
ارزیابی سیمان تهران پایان یافت؛ اما هنوز مشخص نیست معادن، روستاهای همجوار و سوابق آلایندگی هم بررسی شدهاند.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، تیم ارزیابی بیستمین دوره جایزه ملی کیفیت ایران از 9 تا 11 آبانماه در شرکت سیمان تهران حضور داشت. بر اساس گزارش روابط عمومی شرکت، ارزیابان از دپارتمانهای تولید و بخشهای عملیاتی بازدید کردند، در جلسات تخصصی نشستند، مستندات را دیدند، با مدیران و کارشناسان گفتوگو کردند و در پایان نیز نقاط قوت و «زمینههای قابل بهبود» را به مدیران شرکت ارائه دادند.
اما یک سؤال ساده همچنان بیپاسخ مانده است: ارزیابان، سیمان تهران را فقط از داخل کارخانه دیدند یا چند کیلومتر آنطرفتر را هم دیدند؟ معادن را دیدند یا نه؟
چرا که سیمان بدون معدن تولید نمیشود.
مواد اولیه همین کارخانه سالهاست از دل کوههای منطقه استخراج میشود؛ کوههایی که امروز بخشهایی از آنها به دیوارههای بریدهشده، جبهههای عظیم برداشت و چالههای عمیق معدنی تبدیل شدهاند.
اگر «حفاظت از محیطزیست» یکی از ارزشهای سازمانی سیمان تهران است، چگونه میتوان این ارزش را ارزیابی کرد اما به محل استخراج مواد اولیه سر نزد؟ آیا اعضای تیم ارزیابی وارد معادن شدند؟
چالههای عمیق باقیمانده از برداشت را دیدند؟ میزان تخریب و تغییر شکل کوهها را بررسی کردند؟
پرسیدند بعد از پایان برداشت، چه مقدار از این اراضی احیا شده است؟ طرح بازسازی معادن کجاست؟
و اگر چنین بازدیدی انجام شده، چرا در گزارش مفصل شرکت حتی یک اشاره به آن نشده است؟
کوههایی که در گزارش ارزیابی غایباند
چند دهه فعالیت معدنی سیمان تهران آثارش را روی زمین گذاشته است؛ آثاری که با چند جدول، نمودار و گزارش عملکرد قابل پنهانکردن نیست. کافی است از سالن جلسات بیرون آمد و به معادن رفت.
آنجا دیگر «حفاظت از محیطزیست» یک عبارت روی پوستر نیست؛ باید نتیجهاش روی خود کوه دیده شود. اگر کوه برداشت شده، چه مقدار؟
اگر معدن پایان یافته، چطور احیا شده؟ اگر چالهای باقی مانده، چه برنامهای برای ایمنسازی آن وجود دارد؟
جایزهای که کیفیت و پایداری را ارزیابی میکند، میتواند از کنار چنین پرسشهایی عبور کند؟
گردوغبار فقط از دودکش نمیآید
مسئله سیمان تهران فقط دودکش کارخانه نیست. پیش از این فیلمهایی از معادن و مسیر تردد خودروهای حامل مواد معدنی منتشر کرده است؛ مسیرهایی که در مقاطعی بدون آبپاشی مناسب، با عبور کامیونها حجم قابل توجهی گردوغبار تولید میکردند.
محیطزیست نیز پیش از این درباره آبپاشی مسیرها و کنترل گردوغبار اخطار داده بود.
حالا سؤال مشخص است: تیم ارزیابی این مسیرها را دید؟ خودروی آبپاش را دید؟
مسیرهای خاکی را بررسی کرد؟ عبور کامیونهای حامل مواد معدنی را مشاهده کرد؟
یا ارزیابی محیطزیستی سیمان تهران از همان جایی تمام شد که دیوار کارخانه تمام میشود؟
روستاهایی که در چند قدمی کارخانهاند
آن سوی همین دیوارها مردم زندگی میکنند. سالهاست ساکنان مناطق همجوار از گردوغبار، فعالیت معادن، انفجارها، تردد کامیونهای سنگین و آثار این فعالیتها بر زندگی روزمره خود گلایه دارند.
اما در گزارش سهروزه ارزیابی، نامی از این مردم نیست. ارزیابان با چند نفر از ساکنان امینآباد گفتوگو کردند؟
با چند خانواده همجوار کارخانه؟ از مردم پرسیدند سیمان تهران برای آنها چه معنایی دارد؟
فقط اشتغال و تولید؟ یا گردوغبار، کامیون، معدن و صدای انفجار هم بخشی از این همجواری چنددههای است؟
در مدلهای تعالی سازمانی از «ذینفعان» بسیار سخن گفته میشود؛ آیا مردم همسایه یکی از بزرگترین صنایع منطقه هم ذینفع محسوب میشوند یا نه؟ سه مدرسه، حدود هزار دانشآموز؛ آنها را چه کسی ارزیابی میکند؟
در امینآباد سه مدرسه با حدود هزار دانشآموز فعالیت میکنند. کودکانی که هر روز در همین منطقه نفس میکشند و درس میخوانند.
وقتی «سلامت» و «محیطزیست» در ارزیابی کیفیت مطرح است، آیا هوایی که این دانشآموزان تنفس میکنند اهمیتی ندارد؟ آیا تاکنون پایش مستقل و مستمری از کیفیت هوای اطراف مدارس انجام شده است؟
اگر شده، نتایجش کجاست؟ اگر نشده، چرا و آیا تیم ارزیابی جایزه ملی کیفیت حتی یکبار از محدوده این مدارس بازدید کرد؟
سلامت کارکنان فقط در پروندههای پزشکی خلاصه میشود؟ در پوستر ارزشهای سازمانی سیمان تهران بر سلامت و ایمنی کارکنان تأکید شده است.
اما پیش از این از داخل همین کارخانه فیلم و تصویر منتشر کرده است. یکبار خبرنگار وارد مجموعه شد و حجم قابل توجه گردوغبار در بخشهایی از کارخانه را ثبت کرد.
بار دیگر نیز فیلمی از سوی تعدادی از کارکنان منتشر شد که نسبت به شرایط محیط کار گلایه داشتند؛ فیلمی که با واکنش روابط عمومی شرکت مواجه شد.
حالا سؤال این است: آیا ارزیابان با کارگران عادی حرف زدند؟ با نیروهای پیمانکاری؟
بدون حضور مدیران؟ نتایج معاینات تنفسی کارکنان را دیدند؟
میزان بیماریهای شغلی را بررسی کردند؟ سوابق حوادث کاری را خواستند؟
یا سلامت کارکنان همان چیزی بود که در گزارشهای رسمی واحدهای داخلی شرکت نوشته شده بود؟
فرق یک ارزیابی واقعی با یک بازدید تشریفاتی دقیقاً همینجاست. «قانونمداری» روی پوستر؛ پرونده روزهای آلوده هم روی میز بود؟
یکی دیگر از ارزشهای اعلامی سیمان تهران «قانونمداری» است. اما همین کارخانه و معادن آن در سالهای گذشته بارها به دلیل فعالیت در روزهای آلوده و نحوه اجرای مصوبات کارگروه اضطرار آلودگی هوا خبرساز شدهاند.
در چند نوبت تصاویر فعالیت کارخانه، معادن و تردد خودروهای مرتبط را در شرایط آلودگی منتشر کرده است. موضوع در مقطعی حتی به اعلام جرم و تشکیل پرونده قضایی درباره عدم اجرای مصوبات کارگروه اضطرار آلودگی هوا رسید.
حالا که قانونمداری قرار است ارزش سازمانی باشد، آیا این سوابق هم به ارزیابان ارائه شد؟ یا فقط دستورالعملها، بخشنامهها و مستندات داخلی شرکت روی میز قرار گرفت؟
قانونمداری را با آییننامه میسنجند یا با عملکرد واقعی در روزی که دستور توقف فعالیت صادر میشود؟
کامیونهایی که از مسیر زندگی مردم عبور میکنند بخش دیگری از داستان سیمان تهران روی جادهها اتفاق میافتد. خودروهای حامل سیمان و مواد معدنی سالها از مسیرهایی عبور کردهاند که بخشی از آنها در مجاورت یا داخل محدودههای روستایی قرار دارد.
گردوغبار، تخریب آسفالت، تردد سنگین و مخاطرات ایمنی برای مردم، بهویژه کودکان، از جمله گلایههایی است که در این مناطق مطرح شده است.
آیا این مسئله در ارزیابی مسئولیت اجتماعی شرکت جایی داشت؟ آیا پرسیده شد چرا مسیر صنعتی مستقل برای بخشی از این ترددها فراهم نشده است؟
سهم کارخانه در نگهداری و ایمنسازی معابری که کامیونهای مرتبط با آن از آنها استفاده میکنند چقدر بوده است؟
کنار این صنعت بزرگ، درمانگاه شبانهروزی هم نیست
موضوع فقط محیطزیست نیست. مردم منطقه در کنار یکی از بزرگترین صنایع شهرستان ری زندگی میکنند اما هنوز نبود درمانگاه شبانهروزی یکی از مطالبات آنهاست.
اگر قرار است «مسئولیت اجتماعی» شرکت ارزیابی شود، شاید بد نباشد سؤال شود نتیجه چند دهه همجواری این صنعت بزرگ برای زیرساخت سلامت منطقه چه بوده است؟ شرکت چه میزان برای سلامت جامعه پیرامونی هزینه کرده است؟
چه پروژه ماندگاری ایجاد شده؟ و مهمتر اینکه آیا اولویتهای مسئولیت اجتماعی را خود شرکت تعیین کرده یا از مردم منطقه پرسیده شده که واقعاً چه میخواهند؟
نقاط ضعف چه بود؟ چرا مردم نباید بدانند؟
روابط عمومی سیمان تهران اعلام کرده است که در مراسم اختتامیه، اعضای تیم ارزیابی «نقاط قوت و زمینههای قابل بهبود» شرکت را مطرح کردهاند. اما نگفته این نقاط چه بوده است.
این بخش شاید مهمترین قسمت کل ارزیابی باشد. محیطزیست جزو نقاط قابل بهبود بود یا نه؟
وضعیت معادن چطور؟ سلامت کارکنان؟
مسئولیت اجتماعی؟ مصرف آب؟
گردوغبار؟ عملکرد در روزهای آلوده؟
اگر جایزه ملی کیفیت بر شفافیت تأکید دارد، چه مانعی برای انتشار حداقل محورهای اصلی گزارش ارزیابان وجود دارد؟
سه روز ارزیابی؛ اما کدام سیمان تهران؟ سیمان تهران فقط سالن همایش، آزمایشگاه و خط تولید نیست.
سیمان تهران، معدن هم هست. کوه تراشیدهشده هم هست.
کامیون حامل مواد معدنی هم هست. کارگری که در محیط تولید نفس میکشد هم هست.
دانشآموزی که در مدرسه نزدیک کارخانه درس میخواند هم هست. مردمی که چند دهه همسایه این صنعت بودهاند هم هستند و سوابق محیطزیستی و قانونی شرکت نیز بخشی از کارنامه آن است.
حالا که سه روز ارزیابی تمام شده، پاسخ چند سؤال نباید سخت باشد:
ارزیابان از معادن بازدید کردند یا نه؟ با مردم همجوار صحبت کردند یا نه؟
با کارگران بدون حضور مدیران گفتوگو کردند یا نه؟ مسیر کامیونها و وضعیت آبپاشی را دیدند یا نه؟
سوابق اخطارهای محیطزیست و پروندههای مربوط به روزهای آلوده بررسی شد یا نه؟ و نقاط ضعف اعلامشده به شرکت چه بود؟
اگر همه اینها بررسی شده، انتشار پاسخها میتواند بهترین دفاع از اعتبار ارزیابی باشد. و اگر بررسی نشده، یک سؤال جدی باقی میماند:
در سیمان تهران دقیقاً چه چیزی ارزیابی شد؛ «کیفیت واقعی عملکرد» یا کیفیت آن چیزی که برای سه روز ارزیابی آماده شده بود؟
آمادگی دارد پاسخ دبیرخانه جایزه ملی کیفیت ایران، تیم ارزیابی و شرکت سیمان تهران را درباره این پرسشها منتشر کند.
گزارش از: مریم باحور