بانک مرکزی به سوالات سهگانه کوچکزاده نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی پاسخ داد.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، بانک مرکزی در پاسخ مطلب با عنوان « ۳ سوال کوچکزاده از همتی درباره دلار کارت ملی » نوشت: پیش از پاسخ به پرسشهای آقای کوچکزاده، نماینده محترم مجلس، ذکر چند نکته برای جلوگیری از خطای تحلیل ضروری است: ۱. فرض چاپ پول برای خرید ارز یک پیشفرض اثباتنشده است و نمیتواند مبنای ارزیابی سیاستگذاری پولی قرار گیرد.
رابطه میان خرید ارز و خلق پایه پولی، تابعی از ترکیب ترازنامه بانک مرکزی و ابزارهای جبرانسازی است و بهصورت مکانیکی برقرار نمیشود. ۲.
سیاستگذاری ارزی جدید در چارچوب اختیارات قانونی بانک مرکزی و با هدف مدیریت نوسان و عمقبخشی به بازار رسمی انجام میشود، نه بهعنوان اقدامی مستقل از ملاحظات پولی. ۳.
تفکیک میان ارز حوالهای مورد نیاز واردات مواد اولیه و دارو و اسکناس ارز قابل عرضه در بازار خرد، پیششرط هر تحلیل درست از این موضوع است. خلط این دو، به شکلگیری تحلیلهای نادرست در فضای رسانهای و اقتصادی میانجامد.
۴. تجربه سالهای گذشته نشان میدهد انفعال بازارساز رسمی در بازار ارز، زمینه را برای فعالیت سفتهبازان و شکلگیری شکاف میان نرخ رسمی و غیررسمی فراهم کرده و در نهایت به زیان بخش واقعی اقتصاد تمام شده است.
بهعلاوه اینکه بانک مرکزی در گذشته عملیات بازارسازی و مداخله را از طریق عرضه ارز در بازار غیررسمی دنبال میکرده اما در سیاست جدید بستری شفاف و رسمی برای این منظور ایجاد شده که یک گام روبهجلو است.
اولین سوال از رئیس بانکمرکزی این است که او از اول سال ۱۴۰۵ از محل چاپ پول چه میزان ارز از بازار خریداری کرده است؟ وظیفه اصلی بانک مرکزی بر اساس قانون، کنترل تورم و حفظ ارزش پول ملی است و در این چارچوب، خلق بیضابطه پایه پولی یکی از خطوط قرمز سیاستگذاری این نهاد محسوب میشود.
بانک مرکزی در دوره جدید نهتنها از خلق پول برای تأمین مالی بیقاعده پرهیز کرده، بلکه با اعمال کنترل مقداری ترازنامه بانکها تلاش داشته مسیر خلق پول را محدود کند و همزمان با دنبال کردن سیاست هدایت اعتباری و توسعه ابزارهای تامین مالی غیرتورمی، تأمین مالی بخش تولید را در دستور کار قرار داده است. از منظر حسابداری پولی، خرید ارز توسط بانک مرکزی لزوماً به معنای «چاپ پول» نیست.
افزایش خالص داراییهای خارجی بانک مرکزی، در صورت عدم جبرانسازی از طریق ابزارهای دیگر، میتواند به افزایش پایه پولی منجر شود؛ اما بانک مرکزی با استفاده از ابزارهایی مانند سپردهگیری ویژه، فروش اوراق و مدیریت نقدینگی، اثر خالص این عملیات بر پایه پولی را کنترل میکند. بنابراین، طرح این پرسش که چه میزان ارز از محل چاپ پول خریداری شده است، بدون ارائه تعریف عملیاتی از چاپ پول و بدون اشاره به ترکیب ترازنامه بانک مرکزی، از دقت تحلیلی کافی برخوردار نیست.
همچنین بانک مرکزی با همکاری دولت تلاش کرده است کسری بودجه را، حتی در شرایط جنگ اقتصادی، از مسیرهایی غیر از منابع بانک مرکزی تأمین کند و بر این موضع پایبند مانده است.
بانک مرکزی بهعنوان سیاستگذار ارزی و بازارساز، از ابزارها و اختیارات قانونی خود برای مدیریت بازار استفاده میکند؛ همانگونه که مجلس نیز از اختیارات قانونی خود برای ایفای وظایف نظارتی بهره میگیرد. در این چارچوب، خرید ارز مازاد در ماههای گذشته با هدف تقویت منابع ارزی و توان بازارسازی انجام شده و عرضه آن نیز تابعی از شرایط بازار و ملاحظات سیاستگذاری است.
سوال دوم این است که این سیاست همتی چه اثری بر افزایش قیمت ارز داشته؟ اولا نحوه طرح این پرسش و پیشفرض قرار دادن اثر افزایشی سیاست بانک مرکزی بر نرخ ارز نشان دهنده سوگیری پرسش است که از اصول کارشناسی بهدور است.
ثانیا نرخ ارز در اقتصاد ایران تابعی از مجموعهای از عوامل برونزا و درونزا است؛ از جمله انتظارات تورمی، تنشهای ژئوپلیتیک، تحریمها، ناترازیهای کلان و محدودیتهای تجاری. تقلیل نوسانات نرخ ارز به یک اقدام مشخص بانک مرکزی، سادهسازی بیشازحد واقعیت پیچیده بازار ارز است و نشان دهنده اهداف مغرضانه طراح سوال است.
ثالثا در شرایطی که انتظارات تورمی و تقاضای احتیاطی در بازار فعال است، پاسخدهی به این تقاضا از کانالهای رسمی و قابلشناسایی، به کاهش انگیزه سفتهبازی و عمقبخشی به بازار کمک میکند. تجربه نشان داده است که رانده شدن تقاضا به کانالهای غیررسمی، نهتنها قیمت ارز را کاهش نمیدهد، بلکه به خروج سرمایه، افزایش شکاف نرخ رسمی و غیررسمی و تشدید بیثباتی اقتصادی میانجامد.
بنابراین، ارزیابی اثر یک سیاست ارزی بر نرخ ارز، نیازمند تحلیل همزمان عوامل ساختاری و انتظاری است و نمیتوان آن را با مفروضات نادرست و بهصورت تکعاملی به یک اقدام بانک مرکزی نسبت داد.
چنین تقلیلی بیشتر به جریانسازی رسانهای و سیاسی شبیه است تا تحلیل اقتصادی. سوم اینکه بانکمرکزی چرا الان میخواهد ارزهای خریداریشده را بهجای تخصیص به واردات مواد اولیه مورد نیاز تولید و داروی مورد نیاز بیماران به مردم بفروشد تا در منزل نگهداری کنند، مگر مردم نیاز ارزی دارند؟
تأمین ارز مورد نیاز کالاهای اساسی، مواد اولیه تولید و دارو همواره از اولویتهای بانک مرکزی بوده و در شرایط کنونی نیز با همکاری وزارت صمت، وزارت جهاد کشاورزی و وزارت بهداشت، این اولویت با وجود فشارهای خارجی و کارشکنیها ادامه دارد. نکته کلیدی آن است که تأمین ارز این گروه عمدتاً از مسیر حوالههای ارزی و در بازار ارز تجاری از طریق ارز حاصل از صادرات و رفع تعهد ارزی صادرکنندگان انجام میشود، نه از محل اسکناس ارز.
اسکناس ارز و حواله ارزی دو بازار با کارکردها، عمق و مکانیزمهای قیمتگذاری متفاوت هستند. عرضه اسکناس در بازار خرد، ابزاری برای مدیریت تقاضای خرد و کاهش شکاف نرخهاست و جایگزین تخصیص حواله به واردات مواد اولیه و دارو نمیشود.
بنابراین، طرح این پرسش که «چرا ارز خریداریشده بهجای تخصیص به واردات مواد اولیه و دارو به مردم فروخته میشود»، از خلط دو بازار متفاوت ناشی میشود. بانک مرکزی در چارچوب اولویتهای اعلامشده، هم نیازهای واقعی تولید و سلامت را تأمین میکند و هم با مدیریت عرضه اسکناس، از تشکیل شکافهای قیمتی و رانتهای ناشی از آن جلوگیری میکند.
این دو هدف در تضاد با یکدیگر نیستند و اتفاقاً مکمل یکدیگرند. پرسشهای مطرحشده، در صورت طرح بدون تفکیک مفاهیم پایهای اقتصاد پول و ارز مانند تفاوت پایه پولی و نقدینگی، اسکناس و حواله، و بازار رسمی و غیررسمی به تحلیلهای نادرست میانجامند.
پاسخهای بانک مرکزی نیز باید در همان چارچوب کارشناسی و با تکیه بر دادههای ترازنامهای و بازار ارز ارائه شود. در غیر این صورت، بحث به سطح جریانسازی سیاسی تنزل مییابد و کمکی به شفافیت سیاستگذاری نمیکند.
رئیس بانک مرکزی چین با تداوم خرید طلا، ذخایر این کشور را برای بیستوسومین ماه متوالی افزایش داد و حجم ذخایر طلای چین را به بیش از ۲۴۰۰ تن رساند.
رئیس کل بانک مرکزی با تأکید بر آمادگی این بانک برای مدیریت تحولات ارزی گفت: برای سناریوهای مختلف اقتصادی و ارزی «توابع واکنش» تعریف شده و متناسب با شرایط، اقدامات لازم برای کنترل نوسانات و ثبات بازار انجام خواهد شد.
افزایش مراجعه کاربران برای ثبت درخواست بستن حسابهای مازاد در برخی ساعات باعث اختلال در سامانه حسام بانک مرکزی شده است.
حکمرانی فرایندی مالی ـ پولی لازمه احیای اقتصاد کشور است. اقتصاد ما امروز بیش از آنکه فقط با مسئله «کمبود منابع» مواجه باشد، با مسئله نحوه حکمرانی بر منابع مالی و پولی روبهرو است. ارز، نقدینگی، اعتبار بانکی، درآمدهای نفتی، مالیات، داراییهای دولت و سرمایههای مردم، هرکدام بخشی از ظرفیت اقتصادی کشورند؛ چنانچه این منابع در یک نظام هماهنگ و هدفمند مدیریت نشوند، حتی سیاستهای درست اقتصادی نیز ممکن است آثار مورد انتظار خود را از دست بدهند. از این نظر، سوالی که مطرح است این است که نظام مالی و پولی کشور قادر است از سیاستهای اقتصادی حمایت کند، بدون آنکه خود به منشأ بیثباتی تبدیل شود؟ این پرسش، نقطه آغاز بحث «حکمرانی مالی ـ پولی و اصلاح ناترازیهای دولت و نظام بانکی» است. مسئله فقط کسری بودجه نیست وقتی از اصلاح مالی دولت سخن گفته میشود، نباید مسئله را به کاهش یک رقم در بودجه تقلیل داد. مسئله اصلی، ایجاد تعادل میان درآمدهای پایدار، هزینههای پایدار، سرمایهگذاری عمومی و تعهدات دولت است. اگر هزینههای مستمر دولت از درآمدهای پایدار آن بیشتر باشد، شکاف مالی ایجاد میشود. این شکاف باید به نحوی تأمین شود. اگر تأمین مالی آن بهگونهای باشد که مستقیم یا غیرمستقیم فشار بر پایه پولی، نقدینگی و شبکه بانکی ایجاد کند، مسئله مالی به مسئله پولی تبدیل میشود و در نهایت میتواند به تورم و کاهش قدرت خرید مردم منتقل شود. افزایش تأمین مالی کسری بودجه در کنار تشدید فشارهای تورمی باید مورد درمان قرارگیرد اصلاحات مالی و پولی و اصلاح نظام بانکی توسط بانک مرکزی باید مورد توجه ویژه قرار گیرد. کسری بودجه نباید بهصورت مزمن به کسری پول و سپس به کاهش قدرت خرید مردم تبدیل شود.
ارز کافی در اختیار داریم و بانک مرکزی برای کنترل تورم و ثبات بازار ارز برنامه دارد.
موضوع تراستی مربوط به انتقال پول و بانک مرکزی است و ما تنها فروش نفت را دنبال میکنیم.
با تشدید نوسان دلار، مداخله بانک مرکزی دوباره زیر ذرهبین رفته؛ اما راه درست در این بازار چیست؟
فشار واشنگتن بر منابع ارزی ایران بیشتر شده؛ بانک مرکزی برای مهار بازار چه باید بکند؟
رئیس کل بانک مرکزی از برنامه دو ساله برای کاهش 350 میلیون حساب بانکی خبر داد.
رئیس کل بانک مرکزی با اشاره به وجود حدود ۶۵۰ میلیون حساب بانکی در کشور گفت این تعداد در یک برنامه دو ساله به ۳۰۰ میلیون حساب کاهش مییابد و در مرحله نخست نیز حدود ۱۰۰ میلیون حساب حذف خواهد شد.
سامانه «حسام» بانک مرکزی امکان مشاهده و بستن غیرحضوری حسابهای مازاد بانکی را فراهم کرد.
عدم پاسخگویی رئیسکل بانک مرکزی به پرسشهای ارزی در حاشیه یک مراسم عمومی، ضرورت تعهد به شفافیت و پاسخگویی مسئولان را در شرایط حساس اقتصادی دوچندان کرده است.
عرضه تا 2 میلیارد دلار و افزایش سقف فروش میتواند بازار ارز را آرام کند؛ اما آزمون اصلی، دوام این آرامش است.
دستیار رئیسکل بانک مرکزی، تقاضای احتیاطی و سفتهبازی را از عوامل رشد نرخ ارز بالاتر از تورم دانست.
در شرایطی که نرخ تورم ماهانه شهریورماه 4.5 درصد بوده است بانک مرکزی نرخ رسمی ارز را 10 درصد گران کرده است.
مابهالتفاوت نرخ ارز از واردکنندگان متخلف در تعزیرات مطالبه و وصول میشود.
ثبتنام وام ازدواج و فرزندآوری رایگان است؛ بانک مرکزی نسبت به سایتهای پولی هشدار داد.