
صنایع لنگ ارز مواد اولیهاند، اما در وزارت صمت خبری از قرارگاه جنگ برای مهار خرجهای بیهوده نیست.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، در روزهایی که کشور با انواع تحریمها، بحرانهای منطقهای و کمبود شدید منابع مالی روبهروست، منطق حکم میکند که همه تصمیمگیران دستکم مثل یک اتاق جنگ اقتصادی رفتار کنند؛ یعنی حساب تکتک دلارهایی را که به زحمت به دست میآید داشته باشند و اجازه ندهند منابع حیاتی هدر برود. اما کافی است نگاهی به بخشنامهها و مجوزهای اخیر وزارت صمت بیندازید تا متوجه شوید متاسفانه در این وزارتخانه هیچ خبری از قرارگاه جنگ نیست.
انگار در ساختمانی آرام و بدون دغدغه نشستهاند و در یک وضعیت کاملاً عادی و پرپول، تصمیمهای دمدستی میگیرند. کارخانهدار لنگ چند هزار دلار، بخشنامهها سرگرم چیز دیگر!
اگر امروز با یک تولیدکننده، یک قطعهساز یا صاحب یک کارگاه کوچک صحبت کنید، میبینید که خطوط تولید به خاطر نرسیدن ارز برای خرید مواد اولیه ساده، قطعات یدکی یا تجهیزات، یکی پس از دیگری شیفتهای کاریشان را کم میکنند. کارخانهدار ماهها در صف بانک مرکزی منتظر میماند تا شاید چند هزار دلار برایش آزاد شود و بتواند چراغ کارگاه و دستمزد کارگرش را حفظ کند.
در چنین وضعیتی، انتظار می رود وزارت صمت مثل فرماندهی که وسط میدان نبرد است، مانع هرگونه خرج بیهوده شود. اما در واقعیت چه میبینیم؟
تصمیمهایی که دقیقاً خلاف این مسیر حرکت میکنند. ماجرای لندکروز و لکسوس؛ چرا باید رئیسجمهور ورود پیدا کند؟
یکی از بارزترین نمونههای این ماجرا، واردات خودروهای لوکس بود. در اوج فشارهای ارزی، ناگهان راه باز میشود تا تویوتا لندکروز و لکسوس آن هم با توجیه مسیر ویژه برای ایرانیان خارج از کشور وارد شود!
واقعاً در کشوری که مردم عادی برای خرید خودرو مستأصل شدهاند و کارخانهها لنگ ارز قطعه هستند، واردات لندکروز کجای اولویتها جا میگیرد؟ جالب اینجاست که بعد از کلی سروصدا و اعتراض مردم و فعالان اقتصادی، در نهایت رئیسجمهور شخصاً دستور داد تا این واردات لوکس لغو شود و وزیر صمت بگوید این ماجرا پروندهاش بسته شد.
سوال خیلی ساده است: در وزارت صمت چه خبر است که حتماً باید رئیسجمهور از پاستور دستور لغو بدهد؟ به نام مرزنشین، به کام بازار کالای بدون گارانتی نمونه دیگر، ماجرای کولبری و بازار تهلنجی است.
شکی نیست که معیشت مرزنشینان برای همه ما مهم است و باید کمکشان کرد؛ اما راهش چیست؟ آیا راهش این است که ممنوعیت واردات لوازمخانگی را بردارند تا بازار شهرهای بزرگ پر شود از یخچال و تلویزیون بدون گارانتی، بدون فاکتور و بدون خدمات پس از فروش؟
تولیدکننده ایرانی لوازمخانگی با بیبرقی و گرانی مواد اولیه دستوپنجه نرم میکند، آنوقت وزارت صمت مسیری باز میکند که بازار داخلی دودستی تقدیم برندهای خارجی شود. دود این تصمیم هم فقط به چشم کارگر ایرانی و خریداری میرود که فردا روز اگر کالایش خراب شد، هیچکس پاسخگوی او نیست.
آیفونهایی که بدون مجوز، همهجا هستند! در بازار موبایل هم اوضاع بدتر است.
روی کاغذ واردات تجاری جدیدترین مدلهای آیفون و گوشیهای خیلی گران ممنوع است، اما وقتی پایتان را داخل بازار میگذارید، همهجا پر است از این مدلها. این یعنی چه؟
یعنی تقاضای لوکس راه خودش را از کانالهای فرعی و مسافری باز کرده، دلار آزاد را جارو میکند و قیمت دلار را در کل بازار بالا میبرد. وزارت صمت این واقعیت را میبیند، اما کارش شده فقط صدور ابلاغیههایی که روی کاغذ باقی میماند.
واقعیت بسیار ساده و تلخ است: در شرایط جنگی، نمیشود با تعارف، تصمیمهای بیهدف و صدور مجوزهای سلیقهای کشور را اداره کرد. وزارت صمت باید متوجه شود امروز هر هزینه ای برای لندکروز، لوازمخانگی قاچاقنما یا کالاهای غیرضروری صرف شود، دقیقاً از جیب تولیدکننده و از سفره مردم زده شده است.
اگر در این وزارتخانه ارادهای برای نجات تولید وجود دارد، اول باید این تصور را کنار بگذارند که اوضاع عادی است؛ باید ستاد بحران واقعی تشکیل دهند و تمام منابع ارزی کشور را فقط و فقط به سمت حفظ کارخانهها و چرخیدن چرخ صنعت ببرند. هر تصمیمی غیر از این، دور باطل است.
حکمرانی فرایندی مالی ـ پولی لازمه احیای اقتصاد کشور است. اقتصاد ما امروز بیش از آنکه فقط با مسئله «کمبود منابع» مواجه باشد، با مسئله نحوه حکمرانی بر منابع مالی و پولی روبهرو است. ارز، نقدینگی، اعتبار بانکی، درآمدهای نفتی، مالیات، داراییهای دولت و سرمایههای مردم، هرکدام بخشی از ظرفیت اقتصادی کشورند؛ چنانچه این منابع در یک نظام هماهنگ و هدفمند مدیریت نشوند، حتی سیاستهای درست اقتصادی نیز ممکن است آثار مورد انتظار خود را از دست بدهند. از این نظر، سوالی که مطرح است این است که نظام مالی و پولی کشور قادر است از سیاستهای اقتصادی حمایت کند، بدون آنکه خود به منشأ بیثباتی تبدیل شود؟ این پرسش، نقطه آغاز بحث «حکمرانی مالی ـ پولی و اصلاح ناترازیهای دولت و نظام بانکی» است. مسئله فقط کسری بودجه نیست وقتی از اصلاح مالی دولت سخن گفته میشود، نباید مسئله را به کاهش یک رقم در بودجه تقلیل داد. مسئله اصلی، ایجاد تعادل میان درآمدهای پایدار، هزینههای پایدار، سرمایهگذاری عمومی و تعهدات دولت است. اگر هزینههای مستمر دولت از درآمدهای پایدار آن بیشتر باشد، شکاف مالی ایجاد میشود. این شکاف باید به نحوی تأمین شود. اگر تأمین مالی آن بهگونهای باشد که مستقیم یا غیرمستقیم فشار بر پایه پولی، نقدینگی و شبکه بانکی ایجاد کند، مسئله مالی به مسئله پولی تبدیل میشود و در نهایت میتواند به تورم و کاهش قدرت خرید مردم منتقل شود. افزایش تأمین مالی کسری بودجه در کنار تشدید فشارهای تورمی باید مورد درمان قرارگیرد اصلاحات مالی و پولی و اصلاح نظام بانکی توسط بانک مرکزی باید مورد توجه ویژه قرار گیرد. کسری بودجه نباید بهصورت مزمن به کسری پول و سپس به کاهش قدرت خرید مردم تبدیل شود.
ارز کافی در اختیار داریم و بانک مرکزی برای کنترل تورم و ثبات بازار ارز برنامه دارد.
نایب رئیس مجلس شورای اسلامی در واکنش به عرضه ۱۰ هزار دلار به هر کد ملی بالای ۱۸ سال، گفت: در این زمینه با مجلس مشورت نشده است.
با تشدید نوسان دلار، مداخله بانک مرکزی دوباره زیر ذرهبین رفته؛ اما راه درست در این بازار چیست؟
بانک ملی امکان خرید غیرحضوری دلار با کارت ملی تا سقف 10 هزار دلار را فراهم کرد.
عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی از غلبه سیاستهای پولی و ارزی برتصمیمات بخشهای تولیدی انتقاد کرد.
بانک مرکزی به سوالات سهگانه کوچکزاده نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی پاسخ داد.
سازمان حج و زیارت از فراهم شدن 23 هزار ظرفیت اعزام به عتبات در مهرماه و تکمیل 8 هزار ظرفیت خبر داد.
رئیس کل بانک مرکزی با اشاره به وجود حدود ۶۵۰ میلیون حساب بانکی در کشور گفت این تعداد در یک برنامه دو ساله به ۳۰۰ میلیون حساب کاهش مییابد و در مرحله نخست نیز حدود ۱۰۰ میلیون حساب حذف خواهد شد.
عدم پاسخگویی رئیسکل بانک مرکزی به پرسشهای ارزی در حاشیه یک مراسم عمومی، ضرورت تعهد به شفافیت و پاسخگویی مسئولان را در شرایط حساس اقتصادی دوچندان کرده است.
با گذشت7ماه از ترخیص بخشی ازتلفنهای همراه بدون کد ساتا درشرایط اضطرار جنگی، فرآیند رجیستری این اقلام شخص نشد.
عرضه تا 2 میلیارد دلار و افزایش سقف فروش میتواند بازار ارز را آرام کند؛ اما آزمون اصلی، دوام این آرامش است.
همتی از کاهش رشد نقدینگی به 51.6 درصد و هدفگیری بازار ارز در جنگ اقتصادی خبر داد.
افزایش نرخ رسمی ارز، دست دولت برای تامین منابع کالابرگ را می بندد.
دستیار رئیسکل بانک مرکزی، تقاضای احتیاطی و سفتهبازی را از عوامل رشد نرخ ارز بالاتر از تورم دانست.
در شرایطی که نرخ تورم ماهانه شهریورماه 4.5 درصد بوده است بانک مرکزی نرخ رسمی ارز را 10 درصد گران کرده است.
با وجود افزایش نرخ ارز، ذخایر کالاهای اساسی کشور در سطحی بالاتر از حد معمول قرار دارد.