با نقض آشکار بند ۱ تفاهمنامه اسلامآباد از سوی آمریکا، هرگونه گفتگو با واشنگتن خطایی بزرگ و مجوزی برای تداوم بدعهدی محسوب میشود.
برخی گمانهزنیهای رسانهای از احتمال دیدار آقای عراقچی با ویتکاف در سوئیس حکایت دارند؛ امری که خوشبختانه تا این لحظه از سوی مقامات رسمی تایید نشده است. این دیدار، با توجه به نقض صریح بند اول تفاهمنامه اسلامآباد از سوی آمریکا، هیچ توجیه و ضرورتی ندارد.
بند نخست این تفاهمنامه، بر ضرورت خاتمه جنگ در تمام جبههها، از جمله لبنان، تأکید دارد. همچنین، مقامات مذاکرهکننده پیشتر قول داده بودند که مقصود از «تضمین حاکمیت و تمامیت ارضی لبنان»، عقبنشینی اسرائیل از تمام نقاط اشغالشده در جنوب این کشور است. این در حالی است که بند مذکور، با حملات گسترده اسرائیل به جنوب لبنان، رسماً و علناً نقض شده است.
علاوه بر این، مطابق بند ۱۳ تفاهمنامه، در صورت عدم عملیاتی شدن بندهای ۱، ۴، ۵، ۱۰ و ۱۱، هیچ اقدامی نباید صورت گیرد. بنابراین، وقتی بند اول تفاهمنامه به صراحت نقض شده است، ادامه هرگونه گفتگویی با مقامات آمریکایی، خطایی بزرگ و مجوزی برای تداوم بدعهدی و نقض تفاهمنامه تلقی میشود.
برخی ممکن است استدلال کنند که این گفتگوها برای پیگیری اجرای تفاهمنامه صورت میگیرد؛ این استدلال بسیار نارواست. مگر گفتگوهای تفاهمنامه در دو ماه گذشته صورت نگرفته است؟ مگر این تفاهمنامه محصول گفتگوها نیست؟ اگر گفتگوها مفید بود، باید لااقل همین تفاهمنامه به اجرا درمیآمد.
نمیتوان تفاهمنامه را حاصل گفتگو دانست و سپس برای اجرای آن، خود را مقید به گفتگو کرد. این یک دور باطل است. تفاهمنامه امضا شده و باید اجرا شود؛ نه اینکه برای اجرای بندهایی که قرار بود در همان ابتدا محقق شود، تازه بخواهیم گفتگو کنیم.
مقامات مذاکرهکننده نه تنها باید هرگونه گفتگویی را تعلیق کنند، بلکه تا دیر نشده باید تنگه هرمز را نیز به طور کامل ببندند. بر اساس بند ۱۳ تفاهمنامه، باز بودن تنگه هرمز در شرایط کنونی کاملاً اشتباه است. ادامه باز بودن تنگه هرمز در حالی که دشمن به تعهداتش پایبند نیست، به معنای تخلیه فشار از دشمن و ایجاد یک اشتباه راهبردی غیرقابل جبران است.