
در گفتگو با فعالان اقتصادی، موانع صادرات و راهکارهای عبور از آن را بررسی کرده است؛ از بیثباتی مقررات و مشکلات ارزی تا تأمین مالی و توسعه بازارهای هدف در شرایط خاص کنونی کشور.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، در شرایطی که محدودیتهای خارجی، دشواریهای نقلوانتقال پول و اختلال در زنجیره تأمین، تجارت خارجی کشور را با چالشهای متعددی مواجه کرده است، صادرات بیش از گذشته بهعنوان یکی از مسیرهای مهم ارزآوری، حفظ اشتغال و تقویت تولید اهمیت پیدا میکند؛ با این حال، تحقق این ظرفیت در کنار موانع خارجی، به اصلاح رویهها و تصمیمات داخلی نیز وابسته است.
در گفتگوهایی که پیشتر با جمعی از فعالان اقتصادی، اعضای اتاقهای بازرگانی و کارشناسان حوزه تجارت خارجی انجام داده، ابعاد مختلف مشکلات پیشروی صادرکنندگان را بررسی کرده است. جمعبندی این گفتگوها نشان میدهد که از نگاه فعالان این حوزه، بیثباتی مقررات، دشواریهای رفع تعهد ارزی، بروکراسی اداری، محدودیتهای تأمین مالی و ضعف زیرساختهای تجاری، از جمله موانعی هستند که امکان بهرهگیری کامل از ظرفیتهای صادراتی کشور را محدود میکنند.
مرور دیدگاههای مطرحشده نشان میدهد که تقویت صادرات صرفاً با تعیین هدفهای کمی یا ارائه مشوقهای مقطعی محقق نمیشود، بلکه به سیاستگذاری باثبات، هماهنگی دستگاههای مسئول، پشتیبانی از تولید و برنامهریزی برای حضور ماندگار در بازارهای خارجی نیاز دارد؛ موضوعی که در شرایط کنونی، توجه جدیتر سیاستگذاران را ضروری میسازد.
صادرات؛ ضرورتی فراتر از ارزآوری
صادرات صرفاً مسیری برای ورود ارز به کشور نیست، بلکه با تداوم تولید، حفظ اشتغال، افزایش بهرهوری بنگاهها و گسترش بازار محصولات داخلی ارتباط مستقیم دارد. از همین رو، در شرایطی که اقتصاد با محدودیتهای متعدد مواجه است، تقویت صادرات میتواند به حفظ ظرفیتهای تولیدی و کاهش فشار بر بنگاههای اقتصادی کمک کند.
محمدرضا غفراللهی، عضو اتاق بازرگانی تهران، با تأکید بر اهمیت صادرات برای اقتصاد کشور، به موانعی اشاره کرده است که در کنار تحریمهای بانکی و حملونقل، فعالیت صادرکنندگان را دشوار میکند. از نگاه او، مشکلات ناشی از مقررات داخلی و تغییرات مکرر آنها نیز بر دشواری حضور بنگاههای ایرانی در بازارهای خارجی میافزاید.
شهلا عموری، رئیس اتاق بازرگانی اهواز، نیز معتقد است مسئله اصلی اقتصاد ایران صرفاً کمبود ظرفیت تولید نیست، بلکه دشواری تبدیل این ظرفیتها به بازارهای پایدار و درآمد مستمر است. به بیان دیگر، وجود محصول و توان تولیدی بهتنهایی تضمینکننده صادرات موفق نیست و بنگاهها برای حضور ماندگار در بازارهای خارجی به مجموعهای از حمایتها، زیرساختها و سیاستهای هماهنگ نیاز دارند.
این دیدگاه نشان میدهد که صادرات باید از یک فعالیت مقطعی برای فروش مازاد تولید فراتر برود و بهعنوان بخشی از راهبرد تولید، سرمایهگذاری و توسعه اقتصادی کشور مورد توجه قرار گیرد.
بیثباتی مقررات؛ مانعی که مزیت صادراتی را تضعیف میکند
یکی از محورهای مشترک در دیدگاه فعالان اقتصادی، تغییرات مکرر مقررات و صدور بخشنامههای ناگهانی و گاه متعارض است؛ مسئلهای که میتواند برنامهریزی تولیدکننده و صادرکننده را مختل کند و هزینه حضور در بازارهای خارجی را افزایش دهد.
علی نقیب، عضو هیئت نمایندگان اتاق ایران، به ناهماهنگی میان وزارتخانهها و سازمانهای دولتی اشاره کرده و مشکلات مربوط به واردات مواد اولیه، ترخیص کالا و بخشنامههای خلقالساعه را از جمله موانع فعالیت اقتصادی دانسته است. به گفته او، نبود هماهنگی میان دستگاهها، بهویژه در فرایند تأمین مواد اولیه و ترخیص کالا، میتواند روند تولید و صادرات را با اختلال مواجه کند؛ مشکلی که درباره کالاهای فسادپذیر اهمیت بیشتری دارد و تأخیر در تصمیمگیری یا ترخیص میتواند زیان مستقیم به فعال اقتصادی وارد کند.
محمود بازاری، مدیرکل اسبق دفتر توسعه صادرات کالا در سازمان توسعه تجارت ایران، نیز بر ضرورت فاصله گرفتن از سیاستگذاریهای مقطعی و حرکت به سمت رویکردی مبتنی بر اولویتهای صادراتی و مزیتهای اقتصادی تأکید کرده است. از نگاه او، سیاستهای تجاری باید با توجه به آثار واقعی آنها بر صادرات طراحی شوند و پیش از اجرای مقررات جدید، پیامدهای آنها برای بنگاهها و بازارهای هدف مورد ارزیابی قرار گیرد.
ثبات مقررات تنها به معنای کاهش تعداد بخشنامهها نیست، بلکه به معنای پیشبینیپذیر بودن محیط فعالیت اقتصادی است ثبات مقررات تنها به معنای کاهش تعداد بخشنامهها نیست، بلکه به معنای پیشبینیپذیر بودن محیط فعالیت اقتصادی است. صادرکننده باید بتواند بر اساس قواعد مشخص، برای خرید مواد اولیه، تولید، قیمتگذاری، انعقاد قرارداد و تحویل کالا برنامهریزی کند.
تغییر ناگهانی ضوابط در میانه این فرایند ممکن است مزیت رقابتی ایجادشده در بازار خارجی را از بین ببرد.
فعالان اقتصادی همچنین بر ضرورت هماهنگی دستگاههای مسئول تأکید دارند؛ چراکه تصمیم یک سازمان درباره واردات، ارز، مالیات، بیمه یا استاندارد میتواند بر عملکرد بخشهای دیگر اثر بگذارد. بنابراین، اصلاح سیاستگذاری صادراتی بدون ایجاد سازوکار هماهنگی میان نهادهای مرتبط، به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.
گره ارزی صادرات؛ از رفع تعهد تا بازگشت درآمد به چرخه تولید
مسائل ارزی از دیگر محورهای اصلی مطرحشده در گفتگوهای مهر با فعالان اقتصادی است. چگونگی بازگشت ارز حاصل از صادرات، فاصله میان نرخهای ارزی و دشواریهای نقلوانتقال پول، از جمله موضوعاتی هستند که به گفته فعالان این حوزه، بر تصمیم بنگاهها برای صادرات اثر میگذارند.
مهراد عباد، عضو هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی تهران، به مشکلات ناشی از تعهدات ارزی، چندنرخی بودن ارز و تغییرات مقررات اشاره کرده است. از نگاه او، حذف کارتهای بازرگانی یکبارمصرف بهتنهایی برای حل مشکلات صادرات کافی نیست و باید در کنار آن، سازوکارهایی برای شناسایی و حمایت از صادرکنندگان واقعی و تفکیک فعالان خوشسابقه از افراد پرریسک طراحی شود.
محمد خاکی، نایبرئیس کمیسیون اقتصاد کلان اتاق ایران و رئیس اتاق بازرگانی خرمآباد، نیز معتقد است فرایند صادرات از پیش از عبور کالا از مرز آغاز میشود و تصمیمهای مرتبط با تولید، تأمین مالی و سیاستهای ارزی در شکلگیری یا تضعیف آن نقش دارند. از این منظر، فاصله میان نرخهای ارزی و دشواریهای رفع تعهد ارزی میتواند بر هزینه تمامشده، نقدینگی و توان رقابت صادرکننده اثر بگذارد فاصله میان نرخهای ارزی و دشواریهای رفع تعهد ارزی میتواند بر هزینه تمامشده، نقدینگی و توان رقابت صادرکننده اثر بگذارد.
پرهام رضایی، رئیس اتاق بازرگانی البرز، نیز بر این نکته تأکید کرده است که صادرات با خروج کالا از مرز به پایان نمیرسد، بلکه بازگشت درآمد حاصل از فروش و گردش آن در چرخه تولید، بخش مهمی از این فرایند است. اگر صادرکننده پس از فروش کالا نتواند منابع حاصل را در زمان مناسب به فعالیت اقتصادی خود بازگرداند، امکان تأمین مواد اولیه، پرداخت هزینهها و اجرای سفارشهای بعدی محدود میشود.
برآیند این دیدگاهها نشان میدهد که سیاست ارزی صادرات باید بهگونهای طراحی شود که ضمن صیانت از منافع اقتصادی کشور، امکان فعالیت شفاف و قابل پیشبینی را برای صادرکنندگان فراهم کند. اصلاح سازوکارها، کاهش فاصله میان مقررات و واقعیتهای تجارت خارجی و توجه به تفاوت شرایط بنگاهها و بازارهای هدف، از جمله محورهایی است که میتواند در بهبود این وضعیت مؤثر باشد.
آمار تجارت خارجی؛ کاهش ارزش صادرات در کنار تمرکز بازارها
آمارهای تجارت خارجی نیز بر ضرورت توجه به کیفیت و پایداری صادرات تأکید دارد. بر اساس آمار اعلامشده درباره عملکرد تجارت خارجی ایران در ۹ماهه سال ۱۴۰۴، حدود ۱۱۸ میلیون و ۹۰۱ هزار تن کالا به ارزش ۴۱ میلیارد و ۲۴۳ میلیون دلار صادر شد.
در مقایسه با مدت مشابه سال قبل، وزن صادرات یک درصد افزایش یافت، اما ارزش دلاری آن ۵.۷۸ درصد کاهش داشت.
این تفاوت میان رشد وزنی و کاهش ارزش صادرات، ضرورت توجه به ترکیب کالاهای صادراتی، ارزش افزوده محصولات و شرایط فروش در بازارهای خارجی را برجسته میکند. افزایش حجم صادرات بهتنهایی نمیتواند بیانگر بهبود عملکرد تجاری باشد؛ بهویژه اگر ارزش فروش کاهش یابد یا صادرکنندگان برای حفظ بازارهای خود ناچار به پذیرش شرایط دشوارتر شوند.
از سوی دیگر، تمرکز بخشی از صادرات ایران بر تعداد محدودی از بازارها، اهمیت تنوعبخشی به مقاصد صادراتی را نشان میدهد. بر اساس آمار منتشرشده برای این دوره، چین با سهم ۲۴.۷۶ درصدی و عراق با سهم ۱۷.۹۳ درصدی از ارزش صادرات غیرنفتی، در میان مقاصد اصلی صادرات ایران قرار داشتند.
مجموع سهم این دو کشور حدود ۴۲.۷ درصد بود.
حفظ بازارهای اصلی همچنان اهمیت دارد، اما اتکای زیاد به تعداد محدودی از مقاصد میتواند آسیبپذیری صادرات را در برابر تغییرات سیاسی، محدودیتهای تجاری و اختلال در مسیرهای حملونقل افزایش دهد اتکای زیاد به تعداد محدودی از مقاصد میتواند آسیبپذیری صادرات را در برابر تغییرات سیاسی، محدودیتهای تجاری و اختلال در مسیرهای حملونقل افزایش دهد. از این رو، توسعه بازارهای جدید باید در کنار تقویت روابط تجاری با شرکای فعلی دنبال شود.
در پنجماهه نخست سال ۱۴۰۵ نیز آمارهای اعلامشده از کاهش ارزش مبادلات حکایت داشت. بر اساس آمار منتشرشده درباره این دوره، ارزش صادرات غیرنفتی حدود ۱۵ میلیارد دلار و ارزش واردات حدود ۱۷ میلیارد دلار اعلام شد.
این ارقام در مقایسه با مدت مشابه سال قبل، بهترتیب کاهش ۲۸.۲ و ۲۶.۱ درصدی را نشان میدادند.
این ارقام ضرورت بررسی همزمان وضعیت تولید، بازارهای هدف، هزینههای تجارت و سیاستهای ارزی را برجسته میکند. البته برای ارزیابی دقیق عملکرد صادرات، باید بازه زمانی آمار، مبنای مقایسه و ترکیب کالاهای صادراتی نیز در نظر گرفته شود.
صادرات بدون تولید پایدار ممکن نیست
بخشی از موانع صادراتی، پیش از مرحله فروش و حتی پیش از آمادهشدن کالا برای ارسال به بازار خارجی شکل میگیرد. محدودیت سرمایه در گردش، دشواری تأمین مواد اولیه، هزینههای تولید و اختلال در زیرساختهای انرژی میتواند توان بنگاهها را برای اجرای بهموقع سفارشهای صادراتی کاهش دهد.
علی نقیب با اشاره به مشکلات واردات مواد اولیه و ترخیص کالا، بر ضرورت تسریع در فرایندهای اداری و هماهنگی میان دستگاهها تأکید کرده است. این مسئله بهویژه برای واحدهایی اهمیت دارد که مواد اولیه آنها وارداتی است و هرگونه تأخیر در تأمین یا ترخیص میتواند برنامه تولید و تحویل سفارش را مختل کند.
محمد خاکی نیز تأمین سرمایه در گردش، کاهش هزینههای لجستیکی، تسهیل فرایندهای مرتبط با مالیات بر ارزش افزوده و تقویت بیمه و ضمانت صادرات را از جمله محورهای مورد توجه برای حمایت از صادرکنندگان دانسته است. اگر بنگاه نتواند منابع مالی لازم را در اختیار داشته باشد یا هزینههای تولید و حملونقل آن بیش از توان رقابتیاش افزایش یابد، حتی وجود بازار مناسب نیز لزوماً به صادرات پایدار منجر نخواهد شد.
از سوی دیگر، پرهام رضایی به ناترازی انرژی و آثار آن بر فعالیت بنگاهها اشاره کرده است. محدودیت در تأمین انرژی میتواند میزان تولید را کاهش دهد، هزینهها را بالا ببرد و اجرای تعهدات زمانی در برابر خریداران خارجی را دشوار کند؛ موضوعی که در بلندمدت بر اعتبار تجاری شرکتهای ایرانی اثر میگذارد محدودیت در تأمین انرژی میتواند میزان تولید را کاهش دهد، هزینهها را بالا ببرد و اجرای تعهدات زمانی در برابر خریداران خارجی را دشوار کند؛ موضوعی که در بلندمدت بر اعتبار تجاری شرکتهای ایرانی اثر میگذارد.
در چنین شرایطی، سیاست حمایت از صادرات باید با سیاستهای تولید، تأمین مالی، انرژی و حملونقل هماهنگ باشد. نمیتوان از بنگاه انتظار داشت در بازارهای خارجی با تولیدکنندگان رقیب رقابت کند، اما در داخل با تأمین نامطمئن مواد اولیه، کمبود نقدینگی یا هزینههای پیشبینیناپذیر روبهرو باشد.
از فروش مقطعی تا ساختن بازارهای ماندگار
حضور موفق در بازارهای خارجی تنها به فروش یک محموله یا یافتن یک خریدار محدود نمیشود. حفظ بازار، ایجاد اعتماد، استمرار تأمین و شناخت نیازهای مشتریان، به برنامهریزی بلندمدت و شبکهای از خدمات تجاری نیاز دارد.
آزاد برتنی، رایزن بازرگانی ایران در اربیل، در گفتوگو با مهر با اشاره به شرایط ناشی از جنگ و محدودیتهای حملونقل، تجارت و زنجیره تأمین، بر اهمیت حفظ بازارهای موجود و توسعه بازارهای جدید تأکید کرده است. از نگاه او، کیفیت محصول، استمرار عرضه، بستهبندی مناسب، خدمات پس از فروش و برخورداری از شبکه توزیع مؤثر، در تثبیت جایگاه کالاهای ایرانی نقش مهمی دارند.
این موضوع در بازارهای منطقهای نیز اهمیت دارد؛ بازارهایی که نزدیکی جغرافیایی و ظرفیتهای تجاری آنها میتواند فرصت مناسبی برای بنگاههای ایرانی ایجاد کند، اما بهرهگیری از این فرصتها به شناخت دقیق بازار، رعایت استانداردها و حضور مستمر نیازمند است.
شهلا عموری نیز بر اهمیت هوشمندی بازار، کاهش هزینه و زمان تجارت و توسعه خدمات مشترک برای بنگاههای کوچک و متوسط تأکید کرده است. بنگاههای کوچک معمولاً منابع کافی برای ایجاد شبکه مستقل بازاریابی، حضور مستمر در نمایشگاههای خارجی یا راهاندازی زیرساختهای توزیع ندارند.
از این رو، ارائه خدمات مشترک و تخصصی میتواند هزینه ورود آنها به بازارهای خارجی را کاهش دهد.
در این میان، دیپلماسی اقتصادی و مشارکت بخش خصوصی در شناسایی فرصتهای تجاری نیز اهمیت دارد. توسعه بازارهای صادراتی زمانی اثربخش خواهد بود که اطلاعات مربوط به تقاضای واقعی، مقررات وارداتی کشورهای هدف، استانداردهای مورد نیاز و مسیرهای توزیع در اختیار بنگاهها قرار گیرد.
تنوعبخشی به بازارهای هدف نیز یکی از موضوعات مورد تأکید فعالان اقتصادی است. تمرکز بیش از اندازه بر تعداد محدودی از بازارها میتواند آسیبپذیری صادرات را در برابر تغییرات سیاسی، محدودیتهای تجاری یا اختلالات حملونقل افزایش دهد.
بنابراین، توسعه بازارهای جدید باید در کنار حفظ و تقویت بازارهای فعلی دنبال شود.
صادرات ارزشافزودهمحور؛ عبور از ظرفیت بالقوه به درآمد پایدار
یکی دیگر از محورهای مطرحشده در گفتگوهای مهر، ضرورت حرکت از صادرات مواد خام و محصولات کمفرآوریشده به سمت کالاهایی با ارزش افزوده بالاتر است. برخورداری از منابع طبیعی، ظرفیت کشاورزی و توان تولید صنعتی بهتنهایی مزیت پایدار ایجاد نمیکند؛ این ظرفیتها زمانی به درآمد بیشتر و ماندگاری در بازار تبدیل میشوند که با فرآوری، فناوری، بستهبندی، استانداردسازی و برندسازی همراه باشند.
امیر یوسفی، نایبرئیس کمیسیون صنایع غذایی اتاق ایران و رئیس اتاق بازرگانی گرگان، بر ضرورت تبدیل ظرفیتهای تولیدی به مزیت تجاری تأکید کرده است. از نگاه او، کیفیت محصول، فرآوری، بستهبندی، برند و خدمات تکمیلی میتوانند جایگاه کالاهای ایرانی را در بازارهای هدف تقویت کنند کیفیت محصول، فرآوری، بستهبندی، برند و خدمات تکمیلی میتوانند جایگاه کالاهای ایرانی را در بازارهای هدف تقویت کنند.
در این رویکرد، توسعه صادرات نباید صرفاً بر افزایش حجم کالاهای خروجی متمرکز باشد، بلکه ارزش اقتصادی ایجادشده، میزان اشتغال، قابلیت رقابت در بازارهای بینالمللی و امکان تداوم فروش نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
محمود بازاری نیز بر ضرورت اولویتبندی کالاها و بازارها بر اساس معیارهایی مانند ارزش افزوده، ارزآوری، اشتغال، رقابتپذیری و قابلیت توسعه تأکید کرده است. بر این اساس، سیاستگذار باید میان بخشها و محصولاتی که امکان رشد صادراتی بیشتری دارند، تمایز قائل شود و حمایتها را متناسب با ظرفیت و نیاز واقعی آنها تنظیم کند.
چنین رویکردی میتواند منابع محدود حمایتی را به سمت فعالیتهایی هدایت کند که علاوه بر ایجاد درآمد ارزی، به توسعه زنجیره ارزش داخلی و تقویت توان رقابتی بنگاهها منجر میشوند. در مقابل، سیاستهای یکسان برای همه کالاها و بازارها ممکن است بدون توجه به تفاوت ظرفیتها، هزینههای غیرضروری ایجاد کند.
مطالبه مشترک بخش خصوصی؛ تصمیمسازی به جای بخشنامهمحوری
مرور دیدگاههای فعالان اقتصادی نشان میدهد که بخش مهمی از مطالبات آنها به شیوه تصمیمگیری درباره تجارت خارجی بازمیگردد. از نگاه این فعالان، سیاستگذاری صادراتی زمانی موفق خواهد بود که بر پایه اطلاعات دقیق، گفتوگو با بخش خصوصی و ارزیابی آثار تصمیمات بر فعالیت بنگاهها شکل بگیرد.
محمود بازاری، کارشناس ارشد تجارت خارجی، با تأکید بر ضرورت ارزیابی عملکرد سیاستهای صادراتی، هشت محور را برای یک برنامه ملی صادراتی مطرح کرده است: بازطراحی حکمرانی ارزی، ایجاد ثبات در مقررات، کاهش هزینه و زمان تجارت، تأمین مالی و پوشش ریسک صادرات، توسعه بازار بر اساس تقاضای واقعی، حمایت از شرکتهای مدیریت صادرات، حرکت به سمت ارزش افزوده بالاتر و پاسخگو کردن دستگاههای متولی با شاخصهای قابل سنجش.
این محورها نشان میدهد که حمایت از صادرات تنها با ارائه مشوقهای مقطعی محقق نمیشود. وجود سازوکار مشخص برای پایش موانع، تعیین مسئولیت دستگاهها، سنجش نتایج و اصلاح سیاستهای ناکارآمد، میتواند به بهبود فضای فعالیت صادرکنندگان کمک کند وجود سازوکار مشخص برای پایش موانع، تعیین مسئولیت دستگاهها، سنجش نتایج و اصلاح سیاستهای ناکارآمد، میتواند به بهبود فضای فعالیت صادرکنندگان کمک کند.
غفراللهی نیز بر ضرورت نقشآفرینی مؤثر سازمان توسعه تجارت و تفکیک وظایف تولیدکننده و صادرکننده تأکید کرده است. در این زمینه، شرکتهای مدیریت صادرات میتوانند با بر عهده گرفتن بخشی از فعالیتهای تخصصی بازاریابی، مذاکره، توزیع و توسعه بازار، به بنگاههایی کمک کنند که بهتنهایی توان ایجاد چنین ساختاری را ندارند.
حمایت از این شرکتها، بهویژه در کنار ارائه خدمات مشترک به بنگاههای کوچک و متوسط، میتواند به حرفهایتر شدن فرایند صادرات کمک کند. در عین حال، مشارکت بخش خصوصی در تصمیمسازی باید از سطح مشورتهای موردی فراتر برود و به سازوکاری مستمر برای شناسایی، اولویتبندی و رفع موانع تبدیل شود.
روز ملی صادرات؛ فرصتی برای تغییر رویکرد
روز ملی صادرات میتواند فرصتی برای ارزیابی عملکرد سیاستهای تجاری و بازنگری در موانعی باشد که فعالان اقتصادی طی سالهای گذشته بارها به آنها اشاره کردهاند. اهمیت این روز تنها در تجلیل از صادرکنندگان خلاصه نمیشود، بلکه میتواند زمینهای برای بررسی میزان تحقق اهداف صادراتی و سنجش اثربخشی حمایتهای دولتی فراهم کند.
برآیند گفتگوهای با فعالان اقتصادی نشان میدهد که مسائل صادرات کشور به یک عامل محدود نیست. تحریمها و دشواریهای نقلوانتقال پول در کنار بیثباتی مقررات، مشکلات ارزی، هزینههای تولید و لجستیک، محدودیت تأمین مالی و ضعف زیرساختهای توسعه بازار، مجموعهای از موانع بههمپیوسته را شکل دادهاند.
به همین دلیل، رفع موانع صادرات نیازمند مجموعهای از اقدامات هماهنگ است؛ از ایجاد ثبات و پیشبینیپذیری در مقررات و اصلاح سازوکارهای ارزی گرفته تا تسهیل ترخیص کالا، تأمین سرمایه در گردش، توسعه خدمات تخصصی صادرات، بهبود زیرساختهای حملونقل و تقویت دیپلماسی اقتصادی.
بر این اساس، صادرات پایدار زمانی محقق میشود که سیاستگذار به جای افزودن موانع اداری، مسیر رقابت را هموار کند و صادرکننده بتواند با اطمینان از قواعد بازی، برای تولید، فروش و ماندگاری در بازارهای خارجی برنامهریزی کند. در شرایطی که حفظ ظرفیتهای تولیدی و تقویت درآمدهای ارزی اهمیت بیشتری یافته است، توجه به این مطالبات و تبدیل آنها به برنامهای عملیاتی و قابل ارزیابی، ضرورتی برای سیاستگذاری اقتصادی کشور به شمار میرود.
در شرایط تحریم و محدودیتهای دریایی، صیانت از صادرات مستلزم تدابیر عملیاتی است.
رئیس سازمان توسعه تجارت با انتقاد از موانع مقرراتی گفت: صادرات روزانه 1 میلیارد دلاری دور از دسترس نیست.
روابط اقتصادی ایران و جمهوری آذربایجان با وجود ظرفیتها در تجارت، ترانزیت و سرمایهگذاری مشترک، هنوز با چالشهای گمرکی و مرزی روبهروست؛ چالشهایی که توسعه مبادلات دو کشور را محدود کرده است.
زنجان- استان زنجان باظرفیت سالانه حدود ۶۰ هزار تن تولید نخ، یکی از قطبهای این صنعت است؛ ظرفیتی که با تکمیل زنجیره تولید پوشاک، میتواند به افزایش ارزش افزوده و ایجاد اشتغال پایدار منجر شود.
معاون اجرایی رئیسجمهور از صادرات محصولات دامی و پروتئینی در شرایط جنگی خبر داد و بر حمایت از تولید تأکید کرد.
رئیس دبیرخانه موافقتنامه تجارت آزاد ایران و اوراسیا از رشد 22 درصدی تجارت دو طرف در سال 2025 خبر داد.
طرح سهفوریتی اقتصاد مقاومتی در ۲۴ ماده، با محوریت تثبیت نرخ ارز، اصلاح نظام بانکی و حمایت از تولید داخلی، در سامانه مجلس شورای اسلامی بارگذاری شد.
رئیس انجمن خرما خواستار اصلاح فوری مقررات صادراتی و حذف سقف کارت بازرگانی برای صادرات خرما شد.
رئیس سازمان توسعه تجارت از رتبهبندی شرکتهای مدیریت صادرات و اجرای شاخص آمادگی صادراتی خبر داد.
محدودیت ترازنامهای بانکها،ضرورت تفکیک انقباض نقدینگی ازهدایت هدفمند اعتبار برای حفظ سرمایه درگردش راجدی کرد.
کرمان- در حالی که ارزآوری و تولید در راستای صادرات یکی از نیازهای جدی کشور محسوب میشود، اما محدودیت های صادراتی سد راه خرماداران شرق کرمان شده است.
رئیس اداره بندر و دریانوردی دیر گفت: روزانه حدود 70 کانتینر کالا از این بندر به مقصد قطر صادر میشود.
اختلال در تنگه هرمز با تهدید عرضه کود شیمیایی، هزینه تولید غذا و خطر ناامنی غذایی را افزایش داد.
نگهداشت تولید، مدیریت صادرات و اصلاح ناترازیها، مأموریتهای دشوار نفت است که تنها با فرماندهی تخصصی و اشراف کامل بر این حوزه میسر میشود.
وزن تجارت خارجی ایران در 6 ماه نخست سال 34 درصد کاهش یافت؛ مسیرهای جایگزین فعال ماندند.
قوانین جدید اروپا و رقابت سنگین چین، ترکیه را در صادرات عظیم 40 میلیارد دلاری خود با چالش روبرو میکند.
رئیس سازمان جهاد کشاورزی خراسان شمالی از رشد 127 درصدی تولید گندم در استان خبر داد.