
ضربالاجل بسنت گذشت، اما اقتصاد ایران با تکیه بر ظرفیتهای داخلی و تجربه سالها تحریم به فعالیت خود ادامه داد.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، دو هفتهای که اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، برای فروپاشی اقتصاد ایران پیشبینی کرده بود، به پایان رسیده است؛ اما اقتصاد ایران همچنان به فعالیت خود ادامه میدهد. این نخستین بار نیست که مقامهای آمریکایی از اثرگذاری سریع فشارهای اقتصادی سخن میگویند.
واشنگتن سالهاست با تحریم نفت، محدود کردن مبادلات بانکی و بستن مسیرهای تجاری تلاش میکند منابع مالی ایران را محدود کند، با این تصور که فشار بیشتر سرانجام کشور را از پا درمیآورد. تجربه این سالها اما نشان داده است که اقتصاد ایران را نمیتوان با یک تهدید یا ضربالاجل سیاسی متوقف کرد.
عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی، نیز در واکنش به این اظهارات تأکید کرده است که فروپاشی اقتصادی با موضعگیری سیاسی رقم نمیخورد. او از کاهش رشد دوازدهماهه نقدینگی از 56.4 درصد در خرداد 1405 به 51.6 درصد در شهریور خبر داده و رشد ماهانه نقدینگی در شهریور را 1.3 درصد اعلام کرده است.
به گفته همتی، مداخله بانک مرکزی در بازار ارز نیز توانسته روند صعودی نرخ ارز را متوقف کند و آن را به عقب برگرداند.
این آمارها بخشی از تصویری است که بانک مرکزی از مدیریت شرایط پولی و ارزی ارائه میکند. با این حال، نکته اصلی در ماجرای ضربالاجل آمریکا، تجربهای است که اقتصاد ایران طی سالهای طولانی تحریم به دست آورده؛ تجربه عبور از محدودیتها، تغییر مسیرهای تجاری و ادامه فعالیت در شرایطی که هدف تحریمکنندگان، مختل کردن همین فعالیتها بوده است.
اقتصاد ایران در تحریم متوقف نشد
تحریمها و محدودیتهای مالی، مسیر تجارت خارجی ایران را دشوار کردهاند، اما نتوانستهاند فعالیت اقتصادی کشور را متوقف کنند. توسعه ظرفیتهای داخلی، گسترش همکاریهای تجاری با شرکای منطقهای و استفاده از مسیرهای جایگزین برای تأمین کالا و مواد اولیه، از جمله راهکارهایی بوده که به تداوم فعالیت اقتصاد ایران کمک کرده است.
در همین مدت، بسیاری از بنگاههای داخلی نیز برای حفظ تولید و بازار خود، روشهای تازهای برای تأمین نیازها و ادامه فعالیت پیدا کردهاند.
این تجربه بهویژه در اقتصادی اهمیت دارد که از بازار داخلی بزرگ، منابع انرژی و ظرفیتهای تولیدی در بخشهای مختلف برخوردار است. تولید داخلی در برخی حوزهها توسعه یافته، زنجیرههای تأمین در بخشهایی تغییر کرده و همکاری با شرکای تجاری غیرغربی جایگاه بیشتری پیدا کرده است.
همه نیازهای کشور در داخل تأمین نمیشود و همه محدودیتها نیز برطرف نشدهاند، اما همین ظرفیتها اجازه ندادهاند فشار خارجی به توقف کامل فعالیت اقتصادی بینجامد.
اقتصاد ایران در طول سالهای تحریم بارها مسیر خود را تغییر داده است. صادرکننده، تولیدکننده و فعال اقتصادی برای ادامه کار به دنبال بازار، تأمینکننده و روش تازه رفتهاند.
این سازگاری همیشه آسان نبوده، اما حاصل آن تجربهای انباشته در مواجهه با محدودیتهاست؛ تجربهای که نمیتوان آن را در محاسبات کوتاهمدت سیاسی نادیده گرفت.
محاسبه واشنگتن با واقعیت اقتصاد ایران فاصله دارد
فشار حداکثری آمریکا بر این فرض استوار بوده که محدود کردن درآمدهای ارزی و دشوار کردن تجارت، اقتصاد ایران را بهسرعت از کار میاندازد. اما اقتصاد یک کشور با یک متغیر یا در یک بازه زمانی کوتاه سنجیده نمیشود.
منابع داخلی، ظرفیت تولید، بازار مصرف، روابط تجاری و توان سازگاری بخش خصوصی، همگی در ادامه فعالیت اقتصادی نقش دارند.
ایران نیز با اتکا به مجموعه همین ظرفیتها توانسته است در برابر تحریمهای طولانیمدت دوام بیاورد. تداوم فعالیت تولیدی و تجاری کشور نشان میدهد که فشار خارجی، برخلاف انتظار طراحان آن، نتوانسته اقتصاد ایران را به نقطه توقف برساند.
تعیین مهلت برای فروپاشی نیز چیزی از این واقعیت کم نمیکند؛ همانطور که اعلام یک ضربالاجل نمیتواند جای ارزیابی واقعی عملکرد اقتصاد را بگیرد.
در این میان، آمارهای اعلامشده از سوی همتی درباره رشد نقدینگی و مداخله در بازار ارز، نشانههایی از اقدامات بانک مرکزی برای مدیریت شرایط پولی و ارزی است. اهمیت این اقدامات زمانی روشنتر میشود که به ثبات پایدارتر بازارها، کنترل تورم و تقویت قدرت خرید مردم کمک کند.
ادامه این مسیر به سیاستگذاری منسجم و استفاده بهتر از ظرفیتهای اقتصادی کشور نیاز دارد.
مسیر اقتصاد را در ایران تعیین میکنند، نه در واشنگتن
تجربه سالهای گذشته یک نکته روشن دارد؛ اقتصاد ایران با وجود همه محدودیتها به فعالیت خود ادامه داده و در بخشهایی توان داخلی و روشهای تازهای برای تجارت و تولید ایجاد کرده است. این واقعیت به معنای حل همه مسائل اقتصادی نیست، بلکه نشان میدهد پیشبینی فروپاشی سریع، تصویر درستی از توان سازگاری اقتصاد ایران ارائه نمیکند.
تهدیدهای تازه آمریکا نیز در امتداد همان سیاستی قرار میگیرد که سالها دنبال شده است. تفاوت اینجاست که اقتصاد ایران با تجربه چند دهه تحریم وارد این مرحله شده و فعالان اقتصادی و نهادهای کشور با بسیاری از محدودیتهای این مسیر آشنایی دارند.
ضربالاجل بسنت گذشت، اما اقتصاد ایران از حرکت نایستاد. پاسخ به این تهدید را باید در تداوم تولید، جریان تجارت و ظرفیتهایی دید که طی سالهای تحریم شکل گرفتهاند.
مسیر پیش رو، تقویت همین توان داخلی، گسترش همکاریهای اقتصادی و کاهش وابستگی به گلوگاههایی است که آمریکا برای فشار بر ایران هدف گرفته است. تجربه نشان داده اقتصاد ایران را نمیتوان با فشار خارجی از حرکت انداخت؛ آنچه اهمیت دارد، تبدیل این تجربه به ثبات بیشتر و توان اقتصادی بالاتر است.
وزیر جنگ آمریکا برای جبران شکست مقابل ایران طرحی برای پخش زنده اعدام یک نظامی سابق ارائه کرده است.
سخنگوی وزارت امور خارجه ایران گفت: تا زمانیکه آمریکا به جنگ ادامه دهد امنیت به تنگه هرمز بر نمیگردد.
بمبارانها و فشار اقتصادی آمریکا به تسلیم ایران منجر نشد و ترور رهبر ایران نیز خیزش مردمی را رقم نزد.
کامالا هریس، ترامپ و جنگ علیه ایران را عامل افزایش شدید قیمت بنزین و گازوئیل در آمریکا دانست.
وزیر خارجه آمریکا در آتن با ادعاهایی تاریخی درباره جنگهای ایران و یونان باستان، تقلا کرد که روایتی تمدنی علیه تهران بسازد و با بازخوانی گزینشی تاریخ، تقابل واشنگتن با ایران را توجیه کند.
از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانههای آمریکایی، شکست راهبردی به متجاوزان تحمیل شده است.
قدرتهای بزرگتر از آمریکا هم برای فتح ایران تلاش کردند، اما همگی به زبالهدان تاریخ ختم شدند.
با افزایش قیمت بنزین در آمریکا به دلیل جنگ علیه ایران، احتمالا تورم این کشور در ماه سپتامبر بالا خواهد رفت.
سردبیر رأیالیوم بااشاره به شکست مفتضحانه آمریکا مقابل ایران به اعراب هشدار داد از خیانتهای ترامپ درس بگیرند.
جیشالظلم با حمایت خارجی و ناامنی مرزهای شرقی، تهدیدی علیه امنیت ایران است.
عضو هیئت موسس حزب کارگزاران سازندگی گفت: برای نخستین بار است که ایران شاخ غول جهانی امریکا را شکسته و این هیمنه فراگیر را از بین برده است.
مستند «ایران؛ بازی بزرگ» به کارگردانی ایگور لوپاتونوک، با مرور رویدادهای مهم تاریخ معاصر ایران، نقش آمریکا و دیگر قدرتهای خارجی در تحولات سیاسی کشور و شکلگیری تنشهای تهران و واشنگتن را واکاوی میکند.
اقتصاد ایران طی 4 دهه اخیر، کم و بیش در تمامی دولتها، مسیر تعدیل ساختاری و اجماع واشنگتن را پیموده است.
جنگ علیه ایران برای ترامپ یک پرونده سیاست خارجی نیست؛این درگیری به آزمونی برای اعتبار وعدههای او، توانایی دولت در مدیریت هزینهها و میزان تحمل آمریکا در برابر یک بحران طولانی تبدیل شده است.
پیروزی در جنگ، فقط به برتری نظامی نیست؛ بلکه به توان ناکام گذاشتن اهداف دشمن و تحمیل هزینههای ادامه جنگ بستگی دارد.
تعدادی از هنرمندان به توهین اخیر وزیر خارجه آمریکا به تاریخ ایران واکنش نشان دادند.
از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانههای آمریکایی، شکست راهبردی به متجاوزان تحمیل شده است.
محمدرضا نوروزپور درباره انتقال روشهای رسانهای راست افراطی به سیاست خارجی آمریکا با بیان اینکه مارکو روبیو در آتن همان فرمولهای دشمنسازی جریان «ماگا» را به مقیاس جهانی برده است، تاکید کرد: این جریان با تقلیل تاریخ شرق و غرب به روایتی از «جنگ خیر و شر»، ایران را تهدیدی وجودی برای تمدن غرب بازنمایی میکند تا تحریمها را به «ضرورتهای ناگزیر» بدل سازد.