
سرگرد شهید مصطفی قاسمی در در حملات رژیم صهیونیستی به ایران، در صف مدافعان وطن ایستاد و به شهادت رسید.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، ـ صفورا بیاتی| بعضی آدمها را باید از روزهای کودکیشان شناخت؛ از انتخابهایی که در سکوت میکنند، از مهربانیهایی که کسی برایشان دست نمیزند و از آرزوهایی که بیسروصدا در دل نگه میدارند. مصطفی قاسمی از همین جوانها بود؛ جوانی از دیار صحنه کرمانشاه که میتوانست راهی طولانی در دانشگاه و زندگی پیش رو داشته باشد، اما مسیر دیگری را برای خدمت انتخاب کرد؛ مسیری که سرانجام او را در صف مدافعان میهن قرار داد.
در روزهایی که صدای حملات و خبرهای جنگ، زندگی مردم ایران را تحت تأثیر قرار داده بود، مصطفی نیز همچون دیگر نیروهای مدافع کشور در برابر تجاوز ایستاد. بامداد 23 خرداد 1404، حمله رژیم صهیونیستی به ایران، به زندگی این جوان کرمانشاهی پایان داد؛ اما نام او در حافظه خانواده و مردم زادگاهش با دفاع از وطن گره خورد.
پشت نام و درجه نظامی سرگرد شهید مصطفی قاسمی، زندگی جوانی قرار دارد که پیش از آنکه در میدان دفاع از کشور شناخته شود، در خانه فرزند خانوادهای بود که به او دل بسته بودند؛ جوانی آرام و مهربان که پدرش هنوز از خندهها، شوخیها و خاطرات روزهای حضور او یاد میکند.
از کوچههای صحنه تا روزهای دانشگاه
مصطفی قاسمی در 22 اسفند 1372 در شهرستان صحنه، در شرق استان کرمانشاه، به دنیا آمد. پدرش، یارمراد قاسمی، وقتی از سالهای کودکی فرزندش حرف میزند، پیش از هر چیز از آرامش و خوشاخلاقی او یاد میکند؛ پسری که به گفته پدر، از همان سالهای نخست زندگی فهمیده بود و رفتارش چنان بود که کسی از او شکایتی نداشت.
این تصویر از کودکی مصطفی، نخستین بخش از روایت شخصیتی است که بعدها در انتخابهای مهم زندگی نیز تلاش کرد ملاحظه دیگران را داشته باشد. او پس از پایان دوره دبستان، در سالهای راهنمایی به عضویت بسیج محله درآمد و تحصیلات دبیرستان را در کرمانشاه ادامه داد؛ مسیری که در کنار تحصیل، او را با فضای فعالیتهای اجتماعی و مسئولیتپذیری آشنا کرد.
پس از پایان دبیرستان و شرکت در آزمون سراسری، مصطفی در رشته مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی کرمانشاه و دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال پذیرفته شد. برای یک جوان، قبولی در دانشگاه میتوانست آغاز راهی تازه باشد؛ فرصتی برای ساختن آینده، ادامه تحصیل و رسیدن به جایگاهی علمی و شغلی.
پدرش نیز برای آینده او آرزوهایی داشت. دوست داشت مصطفی تحصیلاتش را ادامه دهد، مدارج بالاتر علمی را طی کند و روزی در جایگاه استاد دانشگاه قرار بگیرد؛ آرزویی که از نگاه پدر، میتوانست آیندهای روشن برای فرزندش رقم بزند، اما مصطفی در همان سالهای جوانی، تصمیمهایی میگرفت که نشان میداد آینده را فقط در پیشرفت فردی نمیبیند.
انتخابی که از مسئولیتپذیری میآمد
یکی از خاطراتی که پدر شهید از آن یاد میکند، تصمیم مصطفی برای ادامه تحصیل در کرمانشاه است. با وجود آنکه امکان تحصیل در تهران برای او فراهم شده بود، پدر پیشنهاد کرده بود که برای ادامه تحصیل به پایتخت برود و تأکید کرده بود هزینههای تحصیل فرزندش را سرمایهگذاری برای آینده او میداند.با این حال، مصطفی ترجیح داد در کرمانشاه بماند تا هزینه کمتری به خانواده تحمیل شود.
این انتخاب شاید در ظاهر تصمیمی ساده درباره محل تحصیل به نظر برسد، اما برای پدری که سالها بعد از فرزندش سخن میگوید، نشانهای از روحیهای است که از کودکی در او شکل گرفته بود؛ اینکه شرایط خانواده را درک کند و نخواهد باری بر دوش پدر و مادرش باشد.
یارمراد قاسمی از احترام فرزندش به بزرگترها، مهربانی با اطرافیان و گذشت او در برابر رفتارهای نامناسب دیگران میگوید. به گفته پدر، مصطفی اعتقاد داشت که نباید در برابر هر رفتار نادرستی مقابلهبهمثل کرد؛ نگاهی که در روابط روزمرهاش نیز نمود داشت.
یکی دیگر از ویژگیهایی که پدر از آن یاد میکند، توجه مصطفی به نیازمندان، بهویژه کودکان کار بود. او هر زمان که امکان داشت، به این کودکان کمک میکرد.
برای خانواده، این رفتارها بخشی از شخصیت فرزندشان بود؛ جوانی که در کنار تلاش برای ساختن آینده خود، نسبت به دشواریهای زندگی دیگران نیز بیتفاوت نمیماند.
رؤیای پدر و مسیر انتخابی مصطفی
پس از پایان تحصیلات دانشگاهی، مصطفی تصمیم گرفت برای انجام خدمت سربازی و ورود به عرصه خدمت رسمی اقدام کند. پدر همچنان دوست داشت فرزندش مسیر تحصیلات تکمیلی را ادامه دهد و به جایگاهی دانشگاهی برسد، اما علاقه مصطفی به دفاع از کشور و حضور در عرصه خدمت، مسیر دیگری پیش روی او قرار داده بود.
او میخواست دانش و تواناییهای تخصصی خود را در مسیری به کار بگیرد که به باورش با حفاظت از امنیت میهن پیوند داشت. این انتخاب، راه زندگی او را از مسیر مورد نظر پدر جدا میکرد، اما به معنای فاصله گرفتن از خانواده نبود؛ مصطفی تصمیم گرفته بود آیندهاش را در عرصهای دنبال کند که برایش معنای خدمت و مسئولیت داشت.
برای پدر و مادر، دیدن فرزند در مسیر رشد و پیشرفت، خود بخشی از امیدهای زندگی است. گاه این امیدها در ادامه تحصیل و موفقیت شغلی خلاصه میشود و گاه فرزند، راهی را انتخاب میکند که خانواده باید بهتدریج با آن کنار بیاید.
در زندگی مصطفی نیز میان آرزوی پدر برای استاد دانشگاه شدن او و علاقه خودش به خدمت در عرصه دفاع از کشور، تفاوتی وجود داشت؛ تفاوتی که سرانجام با شهادت او معنایی تلخ و ماندگار پیدا کرد.
مصطفی مسیر خود را انتخاب کرده بود؛ مسیری که به گفته خانواده، از علاقه او به دفاع از میهن سرچشمه میگرفت.
بامداد 23 خرداد؛ پایان زندگی یک جوان و آغاز داغی ماندگار
سرانجام بامداد 23 خرداد 1404، در پی حمله تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی به ایران، سرگرد مصطفی قاسمی در خط مقدم دفاع از وطن، همراه با همرزمانش به شهادت رسید.
در آن لحظه، برای خانواده قاسمی، خبر شهادت تنها یک خبر از میدان درگیری نبود؛ پایان حضور پسری بود که روزی در خانه میخندید، با اعضای خانواده شوخی میکرد و با تصمیمهایش میکوشید نگرانیهای آنان را کمتر کند.
جنگ، در روایتهای عمومی، اغلب با نام عملیاتها، موقعیتهای نظامی، حملات و تحولات میدانی شناخته میشود؛ اما در پشت هر نام و هر خبر، زندگیهایی قرار دارد که مسیرشان برای همیشه تغییر میکند. شهادت مصطفی قاسمی نیز بخشی از همین واقعیت است؛ جوانی که زندگی شخصی، تحصیلات و برنامههای آیندهاش در جریان دفاع از کشور به نقطهای رسید که خانوادهاش دیگر نتوانستند حضور او را در کنار خود تجربه کنند.
از آن پس، خاطرات روزمره جای دیگری در زندگی خانواده پیدا کرد. خندهها و شوخیهای مصطفی، که زمانی بخشی عادی از روزهای خانه بود، به خاطراتی تبدیل شد که پدر با یادآوری آنها، هم دلتنگی خود را بیان میکند و هم از فرزندش میگوید؛ از جوانی که به او افتخار میکند.
پیکر شهید مصطفی قاسمی با حضور پرشور مردم قدرشناس در شهرستان صحنه تشییع شد و در گلزار شهدای این شهر به خاک سپرده شد. زادگاهش، پیکر جوانی را در آغوش گرفت که سالهای کودکی و جوانی را در همان دیار گذرانده بود و سرانجام در راه دفاع از کشور جان خود را از دست داد.
تشییع او، برای خانواده فرصتی برای وداع با پیکر فرزندشان بود و برای مردم شهر، یادآور هزینهای که جنگ بر زندگی انسانها و خانوادهها تحمیل میکند؛ هزینهای که در هیچ گزارشی از تحولات میدانی نمیتوان آن را تنها با اعداد و آمار توضیح داد.
به شهادت فرزندم در دفاع از کشورم افتخار میکنم
پدر شهید مصطفی قاسمی از دشواری دوری فرزندش سخن میگوید؛ از دلتنگی برای حضوری که جای خالیاش در زندگی خانواده احساس میشود. مصطفی، به گفته پدر، مایه دلگرمی و افتخار خانواده بود و هنوز هم یاد خندهها، شوخیها و لحظههایی که در کنار آنان میگذراند، زنده است.
یارمراد قاسمی پنهان نمیکند که تحمل این دوری آسان نیست. داغ فرزند، با گذشت زمان از میان نمیرود و خاطرات مشترک نیز هر بار میتوانند جای خالی او را پررنگتر کنند.
با این حال، پدر در کنار این اندوه، از افتخار به ویژگیهای اخلاقی فرزندش و شهادت او در راه دفاع از کشور میگوید.
این دو احساس، در سخنان پدر کنار یکدیگر قرار دارند؛ دلتنگی برای فرزندی که دیگر بازنمیگردد و افتخار به مسیری که او برای خدمت به میهن انتخاب کرد.
شهادت، فقدان را برای خانواده از میان نمیبرد. پدر همچنان فرزندش را به یاد میآورد؛ همان پسری که در کودکی آرام و خوشاخلاق بود، در جوانی شرایط خانواده را در نظر میگرفت، به نیازمندان توجه داشت و پس از پایان تحصیلات دانشگاهی، دفاع از کشور را در شمار اولویتهای زندگی خود قرار داد.
جنگ، فراتر از میدان حمله و دفاع
روایت زندگی سرگرد شهید مصطفی قاسمی، سویه انسانی جنگ تحمیلی سوم و حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران را یادآوری میکند؛ سویهای که در کنار گزارش تحولات نظامی، از زندگی انسانهایی سخن میگوید که در جریان این حملات جان خود را از دست دادند و خانوادههایی که با داغ آنان روبهرو شدند.
در روایت مصطفی، پیش از رسیدن به لحظه شهادت، باید از سالهای کودکی در صحنه، روزهای تحصیل در کرمانشاه، قبولی دانشگاه، تصمیم برای تحمیل نکردن هزینه بیشتر به خانواده، مهربانی با نیازمندان و انتخاب مسیر خدمت سخن گفت. این جزئیات، زندگی او را از یک نام و عنوان نظامی فراتر میبرد و نشان میدهد پشت عنوان «شهید» انسانی با آرزوها، روابط خانوادگی و آیندهای قرار داشته که ادامه نیافت.
جنگ ممکن است در میدانهای نبرد جریان داشته باشد، اما پیامدهای آن به همان میدان محدود نمیماند. در خانهای در صحنه، صدای خندههای مصطفی به خاطره تبدیل شده است؛ پدری هنوز از فرزندش سخن میگوید و خانوادهای میکوشد در کنار تحمل فقدان، یاد او را زنده نگه دارد.
مصطفی قاسمی، جوانی که میتوانست مسیر دانشگاه و ادامه تحصیل را دنبال کند، راه خدمت در عرصه دفاع از کشور را انتخاب کرد و در بامداد 23 خرداد 1404 در جریان حمله رژیم صهیونیستی به شهادت رسید. زندگی او اکنون در خاطرات خانواده، در گلزار شهدای صحنه و در روایت مردمی باقی مانده است که نام مدافعان میهن را با فداکاری و ازخودگذشتگی به یاد میآورند.
در این قسمت مواضع سه جریان راستگرای حاضر در انتخابات کنست در مورد ایران و محور مقاومت را بررسی میکنیم.
یک تحلیلگر جهان عرب گفته ایران تنها مانع تحقق پروژههای توسعهطلبانه رژیم اسرائیل است.
اسحاق برک با تمسخر توهمات نتانیاهو درباره ایران گفت هر جنگ جدیدی عواقب فاجعهبار برای اسرائیل دارد.
جنگطلبی نتانیاهو صدای رئیس ستاد ارتش رژیم اسرائیل را هم در آورده است.
فعال سیاسی ساکن انگلستان گفت: رییس سابق موساد اعتراف کرد که باعث دستگیریهای گسترده در ایران شدند.
چایم منتز با رد ادامه مذاکرات، خواستار اقدام نظامی آمریکا و اسرائیل و تلاش برای تغییر حکومت ایران شد.
مشکل آمریکا با استقلال ایران است وهر حمله به زیرساختهای ایران، منافع واشنگتن را هدف قرار میدهد.
یک تحلیلگر برجسته جهان عرب تاکید کرد که آمریکا با ارزیابیهای کاملاً غلط وارد جنگ با ایران شد.
از تمسخر و ناکارآمد خواندن پهپادهای ایرانی تا اعتراف به مهندسی معکوس آنها توسط آمریکا!
در پی تهدیدهای اقتصادی آمریکابرای فروپاشی اقتصاد ایران، برنامه ریزی برای تشکیل شورای جنگ اقتصادی آغاز شد.
دستیاران و مشاوران نتانیاهو هم به این نتیجه رسیدهاند که امکان سرنگونی نظام ایران از طریق جنگ وجود ندارد.
روسیه توانست در شرایط جنگ و تحریم مدیریت موفقی را در عرصه اقتصاد تجربه کند که الگوی خوبی برای اقتصاد ایران است
جنگ ایران و نیروهای متجاوز آمریکا و پیامدهای منطقهای آن در سال ۲۰۲۶، یکی از بنیادیترین مفروضات توسعه اقتصاد دیجیتال در غرب آسیا را با چالش مواجه کرده است.
معاون سپاه با بیان اینکه نباید اجازه تحریف تاریخ را داد گفت: آمریکا و اسرائیل در برابرقدرت ایران ناکام ماندند.
از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانههای آمریکایی، شکست راهبردی به متجاوزان تحمیل شده است.
استاد دانشگاه جانز هاپکینز گفت: ایران با سازماندهی داخلی و توان نظامی، توانست در برابر ضربات جنگ تاب بیاورد.
تشدید تنش میان ایران و آمریکا، خلیج فارس را به کانون بیثباتی اقتصادی و امنیتی تبدیل کرده است؛ وضعیتی که کشورهای عربی و اروپایی را به تکاپو برای مهار بحران و توقف جنگ واداشته است.
روزنامه معاریو با هشدار درباره خطرات جنگ مجدد با ایران نوشت: اسرائیل هرگز به اهدافش مقابل ایران نمیرسد.