
چهارشنبه که از راه میرسد، گوشهای از دلتنگی وصل میشود به همانجا که گنبدطلای امام رضا(ع) از دور پیداست.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، چهارشنبه که از راه میرسد، انگار گوشهای از دل آدمها زودتر از خودشان راه مشهد را پیش میگیرد؛ همانجا که گنبد طلایی امام رضا علیهالسلام از دور پیداست و دلهای بیقرار، میان شلوغی روزمره، بهانهای برای آرام گرفتن پیدا میکنند.
چهارشنبههای امام رضایی، فقط یک قرار هفتگی نیست؛ یادآوری پیوندی است که با گذشت سالها و تغییر فصلهای زندگی، همچنان در دل عاشقان این آستان زنده میماند.
برای خیلیها، شوق رسیدن به ضریح از کودکی تا بزرگسالی باقی میماند؛ شوقی که نه به سنوسال وابسته است و نه با گذر زمان رنگ میبازد. گاهی آدم برای زیارت، حرف زیادی برای گفتن ندارد؛ همین که خودش را در صحن حرم ببیند، چند لحظه به گنبد نگاه کند و سنگینی غصههایش را پشت درهای حرم بگذارد، برایش کافی است.
اصلاً عاشق امام رضا علیهالسلام از این دنیا چه میخواهد؟ گاهی تمام خواستهاش همین است که در حرم باشد، در صحن نفس بکشد، چشمش به گنبد و ضریح روشن شود و برای چند لحظه هم که شده، از هیاهوی دنیا فاصله بگیرد.
نه قرار است همه گرهها همان لحظه باز شوند و نه همیشه پاسخی برای تمام پرسشهای زندگی پیدا میشود؛ اما همین فرصت خلوت کردن با امامی که پناه دلهای خسته است، برای بسیاری از زائران معنایی فراتر از یک حضور ساده دارد.
حوالی هر اذان، حالوهوای حرم رنگ دیگری میگیرد؛ گویی زمان برای لحظهای آرامتر میگذرد و صداها، قدمها و نگاهها در انتظار شنیدن ندای نماز به هم میرسند. در چنین لحظاتی، زائر میتواند در سکوتی میان دعا و دلتنگی، حضور معنوی این آستان را بیشتر احساس کند؛ آرامشی که برای هرکس شکل خودش را دارد و گاهی در یک نگاه به گنبد، گاهی در زمزمه یک دعا و گاهی در اشک بیصدای گوشه چشم خلاصه میشود.
چهارشنبههای امام رضایی، فرصتی برای دوباره دیدن همین لحظههای ساده اما عمیق است؛ برای به یاد آوردن اینکه زیارت همیشه به معنای رسیدن از شهری دور نیست.
گاهی آدم در میان گرفتاریهای روزانه، با یاد امام رضا علیهالسلام دلش را راهی مشهد میکند و در همان فاصله، پیوندی را به یاد میآورد که برایش بوی امید، دلدادگی و آرامش دارد. در این قرار هفتگی، هرکس قصه خودش را دارد؛ یکی با خاطره نخستین زیارت کودکی به حرم فکر میکند، دیگری دلتنگ روزهایی است که کنار خانواده در صحنها قدم میزد و کسی هم شاید آرزو دارد روزی برای نخستین بار چشمش به گنبد طلا بیفتد.
روایتها متفاوتاند، اما نقطه مشترکشان روشن است؛ دلی که در میان تمام خواستههایش، جایی ویژه برای امام مهربانیها نگه داشته است. چهارشنبه میگذرد و روزهای هفته دوباره با شتاب همیشگی از راه میرسند؛ اما برای دلدادگان امام رضا علیهالسلام، این قرار میتواند یادآور یک حقیقت ماندگار باشد؛گاهی آرامش در داشتن پاسخ همه سؤالها نیست، در پیدا کردن جایی است که بتوانی با تمام دلتنگیهایت به آن پناه ببری.
جایی که حتی تصور گنبد و ضریحش، دل را به سمت مشهد میکشاند و زمزمهای آشنا را در جان زنده میکند؛ آقا جان، همین که در حرمت باشیم و چشممان به گنبدتان روشن شود، برایمان دنیایی از آرامش است.