خبر فوری
امام و رهبری

رهبر شهید انقلاب: همزیستی با مردم بلوچ، توفیقی که دشمنان به من دادند

۱۴۰۵/۰۵/۲۴ - ۱۴:۰۰ تحریریه ۶۰ ثانیه منبع: تسنیم
خلاصه ۶۰ ثانیه
رهبر شهید انقلاب اسلامی، در خاطره‌ای از دوران تبعید در ایرانشهر، از صمیمیت و محبت مردم بلوچ سخن گفته و این آشنایی را توفیقی الهی می‌داند که به واسطه دشمنان حاصل شد.

رهبر شهید انقلاب اسلامی، در خاطره‌ای از دوران تبعید در ایرانشهر، از صمیمیت و محبت مردم بلوچ سخن گفته و این آشنایی را توفیقی الهی می‌داند که به واسطه دشمنان حاصل شد.

رهبر شهید انقلاب اسلامی، در خاطره‌ای از دوران تبعید در ایرانشهر، از صمیمیت و محبت مردم بلوچ سخن گفته و این آشنایی را توفیقی الهی می‌داند که به واسطه دشمنان حاصل شد.

زیست پربار و الهام‌بخش رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای (ره)، سرشار از لحظه‌ها و رخدادهای ژرف و شگرفی است که تأمل در آن‌ها انسان را به معرفت تازه‌ای درباره آن حکیم شهید رهنمون می‌سازد. در این راستا، بازخوانی خاطره‌ها و تاریخ شفاهی زندگی امام شهید امّت، حائز نقش و اهمیت بسزایی است.

رهبر شهید انقلاب اسلامی، خاطره جالبی را در باب همزیستی صمیمانه با مردم خطه بلوچستان نقل فرموده و در این‌باره بیان می‌کنند: «من در سال ۱۳۵۶ به ایرانشهر تبعید شدم. یک بار فقط من تبعید شدم،‌ آن هم در بلوچستان بود و شهر ایرانشهر که بسیار به من خوش گذشت. با اینکه خب تبعید از لحاظ وضع زندگی، دوری از خانواده و مسائلی از این دست انسان را در مضیقه می‌گذارد؛ اما آنجا با مردم بلوچ از نزدیک آشنا شدم. اصلا امکان نداشت که من بتوانم چند ماه بروم در میان این مردم و آن‌گونه با آن‌ها صمیمی شوم و آن‌گونه آن‌ها را بشناسم و آن‌ها هم من را بشناسند و با هم این‌قدر دوست شویم. تبعید و عنایت خداوند متعال این فرصت را به من داد که به وسیله دشمنان دین و دشمنان من یعنی دستگاه پهلوی و ساواک پادشاهی، این توفیق حاصل شود. این نکته را هم اضافه کنم که من از قبل چیزهایی درباره بلوچستان خوانده یا شنیده بودم و بلوچستان را دوست داشتم.»

امام شهید امت، خاطره خود در باب هم‌نشینی صمیمانه با مردمان بلوچ را این‌گونه ادامه می‌دهند: «ایرانشهر تابستان گرمی دارد. حرارت مثلا پنجاه و چند درجه، اما مردم به قدری بامحبت و صمیمی و پاک هستند که همه آن ناراحتی‌ها مرتفع می‌شود. چند ماهی در ایرانشهر بودیم، آنجا هم با مردم انس گرفتیم، آشنا شدیم، مسجد می‌رفتیم، نماز می‌خواندیم، سخنرانی برای مردم می‌کردم، در سخنرانی‌ها برادران اهل تسنن مخصوصا جوان‌های آن‌ها می‌آمدند و اظهار علاقه می‌کردند.»

منبع: تسنیم

منبع: تسنیم