
گروههای تروریستی از شکافهای اجتماعی و ابهام در مواضع چهرههای اثرگذار برای پیشبرد اهداف خود بهره میبرند؛ در چنین شرایطی،انتظار افکار عمومی محکومیت صریح ترور و دفاع روشن از امنیت مردم است.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، در روزهایی که موجی از اقدامات تروریستی در استان سیستان و بلوچستان، جان شماری از کارکنان نیروهای مسلح و شهروندان را گرفته است، نحوه مواجهه چهرههای اثرگذار با این حوادث به موضوعی فراتر از یک موضعگیری سیاسی تبدیل شده است؛ موضوعی که مستقیماً با مسئولیت اجتماعی، مرزبندی اخلاقی با خشونت و تلاش برای جلوگیری از عادیشدن ناامنی در جنوب شرق کشور ارتباط دارد.
در این میان، آنچه درباره مواضع مولوی عبدالحمید اسماعیلزهی، امام جمعه مسجد مکی زاهدان، مورد پرسش قرار گرفته، نحوه و دامنه واکنش او به مجموعه حوادث تروریستی اخیر و پرهیز از محکومیت صریح همه این اقدامات است. بر اساس مطالب مطرحشده درباره مواضع اخیر وی، پیام تسلیت او به مناسبت شهادت دکتر نصرت افتخاری، معاون فرهنگی فرماندهی انتظامی سیستان و بلوچستان، صادر شده، اما در همان چارچوب، اشاره روشنی به دیگر حوادث، از جمله حمله مسلحانه به کارکنان نیروی زمینی ارتش و ترور ماموستا گرگیچ، دیده نمیشود.
پرسش اصلی این است که چرا در برابر مجموعهای از حوادث که قربانیان آن از میان نیروهای حافظ امنیت، چهرههای دینی و مردم عادی بودهاند، واکنشی جامع و صریح در محکومیت تروریسم و اعلام برائت از عاملان آن شکل نگرفته است؟ این پرسش بهویژه از آن جهت اهمیت دارد که در شرایط حساس امنیتی، مواضع شخصیتهای بانفوذ میتواند بر برداشت عمومی از حوادث و چگونگی مواجهه جامعه با خشونت اثر بگذارد.
البته سکوت بهتنهایی اثباتکننده حمایت از تروریسم نیست؛ اما در محیطی که گروههای مسلح برای گسترش نفوذ خود به دنبال بهرهبرداری از شکافهای اجتماعی و هویتی هستند، فقدان موضعگیری روشن میتواند مرز میان اعتراض اجتماعی و اقدام تروریستی را در افکار عمومی مبهم کند. همین مسئله، ضرورت واکنش مسئولانه و بدون ابهام چهرههای دینی و اجتماعی را دوچندان میسازد.
از شهادت نیروهای امنیتی تا ترور چهرههای دینی؛ چرا محکومیت همه حوادث اهمیت دارد؟
حوادث اخیر سیستان و بلوچستان، صرفاً به یک عملیات یا یک قربانی محدود نبوده است. در کنار شهادت دکتر نصرت افتخاری، گزارشهای و اخبار در خصوص حمله مسلحانه به مینیبوس حامل کارکنان نیروی زمینی ارتش در نیکشهر، تیراندازی به شهروندان در محدوده جکیگور راسک و ترور ماموستا گرگیچ، از چهرههای اهل سنت زاهدان، اشاره دارند.
وجه مشترک این حوادث، هدف قرار گرفتن جان انسانها و برهم خوردن امنیت عمومی است؛ فارغ از اینکه قربانی از کدام نهاد، قومیت یا جریان فکری باشد. از همین رو، محکومیت ترور باید اصلی فراگیر و غیرقابل تفکیک باشد؛ اصلی که نه به وابستگی سیاسی قربانیان محدود شود و نه تحت تأثیر اختلافنظرهای اجتماعی و مذهبی قرار گیرد.
در چنین شرایطی، انتظار از چهرههای دینی و اجتماعی آن است که در کنار ابراز همدردی با خانوادههای قربانیان، درباره ماهیت خشونت و ضرورت مقابله با آن نیز موضعی روشن اتخاذ کنند. صرف ابراز تأسف درباره یک حادثه، هرچند اقدامی قابل توجه است، جایگزین محکومیت جامع اقدامات تروریستی و مرزبندی آشکار با عاملان آن نمیشود.
این موضوع درباره مولوی عبدالحمید نیز صدق میکند. او بهواسطه جایگاه مذهبی و نفوذ اجتماعی خود در بخشی از جامعه سیستان و بلوچستان، از ظرفیت اثرگذاری بر فضای عمومی برخوردار است.
طبیعی است که افکار عمومی از چنین جایگاهی انتظار داشته باشد در برابر ترور نیروهای مسلح، شهروندان و علمای اهل سنت، واکنشی متناسب با ابعاد حوادث نشان داده شود.
با این حال، برای داوری دقیق درباره دامنه مواضع او باید متن کامل اظهارات و بیانیههای منتشرشده در ارتباط با هر حادثه بررسی شود. آنچه در حال حاضر محل بحث است، پرسش درباره کفایت و صراحت واکنشهای مطرحشده و ضرورت اعلام موضع روشن در برابر همه اشکال تروریسم است.
سیمیاری: سکوت در برابر ترور میتواند به عادیشدن ناامنی منجر شود
مرتضی سیمیاری، کارشناس مسائل امنیت منطقه، با تأکید بر مسئولیت چهرههای اثرگذار در قبال تحولات امنیتی سیستان و بلوچستان، اظهار کرد: عبدالحمید اسماعیلزهی بهعنوان یکی از چهرههای اثرگذار در این استان، در قبال تحولات اجتماعی و امنیتی منطقه مسئولیت دارد و نمیتواند در مقاطعی با برخی اظهارنظرها بر فضای اجتماعی تأثیر بگذارد، اما هنگام وقوع اقدامات تروریستی و شهادت افراد، از کنار موضوع عبور کند.
وی با اشاره به شرایط خاص اجتماعی و ادراکی سیستان و بلوچستان افزود: دشمنان و گروههای تروریستی تلاش میکنند با بهرهبرداری از مسائل اجتماعی، بر دامنه اختلافات بیفزایند و از مطالبات و مشکلات اجتماعی برای ایجاد ناامنی سوءاستفاده کنند. به همین دلیل، مرز میان مطالبه اجتماعی و بهرهبرداری تروریستی از آن باید بهدرستی شناخته شود.
این کارشناس مسائل امنیت منطقه ادامه داد: هرگاه اظهارنظرهای نسنجیده به تشدید دوقطبیهای اجتماعی منجر شود، این امکان وجود دارد که یک مسئله اجتماعی از مسیر طبیعی خود خارج شده و به بستری برای سوءاستفاده جریانهای خشونتطلب تبدیل شود. از این منظر، مواضع چهرههای اثرگذار باید به تقویت همبستگی اجتماعی و افزایش ظرفیتهای امنیتی استان و کشور کمک کند، نه اینکه زمینه بهرهبرداری گروههای تروریستی را فراهم آورد.
سیمیاری با تأکید بر ضرورت اتخاذ موضع روشن در برابر خشونت تصریح کرد: انتظار از چهرههای دینی و اجتماعی، بهویژه افرادی که از نفوذ عمومی برخوردارند، این است که در مواجهه با تروریسم موضعی روشن، مسئولانه و بدون ابهام اتخاذ کنند. محکومیت صریح خشونت و دفاع از امنیت مردم، موضوعی فراتر از اختلافنظرهای سیاسی و اجتماعی است و باید بهعنوان یک مسئولیت عمومی مورد توجه قرار گیرد.
وی با اشاره به سکوت برخی چهرههای دینی در برابر حوادث تروریستی اخیر در جنوب شرق کشور گفت: وقتی افرادی از جامعه دینی در برابر اقدامات خشونتآمیز و شهادت اشخاص موضعگیری میکنند، انتظار میرود سایر چهرههای دینی نیز نسبت به چنین حوادثی واکنش نشان دهند.
این کارشناس مسائل امنیت منطقه در عین حال تأکید کرد: سکوت در برابر ترور، بهخودیخود لزوماً به معنای تأیید آن نیست، اما در فضای اجتماعی شکننده میتواند به ابهام در مواضع، تضعیف مرزبندی با خشونت و عادیشدن تدریجی اقدامات تروریستی منجر شود.
سیمیاری با بیان اینکه مقابله با تروریسم صرفاً مأموریتی انتظامی و امنیتی نیست، خاطرنشان کرد: گروههای تروریستی برای تداوم فعالیت خود، علاوه بر ابزارهای عملیاتی، از بسترهای ادراکی و شکافهای اجتماعی نیز بهره میبرند. از همین رو، هرگونه ابهام در مرزبندی با تروریسم میتواند به این گروهها برای پیشبرد اهدافشان فرصت بدهد.
وی نقش علمای اهل سنت و دیگر شخصیتهای مورد اعتماد مردم را در تقویت انسجام اجتماعی مهم دانست و گفت: اگر چهرههای دینی منطقه بتوانند با موضعگیری صریح در برابر ترور، از تشدید دوقطبیها جلوگیری کنند و مطالبات مردم را از اقدامات خشونتآمیز جدا نگه دارند، ظرفیت اجتماعی مهمی برای مقابله با ناامنی شکل خواهد گرفت.
سیمیاری در پایان تأکید کرد: تروریسم نباید به رفتاری عادی در فضای عمومی تبدیل شود و هیچ مطالبه یا اختلافنظری نیز نباید دستاویزی برای توجیه خشونت قرار گیرد. موضعگیری شفاف علیه ترور، دفاع از جان شهروندان و پرهیز از دامنزدن به شکافهای اجتماعی، از ضرورتهای حفظ ثبات و امنیت پایدار در سیستان و بلوچستان و کل منطقه است.
خطر عادیسازی تروریسم؛ فراتر از یک سکوت یا بیانیه
اهمیت این بحث زمانی روشنتر میشود که به شیوه فعالیت گروههای تروریستی در مناطق دارای تنوع قومی و مذهبی توجه کنیم. این گروهها صرفاً با تکیه بر سلاح و عملیات میدانی به دنبال گسترش نفوذ نیستند؛ بلکه تلاش میکنند از نارضایتیها، اختلافات اجتماعی و احساس بیاعتمادی برای ایجاد پایگاه تبلیغاتی و تضعیف انسجام عمومی بهره ببرند.
در چنین فضایی، هر موضعگیری مبهم یا هر واکنش گزینشی میتواند به موضوعی برای تفسیرهای مختلف تبدیل شود. رسانهها و جریانهای تبلیغاتی وابسته یا همسو با گروههای خشونتطلب نیز ممکن است از این ابهام برای پیشبرد روایت خود استفاده کنند؛ روایتی که در آن، ترور به حاشیه میرود و اختلافات سیاسی، قومی یا مذهبی به محور اصلی بحث تبدیل میشود.
از این منظر، مطالبه محکومیت صریح اقدامات تروریستی از شخصیتهای مرجع، صرفاً یک درخواست سیاسی نیست؛ بلکه بخشی از تلاش برای حفظ مرزهای روشن اخلاقی و اجتماعی در برابر خشونت است. جامعهای که در آن هدف قرار دادن نیروهای امنیتی، مردم عادی یا عالمان دینی به مسئلهای عادی تبدیل شود، در معرض فرسایش اعتماد عمومی و افزایش هزینههای تأمین امنیت قرار میگیرد.
البته مسئولیت اصلی ارتکاب جنایت متوجه عاملان آن است و نمیتوان صرف سکوت یک فرد را همسنگ مشارکت در عملیات تروریستی دانست. در عین حال، جایگاه اجتماعی و مذهبی، مسئولیت بیشتری برای روشنگری و جلوگیری از سوءاستفاده خشونتطلبان ایجاد میکند.
این تمایز برای پرهیز از داوریهای شتابزده و در عین حال حفظ مطالبه عمومی برای موضعگیری روشن، ضروری است.
نام جیشالظلم و ضرورت مرزبندی بیابهام با گروههای تروریستی
یکی از محورهای مورد توجه در انتقادها از مواضع اخیر عبدالحمید، نبود اشاره صریح به گروهک تروریستی جیشالظلم در واکنشهای مورد بحث است. این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که محکومیت کلی خشونت، هرچند در جای خود ضروری است، لزوماً جایگزین اعلام موضع روشن در برابر عاملان مشخص حوادث نمیشود.
هنگامی که مسئولان و نهادهای ذیربط، گروهی را مسئول یک عملیات تروریستی معرفی میکنند، انتظار میرود شخصیتهای اثرگذار اجتماعی نیز ضمن پرهیز از داوری خارج از مستندات، بر اصل محکومیت ترور و ضرورت پاسخگویی عاملان تأکید کنند. در صورت احراز مسئولیت یک گروه در حادثهای مشخص، نام بردن از آن و اعلام برائت از اقداماتش میتواند به شفافیت فضای عمومی کمک کند.
با این حال، نسبت دادن حمایت یا همکاری با یک گروه تروریستی به یک فرد، نیازمند شواهد مستقل و مشخص است و نمیتوان آن را صرفاً از فقدان یک بیانیه یا وجود اختلافنظر سیاسی نتیجه گرفت. آنچه میتوان بهطور مستند مطالبه کرد، موضعی روشن درباره اصل ترور، دفاع از قربانیان و رد هرگونه توجیه خشونت است.
از سوی دیگر، این انتظار نباید به یک فرد محدود بماند. همه چهرههای دینی، سیاسی و اجتماعی که از تریبون عمومی برخوردارند، در برابر تلاش برای تبدیل اختلافات اجتماعی به درگیریهای خشونتآمیز مسئولیت دارند.
چنین رویکردی میتواند مانع از آن شود که گروههای مسلح خود را نماینده یک قوم، مذهب یا مطالبه اجتماعی معرفی کنند.
از نیکشهر تا زاهدان؛ امنیت، مسئله مشترک همه مردم استان است
سیستان و بلوچستان را نمیتوان تنها از دریچه حوادث امنیتی یا فعالیت گروههای مسلح تحلیل کرد. این استان از ظرفیتهای انسانی، فرهنگی و اجتماعی گستردهای برخوردار است و بخش مهمی از مردم آن، فارغ از تفاوتهای مذهبی و قومی، خواهان آرامش، توسعه و برخورداری از فرصتهای برابر هستند.
در چنین شرایطی، عملیات تروریستی علیه کارکنان نیروهای مسلح و شهروندان، پیش از هر چیز زندگی عادی مردم را هدف قرار میدهد. پیامدهای ناامنی نیز به محدوده محل وقوع حادثه محدود نمیماند؛ بلکه میتواند بر فعالیتهای اقتصادی، سرمایهگذاری، رفتوآمد، اعتماد اجتماعی و چشمانداز توسعه منطقه اثر بگذارد.
به همین دلیل، مرزبندی با تروریسم نباید به معنای نادیده گرفتن مطالبات مردم یا مشکلات اجتماعی استان تلقی شود. برعکس، تفکیک روشن میان مطالبه قانونی و اقدام مسلحانه، امکان پیگیری مطالبات از مسیرهای مدنی را تقویت میکند و اجازه نمیدهد گروههای تروریستی از مشکلات واقعی مردم برای توجیه خشونت بهرهبرداری کنند.
در این چارچوب، علمای اهل سنت، معتمدان محلی و دیگر شخصیتهای مورد اعتماد جامعه میتوانند نقشی تعیینکننده داشته باشند؛ نقشی که نه با تشدید اختلافات، بلکه با تأکید بر حرمت جان انسانها، محکومیت بیقیدوشرط ترور و دفاع از همبستگی اجتماعی معنا پیدا میکند.
فرصت موضعگیری همچنان باقی است
خط اصلی انتقادها از واکنشهای اخیر عبدالحمید، مطالبهای روشن دارد: محکومیت صریح و جامع اقدامات تروریستی در سیستان و بلوچستان، بدون تفکیک میان قربانیان و بدون محدود کردن واکنش به یک حادثه خاص.
اگر پیام تسلیت درباره شهادت یک شهروند یا مسئول انتظامی صادر شده است، این اقدام میتواند نقطه شروعی برای موضعگیری گستردهتر باشد؛ موضعی که در آن، حملات علیه کارکنان ارتش، نیروهای انتظامی، عالمان دینی و مردم عادی نیز بهروشنی محکوم شود و هرگونه توجیه خشونت مردود اعلام شود.
در شرایطی که حوادث امنیتی اخیر همچنان در کانون توجه افکار عمومی قرار دارد، فرصت برای شفافسازی و رفع ابهام باقی است. اعلام موضعی روشن میتواند به کاهش سوءبرداشتها کمک کند و نشان دهد که اختلافنظرهای سیاسی و اجتماعی، مانعی برای ایستادن در کنار قربانیان تروریسم نیست.
در نهایت، مسئله اصلی نه صرفاً صدور یا عدم صدور یک بیانیه، بلکه شکلگیری یک مرزبندی فراگیر با خشونت است؛ مرزی که در آن، جان شهروندان و حافظان امنیت از هر اختلاف سیاسی، قومی و مذهبی مهمتر باشد. چهرههای اثرگذار نیز با همین معیار سنجیده میشوند: اینکه در لحظههای حساس، تا چه اندازه به تقویت همبستگی عمومی و جلوگیری از عادیشدن ناامنی کمک میکنند.
سیستان و بلوچستان برای عبور از چرخه خشونت، به اجماع اجتماعی علیه تروریسم نیاز دارد؛ اجماعی که تحقق آن، علاوه بر اقدامات قانونی و امنیتی، به صداقت، مسئولیتپذیری و صراحت همه تریبونداران وابسته است. محکومیت روشن ترور، دفاع از حق حیات مردم و رد هرگونه توجیه خشونت، حداقل انتظاری است که در برابر خون قربانیان حوادث اخیر مطرح میشود.