پهلویگرایان؛ تجلی بیخردی و فقدان شرافت سیاسی در تقابل با ایران
جامعهشناس سیاسی با تشریح روند توسعه دوگانهسازی میان جمهوری اسلامی و پهلوی، تاکید کرد که این شکاف اکنون به حوزه دین، ایران و حتی منافع ملی کشیده شده و نشاندهنده بیخردی سیاسی این جریان است.
جامعهشناس سیاسی با تشریح روند توسعه دوگانهسازی میان جمهوری اسلامی و پهلوی، تاکید کرد که این شکاف اکنون به حوزه دین، ایران و حتی منافع ملی کشیده شده و نشاندهنده بیخردی سیاسی این جریان است.
پرویز امینی، استاد دانشگاه و جامعهشناس سیاسی، با تشریح تحولات اخیر در گفتوگو با خبرگزاری «۶۰ ثانیه»، به واکاوی شکافهای سیاسی ناشی از جریان پهلویگرایی پرداخت. وی اظهار داشت: دوگانهای که در ابتدا میان «جمهوری اسلامی و پهلوی» بنا نهاده شد، اکنون به طور مداوم در حال گسترش است. در گام اول، چنین القا میشد که هر فرد مخالف پهلوی، به جمهوری اسلامی نزدیک است.
این استاد دانشگاه ادامه داد: در مرحله بعدی، این شکاف به حوزه دین کشیده شد، بهگونهای که به تدریج «دینی بودن» با «جمهوری اسلامی بودن» و «پهلویبودن» با «غیردینی بودن» مترادف گردید.

امینی خاطرنشان کرد: این دوگانه در مرحلهای دیگر، حتی به شکاف «ایران – ضدایران» نیز سرایت کرده است. رفتار بخشی از جریان سلطنتطلب در دوران جنگ و تهاجم خارجی علیه ایران، این مسئله را به وضوح آشکار ساخت.
وی افزود: وقتی خصومت با جمهوری اسلامی تا بدانجا پیش میرود که فردی برای ضربه زدن به نظام، از حمله نظامی به کشور خود نیز استقبال میکند، دوگانه سیاسی صرفاً در محدوده نزاع بر سر نظام سیاسی باقی نمیماند؛ بلکه به نقطهای میرسد که خود «ایران» نیز میتواند قربانی آن شود.
این جامعهشناس سیاسی تاکید کرد: بنابراین، مسئله تنها نوع قضاوت این جریان درباره مصدق نیست. برخورد با مصدق یک نشانه است؛ نشانهای از منطقی سیاسی گستردهتر که دائماً دایره دشمن را وسعت میبخشد. امروز مصدق، فردا شریعتی، روز دیگر یک جریان و در نهایت حتی خود ایران میتواند در این دایره خصومت قرار گیرد.
امینی تصریح کرد: این سلبیگری گسترده، بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، حاکی از بیخردی سیاسی آنهاست. به عبارت دیگر، جریان پهلویگرا نه شرافت سیاسی دارد و نه خرد سیاسی.






