
رئیس کمیسیون اصل 90 گفت:اختلال در جریان نفت خلیج فارس، فشار بر تورم و بازارهای مالی آمریکا را افزایش داد.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، حجتالاسلام پژمانفر، رئیس کمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی، با تشریح تحولات اقتصادی سه هفته اخیر در تقابل ایران و آمریکا، اظهار داشت: دامنه این تقابل از موضوع تنگه هرمز فراتر رفته و با اختلال در جریان نفت خلیج فارس، توقف خط لوله نفتی عربستان و افزایش قیمت انرژی، آثار آن به بازار فرآوردههای نفتی، تورم، نرخ بهره و بازارهای مالی آمریکا نیز سرایت کرده است. وی با اشاره به کاهش جریان نفت عبوری از تنگه هرمز و محدود شدن ظرفیت انتقال نفت منطقه، افزود: مجموعه این تحولات نشان میدهد میدان تقابل اقتصادی دیگر صرفاً به بازار نفت محدود نیست و زنجیرهای از بازار انرژی تا بازار اوراق و سهام آمریکا را تحت تأثیر قرار داده است.
رئیس کمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی با اشاره به تحولات سه هفته اخیر در تقابل اقتصادی ایران و آمریکا گفت: کاهش جریان نفت عبوری از تنگه هرمز، توقف خط لوله نفتی عربستان و افزایش قیمت نفت، نشان میدهد دامنه تقابل اقتصادی وارد مرحله جدیدی شده و آثار آن به بازار انرژی و بازارهای مالی آمریکا نیز سرایت کرده است.: ارزیابی شما از تحولات اقتصادی سه هفته اخیر در تقابل ایران و آمریکا چیست؟ پژمانفر: در سه هفته اخیر، تقابل ایران و آمریکا از موضوع کنترل تنگه هرمز به نبرد بر سر کل جریان نفت خلیج فارس گسترش پیدا کرده است.
آنچه اهمیت دارد این است که موفقیت ایران در کاهش جریان نفت عبوری از تنگه هرمز، در کنار تعطیلی خط لوله نفتی عربستان، موجب ایجاد اختلال جدی در جریان انتقال نفت شده است. بر اساس اطلاعات و ارزیابیهای موجود، جریان نفت عبوری از تنگه هرمز از حدود 8.5 میلیون بشکه در روز به حدود 6 تا 7 میلیون بشکه در روز کاهش پیدا کرده است.
از سوی دیگر، توقف فعالیت خط لوله شرق به غرب عربستان نیز حدود 4 میلیون بشکه در روز ظرفیت انتقال نفت را از مدار خارج کرده است. مجموع این تحولات باعث شده است که فشار بر بازار فیزیکی نفت افزایش پیدا کند و قیمت نفت فیزیکی تا حدود 130 دلار افزایش یابد.
این تحولات نشان میدهد که مسئله دیگر صرفاً کنترل یک گذرگاه دریایی نیست؛ بلکه موضوع اصلی، جریان کلی نفت و انرژی در منطقه خلیج فارس است.: آیا آثار این تحولات فقط در بازار نفت دیده میشود؟ پژمانفر: خیر.
یکی از نکات مهم این است که آثار این تحولات از بازار نفت فراتر رفته و در بازار فرآوردههای نفتی آمریکا نیز قابل مشاهده است. در آمریکا قیمت گازوئیل به حدود 6.4 دلار رسیده که یک رکورد تاریخی محسوب میشود.
این افزایش قیمت در شرایطی اتفاق افتاده که ظرفیت پالایشی با اختلال مواجه شده و ذخایر نیز کاهش پیدا کرده است. بنابراین وقتی جریان نفت و ظرفیت پالایشی تحت فشار قرار میگیرد، آثار آن مستقیماً به قیمت فرآوردههای نفتی منتقل میشود و در نهایت فشار اقتصادی آن را مردم و بخش تولید متحمل میشوند.: وضعیت تورم در آمریکا در این شرایط چگونه است؟
پژمانفر: نکته قابل توجه این است که حتی پیش از افزایش اخیر قیمت نفت، تورم مصرفکننده آمریکا کاهش پیدا نکرده بود و تورم تولیدکننده نیز افزایش یافته بود. بنابراین اقتصاد آمریکا پیش از آنکه افزایش جدید قیمت انرژی بهطور کامل خود را نشان دهد، با مشکل تورمی مواجه بوده است.
وقتی چنین اقتصادی با افزایش قیمت انرژی مواجه میشود، طبیعتاً فشار تورمی بیشتری ایجاد خواهد شد و سیاستگذار پولی آمریکا با شرایط پیچیدهتری مواجه میشود.: واکنش فدرال رزرو به این شرایط چه بوده است؟ پژمانفر: یکی از مهمترین نشانههای تغییر شرایط اقتصادی آمریکا، تصمیم اخیر فدرال رزرو است.
فدرال رزرو پس از حدود سه سال روند نزولی نرخ بهره، مجدداً نرخ بهره را افزایش داده و آن را به محدوده 3.75 تا 4 درصد رسانده است. این اتفاق از این جهت مهم است که افزایش نرخ بهره در شرایط تورمی، اگرچه ابزار مقابله با تورم است، اما همزمان هزینه تأمین مالی را برای اقتصاد افزایش میدهد.
در واقع، افزایش قیمت انرژی از یک طرف و افزایش نرخ بهره از طرف دیگر، میتواند فشار مضاعفی بر اقتصاد آمریکا وارد کند.: وضعیت بازار اوراق قرضه آمریکا را چگونه ارزیابی میکنید؟ پژمانفر: در کنار افزایش نرخ بهره، بازده اوراق 10ساله آمریکا نیز به آستانه 5 درصد رسیده است.
گزارشهای بازار نشان میدهد این بازده در روزهای اخیر در محدوده 5 درصد قرار گرفته است. این مسئله اهمیت زیادی دارد؛ زیرا افزایش بازده اوراق به معنای افزایش هزینه تأمین مالی است و میتواند فشار بیشتری بر شرکتها و بازار سهام آمریکا وارد کند.
بنابراین وقتی مجموعه این شاخصها را در کنار یکدیگر قرار میدهیم، میبینیم که آثار تحولات انرژی در حال انتقال به بازارهای مالی آمریکا است.: آیا میتوان گفت این فشارها در حال تبدیل شدن به یک آسیب ماندگار برای اقتصاد آمریکا است؟ پژمانفر: آنچه میتوان گفت این است که آثار اقتصادی این تقابل دیگر محدود به افزایش کوتاهمدت قیمت نفت نیست.
افزایش قیمت انرژی، فشار تورمی، افزایش نرخ بهره، افزایش بازده اوراق 10ساله و افزایش هزینه تأمین مالی شرکتها، در صورت تداوم میتواند آثار عمیقتری بر اقتصاد آمریکا داشته باشد. به همین دلیل، اثر آفند اقتصادی ایران میتواند از یک شوک مقطعی در بازار انرژی به یک فشار ماندگارتر بر بازارهای مالی آمریکا تبدیل شود.
البته استمرار این وضعیت به تحولات آینده در بازار انرژی و میزان تداوم اختلال در جریان نفت بستگی دارد.: وضعیت با زار سهام آمریکا را در این شرایط چگونه میبینید؟ پژمانفر: یکی دیگر از نکات قابل توجه، پررنگتر شدن نشانههایی است که شباهتهایی میان شرایط فعلی بورس آمریکا و بحرانهای سالهای 2000 و 2008 را مطرح میکند.
در شرایط فعلی، موضوع گسترش بدهی و تأمین مالی اعتباری در حوزه هوش مصنوعی نیز به یکی از مسائل مورد توجه تبدیل شده است. بنابراین اگر افزایش هزینه انرژی و هزینه تأمین مالی را در کنار گسترش بدهی و تأمین مالی اعتباری قرار دهیم، فشار بر بازار سهام و بخشهای مختلف اقتصاد آمریکا میتواند افزایش پیدا کند.: با توجه به این شرایط، تداوم این وضعیت چه اهمیتی برای ایران دارد؟
پژمانفر: ادامه این تعادل مطلوب برای ایران، بیش از هر چیز به کاهش عبور پنهانی نفت از تنگه هرمز و تضعیف پشتیبانی نظامی آمریکا از این جریان وابسته است. اگر این جریان کاهش پیدا کند، فشار ناشی از محدود شدن عرضه نفت در بازار جهانی افزایش پیدا خواهد کرد و آثار اقتصادی آن برای طرف مقابل نیز بیشتر خواهد شد.
بنابراین موضوع جریان نفت از تنگه هرمز باید بهعنوان یکی از محورهای اصلی عملیاتهای نظامی ایران مورد توجه قرار گیرد.: اگر این راهبرد با پیچیدگی عملیاتی مواجه شود، چه گزینه دیگری وجود دارد؟ پژمانفر: در صورت پیچیده شدن اجرای راهبرد نخست، هدف قرار دادن زیرساختهای تجارت نفت منطقه، از جمله بنادر و خطوط لوله انتقال نفت، نیز میتواند بهعنوان گزینه دیگری مورد توجه قرار گیرد.
زیرا مسئله اصلی فقط خود تنگه هرمز نیست؛ بلکه کل شبکهای که امکان انتقال و تجارت نفت منطقه را فراهم میکند، بخشی از این معادله است.: بنابراین از نگاه شما، میدان اصلی این تقابل اقتصادی کجاست؟ پژمانفر: امروز باید توجه داشت که میدان تقابل اقتصادی از یک نقطه خاص فراتر رفته است.
تنگه هرمز، جریان نفت خلیج فارس، خطوط انتقال، بنادر، ظرفیت پالایشی، قیمت فرآوردهها، تورم، نرخ بهره، بازار اوراق و بازار سهام، همه به یکدیگر متصل شدهاند. کاهش جریان نفت از حدود 8.5 میلیون به 6 تا 7 میلیون بشکه در روز، حذف حدود 4 میلیون بشکه ظرفیت انتقال خط لوله شرق به غرب عربستان، افزایش قیمت نفت فیزیکی تا 130 دلار، رسیدن قیمت گازوئیل آمریکا به 6.4 دلار، افزایش نرخ بهره فدرال رزرو به محدوده 3.75 تا 4 درصد و رسیدن بازده اوراق 10ساله به حوالی 5 درصد، همگی نشانههایی هستند که باید در کنار یکدیگر تحلیل شوند.
در واقع، آنچه امروز در حال شکلگیری است، دیگر صرفاً یک تقابل نظامی یا یک جنگ نفتی نیست؛ بلکه تقابل بر سر جریان انرژی و آثار آن بر ساختار اقتصادی و مالی آمریکا و بازار جهانی است.
واشنگتن انتظار داشت فشار بر ایران بازار نفت را مهار کند، اما نتیجه برعکس شد؛ نفت از ۱۰۰ دلار گذشت و اوراق ۱۰ و ۳۰ ساله آمریکا رکورد ۲۴ ساله زدند.
همزمان با جو رسانهای درخصوص احتمال حمله آمریکا، ترامپ اما مدعی شد که ویتکاف پیشرفت خوبی در مذاکرات داشته است.
از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانههای آمریکایی، شکست راهبردی به متجاوزان تحمیل شده است.
مدتی است که موضوع حملهٔ زمینی آمریکا به ایران، در جایی فراتر از خبرها و شبکههای اجتماعی دیده میشود. تبلیغاتی در این باره در فضای بازیهای موبایلی و برخی اپلیکیشنها ظاهر شدهاند که نشان میدهد میدان جنگ در صفحهٔ گوشی کاربران به شکل دیگری جریان دارد.
سخنگوی وزارت خارجه ایران در پیامی ویدئویی به بررسی تاریخچه عملیات پرچم دروغین آمریکا و رژیم اسرائی پرداخت.
ناو آبراهام لینکلن روز چهارشنبه وارد بندر خانگی خود میشود تا به مأموریتی طولانی در جنگ با ایران خاتمه دهد اما برای پنتاگون ماجرای این ناو تازه وارد مرحلهای جدید شده است.
وزیر خارجه آمریکا با بیان اینکه ایران تلاش میکند نیروهای آمریکایی را از منطقه بیرون کند مدعی شد، واشنگتن با اتکا به توان نظامی خود قادر به تأمین امنیت در منطقه است.
اداره اطلاعات انرژی آمریکا با تشدید فشارهای ناشی از جنگ با ایران، پیشبینی قیمت نفت را افزایش داد.
در واکنش به محدودیتهای ناشی از تحریمهای آمریکا، شبکه بانکی ایران توسعه گواهیهای امنیتی بومی را دنبال کرده و تاکنون بانک مرکزی و ۱۵ بانک این گواهیها را دریافت کردهاند.
تنگه هرمز طی هفتههای اخیر به یکی از اصلیترین میدانهای تقابل ایران و آمریکا تبدیل شده است؛ در حالی که ترامپ و مقامهای آمریکایی بر باز بودن این آبراه تأکید دارند، شواهد و وضعیت قیمت سوخت در آمریکا و اروپا این ادعا را زیر سؤال میبرد.
کارشناس BBC: حمله به پایگاههای آمریکا، حق مشروع ایران است!
برخی گمان میکنند ماجراهای الان منطقه از 7 اکتبر شروع میشود. اما این اشتباه است. 7 اکتبر یک پاسخ انسانی طبیعی بود در مواجهه با آنچه که به سمت منطقه آمده بود و البته رخدادی که به نفع منطقه شد. اما پاسخ به این سوال را شهید سید حسن نصرالله در روز هفتم شهادت حاج قاسم سلیمانی در سال 98 بیان میکند: بعد از سه سال، حاصل کار آمریکا در منطقه «ناکامی پشت ناکامی، پشت ناتوانی، پشت سرگردانی» بود: «پروژهشان در سوریه، لبنان، یمن، افغانستان، عراق، ایران «هیچ دستاوردی» نداشت و «معاملهی قرن» برای فلسطین را نتوانست تحمیل کند. پس آمریکاییها گفتند «برویم سراغ یک مرحله و سیاست تازه». از این جا اینجا نبرد دو پروژه شکل گرفت. یک پروژه، پروژهی سلطهی امریکا و اسرائیل بر منطقهی ماست. اجازه دهید از جزئیات لبنانی، عراقی، سوری، خلیجی، یمنی و… نگاهمان را بالاتر بیاوریم. یک پروژه وجود دارد به نام پروژهی سلطهی امریکا و اسرائیل بر منطقهی ما و اماکن مقدسمان و نفت و گاز و منابع موجود در هر کشور از طریق تثبیت اسرائیل و معاملهی قرن. آنها به نفت، گاز، آب و منابع ما چشم دوختهاند. این یک پروژه است. چگونه میخواهند آن را انجام دهند؟ ترور حاج قاسم یک عملیات ترورِ خارج از روند نیست... این آغاز یک روند تازهی امریکایی در منطقه است.
🟪 آقای سفیر! باتوم بر سر دانشآموزان! این است آزادیِ فرانسوی و دموکراسیِ غربی؟! اگر قصد دارید باتوم ها را کنار گذارید؛ ایرانیان می توانند تجربه نهادهای مدنیِ دانش آموزی از جمله بسیج دانش آموزی و انجمنهای اولیا و مربیانِ مدارس ایرانی را به شما منتقل کنند! ▪️ آقای پیئر کوشار سفیر فرانسه در جمهوری اسلامی ایران! شما نماینده کشوری هستید که سالهاست با ژستِ مرکزیت و مهد آزادی، دموکراسی و حقوق بشر، برای ملتهای جهان نسخه ها پیچیدید؛ اما وقتی دانشآموزان فرانسوی به خیابان میآیند و مطالبات صنفی خود را مطرح میکنند، پاسخ شما باتوم، ضربوشتم و بازداشت هزاران دانش آموز است! این است آن آزادی و دموکراسی پرطمطراقی که به آن افتخار میکردید؟ 🟣 آقای سفیر!مگر پاسخ مطالبات نوجوانان و جوانان از راه چماق و سرکوب و زندانی کردن ۵۰۰۰ دانش آموز است؟ چرا بهجای سرکوب، بستر گفتوگوی مدنی و شنیدن صدای معترضان را فراهم نمیکنید؟ ▪️ آقای سفیر! اگر در اداره اعتراضات مدنی و شنیدن صدای دانشآموزان ناتوانید، دستکم از تجربه نهادهای دانشآموزی از جمله بسیج دانش آموزی و انجمن های مدنی اولیا و مربیان مدارس ایرانی برای گفتوگو و پیگیری مطالبات جوانان درس بگیرید؛ ایران می تواند تجربه خود در مدارس را به شما منتقل کند و... 🟣 آقای سفیر چرا موطن باصطلاح آزادی تا این همه به ارتجاعِ سرکوب میل پیدا کرده است؟! قدری از دخالت در امور دیگر کشورها دست بردارید و به امور داخلی خود بپردازید؛ کمی از نوکری سیاسی برای آمریکا و همراهی با ناتو در مداخلات استعماری در آسیا و آفریقا دست بردارید و بهجای فتنهگری و نسخهپیچی برای ملتها،فکری به حال بحرانهای داخلی و سرکوب شهروندان خودتان اتّخاد کنید
حتی با حضور چند ناو هواپیمابر، آمریکا نمیتواند ایرانیها را با حمله نظامی به زانو درآورد.
سناتور دموکرات «کریس مورفی» با افشای ممانعت بیسابقه از ورودش به تأسیسات نظامی آمریکا در منطقه خلیج فارس، گفت وزیر دفاع دولت ترامپ با جلوگیری از دیدار نمایندگان کنگره با فرماندهان نظامی، درصدد پنهان نگه داشتن هزینههای جنگ است.
تجاوز نظامی آمریکا به صنایع شیمیایی ایران، به ۱۱۱ مرکز پتروشیمی و دارویی آسیب زده و زنجیرههای تأمین و اجرای کنوانسیون سلاحهای شیمیایی را تحت تأثیر قرار داده است.
از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانههای آمریکایی، شکست راهبردی به متجاوزان تحمیل شده است.