
شکاف میان آموزش دانشگاهی و نیاز واقعی بازار کار، همچنان یکی از چالشهای نظام آموزش عالی است.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، ـ مینا صدیقیان| در روزگاری که اشتغال به یکی از مهمترین دغدغههای جوانان تبدیل شده، فاصله میان آموزش دانشگاهی و نیاز واقعی بازار کار همچنان یکی از مسائل مهم نظام آموزش عالی است. بسیاری از دانشآموختگان پس از پایان تحصیل با این پرسش روبهرو میشوند که چگونه آموختههای خود را به مهارت و فرصت شغلی تبدیل کنند؟
این مسئله توجه به آموزشهای مهارتی و پیوند میان دانشگاه و محیط کار را بیش از گذشته ضروری میکند. دانشگاه جامع علمیکاربردی با رویکردی متفاوت از الگوهای رایج دانشگاهی، بر آموزشهای مهارتمحور و تربیت نیروی انسانی متناسب با نیازهای جامعه و صنعت تمرکز دارد.
این رویکرد میتواند مسیر ورود دانشآموختگان به بازار کار را هموارتر کند.
در این الگو، آموزش تنها به کلاس درس محدود نمیشود و حضور در محیطهای کاری، آشنایی با فرایندهای واقعی تولید و خدمات و کسب تجربه عملی، بخش مهمی از مسیر تحصیل را تشکیل میدهد. ارتباط مراکز آموزشی با مجموعههای صنعتی و خدماتی نیز فرصتی فراهم میکند تا آموزش با نیازهای واقعی محیط کار هماهنگتر شود.
استان البرز با برخورداری از ظرفیتهای صنعتی و اقتصادی متنوع، بستر مناسبی برای توسعه این نوع آموزشها دارد؛ با این حال، میزان اثربخشی آموزشهای مهارتی به کیفیت ارتباط دانشگاه با صنعت، تناسب رشتهها با نیاز بازار کار و فراهم بودن فرصتهای اشتغال وابسته است؛ ظرفیتی که با توسعه آموزشهای کاربردی، میتواند به تربیت نیروی ماهر و افزایش فرصتهای اشتغال پایدار کمک کند.
بررسی عملکرد مراکز علمیکاربردی استان، وضعیت اشتغال دانشجویان و دانشآموختگان و برنامههای توسعهای این دانشگاه، میتواند تصویری روشنتر از فرصتها و چالشهای آموزش مهارتی در البرز ارائه دهد. همچنین، میزان هماهنگی رشتههای تحصیلی با نیاز صنایع و نقش بخش خصوصی در تربیت نیروی متخصص، از موضوعات مهم در ارزیابی عملکرد این دانشگاه است.
خبرنگار در گفتوگو با عباس ظریفی، رئیس دانشگاه جامع علمیکاربردی استان البرز، به بررسی مأموریت این دانشگاه در تربیت نیروی انسانی ماهر، نحوه ارتباط مراکز آموزشی با صنایع، وضعیت اشتغال دانشجویان و دانشآموختگان و برنامههای توسعه مراکز علمیکاربردی در استان پرداخت که مشروح آن را میخوانید: دانشگاه جامع علمیکاربردی با چه هدفی شکل گرفت و چه تفاوتی با سایر دانشگاهها دارد؟
در کشور ما دانشگاههای متعددی با موضوعات متفاوت فعالیت میکنند و از نظر کمی و کیفی با تنوع زیادی روبهرو هستیم. بسیاری از دانشگاههایی که میشناسیم، رویکردی کاملاً آموزشی دارند و در کنار آموزش، وارد حوزه پژوهش نیز شدهاند اما آن انتظاری که ما به دنبال آن هستیم یعنی انجام پژوهش کاربردی منطبق با نیاز جامعه، صنعت و بازار کار، در آنها بهطور کامل محقق نشده است.
به همین دلیل تصمیم گرفته شد با توجه به اینکه دانشگاهها نیز باید بتوانند بخشی از نیازهای جامعه را برآورده کنند، به سمت ایجاد دانشگاهی حرکت شود که انطباق بیشتری با نیازهای بازار کار و جامعه داشته باشد. مطالعاتی نیز در این زمینه انجام شده بود، از جمله بررسی پیشرفتهای جوامع اروپایی و ارتباط دانشگاههای آنها با صنعت.
در نهایت، این رویکرد به شکلگیری دانشگاه جامع علمیکاربردی منجر شد.
مأموریت دانشگاه جامع علمیکاربردی، تربیت نیروی کار و نیروی مهارتی متناسب با نیاز جامعه و مطابق با امکانات موجود در صنعت است. از طرف دیگر، بسیاری از دانشگاههای کشور بودجه دولتی دارند.
ما در این حوزه به دنبال آن بودیم که بخشی از بار مالی دولت نیز کاهش پیدا کند و بتوانیم به دولت کمک کنیم، بنابراین، این دانشگاه شکل گرفت که هم نیازهای جامعه را برآورده کند و هم تا حد امکان بار مالی جدیدی بر دوش دولت نگذارد.
در این ساختار، ارتباط میان بخش خصوصی و دولت بهخوبی شکل گرفته است. آموزشهایی که در دانشگاه جامع علمیکاربردی ارائه میشود، توسط بخش خصوصی صورت میگیرد.
در هر استان نیز یک واحد استانی دانشگاه وجود دارد که وظیفه ما در آن، نظارت بر فرایند آموزشها و پژوهشهایی است که در مراکز علمیکاربردی و توسط بخش خصوصی انجام میشود.
به این ترتیب، هزینههای سنگینی که آموزش میتوانست بر دوش دولت بگذارد، تا حد زیادی حذف میشود و از ظرفیت بخش خصوصی استفاده میکنیم. مجموعهای که اکنون در واحد استان البرز حضور دارد، حدود 22 تا 23 نفر است، یعنی همین تعداد همکار، امور مربوط به جمعیت دانشجویی بالغ بر 8 هزار و 500 نفر را پیگیری میکنند.
بدنه اصلی فعالیتهای آموزشی ما بخش خصوصی است که وظایف خود را انجام میدهد.
بنابراین، هدف ما هم سبکتر کردن وظایف و هزینههای دولت بوده و هم برآورده کردن نیازهای بازار کار، به همین دلیل، مراکز آموزش علمیکاربردی به صنایعی اختصاص داده شدهاند که توانایی لازم برای تربیت نیروی مهارتی را دارند. برای مثال، در استان البرز 12 مرکز علمیکاربردی داریم که این مراکز عمدتاً به صنایع و مجموعههایی وابسته هستند که از اعتبار و خوشنامی برخوردارند.
از جمله آنها میتوانم به مرکز آموزش علمیکاربردی ماموت اشاره کنم. ماموت صنعتی نیست که بخواهد اعتبار خود را از دانشگاه بگیرد، بلکه میتوانم بگویم این مجموعه به دانشگاه اعتبار میدهد زیرا برند ماموت و تولیدات آن شناختهشده است.
در کنار آن مراکزی مانند آذین خودرو، فجر میثاق، عالیفرد، سنایچ و ایران فریمکو نیز فعالیت میکنند. ایران فریمکو از مجموعههای شناختهشده در حوزه بتن است و از آن بهعنوان پدر بتن ایران یاد میشود.
البته مأموریت دانشگاه تنها به مراکز صنعتی محدود نیست. ما باید حوزههای خدمات اجتماعی، فرهنگ و هنر و حتی کشاورزی را نیز پوشش دهیم، به همین دلیل از ظرفیت مراکز دیگری مانند خانه کارگر و مرکز مشکات ولایت نیز استفاده میکنیم.
مرکز آموزش علمی کاربردی مشکات ولایت بهطور کامل در حوزه فرهنگی فعالیت و وظیفه خود را نیز در همین زمینه دنبال میکند. در واقع، مأموریتمحور بودن را در بطن دانشگاه علمیکاربردی قرار دادهایم.
فرایند کار بهگونهای پیش میرود که کمترین انحراف را میان مأموریت دستگاه یا مجموعه میزبان و تربیت دانشجو شاهد باشیم. دانشجوی ما در این مراکز تحصیل میکند و بهصورت روزانه با صنعت ارتباط دارد و مشکلات و توانمندیهای آن را میبیند و مجموعه مربوطه نیز از ذهن و فکر دانشجوی جوان برای ارتقای فعالیتهای خود استفاده میکند.
البته بخش خصوصی نیز باید در این فرایند منفعتی داشته باشد و این موضوع طبیعی است.: این ارتباط میان مرکز آموزشی، دانشجو و صنعت در عمل چگونه برقرار میشود؟
پس از آنکه یک مجتمع یا مجموعه صنعتی درخواست تأسیس مرکز دانشگاهی میدهد و مرکز به آن اختصاص پیدا میکند، دانشگاه چارچوبها و استانداردهای آموزشی را مشخص میکند، یعنی دانشگاه تعیین میکند چه متون درسی و چه محتوای آموزشی باید در آن مرکز ارائه شود و مرکز نیز موظف است استانداردهای تعیینشده را رعایت کند. ما این استانداردها را در اختیار مرکز قرار میدهیم و سپس بر اجرای آنها نظارت میکنیم.
به این ترتیب، هم چارچوب آموزشی مشخص است و هم فرایند اجرای آن تحت نظارت دانشگاه قرار دارد. دانشجوی ما در ابتدای تحصیل با درسی تحت عنوان کاربینی آشنا میشود.
این درس دستکم 30 تا 32 ساعت است. دانشجویی که ممکن است پیش از ورود به دانشگاه هیچ آشنایی مستقیمی با صنعت نداشته باشد، باید وارد محیط صنعت شود و کاربرد رشته و درسی را که قرار است بخواند، از نزدیک مشاهده کند.
این موضوع به دانشجو اطمینان و انگیزه میدهد. او میتواند در همان ابتدا تشخیص دهد که آیا به آن حوزه علاقه دارد و آیا رشته انتخابی برایش مناسب است یا خیر.
اگر علاقهمند باشد، با انگیزه بیشتری تحصیل را آغاز میکند و میداند در آینده قرار است چه کاری انجام دهد. پس از گذراندن درس کاربینی، دانشجو در دو ترم، درسهای کارورزی 1 و 2 را میگذراند.
در این مرحله، زیر نظر استاد درس دوباره به کارگاهها و محیطهای کاری میرود، حضور پیدا میکند و مهارت میآموزد. در کارورزی دوم، اگر همه مراحل بهدرستی پیش برود، دانشجو باید تا حد زیادی استقلال عمل در انجام کار پیدا کرده باشد.
البته این فرایند دوطرفه است؛ ما امکانات و فرصت یادگیری را فراهم میکنیم، اما خود فرد نیز باید بخواهد یاد بگیرد و برای کسب مهارت علاقه و انگیزه داشته باشد.
دانشجویی که واقعاً علاقهمند باشد، میتواند پس از پایان یک دوره دوساله، به فردی ماهر تبدیل شود که توانایی انجام یک شغل را دارد یا حتی برای خودش شغلی ایجاد کند. این موضوع میتواند آینده شغلی او را تضمین کند.
امروز همه ما میدانیم که یکی از دغدغههای اصلی جوانان، داشتن شغل است. دانشگاه علمیکاربردی با همین ماهیت شکل گرفته است.
یعنی آموزشهای لازم را در کنار صنعت به دانشجویان ارائه کند و در طول دوره تحصیل، آنها را بهگونهای تربیت کند که مهارتی مشخص به دست آورند. هدف دانشگاه علمیکاربردی، تربیت استاد دانشگاه نیست.
البته دانشجویانی داشتهایم که تحصیل خود را از دانشگاه علمیکاربردی آغاز کردهاند و بعداً در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری ادامه تحصیل داده و به افراد موفقی تبدیل شدهاند.
اما این موارد، هدف اصلی دانشگاه نیست و در واقع از استثناهای آن محسوب میشود. هدف ما تربیت دانشجویی است که در یک دوره دوساله یا چهارساله بتواند به یک استادکار ماهر تبدیل شود یا توانایی کسبوکار و راهاندازی فعالیتی مستقل را به دست آورد.: چند درصد از فارغالتحصیلان دانشگاه علمیکاربردی در استان البرز بلافاصله پس از پایان تحصیل وارد بازار کار میشوند؟
نکتهای که باید به آن توجه کرد، این است که بسیاری از دانشجویان ما پیش از ورود به دانشگاه نیز شاغل هستند. برای مثال، بخش قابلتوجهی از کارکنان ماموت یا آذین خودرو برای ارتقای شغلی خود وارد دانشگاه میشوند، بنابراین، تعداد زیادی از دانشجویان ما از ابتدا شاغل هستند.
البته اگر همه آنها هم بخواهند جذب بازار کار شوند، همان صنعت میتواند آنها را جذب کند.
بر اساس آماری که به ما ارائه شده و با توجه به اطلاعات مربوط به پرداخت حق بیمه که نشان میدهد افراد شاغل هستند یا خیر، بیش از 97 درصد دانشجویان ما شاغل هستند. آن دو تا سه درصدی هم که جذب نشدهاند، در برخی موارد ترجیح میدهند شغل آزاد داشته باشند؛ برای مثال، ممکن است در اسنپ فعالیت کنند.
در مجموع، ظرفیت جذب وجود دارد و میتوانم بگویم دانشجویان ما پس از فارغالتحصیلی امکان اشتغال دارند. بسیاری از آنها نیز از بیرون صنعت وارد دانشگاه شدهاند اما در طول تحصیل در همان صنعت مشغول به کار میشوند و همزمان کار و درس خود را ادامه میدهند، بنابراین، اگر بگویم همه دانشجویانی که علاقهمند به اشتغال در حوزه تخصصی خود هستند، امکان جذب دارند، اغراق نکردهام.: وضعیت اشتغال دانشجویان مراکزی که فعالیت آنها صنعتی نیست، مانند مرکز مشکات ولایت چگونه است؟
این دانشجویان در حوزههای مختلفی فعالیت میکنند. رشتههایی که در این مراکز ارائه میشود، لزوماً صنعتی نیستند و بخشی از آنها در گروه خدمات اجتماعی قرار میگیرند، بنابراین، دانشآموختگان این رشتهها میتوانند در دستگاههای دولتی و ادارات مختلف نیز مشغول به کار شوند.
برای مثال، مرکز مشکات ولایت در حوزه فرهنگی فعالیت میکند.
خود این مرکز طرحی در زمینه اشتغالیابی دارد و مجوز رسمی این کار را دریافت کرده است. بر همین اساس، برای دانشجویان خود فرصت اشتغالیابی ایجاد و آنها را به ادارات و دستگاههای مختلف معرفی میکند تا بتوانند مجوزها و شرایط لازم را به دست آورند.
در نتیجه، اشتغالیابی دانشآموختگان این مرکز نیز از طریق همین سازوکار دنبال میشود.
البته چون فعالیت این مرکز صنعتی نیست، انتظار نداریم همه دانشآموختگان آن جذب صنعت شوند. رشتههایی مانند حقوق و رشتههای هنری در این مجموعه ارائه میشوند و دانشآموختگان این رشتهها میتوانند در حوزههای مرتبط فعالیت کنند.
برخی نیز در زمینههای هنری مشغول به کار هستند و با تحصیل در دانشگاه، مهارتهای خود را ارتقا میدهند.: آیا دانشگاه جامع علمیکاربردی استان البرز برنامهای برای تأسیس مراکز جدید دارد؟
بله، توسعه مراکز جدید قطعاً یکی از اولویتهای کاری ماست و مطالعاتی نیز در این زمینه انجام میدهیم. صنایع استان را رصد میکنیم تا ظرفیتهای موجود و نیازهای احتمالی برای ایجاد مراکز جدید مشخص شود.
البته باید توجه داشته باشیم که در یک منطقه نباید تعداد زیادی مرکز آموزشی در کنار یکدیگر ایجاد شود. باید فاصله مناسبی میان مراکز وجود داشته باشد و تأسیس هر مرکز بر اساس نیاز واقعی آن منطقه صورت گیرد.
در استان البرز، بهویژه در حوزه فرهنگ و هنر، تا حدودی ضعف داریم. در حوزه کشاورزی نیز با ضعف جدی مواجه هستیم و در حال حاضر مرکز فعال مناسبی در این بخش نداریم، به همین دلیل، جلسات و نشستهایی با مجموعههای مرتبط برگزار کردهایم تا امکان توسعه مراکز در این حوزهها بررسی شود.
با این حال، نکته مهم این است که شخص یا مجموعهای که قصد تأسیس مرکز آموزش علمیکاربردی را دارد، باید خودش نیز احساس نیاز کند و برای راهاندازی آن انگیزه داشته باشد. نمیتوان فردی را بهاجبار وارد این کار کرد زیرا در آن صورت ممکن است انتظاراتی از دانشگاه داشته باشد که امکان برآورده کردن آنها وجود نداشته باشد.
گاهی یک مرکز آموزشی برای مجموعه صنعتی پشتیبان خود سوددهی مستقیم ندارد اما آن مجموعه به دلیل اعتقادی که به نقش دانشگاه در ارتقای صنعت دارد، حاضر است هزینههای آن را جبران کند. این همراهی زمانی شکل میگیرد که مدیرعامل یا مدیر مجموعه واقعاً به این نتیجه رسیده باشد که داشتن مرکز علمیکاربردی برای توسعه فعالیتهایش ضروری است.
در این زمینه، نشستهایی با مجموعههای مختلف داشتهایم.
پیش از جنگ نیز برخی ظرفیتهای صنعتی را برای تأسیس مراکز جدید بررسی کرده بودیم. طبیعی است که شرایط جنگی بر فعالیتهای اقتصادی و صنعتی تأثیر بگذارد.
تحریمها و سایر شرایط نیز ممکن است بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم بر جذب دانشجو و انگیزه مدیران برای ایجاد مرکز دانشگاهی اثر منفی بگذارند اما توسعه مراکز همچنان در برنامه کاری ما قرار دارد و امیدواریم بتوانیم دستکم سالانه یک یا دو مرکز جدید در استان ایجاد کنیم.