و دیپلماتیک امتحان شوند، آغاز گردید. این اقدام، اصلی‌ترین اصل دکترین پاول، یعنی استفاده از نیروی نظامی به عنوان آخرین راه‌حل را نقض کرد.

**۴. نادیده گرفتن متحدان**

ترامپ بدون مشورت کافی با متحدان منطقه‌ای وارد این درگیری بالقوه شد. این در حالی است که کشورهای منطقه بیشترین هزینه احتمالی حملات ایران را متحمل می‌شدند. در نتیجه، حمایت این کشورها کاهش یافت و حتی برخی از همکاری برای امنیت تنگه هرمز سر باز زدند.

**۵. تعریف نامشخص از پیروزی**

دولت ترامپ نتوانست معیاری روشن برای «پیروزی» تعیین کند. اهداف اولیه به‌سرعت تغییر کرد، از نابودی توان موشکی به دفاع از حق ایران برای حفظ موشک‌های دوربرد. این تغییرات مداوم، هرگونه معیار مشخصی برای پایان جنگ را از بین برد.

**۶. توهم بی‌پایان ترامپ**

مجله فارن افرز در نهایت نتیجه می‌گیرد که ترامپ با کنار گذاشتن اصول دکترین پاول، نه یک الگوی جدید جنگ، بلکه مسیری برای فرسایش قدرت آمریکا ایجاد کرده است. این رویکرد، به جای نمایش قدرت، نشان‌دهنده سردرگمی و عدم آمادگی برای درگیری‌های پیچیده است.