
گروهک تروریستی جیشالظلم با تداوم حملات مسلحانه، امنیت مردم را در معرض تهدید قرار داده است.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، وقوع دو حمله مسلحانه مرگبار در شهرستان مهرستان و شهادت یک مأمور انتظامی و فرمانده یکی از حوزههای بسیج خواهران، بار دیگر مسئله امنیت در جنوب سیستان و بلوچستان و شیوههای عملیاتی گروهکهای مسلح فعال در این منطقه را به کانون توجه بازگردانده است؛ حوادثی که در کنار تلخی از دست رفتن جان دو نفر، پرسشهایی درباره شیوه انتخاب اهداف، چگونگی اجرای حملات و ضرورت مقابله مؤثر با شبکههای پشتیبان عوامل مسلح مطرح میکند.
براساس گزارشهای منتشرشده از این حوادث، در یکی از حملات، مهاجمان مسلح به خودروی پلیس در شهرستان مهرستان حمله کردند. نیروهای انتظامی با مهاجمان درگیر شدند و آنان در نهایت از محل حادثه گریختند؛ اما یکی از مأموران مجروح که برای دریافت خدمات درمانی به بیمارستان منتقل شده بود، بر اثر شدت جراحات به شهادت رسید.
در حادثهای دیگر، فرمانده یکی از حوزههای بسیج خواهران مهرستان در پی تیراندازی افراد مسلح در مقابل منزل خود جان باخت. کنار هم قرار گرفتن این دو خبر، ضرورت بررسی دقیقتر شرایط امنیتی منطقه و شناسایی عوامل دخیل در این حملات را برجسته میکند؛ هرچند برای تعیین ارتباط عملیاتی دو حادثه و انتساب قطعی آنها به یک گروه مشخص، اطلاعات رسمی و مستندات تکمیلی ضرورت دارد.
از حمله به گشتهای امنیتی تا ترور هدفمند
مرور سابقه فعالیت گروهک جیشالعدل نشان میدهد که حمله به نیروهای انتظامی و نظامی، کمین علیه گشتها و خودروهای حامل نیروهای امنیتی و حمله به مراکز انتظامی، از جمله الگوهای ثبتشده در کارنامه این گروه بوده است. گزارش مرکز ملی مبارزه با تروریسم آمریکا نیز این گروه را دارای سابقه حمله به نیروهای امنیتی ایران، مقامهای دولتی و برخی غیرنظامیان معرفی میکند و از استفاده آن از روشهایی مانند کمین، حمله مسلحانه، ترور و عملیاتهای سریع و گریز سخن میگوید.
در سال 2019، حمله انتحاری به اتوبوس حامل نیروهای سپاه در مسیر خاش ـ زاهدان به کشته شدن 27 نفر از نیروهای نظامی و مجروح شدن شماری دیگر انجامید. در دسامبر 2023 نیز حمله به مقر انتظامی راسک، به کشته شدن 11 نیروی پلیس منجر شد.
در آوریل 2024 هم حملات مسلحانه در چابهار و راسک، تلفات قابل توجهی در میان نیروهای امنیتی برجای گذاشت. این موارد در گزارشهای بینالمللی و رسانهای ثبت شدهاند و نشان میدهند که تهدید ناشی از گروههای مسلح در این استان، سابقهای فراتر از حوادث اخیر دارد.
البته تفاوت میان حمله به یک مقر امنیتی، کمین علیه خودروی گشت و تیراندازی به یک فرد در مقابل منزل، از نظر شیوه اجرا و الزامات حفاظتی مهم است. این تفاوتها بهتنهایی اثباتکننده وجود یک طرح واحد نیستند؛ اما بررسی آنها میتواند به شناخت بهتر تهدیدها و طراحی اقدامات پیشگیرانه کمک کند.
چرا حمله به خودروهای پلیس اهمیت دارد؟
خودروهای انتظامی در جریان مأموریتهای روزمره، گشتزنی و جابهجایی نیروها، بخشی از حضور آشکار و مستمر دستگاههای امنیتی در منطقه هستند. حمله به چنین خودروهایی میتواند علاوه بر وارد کردن تلفات، بر احساس امنیت عمومی و استمرار مأموریتهای انتظامی تأثیر بگذارد.
در حادثه مهرستان، طبق اطلاعات منتشرشده، مأموران در برابر مهاجمان مقاومت کردند و مهاجمان از محل درگیری گریختند؛ با این حال، شهادت یکی از مأموران نشان میدهد که پایان یافتن درگیری و عقبنشینی مهاجمان لزوماً به معنای پایان خطر نیست.
ارزیابی چنین حوادثی باید چند محور را در بر بگیرد: شرایط وقوع حمله، نحوه اطلاعرسانی و واکنش نیروهای پشتیبان، امکانات امدادی و درمانی، بررسی مسیرهای احتمالی فرار مهاجمان و شناسایی افرادی که ممکن است در تأمین تجهیزات، انتقال اطلاعات یا پشتیبانی لجستیکی نقش داشته باشند. این بررسیها باید بر پایه شواهد پرونده انجام شود و نمیتوان درباره جزئیات آنچه در مهرستان رخ داده، بدون اطلاعات رسمی بیشتر قضاوت قطعی کرد.
ترور در مقابل منزل؛ ضرورت توجه به امنیت فردی
حادثه دوم، یعنی تیراندازی منجر به شهادت فرمانده یکی از حوزههای بسیج خواهران در مقابل منزل، از زاویه دیگری اهمیت دارد. در این مورد، محل وقوع حادثه با حمله به خودروی انتظامی متفاوت است و بررسی آن، علاوه بر پیگیری قضایی، توجه به مخاطرات امنیت فردی افرادی را ضروری میکند که ممکن است به دلیل مسئولیت یا فعالیت خود در معرض تهدید قرار گیرند.
در چنین پروندههایی، بررسی سوابق تهدید، شناسایی عوامل احتمالی، بازبینی شواهد صحنه و تعیین انگیزه و ارتباط احتمالی مهاجمان با شبکههای مسلح، از جمله محورهای مهم تحقیقات است. با این حال، تا زمانی که نتیجه تحقیقات منتشر نشده، نمیتوان درباره انگیزه دقیق ترور یا وجود ارتباط مستقیم میان این حادثه و حمله به خودروی پلیس نتیجهگیری کرد.
همچنین باید میان دو موضوع تفاوت گذاشت: مسئولیت فردی مرتکبان و ضرورت حفاظت از امنیت عمومی. پیگیری قانونی عوامل حمله و جلوگیری از تکرار حوادث، باید همزمان با حفظ حقوق شهروندان و پرهیز از تعمیم مسئولیت اقدامات گروههای مسلح به جامعه محلی دنبال شود.
جیشالعدل و سابقه حملات در جنوب شرق کشور
گروهک جیشالعدل طی سالهای گذشته مسئولیت برخی حملات در سیستان و بلوچستان را بر عهده گرفته است. گزارشهای منتشرشده از فعالیت این گروه، حملات علیه نیروهای امنیتی، ربایش نیروها در مناطق مرزی و عملیات علیه مراکز انتظامی را از جمله اقدامات منتسب به آن معرفی میکنند.
با این حال، مسئولیت هر حادثه باید بهصورت جداگانه و با اتکا به اعلام رسمی یا شواهد قابل اتکا مشخص شود. گزارش مرکز ملی مبارزه با تروریسم آمریکا
سابقه این حملات نشان میدهد که مقابله با تهدید گروههای مسلح، صرفاً به واکنش پس از وقوع حادثه محدود نمیشود. شناسایی شبکههای پشتیبانی، تقویت هماهنگی میان دستگاههای مسئول، پیگیری مسیرهای تأمین سلاح و تجهیزات و استفاده از ظرفیتهای اطلاعاتی و قضایی برای جلوگیری از تکرار حملات، از محورهای مهم مقابله با این تهدید است.
در عین حال، درباره حوادث اخیر مهرستان باید میان سابقه کلی گروهک و اطلاعات اختصاصی هر پرونده مرزبندی کرد. اگر انتساب این حملات به جیشالعدل از سوی مراجع رسمی تأیید شود، آنگاه میتوان آنها را در چارچوب سابقه عملیاتی این گروه تحلیل کرد؛ در غیر این صورت، معرفی عاملان و انگیزه حملات باید به نتیجه تحقیقات مستند بماند.
امنیت پایدار؛ فراتر از واکنش پس از حادثه
حوادث مهرستان بار دیگر اهمیت رویکردی چندلایه در تأمین امنیت سیستان و بلوچستان را یادآور میشود؛ رویکردی که در کنار آمادگی نیروهای انتظامی و امنیتی، بر شناسایی زودهنگام تهدیدها، حفاظت متناسب از نیروهای در معرض خطر، رسیدگی سریع به مجروحان و تکمیل تحقیقات قضایی تکیه داشته باشد.
در سطح عملیاتی، ارزیابی شرایط مأموریتهای گشتی، بررسی آسیبپذیریهای احتمالی و تقویت سازوکارهای امداد و پشتیبانی میتواند در کاهش پیامدهای حوادث مشابه مؤثر باشد. در سطح اطلاعاتی و قضایی نیز شناسایی عاملان مستقیم و شبکههای پشتیبان احتمالی، بدون اتکا به فرضیات اثباتنشده، اهمیت اساسی دارد.
در کنار این اقدامات، حفظ اعتماد عمومی و همکاری مردم با نهادهای مسئول نیز بخشی از معادله امنیت پایدار است. مقابله با گروههای مسلح زمانی مؤثرتر خواهد بود که اقدامات امنیتی و قضایی، هدفمند و مبتنی بر شواهد باشد و میان عاملان خشونت و شهروندان عادی هیچگونه تعمیم نادرستی صورت نگیرد.
پرسشهایی که باید پاسخ داده شوند
اکنون با توجه به شهادت دو نفر در حوادث گزارششده مهرستان، چند پرسش اساسی پیش روی دستگاههای مسئول قرار دارد: آیا دو حمله از نظر عاملان و شیوه اجرا با یکدیگر ارتباط داشتهاند؟ چه شواهدی برای شناسایی و تعقیب مهاجمان به دست آمده است؟
آیا تهدیدهای قبلی علیه افراد هدف وجود داشته و چه اقداماتی برای پیشگیری از وقوع حوادث مشابه انجام شده بود؟ همچنین چه تدابیری برای شناسایی و برخورد قانونی با شبکههای پشتیبان احتمالی در دستور کار قرار دارد؟پاسخ مستند به این پرسشها میتواند ابعاد حوادث را روشنتر کند و امکان ارزیابی دقیقتر عملکرد دستگاههای مسئول را فراهم آورد.
آنچه در شرایط فعلی روشن است، شهادت یک مأمور انتظامی پس از حمله مسلحانه به خودروی پلیس و شهادت فرمانده یکی از حوزههای بسیج خواهران در مهرستان است. اما روشن شدن ارتباط احتمالی دو حادثه، شناسایی عاملان و تعیین مسئولیت گروههای مسلح، به نتایج تحقیقات و اطلاعات رسمی تکمیلی نیاز دارد.
در چنین شرایطی، هم پیگیری قاطع و قانونی عاملان ضرورت دارد و هم پرهیز از نتیجهگیری زودهنگام؛ چراکه امنیت پایدار، علاوه بر واکنش مؤثر، به شناخت دقیق تهدید و پیشگیری مبتنی بر شواهد وابسته است.