اخبار فوری
واریز کامل حقوق تیرماه؛ افتخار دیگر دولت انقلابی در حمایت از کارکنان و بازنشستگان عبور موفقیت‌آمیز شناور ایرانی از باب‌المندب؛ عقب‌نشینی نفتکش‌های عربستانی در سایه تنش‌ها همسویی مسئولان و مردم در بازسازی؛ هوشیاری در برابر فتنه‌های فرهنگی در اوج جوانی؛ رهبر انقلاب چگونه مسیر تدریس را آغاز کرد؟ هوشیاری در امتحانات نهایی؛ ورود تلفن همراه عامل اصلی تخلفات اولویت احیای تالاب صالحیه؛ گامی مهم در مهار کانون‌های گرد و غبار عادل فردوسی‌پور، ابزار رسانه‌های معاند و ضدایرانی: مواضع شبهه‌برانگیز و همسویی آشکار با دشمنان ملت شهادت ده‌ها تن و مصدومیت صدها نفر در پی تجاوز آشکار دشمن صهیونیستی و آمریکایی محدودیت‌های ترافیکی در جاده‌های مواصلاتی کشور تا سوم مرداد؛ ممنوعیت تردد موتورسیکلت و کامیون در برخی محورها باطل شدن ادعای واهی حمله موشکی به اسکله بهمن قشم؛ دشمن در انتشار اخبار کذب ناکام ماند ندای بیداری در خلیج فارس؛ انفجارهای مهیب در لانه‌ عقاب‌های آمریکایی حمله موشکی تجاوزکارانه آمریکا به جزیره استراتژیک لارک

شب‌بیداری‌های رهبر شهید در مدرسه حجتیه؛ الگویی از تلاش و پشتکار

رهبر شهید انقلاب در خاطرات خود، از شب‌بیداری‌های پربار و تلاش بی‌وقفه در دوران تحصیل در مدرسه حجتیه قم روایت می‌کنند تا سیره الهام‌بخش ایشان برای جوانان بازخوانی شود.

زیست پربار و الهام‌بخش رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای، سرشار از لحظه‌ها و رخدادهای ژرف و شگرفی است که تأمل در آن‌ها، انسان را به معرفت تازه‌ای درباره آن حکیم شهید رهنمون می‌سازد. در این راستا، بازخوانی خاطره‌ها و تاریخ شفاهی زندگی امام شهید امّت، حائز نقش و اهمیت بسزایی است.

خاطرات رهبر شهید از آغاز تدریس در نوجوانی

امام شهید امّت در بخشی از خاطرات خود، روایت جالبی از شب‌بیداری‌هایشان در مدرسه حجتیه قم ارائه فرموده و در این‌باره نقل می‌کنند: «قم که آمدم، کار درسی من خیلی زیاد شد؛ به این معنا که در قم معمولا چهار درس ارائه می‌دهند و چهار درس زیاد بود. گاهی اوقات سه تا درس داشتم، سه تا درس می‌رفتم و یک یا دو مباحثه داشتم، مباحثه‌های خارج از درس، فقه مثلا باب صلات را مباحثه می‌کردیم… چون فعالیت‌های درسی زیاد شد، امور فوق‌برنامه من کم شد… البته ادبیات و شعر و این‌ها باز هم در زندگی من بود منتها صرفاً در ساعات و روزهای تعطیل به آن می‌پرداختم. خیلی به وقت خودم بخل می‌ورزیدم که در کار غیردرسی مصرف نکنم، به درس هم علاقه زیادی داشتم. درس‌ها را می‌نوشتم، خیلی کار می‌کردم، حقیقتش این است که خیلی زحمت می‌کشیدم.»

ایشان روایت خود را این‌گونه ادامه می‌دهند: «شب‌ها هم تا دیروقت مطالعه می‌کردم، اهل مطالعه شب بودم. از همان وقت‌ها خواب من دیر بود و غالباً شب‌های زمستان ساعت 11:30، 12 زودتر نمی‌خوابیدم. غالباً چون اوقات درسی حوزه در زمستان بود تقریباً تا بهار و پاییز، تا دیروقت گاهی نگاه می‌کردم و می‌دیدم در مدرسه حجتیه جز چراغ اتاق من هیچ چراغی روشن نیست! آن وقت احساس می‌کردم که دیر شده و تنها من هستم که بیدارم، آن وقت چراغ را خاموش می‌کردم و می‌خوابیدم. در مواردی هم که هم‌اتاق داشتیم و هم‌اتاق‌ها اول شب می‌خوابیدند، من باز هم مطالعه می‌کردم.»

منبع: تسنیم