
چگونه تزریق درآمدهای نفتی به تقویت نرخ ارز واقعی، تضعیف رقابتپذیری صنعت و کشاورزی و تورم مزمن میانجامد؟
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، رضا احسانی __ بیماری هلندی به پدیدهای گفته میشود که در آن یک رونق بزرگ در یک بخش خاص صادراتی (معمولاً منابع طبیعی مانند نفت، گاز یا معدن، یا ورود ناگهانی ارز خارجی) بطور غیرمستقیم به ضعیف شدن بخشهای تولیدی دیگر مانند صنعت و کشاورزی منجر میشود.
بیشتر بخوانید آینه نبض متلاطم اقتصاد آمریکا در بازده اوراق 30ساله نسخه مندرس «اجماع واشنگتن»؛ کعبه آمال سیاستهای اقتصاد کلان در ایران
بیشتر بخوانید
نام این پدیده از تجربه هلند پس از کشف گاز در میدان گرونینگن در دهه 1960 گرفته شده است، که افزایش صادرات گاز و ورود ارز، به تقویت پول ملی و از دست رفتن رقابتپذیری صنایع دیگر انجامید.
مکانیزم شکلگیری
مکانیزم اصلی این پدیده چنین است که نخست یک رونق منبع یا ورود ارز رخ میدهد، سپس عرضه ارز در اقتصاد افزایش مییابد و کشور به ارز خارجی بیشتری دسترسی پیدا میکند. در ادامه، اگر نرخ ارز مدیریت شود، فشار برای تقویت اسمی پول ملی ایجاد میشود و اگر بانک مرکزی برای حفظ نرخ ارز، پول داخلی تزریق کند، تورم بالا میرود.
در هر دو حالت، نرخ ارز واقعی تقویت میشود؛ یعنی کالاهای داخلی نسبت به کالاهای خارجی گرانتر و واردات ارزانتر میشود. نتیجه تقویت پول ملی این است که «بخشهای قابل مبادله» در صنعت و کشاورزی قدرت رقابت خود را با کالاهای خارجی از دست میدهند، در حالی که بخشهای غیرقابل مبادله مانند خدمات، ساختمان و مسکن به دلیل افزایش درآمد و تقاضا رونق میگیرند.
بنابراین نیروی کار و سرمایه از بخشهای قابل مبادله به بخش منبع و بخش غیرقابل مبادله منتقل میشود و اقتصاد به منبع طبیعی وابستهتر میشود. این فرآیند در ادبیات اقتصادی با دو اثر کلاسیک توضیح داده میشود: اثر جابجایی منابع که به انتقال منابع از بخشهای قابل مبادله به بخش منبع و غیرقابل مبادله اشاره دارد، و اثر هزینهکرد که به افزایش تقاضای کل، بالا رفتن قیمتهای غیرقابل مبادله و تقویت بیشتر نرخ ارز واقعی اشاره میکند.
نشانهها و نمونههای کلاسیک
نشانههای بیماری هلندی را میتوان در رشد سهم نفت و معدن در اقتصاد و صادرات، کاهش سهم صنعت و کشاورزی از تولید و اشتغال، افزایش واردات کالاهای مصرفی و واسطهای، کاهش صادرات غیرنفتی، رونق مسکن و خدمات و بازارهای دارایی، تورم مزمن، رانت، فساد و ضعف نهادی، و وابستگی شدید بودجه دولت به درآمد منابع مشاهده کرد.
نمونههای کلاسیک این پدیده عبارتاند از هلند پس از کشف گاز گرونینگن، عربستان، نیجریه، ونزوئلا و روسیه که وابستگی شدیدی به نفت دارند، شیلی که در مورد مس مدیریت نسبتاً بهتری داشته، و نروژ که با ایجاد صندوق ثروت ملی و قاعده مالی توانست تا حد زیادی از بیماری هلندی جلوگیری کند. باید توجه داشت که بیماری هلندی با نفرین منابع یکی نیست.
بیماری هلندی یک مکانیزم اقتصادی است که از رونق منبع به تقویت نرخ ارز واقعی و تضعیف تولید میرسد، اما نفرین منابع مفهومی گستردهتر و نهادی است که وابستگی به منابع میتواند به ضعف نهادها، فساد، استبداد و حتی جنگ داخلی منجر شود. بیماری هلندی یکی از کانالهای ممکن برای تحقق نفرین منابع است.
بیماری هلندی در ایران
درباره ایران باید گفت که ایران یکی از مستعدترین کشورهای جهان برای بیماری هلندی است و در واقع یکی از نمونههای کلاسیک این پدیده محسوب میشود. دلیل اصلی این است که اقتصاد ایران بهشدت به درآمدهای نفتی وابسته است.
در دورههای افزایش قیمت نفت، درآمد ارزی دولت بهسرعت بالا میرود و این درآمد از طریق بودجه دولت، بانک مرکزی و شبکه بانکی به اقتصاد تزریق میشود. نتیجه این تزریق، افزایش نقدینگی، تورم بالا، تقویت نرخ ارز واقعی و افزایش قدرت خرید ارزی است.
در چنین شرایطی، واردات کالاهای مصرفی و واسطهای ارزانتر میشود و صنعت و کشاورزی داخلی در برابر این واردات آسیب میبینند. همزمان، بخش مسکن، خدمات و بازارهای دارایی مانند طلا، ارز و بورس رونق میگیرند، زیرا درآمدهای نفتی و انتظارات تورمی، تقاضا را به سمت داراییهای غیرقابل مبادله و مصون از تورم سوق میدهد.
این همان اثر هزینهکرد و اثر جابجایی منابع است که در ایران بهوضوح قابل مشاهده است. صادرات غیرنفتی ضعیف میشود، وابستگی بودجه به نفت بیشتر میشود، رانت ارزی و فساد گسترش مییابد و اقتصاد به یک چرخه رونق و رکود نفتی گرفتار میشود.
نکته مهم این است که در ایران، بیماری هلندی نه فقط از مسیر ورود سرمایه خارجی، بلکه عمدتاً از مسیر درآمدهای نفتی دولت عمل میکند. دولت به عنوان بزرگترین دریافتکننده رانت نفتی، این درآمد را به اقتصاد تزریق میکند و بانک مرکزی برای مدیریت نرخ ارز و تأمین مالی کسری بودجه، ناچار به تزریق پول داخلی میشود.
این فرآیند به تورم مزمن و تقویت واقعی پول ملی منجر میشود.
حتی در دورههایی که نرخ ارز اسمی افزایش مییابد، اگر تورم داخلی بیشتر از تورم خارجی باشد، نرخ ارز واقعی همچنان تقویت میشود و رقابتپذیری صنعت و کشاورزی کاهش مییابد. تحریمها نیز شکل بیماری هلندی در ایران را تغییر دادهاند، اما آن را حذف نکردهاند.
تحریمها دسترسی به سرمایه خارجی و فناوری را محدود میکنند، اما درآمدهای نفتی همچنان جریان دارند و از طریق کانالهای غیررسمی، بازارهای چندنرخی ارز و رانتهای توزیعی، اثر خود را بر اقتصاد میگذارند. در چنین شرایطی، به جای تقویت اسمی پول ملی، شاهد جهشهای مکرر نرخ ارز، تورم بالا، رکود در بخشهای تولیدی و رونق در بخشهای غیرمولد هستیم.
این وضعیت را میتوان بیماری هلندی تحریمی یا بیماری هلندی با کنترل سرمایه نامید که در آن، مکانیزم کلاسیک با تورم و چندنرخی ارز جایگزین تقویت اسمی پول ملی میشود.
کنترل بیماری هلندی
برای مقابله با بیماری هلندی، سیاستهای متعددی پیشنهاد شده است. ایجاد صندوق ثروت ملی و قاعده برداشت پایدار، مانند تجربه نروژ، یکی از مؤثرترین راههاست.
قاعده مالی که مخارج دولت را به درآمدهای پایدار و غیرنفتی محدود میکند، میتواند از تزریق بیرویه درآمد نفتی به اقتصاد جلوگیری کند. استریلیزاسیون یا خنثی کردن اثر تزریق ارز، از طریق فروش اوراق و جمعآوری نقدینگی، میتواند فشار تورمی را کاهش دهد.
نرخ ارز شناور مدیریتشده به جای نرخ ارز ثابت یا چندنرخی، میتواند از تقویت بیشازحد واقعی پول ملی جلوگیری کند. تنوع صادرات و سرمایهگذاری در بهرهوری صنعت و کشاورزی، به کاهش وابستگی به منبع کمک میکند.
مالیاتگیری از رانت منابع و تقویت نهادهای شفاف، از شکلگیری رانت و فساد جلوگیری میکند. در ایران، تجربه صندوق توسعه ملی نشان داد که بدون قاعده مالی الزامآور و نظارت نهادی، این صندوق نیز میتواند به منبعی برای برداشتهای دولت تبدیل شود و اثر بازدارنده خود را از دست بدهد.
همچنین، سیاستهای آزادسازی نرخ ارز و یکسانسازی نرخها، اگر بدون انضباط مالی، کنترل تورم و تقویت نهادهای نظارتی اجرا شوند، میتوانند به جای کاهش رانت، به جهش قیمتها، فشار بر اقشار کمدرآمد و تعمیق رکود منجر شوند.
در بازار قیمت طلای 18عیار 26میلیون و 194هزار تومان و قیمت سکه طرح جدید 266میلیون و 400هزار تومان شد.
طرح سهفوریتی اقتصاد مقاومتی در ۲۴ ماده، با محوریت تثبیت نرخ ارز، اصلاح نظام بانکی و حمایت از تولید داخلی، در سامانه مجلس شورای اسلامی بارگذاری شد.
سازوکار جدید نظارت مجلس در حوزه ارز و تورم ایجاد گردد.
در بازار قیمت طلای 18عیار 25 میلیون و 606 هزار تومان و قیمت سکه طرح جدید 258 میلیون تومان شد.
سیاستگذار پولی اگرچه با مهار شکاف نقدینگی ۵۱ درصدی مانع سرریز شوکهای منطقهای به ابرتورم شد، اما تداوم ثبات نیازمند نظارت فعال بر بازار ارز است.
محدودیت تتر میتواند نوسان ارز را مهار کند، اما آیا بدون کنترل ریشههای تورم، دلار آرام میگیرد؟
در بازار قیمت طلای 18عیار 26 میلیون و 104 هزار تومان و قیمت سکه طرح جدید 265 میلیون تومان شد.
اگر اصلاح ارز قرار بود بخشی از فشار مالی دولت را کاهش دهد، منابع حاصل دقیقاً کجا منعکس شدند؟
در بازار قیمت طلای 18عیار 26 میلیون و 550 هزار تومان و قیمت سکه طرح جدید 269 میلیون و 300 هزار تومان شد.
مجلس باید سازوکاری پیاده کند که برعملکرد بانک مرکزی به عنوان کنترلکننده نرخ ارز نظارت مستقیم ومؤثر داشته باشد
صعود شاخص کل بورس به 8 میلیون واحد، بازتابی از رشد تورم و افزایش نرخ ارز در اقتصاد کشور است.
در بازار قیمت طلای 18عیار 26 میلیون و 400 هزار تومان و قیمت سکه طرح جدید 268 میلیون و 900 هزار تومان شد.
در بازار قیمت طلای 18عیار 26 میلیون و 298 هزار تومان و قیمت سکه طرح جدید 267 میلیون و 300 هزار تومان شد.
حکمرانی فرایندی مالی ـ پولی لازمه احیای اقتصاد کشور است. اقتصاد ما امروز بیش از آنکه فقط با مسئله «کمبود منابع» مواجه باشد، با مسئله نحوه حکمرانی بر منابع مالی و پولی روبهرو است. ارز، نقدینگی، اعتبار بانکی، درآمدهای نفتی، مالیات، داراییهای دولت و سرمایههای مردم، هرکدام بخشی از ظرفیت اقتصادی کشورند؛ چنانچه این منابع در یک نظام هماهنگ و هدفمند مدیریت نشوند، حتی سیاستهای درست اقتصادی نیز ممکن است آثار مورد انتظار خود را از دست بدهند. از این نظر، سوالی که مطرح است این است که نظام مالی و پولی کشور قادر است از سیاستهای اقتصادی حمایت کند، بدون آنکه خود به منشأ بیثباتی تبدیل شود؟ این پرسش، نقطه آغاز بحث «حکمرانی مالی ـ پولی و اصلاح ناترازیهای دولت و نظام بانکی» است. مسئله فقط کسری بودجه نیست وقتی از اصلاح مالی دولت سخن گفته میشود، نباید مسئله را به کاهش یک رقم در بودجه تقلیل داد. مسئله اصلی، ایجاد تعادل میان درآمدهای پایدار، هزینههای پایدار، سرمایهگذاری عمومی و تعهدات دولت است. اگر هزینههای مستمر دولت از درآمدهای پایدار آن بیشتر باشد، شکاف مالی ایجاد میشود. این شکاف باید به نحوی تأمین شود. اگر تأمین مالی آن بهگونهای باشد که مستقیم یا غیرمستقیم فشار بر پایه پولی، نقدینگی و شبکه بانکی ایجاد کند، مسئله مالی به مسئله پولی تبدیل میشود و در نهایت میتواند به تورم و کاهش قدرت خرید مردم منتقل شود. افزایش تأمین مالی کسری بودجه در کنار تشدید فشارهای تورمی باید مورد درمان قرارگیرد اصلاحات مالی و پولی و اصلاح نظام بانکی توسط بانک مرکزی باید مورد توجه ویژه قرار گیرد. کسری بودجه نباید بهصورت مزمن به کسری پول و سپس به کاهش قدرت خرید مردم تبدیل شود.
ارز کافی در اختیار داریم و بانک مرکزی برای کنترل تورم و ثبات بازار ارز برنامه دارد.
سه ماه از آغاز ثبتنام حج ۱۴۰۶ گذشته اما مبلغ این سفر معنوی هنوز مشخص نشده است و سازمان حج و زیارت میگوید که پس از تعیین نرخ ارز، مبلغ علیالحساب اعلام میشود.
نایب رئیس کمیسیون اصل 90 مجلس، با انتقاد از مطرح شدن واردات لوازم خانگی در شرایط محدودیت منابع ارزی، گفت: در شرایط جنگ اقتصادی باید مشخص شود ارز کشور با چه اولویتی تخصیص مییابد و چرا باید واردات محصول نهایی دارای مشابه داخلی در اولویت قرار گیرد.