حملات اخیر ایران به نفتکشها در پاسخ به تداوم محاصره دریایی و تخلف نفتکشها، بار دیگر روند عبور نفت را متوقف کرده است.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، بر اساس دادههای شرکت ردیابی نفتکش کپلر، صادرات نفت از خلیج فارس و دریای عمان در هفته گذشته به کمتر از ۵ میلیون بشکه در روز کاهش یافت. این افت شدید پس از آن رخ داد که این رقم طبق ادعای آمریکاییها در اواخر سپتامبر به طور موقت به بالای ۱۴.۵ میلیون بشکه در روز جهش کرده بود.
ایران از ۲۸ سپتامبر تاکنون حداقل به ۱۳ نفتکش حمله کرده است. میانگین هفتروزه کل صادرات از خلیج فارس و دریای عمان، شامل عبور از تنگه هرمز و بارگیری در فجیره و عمان، در اوایل اکتبر به کمتر از ۵ میلیون بشکه در روز کاهش یافته است.
بر اساس این گزارش، جهش اواخر سپتامبر پس از آن رخ داد که جریانهای نفتی در ماه اوت و اوایل سپتامبر به طور میانگین حدود ۱۰ تا ۱۴.۵ میلیون بشکه در روز بود. با این حال، حملات اخیر ایران به نفتکشها در پاسخ به تداوم محاصره دریایی و تخلف نفتکشها، بار دیگر روند عبور نفت را متوقف کرده است.
چرا صادرات نفت خلیج فارس به زیر ۵ میلیون بشکه سقوط کرد؟ کاهش صادرات از ۱۴.۵ میلیون بشکه به کمتر از ۵ میلیون بشکه در روز، تنها در دو هفته، نشان میدهد که استراتژی آمریکا برای «عادیسازی» عبور از تنگه هرمز شکست خورده و ایران عملاً کنترل خود بر این آبراه را تثبیت کرده است.
۱ـ افزایش اواخر سپتامبر یک «توهم» بود، نه بازگشت به وضع عادی افزایش عبور نفت به ۱۴.۵ میلیون بشکهای که آمریکا مدعی آن است حاصل ترکیب ۲ عامل موقت بود؛ «حملات آمریکا به تأسیسات ساحلی ایران» و «انتقال کشتی به کشتی یا شاتل» (تخلیه در داخل خلیج فارس و انتقال در دریای عمان). هزینه این روش برای هر محموله ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلار (معادل ۱۵ تا ۲۰ دلار برای هر بشکه) بود، یعنی عملاً صادرات با ضرر انجام میشد.
این مدل از نظر اقتصادی قابل دوام نبود. ۲ـ ایران با «کنترل هزینهای» بازی را میبرد ایران نیاز ندارد هر روز نفتکش بزند.
کافی است هر هفته چند حمله انجام دهد تا شرکتهای بیمه، تنگه هرمز را دوباره «منطقه پرخطر» طبقهبندی کنند. همین برای فلج کردن کشتیرانی کافی است.
۱۳ حمله از ۲۸ سپتامبر تاکنون دقیقاً همین کار را کرد. ایران بین «باز کردن کامل» و «بستن کامل» یک وضعیت میانی ساخته: نه صلح، نه جنگ تمامعیار؛ بلکه یک «جهنم کنترلشده» که در آن ایران تعیین میکند چه کسی عبور کند.
۳ـ پیامد برای آمریکا: تله هزینه آمریکا اکنون در وضعیتی گرفتار شده که هر روز باید هزینه حملات پیشدستانه را بپردازد تا شاید صادرات در سطح پایین حفظ شود، در حالی که ایران فقط با چند حمله محدود میتواند همه آن تلاشها را خنثی کند. این یک جنگ فرسایشی است که در آن زمان به نفع آمریکا نیست.
معاون اول رئیسجمهور، در واکنش به اظهارات اخیر ترامپ درباره تغییر وزیر نفت ایران، این سخنان را ناشی از ناتوانی در درک قدرت ملت ایران دانست و بر تداوم مسیر مقاومت تأکید کرد.
در قسمت پنجم «پشت صحنه» گپوگفتی داشتیم درباره خبر بازگشت گلشیفته فراهانی به ایران، کناررفتن وزیر نفت، روایت هالیوودی از تنگه هرمز، فروش ۱۰ هزار دلار به مردم، شکایت پرسپولیس از آسانی و موضع ایرانی اصغر فرهادی.
سرپرست وزارت نفت، در نخستین حکم مدیریتی خود مسئولیت تمشیت امور شرکت ملی نفت ایران را به فرخ علیخانی سپرد.
بزرگترین تاجر نفت جهان از احتمال قیمت 200 دلاری نفت در پی کمبود نفتکش و کاهش ذخایر غرب خبر داد.
اداره اطلاعات انرژی آمریکا با تشدید فشارهای ناشی از جنگ با ایران، پیشبینی قیمت نفت را افزایش داد.
بعد از دو محمولهای که ایران ماه گذشته اجازه داد از قطر به پاکستان برسد حالا سومین محموله الانجی در حال عبور از مسیر ایرانیست.
برخی گمان میکنند ماجراهای الان منطقه از 7 اکتبر شروع میشود. اما این اشتباه است. 7 اکتبر یک پاسخ انسانی طبیعی بود در مواجهه با آنچه که به سمت منطقه آمده بود و البته رخدادی که به نفع منطقه شد. اما پاسخ به این سوال را شهید سید حسن نصرالله در روز هفتم شهادت حاج قاسم سلیمانی در سال 98 بیان میکند: بعد از سه سال، حاصل کار آمریکا در منطقه «ناکامی پشت ناکامی، پشت ناتوانی، پشت سرگردانی» بود: «پروژهشان در سوریه، لبنان، یمن، افغانستان، عراق، ایران «هیچ دستاوردی» نداشت و «معاملهی قرن» برای فلسطین را نتوانست تحمیل کند. پس آمریکاییها گفتند «برویم سراغ یک مرحله و سیاست تازه». از این جا اینجا نبرد دو پروژه شکل گرفت. یک پروژه، پروژهی سلطهی امریکا و اسرائیل بر منطقهی ماست. اجازه دهید از جزئیات لبنانی، عراقی، سوری، خلیجی، یمنی و… نگاهمان را بالاتر بیاوریم. یک پروژه وجود دارد به نام پروژهی سلطهی امریکا و اسرائیل بر منطقهی ما و اماکن مقدسمان و نفت و گاز و منابع موجود در هر کشور از طریق تثبیت اسرائیل و معاملهی قرن. آنها به نفت، گاز، آب و منابع ما چشم دوختهاند. این یک پروژه است. چگونه میخواهند آن را انجام دهند؟ ترور حاج قاسم یک عملیات ترورِ خارج از روند نیست... این آغاز یک روند تازهی امریکایی در منطقه است.
ترامپ که در تقلای دستاوردسازی در تقابل با ایران است، تلاش کرد استعفای وزیر نفت را به نفع خود تفسیر کند.
ذخایر نفت به دلیل جنگ علیه ایران از ابتدای جنگ تا اواسط ماه سپتامبر 507 میلیون بشکه کاهش یافته است.
رئیس کمیسیون اصل 90 گفت:اختلال در جریان نفت خلیج فارس، فشار بر تورم و بازارهای مالی آمریکا را افزایش داد.
بهاهتمام فیلوجامعهشناسی توأم با اقتباسهای آزاد ▬ ایران «چمنزنی وارونه» را دنبال میکند: «هرس میکند»؛ هر مسیر جدید، یک «گلوگاه» تازه میسازد. هرمز «بیاهمیت» نمیشود؛ اهمیت آن به سایر حوزههای نفوذ ایران «توزیع» میشود. اهرم ایران از هرمز، به اهرم از طریق عراق و سوریه و یمن منتقل میشود؛ نه بهمعنای ضعف، بلکه بهمعنای پیچیدگی بیشتر. یک مفسر ایرانی گفته است تهران عراق را «دولت دوست» میبیند و به برخی نفتکشهای عراقی اجازه عبور داده است. این نکته، نشان میدهد که ایران در حال «مدیریت روابط» است، نه فقط «بستن مسیرها». ▬ برای ایران، درس روشن است: در این جابهجایی، ایران نه فقط در «سمت هرمز» بلکه در «سمت مسیرهای جایگزین» نیز باید حضور داشته باشد — از طریق عراق، سوریه، و یمن. اگر ایران فقط بر هرمز متمرکز بماند، در بلندمدت «اهرم تککاناله» خود را از دست میدهد. اگر ایران «شبکه اهرمها» بسازد، در موقعیت «تصمیمگیرنده لجستیک» منطقه باقی میماند. آنچه خواهید خواند: ▌▌ گفتارنما: --راهبرد ایران: --«چمنزنی وارونه»؛ --هرس مسیرهای جدید و --ساختن گلوگاههای تازه --هرمز «بیاهمیت» نمیشود؛ --اهمیت آن به سایر حوزههای نفوذ ایران --توزیع میشود --انتقال اهرم از هرمز به --عراق، --سوریه، --یمن؛ --پیچیدگی بیشتر، نه ضعف --درس راهبردی: --حضور در مسیرهای جایگزین، نه فقط --سمت هرمز؛ --شبکه اهرمها بهجای --اهرم تککاناله
مدیرعامل شرکت نفت مناطق مرکزی ایران از تحقق ۱۰۶ درصدی برنامه تولید گاز و ۱۰۱ درصدی برنامه تولید نفت در مناطق عملیاتی شرکت بهرهبرداری نفت و گاز زاگرس جنوبی در نیمه نخست سال ۱۴۰۵ خبر داد.
شرکت نفتکشهای عراق برای اولین بار در چند دهه اخیر 2 میلیون بشکه نفت را خارج از خلیج فارس به فروش رساند.
تنگه هرمز بسته است یا باز؟ این پرسش طی هفتههای اخیر به یکی از مهمترین محورهای جنگ روایتها میان ایران و آمریکا تبدیل شده است.
در حکایتی آمده است که حاکمی برای آزمودن خادم خویش، کیسهای به او داد که بر آن نوشته بود ۱۰۰ سکه، در حالی که در آن تنها ۹۹ سکه بود. خادم با بیاعتنایی به ۹۹ سکه، روزگارش را در حسرت سکه صدم گذراند. داشتههایش را از یاد برد و اسیر چیزی شد که برای بهدست آوردنش، شاید ناچار شود همه دارایی خود را بدهد. عراق از نفت و منابع طبیعی، پارلمان و قانون اساسی، نیروی انسانی، ظرفیتهای امنیتی، موقعیت راهبردی و جایگاه مذهبی و فرهنگی نجف اشرف و کربلا معلا برخوردار است. اینها سرمایههای ملیاند. اما در بزنگاههای مهم، گویی رضایت واشنگتن به معیاری برای بهرهبرداری از این ظرفیتها تبدیل میشود. در پی تحریمهای آمریکا علیه شرکتهای هواپیمایی ایرانی، عراق پروازهای ایران را در چند فرودگاه خود متوقف کرد. بغداد تلاش کرد از واشنگتن معافیت بگیرد. رویترز گزارش داد آمریکا معافیتی محدود صادر کرد. اما با شروطی توهینآمیز: پروازها فقط از فرودگاه نجف و به همان فرودگاه، مسافران ایرانی فقط با هدف زیارت، ممنوعیت حمل پول نقد عمده، و ارائه اطلاعات مسافران و شماره گذرنامه و هزینهکرد سوخت به وزارت خزانهداری آمریکا. این مجوز قابل لغو یا تغییر از سوی آمریکا اعلام شد. نفت حدود ۹۰ درصد بودجه دولت عراق را تشکیل میدهد و درآمدهای نفتی این کشور همچنان در حساب بانک مرکزی عراق نزد بانک فدرال رزرو نیویورک نگهداری میشود. این سازوکار از سال ۲۰۰۳ شکل گرفته و همچنان ادامه دارد. رویترز گزارش داده در سال ۲۰۲۰، وقتی بغداد خواستار خروج نیروهای آمریکایی بود، واشنگتن تهدید کرد دسترسی عراق به منابع نفتی خود را محدود میکند.
قیمت واقعی نفت امروز در محدود ۱۲۶ تا ۱۲۷ دلار معامله میشود.
عراق پرچم دارد، دولت دارد، پارلمان دارد و نفت هم دارد؛ اما برای برقراری یک خط پروازی با ایران باید از واشنگتن معافیت بگیرد، درآمد نفتیاش در حسابی تحت نظارت نظام مالی آمریکا قرار دارد و برای انتخاب نخستوزیر نیز چراغ سبز ترامپ لازم است.