خاطرهای شنیدنی از ارتباط رمزگونه رهبر انقلاب با شهید رجایی در زندان پهلوی
رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله خامنهای (مدظلهالعالی) در خاطرهای شیرین، نحوه گفتوگو با شهید رجایی در زندانهای دوران ستمشاهی را به زبان مورس شرح دادند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله خامنهای (مدظلهالعالی) در خاطرهای شیرین، نحوه گفتوگو با شهید رجایی در زندانهای دوران ستمشاهی را به زبان مورس شرح دادند.
زیست پربار و الهامبخش رهبر انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله العظمی خامنهای (مدظلهالعالی) سرشار از لحظهها و رخدادهای ژرف و شگرفی است که تأمل در آنها انسان را به معرفت تازهای درباره ایشان رهنمون میسازد. در این راستا، بازخوانی خاطرات و تاریخ شفاهی زندگی این شخصیت برجسته، حائز نقش و اهمیت بسزایی است.
حضرت آیتالله خامنهای، در بخشی از خاطرات خود، روایت جالبی را درباره گفتوگو با شهید رجایی در زندان و به زبان مورس نقل میکنند. ایشان روایت خود را اینگونه بیان مینمایند: «از سال 42 تا سال 56 من 6 بار بازداشت شدم. البته زمان این بازداشتها روی هم خیلی زیاد نبود، حدود دو سال و خوردهای این بازداشتها طول کشید؛ البته همه این بازداشتها انفرادی بود؛ یعنی من هرگز در زندانهای عمومی نبودم، همیشه در زندانهای انفرادی و در سلول بودم. سال 44 من متواری شدم، مدتها مخفی زندگی میکردم، در سال 49 هم مدتی مخفی زندگی میکردم.»
رهبر معظم انقلاب (مدظلهالعالی) نقل خود را اینگونه ادامه میدهند: «در یکی از این بازداشتها که سال 53 و 54 باشد، با مرحوم رجایی رحمتالله علیه، شهید عزیز و بزرگوارمان همسایه بودیم. من سلول 20 بودم، ایشان سلول 18 بودند و با یک واسطه که سلول 19 بود، با مورس با هم حرف میزدیم، مطالبمان را به هم میگفتیم و در فرصتهایی که دستشویی میرفتیم، هم را میدیدیم. واقعا یکی از بهترین خاطرات زندگی من، خاطرات همان زندان و همان معاشرتها و این دورانهای گوناگون بازداشت و این سختیها و شدتهاست.»







