
جیشالظلم با حمایت خارجی و ناامنی مرزهای شرقی، تهدیدی علیه امنیت ایران است.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، جیشالظلم یکی از تهدیدهای تروریستی علیه امنیت ملی ایران در مرزهای جنوب شرقی کشور است؛ گروهی که با حمله به نیروهای امنیتی، ایجاد ناامنی و بهرهگیری از مناطق مرزی، امنیت مردم و نیروهای حافظ مرز را هدف قرار داده است. استمرار فعالیت این گروه در جغرافیای مرزی ایران و پاکستان، تنها یک مسئله امنیتی محلی نیست؛ بلکه بخشی از معادله گستردهتری است که در آن تروریسم، مداخله خارجی و ضعف کنترل مرزی کنار یکدیگر قرار میگیرند،
در این معادله، نقش آمریکا و رژیم صهیونیستی در حمایت از جریانهای تروریستی و ضدایرانی، کنار مسئولیت مستقیم پاکستان برای جلوگیری از فعالیت این گروهها از خاک خود، دو محور اساسی تحلیل این موضوع بهشمار میروند. امنیت ایران نمیتواند گروگان گروههای مسلحی باشد که از شکافهای امنیتی مرزها بهره میبرند و با عملیات خشونتآمیز، هزینههای انسانی و امنیتی سنگینی بر کشور تحمیل میکنند.
جیشالظلم؛ بازوی تروریسم علیه امنیت ایران
اقدامات جیشالظلم را باید در چارچوب راهبرد فشار و ناامنسازی علیه ایران بررسی کرد. حمله به نیروهای انتظامی و امنیتی، هدف قرار دادن مواضع مرزی و تداوم عملیات مسلحانه، نشان میدهد که فعالیت این گروه صرفاً به تبلیغات یا تحرکات محدود مرزی خلاصه نمیشود.
عملیات تروریستی این گروه، جان نیروهای حافظ امنیت و شهروندان را تهدید کرده و بر ضرورت مقابله قاطع با زیرساختهای عملیاتی آن افزوده است.
در آوریل 2024، حملات این گروه در جنوب شرق ایران به شهادت نیروهای امنیتی انجامید. گزارشهای بینالمللی نیز فعالیت مسلحانه آن و حضور این تروریستها را در مناطق مرزی پاکستان ثبت کردهاند، این واقعیت، اهمیت جغرافیای فرامرزی فعالیت گروه را برجسته میکند: تروریسمی که در یک سوی مرز عملیات انجام میدهد و از ظرفیتهای جغرافیایی سوی دیگر برای حفظ و بازسازی توان خود بهره میبرد، بدون همکاری مؤثر دو کشور قابل مهار نخواهد بود،
بااینحال، مسئولیت مقابله با این تهدید نباید به نیروهای ایرانی و عملیات داخل خاک ایران محدود بماند. مقابله پایدار مستلزم شناسایی و برچیدن مراکز استقرار، مسیرهای پشتیبانی، شبکههای انتقال سلاح و منابع مالی و ارتباطی این گروه است.
هرگونه خلأ در این حوزه، امکان تداوم فعالیت تروریستی را فراهم میکند و امنیت مرزهای شرقی ایران را در معرض تهدید نگه میدارد.
آمریکا و رژیم صهیونیستی؛ حامیان تروریسم ضدایرانی
تروریسم ضدایرانی را نمیتوان جدا از سیاستهای فشار و تقابل آمریکا و رژیم صهیونیستی با جمهوری اسلامی ایران تحلیل کرد. واشنگتن و تلآویو در چارچوب راهبرد منطقهای خود، از ابزارهای مختلف نظامی، اطلاعاتی، اقتصادی و امنیتی برای تضعیف ایران بهره گرفتهاند.
حمایت از جریانهای مسلح ضدایرانی نیز در همین چارچوب راهبردی قابل فهم است؛ زیرا ناامنسازی مرزها، درگیرکردن مستمر نیروهای امنیتی و تحمیل هزینههای دفاعی، میتواند بدون ورود مستقیم به یک جنگ تمامعیار، فشار بر ایران را افزایش دهد.
جیشالظلم در چنین محیطی فعالیت میکند؛ محیطی که در آن دشمنان ایران از هر شکاف امنیتی برای تضعیف ثبات کشور بهره میگیرند. حمایت خارجی از جریانهای تروریستی، صرفاً به تأمین سلاح محدود نمیشود؛ ایجاد امکان ارتباط، پشتیبانی مالی، انتقال اطلاعات، تبلیغات، تسهیل تحرکات و فراهمکردن بستر فعالیت نیز میتواند بخشی از سازوکار پشتیبانی باشد.
آمریکا و رژیم صهیونیستی با سیاستهای خصمانه خود علیه ایران، مسئولیت سیاسی و راهبردی مهمی در قبال شکلگیری و استمرار فضای بیثباتی در منطقه دارند. در پرونده جیشالظلم نیز مسئله حمایت خارجی باید در چارچوب همین تقابل بررسی شود؛ نه بهعنوان رخدادی جداافتاده از معادلات امنیتی منطقه.
اسناد مربوط به ارتباطات، تأمین منابع و شبکههای پشتیبانی این گروه باید در کانون پیگیریهای اطلاعاتی، امنیتی و رسانهای قرار گیرد تا ابعاد این پیوندها روشنتر شود.
هدف از این تحلیل، نادیدهگرفتن ماهیت و مسئولیت مستقیم عاملان عملیات تروریستی نیست. اعضای جیشالظلم مسئول اقدامات مسلحانه خود هستند؛ اما مقابله با تروریسم زمانی کامل خواهد شد که شبکههای پشتیبان آن نیز هدف قرار گیرند.
برخورد با عاملان میدانی، بدون خشکاندن منابع و زیرساختهای پشتیبانی، خطر بازتولید تهدید را از میان نمیبرد.
پاکستان؛ مسئولیت فراموششده در امنیت مرزهای مشترک
یکی از مهمترین ابعاد فعالیت جیشالظلم، استفاده این گروه از جغرافیای مرزی ایران و پاکستان است. طولانیبودن مرز و دشواری کنترل برخی مناطق، واقعیتی انکارناپذیر است؛ اما این شرایط، مسئولیت دولت پاکستان را برای جلوگیری از فعالیت گروههای مسلح علیه کشور همسایه از بین نمیبرد.
اصل روشن است: خاک هیچ کشوری نباید به پناهگاه، محل سازماندهی یا عقبه عملیاتی گروههایی تبدیل شود که امنیت کشور همسایه را هدف قرار میدهند. اگر یک گروه تروریستی بتواند در یک سوی مرز مستقر شود، در سوی دیگر حمله کند و پس از عملیات از دسترس نیروهای امنیتی خارج شود، سازوکارهای کنترل و همکاری مرزی با یک ناکامی جدی روبهرو هستند.
حوادث ژانویه 2024 و حملات متقابل ایران و پاکستان، عمق این بحران را آشکار کرد. ایران مواضعی را که مرتبط با جیشالظلم معرفی کرد در خاک پاکستان هدف قرار داد و پاکستان نیز دو روز بعد حملاتی را در خاک ایران انجام داد.
این رویدادها تنش دیپلماتیک میان دو کشور را افزایش داد و نشان داد که استمرار فعالیت گروههای مسلح در مناطق مرزی میتواند روابط دوجانبه را با پیامدهای جدی روبهرو کند.
مسئله اصلی در ارزیابی عملکرد پاکستان، نه تعداد دیدارهای رسمی و بیانیههای مشترک، بلکه نتیجه اقدامات امنیتی است. آیا اسلامآباد توانسته است مانع استفاده گروههای تروریستی از خاک خود علیه ایران شود؟
آیا زیرساختهای عملیاتی این گروهها برچیده شدهاند؟ آیا همکاریهای امنیتی به کاهش پایدار حملات منجر شدهاند؟
تداوم تهدیدهای مرزی، ضرورت پاسخگویی روشن پاکستان به این پرسشها را برجسته میکند. همکاری امنیتی زمانی معنا دارد که به اقدام عملی، شناسایی شبکههای تروریستی، جلوگیری از تحرکات مسلحانه و قطع مسیرهای پشتیبانی منجر شود.
امنیت مرزهای ایران نمیتواند به وعدههای تکراری یا توافقهایی محدود بماند که اثر آنها در میدان قابل مشاهده نیست.
ناامنی مرزی؛ فرصتی برای راهبرد فشار علیه ایران
عملیات تروریستی در مناطق مرزی، پیامدهایی فراتر از تلفات مستقیم دارد، چنین حملاتی نیروهای امنیتی را درگیر مقابلهای مستمر میکند، هزینههای حفاظت از مرزها را افزایش میدهد، فعالیت اقتصادی و اجتماعی مناطق مرزی را تحتتأثیر قرار میدهد و زمینه تبلیغات ضدایرانی را فراهم میسازد،
از این منظر، استمرار فعالیت جیشالظلم میتواند به ابزاری برای فرسایش توان امنیتی ایران تبدیل شود. هرچه امکان استقرار، تجدید سازمان و پشتیبانی این گروه بیشتر باقی بماند، ظرفیت آن برای تکرار عملیات نیز حفظ خواهد شد، به همین دلیل، مقابله با این تهدید باید همزمان در سه سطح دنبال شود: برخورد با عاملان تروریستی، قطع شبکههای پشتیبانی و واداشتن پاکستان به انجام مسئولیتهای امنیتی خود.
در سطح منطقهای نیز مقابله با تروریسم نیازمند جلوگیری از بهرهبرداری بازیگران خارجی از اختلافات، شکافهای امنیتی و ضعف کنترل مرزی است. آمریکا و رژیم صهیونیستی با سیاستهای خصمانه علیه ایران، در شکلگیری محیط تقابلی منطقه نقش دارند؛ ازاینرو، مقابله با تهدیدهای تروریستی باید کنار بررسی و پیگیری شبکههای خارجی پشتیبان آنها دنبال شود.
در عین حال، مقابله با جیشالظلم نباید به مردم بلوچ یا ساکنان مناطق مرزی تعمیم داده شود. مردم این مناطق خود از قربانیان ناامنی و فعالیت گروههای مسلح هستند.
امنیت پایدار با حمایت از مردم، تقویت توسعه منطقهای و مقابله هدفمند با شبکههای تروریستی به دست میآید، نه با تعمیم مسئولیت اقدامات یک گروه به یک قومیت یا جامعه محلی.
پایاندادن به چرخه تروریسم و ناامنی
پرونده جیشالظلم نشان میدهد که امنیت مرزهای شرقی ایران با برخوردهای مقطعی و اقدامات محدود تأمین نمیشود. مقابله مؤثر با این تهدید، مستلزم برچیدن زیرساختهای عملیاتی گروه، قطع مسیرهای تأمین مالی و تسلیحاتی، شناسایی شبکههای پشتیبان و پیگیری نقش بازیگران خارجی در حمایت از جریانهای ضدایرانی است.
آمریکا و رژیم صهیونیستی بهعنوان دشمنان راهبردی ایران و حامیان جریانهای ضدایرانی، نمیتوانند از پیامدهای سیاستهای بیثباتکننده خود در منطقه جدا دانسته شوند، در همین حال، پاکستان نیز مسئولیت مستقیم دارد که اجازه ندهد خاک این کشور به پایگاهی برای عملیات تروریستی علیه ایران تبدیل شود. تداوم ناامنی مرزی، پرسش جدی درباره کارآمدی اقدامات اسلامآباد و میزان پایبندی آن به تعهدات امنیتیاش ایجاد میکند.
معیار نهایی روشن است: کاهش توان عملیاتی جیشالظلم، جلوگیری از تکرار حملات، برچیدن پناهگاههای امن و قطع مسیرهای پشتیبانی. تا زمانی که این اهداف محقق نشوند، امنیت مرزهای شرقی ایران همچنان با تهدید روبهرو خواهد بود و مسئولیت بازیگران خارجی و دولت پاکستان در قبال این وضعیت، موضوعی اساسی در معادلات امنیتی منطقه باقی میماند.
محمدمهدی دارا
اقتصاد ایران طی 4 دهه اخیر، کم و بیش در تمامی دولتها، مسیر تعدیل ساختاری و اجماع واشنگتن را پیموده است.
جنگ علیه ایران برای ترامپ یک پرونده سیاست خارجی نیست؛این درگیری به آزمونی برای اعتبار وعدههای او، توانایی دولت در مدیریت هزینهها و میزان تحمل آمریکا در برابر یک بحران طولانی تبدیل شده است.
پیروزی در جنگ، فقط به برتری نظامی نیست؛ بلکه به توان ناکام گذاشتن اهداف دشمن و تحمیل هزینههای ادامه جنگ بستگی دارد.
تعدادی از هنرمندان به توهین اخیر وزیر خارجه آمریکا به تاریخ ایران واکنش نشان دادند.
از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانههای آمریکایی، شکست راهبردی به متجاوزان تحمیل شده است.
محمدرضا نوروزپور درباره انتقال روشهای رسانهای راست افراطی به سیاست خارجی آمریکا با بیان اینکه مارکو روبیو در آتن همان فرمولهای دشمنسازی جریان «ماگا» را به مقیاس جهانی برده است، تاکید کرد: این جریان با تقلیل تاریخ شرق و غرب به روایتی از «جنگ خیر و شر»، ایران را تهدیدی وجودی برای تمدن غرب بازنمایی میکند تا تحریمها را به «ضرورتهای ناگزیر» بدل سازد.
بهمن کلباسی با اشاره به تهدیدهای ترامپ علیه تمدن ایران، اظهارات وزیر خارجه آمریکا درباره هخامنشیان را نقد کرد.
سیاستمداران آمریکایی همچنان ازحفظ توان موشکی ایران با وجود حجم گسترده بمبارانها شگفتزدهاند
آمریکا این جنگ را ادامه جنگ با تمدن ایران باستان می داند و این جماعت باسن بوس را هم در حد جاده صافکن میبیند.
اسرائیل مدیریت اپوزیسیون چپ وراست را برعهده دارد و این جریان هیچ تأثیری برآینده ایران ندارد.
واشنگتنپست در مطلبی نوشت که جنگ آمریکا علیه ایران به باتلاقی برای ترامپ تبدیل شده است.
وقتی رژیم اسرائیل، حتی پس از نسلکشی در غزه، خود را «اخلاقیترین ارتش جهان» مینامد، چندان جای شگفتی نیست که وزیر خارجه آمریکا هم ایران را «فرقه مرگ» بنامد.
کریس بروس با اشاره به خسارت پهپادهای ایران به تجهیزات آمریکا، بر تقویت توان دفاعی ایران به این تهدید تاکیدکرد.
حسن احمدیان با اشاره به جنگها و مداخلات آمریکا گفت واشنگتن حق ندارد ایران را به نقض حاکمیت کشورها متهم کند.
سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس با تأکید بر پابرجا بودن شروط هفتگانه ایران در طرح هفتروزه، گفت: این شروط از سوی مراجع عالی نظام تعیین شده و قابل نقض یا تغییر در سطوح مختلف تصمیمگیری نیست.
رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس در واکنش به اظهارات روبیو، تاریخ ایران را در برابر سابقه استعمار آمریکا قرار داد.
بلومبرگ در گزارشی نوشت که برخلاف ادعاهای رئیس دولت تروریستی آمریکا، ایران توانایی موشکی خود را حفظ کرده است.