خبر فوری
امام و رهبری

روایت ناب رهبر انقلاب از شب تاریخی ورود امام (ره) به تهران

۱۴۰۵/۰۶/۱۶ - ۰۹:۲۸ تحریریه ۶۰ ثانیه
خلاصه ۶۰ ثانیه
رهبر معظم انقلاب اسلامی، خاطره‌ای شنیدنی و به‌یادماندنی از نخستین شب ورود بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی به میهن را بازگو می‌کنند.

رهبر معظم انقلاب اسلامی، خاطره‌ای شنیدنی و به‌یادماندنی از نخستین شب ورود بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی به میهن را بازگو می‌کنند.

رهبر معظم انقلاب اسلامی، خاطره‌ای شنیدنی و به‌یادماندنی از نخستین شب ورود بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی به میهن را بازگو می‌کنند.

زیست پربار و الهام‌بخش رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای(مد ظله العالی) سرشار از لحظه‌ها و رخدادهای ژرف و شگرفی است که تأمل در آنها انسان را به معرفت تازه‌ای درباره این حکیم فرزانه رهنمون می‌سازد. در این راستا، بازخوانی خاطره‌ها و تاریخ شفاهی زندگی امام شهید امّت، حائز نقش و اهمیت بسزایی است.

رهبر معظم انقلاب اسلامی یکی از شیرین‌ترین خاطرات سال‌های پربرکت عمر خویش را مربوط به نخستین شب ورود حضرت امام خمینی (قدس سره) به تهران پس از گذراندن دوران تبعید می‌دانند. ایشان در این‌باره نقل می‌کنند: «یکی از خاطرات خیلی جالب من، آن شب اولی است که امام وارد تهران شدند. آخر شب، حدود ساعت نه و نیم یا ده بود، همه خسته و کوفته روز سختی را گذرانده بودند و متفرق شدند. من در اتاقی که کار می‌کردم نشسته بودم و مشغول کاری بودم؛ ناگهان دیدم مثل اینکه صدایی از داخل حیاط می‌آید. پا شدم ببینم چه خبر است، یک وقت دیدم امام از کوچه، تک و تنها دارند به طرف ساختمان می‌آیند! برای من خیلی جالب و هیجان‌انگیز بود که بعد از سال‌ها ایشان را می‌بینم. پانزده سال بود، از وقتی که ایشان را تبعید کرده بودند، ما دیگر ایشان را ندیده بودیم.»

شهید خامنه‌ای (مد ظله العالی) خاطره مزبور را این‌گونه تکمیل می‌کنند: «طرف پله‌ها رفتند تا به اتاق بالا بروند، نزدیک پاگرد پله که رسیدند، برگشتند طرف ماها که پای پله ایستاده بودیم و مشتاقانه به ایشان نگاه می‌کردیم، روی پله‌ها نشستند؛ معلوم شد که خود ایشان هم دلشان نمی‌آید که این بیست، سی نفر آدم را رها کنند و بروند استراحت کنند! روی پله‌ها به قدر شاید پنج دقیقه نشستند و صحبت کردند، خسته نباشید گفتند و امید به آینده دادند؛ بعد هم به اتاق خودشان رفتند و استراحت کردند.»