بعضیها دیپلمشان را که میگیرند، چند سال بعد باید دوباره به مدرسه برگردند.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، بچه که بودیم، یکی از بازیهایمان «معلمبازی» بود؛ یکی میشد معلم و بقیه میشدند دانشآموز. یک نفر پای تخته میایستاد، با جدیت اسمها را از روی دفتر میخواند و حتی برای کسی که حواسش نبود، تذکر هم داشت!
شاید آن روزها فقط داشتیم بازی میکردیم، اما بعضی علاقهها از همان بازیهای کودکی خودشان را نشان میدهند. حالا که انتخاب رشته کنکور نزدیک است، شاید بد نباشد با یکی از مسیرهای دانشگاهی تربیتمعلم آشنا شوید.
معلمی فقط یکرشته نیست وقتی میگوییم «معلمی»، در واقع از یکرشته واحد حرف نمیزنیم. دانشگاه فرهنگیان رشتههای مختلفی برای تربیتمعلم دارد که دانشآموزان میتوانند متناسب با گروه آزمایشی، علاقه و شرایط پذیرش، مسیر موردنظرشان را انتخاب کنند.
آموزش ریاضی، آموزش فیزیک، آموزش شیمی، آموزش زیستشناسی، آموزش علومتجربی، آموزش زبان و ادبیات فارسی، آموزش تاریخ، آموزش جغرافیا، آموزش علوم اجتماعی، آموزش زبان عربی و آموزش الهیات از جمله رشتههای مرتبط با آموزش در دورههای مختلف پذیرش بودهاند. رشتههایی مانند آموزش ابتدایی، آموزش تربیتبدنی، آموزش دانشآموزان با نیازهای ویژه و آموزش زبان انگلیسی نیز در این مجموعه قرار میگیرند.
معلم؛ فقط درس میدهد؟ وقتی قرار است درباره دبیری حرف بزنیم، نمیشود از خودِ «معلم» عبور کرد.
معلم فقط کسی نیست که کتابدرسی را باز کند، چند صفحه درس بدهد و با زنگ آخر از کلاس بیرون برود. او با دانشآموزانی سروکار دارد که بخش مهمی از سالهای شکلگیری شخصیت و یادگیریشان را در مدرسه میگذرانند.
رهبر شهید انقلاب در یکی از سخنرانیهای خود درباره جایگاه معلم، بر تفاوت نقش معلم آموزشوپرورش تأکید کردند: «نگاه به معلم به معنای معلمِ آموزشوپرورش است؛ این معلم با معلمهای دیگر فرق دارد. همهٔ معلمها عزیزند، اما معلم آموزشوپرورش، یک نقش استثنائی دارد که هیچکدام از معلمان دیگر - چه پدر و مادر که معلم فرزندشان در خانهاند، چه اساتید بزرگ و دانشمندی که در مراحل علمی انسانها را ارتقا میدهند - با این مجموعهٔ معلمان آموزشوپرورش، ازاینجهت نمیتوانند همدوشی کنند؛ معلم آموزشوپرورش، یک اهمیت ویژه دارد.» ایشان در ادامه، دلیل این اهمیت را به سالهای مدرسه و گستردگی جامعه دانشآموزی میدانند: «این اهمیت ویژه از کجاست؟
از اینجاست که آموزشوپرورش و مدارس - دوازده سالِ از پیشدبستانی تا انتهای دبیرستان - یک کارگاه عمومىِ آموزشی است برای همهٔ افراد یک جامعه؛ مثل یک قرنطینه است که همهٔ افراد جامعه از یک نقطهای وارد این مجموعه و این کارگاه میشوند و از یک نقطهای خارج میشوند. آنهم در چه دورانی؟
در دورانی که در عمر هفتادساله و هشتادساله و صد سالهٔ یک انسان، هیچ دورانی از لحاظ فراگیری، به اهمیت این دوران نیست؛ دوران طلایی فراگیری، یعنی از ششسالگی تا هجدهسالگی. آموزشوپرورش و معلم را با این نگاه ببینید.
سلسلهٔ عظیمِ میلیونىِ آحاد یک ملت، در بهترین دورههای زندگی برای فراگیری - یعنی در همان دوازده سال - وارد کارگاه عظیمی میشوند که اسمش آموزشوپرورش است. سروکار اینها با کیست؟
با معلم؛ بنابراین معلم، نقشآفرینِ این کارگاه عظیم و دوازدهساله است.» (1) این نگاه، یک نکته مهم را برای کسی که به این رشته فکر میکند روشن میکند؛ معلمی فقط انتقال اطلاعات نیست. معلم با آموزش، ارتباط و تربیت دانشآموزان سروکار دارد و به همین دلیل، مسیر آمادهشدن برای این حرفه هم تنها به یادگرفتن محتوای یک درس محدود نمیشود.
فقط درسخواندن کافی نیست تصور کنید قرار است معلم ریاضی شوید. طبیعتاً باید ریاضی را خوب بلد باشید، اما ماجرا همینجا تمام نمیشود.
یک معلم باید بداند چطور یک مفهوم را برای دانشآموزی که هنوز آن را نفهمیده، ساده و قابلفهم توضیح دهد. دانشجوی رشتههای تربیتمعلم در کنار یادگیری دانش تخصصی، با مباحثی مانند روشهای تدریس، روانشناسی تربیتی، فرایند یادگیری و مهارتهای آموزشی نیز آشنا میشود.
از دانشگاه تا مدرسه یکی از ویژگیهای مهم مسیر دانشگاه فرهنگیان، تمرکز آن بر تربیت حرفهای معلم است. دانشجو علاوه بر درسهای دانشگاهی، بهتدریج با فضای مدرسه و مسائل واقعی آموزش و کلاس درس آشنا میشود.
چون کلاس واقعی با همان «معلمبازی» دوران کودکی کمی فرق دارد! اینجا دیگر دانشآموزی نیست که فقط برای بازی نقش شاگرد را بازی کند؛ هر دانشآموز شخصیت، سؤال، دغدغه و شیوه یادگیری خودش را دارد.
چه کسی برای دبیری مناسبتر است؟ علاقه به یک درس، اولین قدم است اما همه ماجرا نیست.
ممکن است کسی عاشق فیزیک باشد، اما از توضیحدادن آن برای دیگران لذت نبرد. یا کسی ادبیات را دوست داشته باشد و درعینحال از ارتباطگرفتن با دانشآموزان انرژی بگیرد.
معلمی فقط بلد بودن درس نیست؛ توانایی ارتباطگرفتن، صبر، مسئولیتپذیری و علاقه به آموزش دیگران هم اهمیت دارد.