در روزگاری که هر روز را باخبر اقدامات اسرائیل علیه ملتها میگذرانیم. شاید اولین سؤالی که در این گیرودار ذهنها را به خود مشغول کند این است که این تفکرات صهیونیستی از کجا نشئت میگیرد.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، نوجوانانی که در گرد هم آمده بودند تا برای سؤالهایشان راجع به یهود، جوابی پیدا کنند؛ به پرسشوپاسخهای خود با نیره قوی عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی، پرداختند. جلسه با توضیح یک نکته جالب شروع شد.
«زبان عبری و عربی، آنقدر درهمتنیده شدهاند که خیلی از لغاتشان مشترک است. اسرائیل یعنی عبد خدا، یعنی بندهٔ خدا.
همان “عبدالله” خودمان! ولی خدای بنیاسرائیل را اختصاصی کردهاند؛ میگویند “یهوه” گفته است که ما قوم برگزیدهایم.
هر بار میخواهند حرف بزنند، میگویند “یهوه چنین گفت…” این شرک نیست؟ خدای ما “الله” است؛ یک اسم و هزاران صفت.
جالب است بدانید واژهٔ «الله» در همین کتاب مقدس آمده است، قدیمیتر از این من جایی ندیدهام.» نرگس گفت: « استاد اِستر چی؟ استر پیامبر بوده؟
«استر پیامبر نیست. در تورات زمانی که بحث استر مطرح میشود ننوشته پیامبر به نام استر.
استر زن خشایار، پادشاه ایرانی بود. چون خواستند از او استفادهٔ ابزاری برای ایرانیکشی کنند، سرگذشتش را لابهلای پیامبران اضافه کردند.
در واقع این هم یکی دیگر از تحریفها است. در عهد عتیق درگذشتههای دور استر وجود نداشته است.
برای شناخت یهود؛ اول باید کتاب مقدس را خوب بشناسید. اگر بخواهید صهیونیست را بشناسید، باید “پروتکلهای صهیون” را بخوانید.
این کتابی است که رهبر شهیدمان پارسال وقتی جنگ پیش آمد، فرمودند جوانان بخوانند. این کتاب مثل قانون اساسی یهود و صهیونیست امروز است؛ ۲۴ تا پروتکل دارد.
قانون اساسی ما ۱۷۷ اصل دارد، پروتکلهای یهود ۲۴ تا است. برای شناخت عملکردشان باید سازمان فراماسونری را بشناسیم.» آمریکاییها راجع به یهود چه میگویند؟
اگر بخواهیم بدانیم آمریکاییها راجع به یهود چه میگویند، کتاب “بیداری من” نوشتهٔ دیوید دوک آمریکایی را بخوانید. او یک مسیحی است که میگوید: «من آمریکایی مسیحی در آمریکا میترسم بهزودی به دست یهود، مثل فلسطینیها در فلسطین بشویم.» جنبش والاستریت را یادتان هست؟
جنبش ۹۹ درصد و ۱ درصد؛ همان ۱ درصد یهودیها که همهکارهٔ اقتصادند. این کتاب از نادر کتابهایی است که عقاید یهود دربارهٔ مسیحیت را نشان میدهد.
استاد کتاب تازهای از کیفش درآورد (فرهنگ نظریههای فمینیستی نوشته سارا گمبل) و گفت: «برای اینکه بحث زنان را شروع کنیم این کتاب خوب است. ببینید، فمینیسم در غرب شکل گرفت و ریشه در همین نگاه یهودی دارد.
هالیوود با ترویج بیعفتی، بیعزتی و عریانی زنان، همین را دنبال میکند. در ایران هم از دههٔ هفتاد شروع شد.
بعد از انقلاب، اول کشف حجاب رضاخانی و مدرنسازی بود. در دههٔ دوم انقلاب، یکدفعه بحث زنان داغ شد: چرا ارث زن نصف است؟
چرا دیهاش کمتر است؟ این شبهات وارد جامعه شد.
نشریهای به نام «زن» چاپ شد و گروههایی به اسم فمینیستهای اسلامی و مسلمان شکل گرفتند. حتی گفتند چرا روز زن را روز تولد حضرت زهرا میگذارید؟
چرا ۸ مارس که روز جهانی زن فمینیستهاست، روز زن نباشد؟ در دولتها نفوذ کردند.» شناخت منبع مهمترین قدم استاد کمی مکث کرد و بعد ادامه داد: «حالا برگردیم به منابع.
ما برای شناخت یهود، باید کتاب مقدس را دقیق بشناسیم. کتاب مقدس دو بخش دارد: عهد عتیق و عهد جدید.
در عهد عتیق تورات را میبینید و کتاب پادشاهان یا پیامبران. تورات پنج قسمت است: سِفر پیدایش، سِفر لاویان، سِفر اعداد، سِفر تثنیه و سِفر خروج).
تورات یعنی این پنج سِفر. بقیهٔ عهد عتیق، کتابهای پیامبران بنیاسرائیل است.
اما عهد جدید مال مسیحیان است و شامل اناجیل اربعه (متی، مرقس، لوقا و یوحنا) و نامههای رسولان. مسیحیان هر دو بخش را قبول دارند، ولی یهود فقط عهد عتیق را.
پس ما برای شناخت یهود، عهد جدید را کاری نداریم، فقط عهد عتیق و تلمود را بررسی میکنیم. تلمود هم که گفتم، تورات شفاهی است و دو بخش دارد: میشنا و گمارا.
پس منبع یهود میشود: عهد عتیق و تلمود است. صهیونیستها هم منبعشان همین است.
اما صهیونیستها برای رسیدن به اهداف خودشان یکسری پروتکل ها نوشتهاند.» اهداف یهود و صهیونیست لیلا درحالیکه بادقت به کتاب مقدس نگاه میکرد پرسید: اهداف یهود و صهیونیست یکی است؟ استاد پاسخ داد: «دو هدف کلان مشترک دارند: یکی سلطه بر نیل تا فرات بهعنوان سرزمین موعود (با تمسک به قوم برگزیده) و دوم سلطه بر جهان یا جهانیسازی (با تمسک به قوم برتر) یا همان گلوبالیزیشن.
این که میگویند «ارض موعود از نیل تا فرات مال ماست چون ما قوم برگزیده خداوند هستیم و باید جهان را قبضه کنیم». صهیونیستها پروتکلهایشان را روی همین مبانی نوشتهاند.
جالب اینجاست که آوانجلیست های مسیحی هم میگویند اول باید یهود مسلط شود بر سرزمین مقدس، بعد ما آنها را میکشیم و مسیح برمیگردد. یهودیها اما میگویند همان جا مال ماست و خدا به ما داده.
همهٔ این استنادات را باید با هم بخوانیم و بررسی کنیم. خلاصه اینکه یک صهیونیست، یک یهودی است، و یک یهودی برای یهودی ماندن باید صهیونیست باشد.
این ادعا را در کتابم ثابت کردهام. برای اینکه خوب مسائل را بشناسیم باید بسیار مطالعه کنیم.» سارا پرانگیزه پرسید: «پس اینقدر حجم مطلب زیاد است… ما چطور میتوانیم برای دوستان نوجوانمان و...
کاری کنیم که سریع آگاه شوند؟» استاد در ماژیک را بست و گفت: «من خودم وقتی ۲۶، ۲۷ ساله بودم به این سؤال رسیدم که چرا امام میگوید اسرائیل باید از بین برود؟ شروع کردم به مطالعه و درسدادن به اقلیتهای دینی تا بهتر بشناسمشان.
مثلاً بفهمم چرا شنبهها کاری نمیکنند. حتماً باید از اول بدانیم چه میخواهیم.
باید اول یهود و صهیونیسم را درست بشناسید. وقتی به پروتکلها برسید، ذهنتان پر از دغدغه میشود.
رهبر شهید فرمودند بروید تاریخ ۱۵۰ سال اخیر را بخوانید. اگر جوانان این را نخوانند، متأسفم برایشان.
این مهم است که شما میخواهید یهود را بشناسید، خصوصاً وقتی که ما الان پدرکشتگی داریم با آنها. شما در این مسیر که جلو بروید، تازه میفهمید چه کسی را از دست دادید؛ چرا اینقدر اصرار داشتند که ایشان نباشند.
الان میفهمم که چرا شهید مطهری میگفت شما وقتی شمر الان را نشناسید نمیتوانید امام حسین (علیهالسلام) را تشخیص دهید.» شما سمت درست تاریخ ایستادهاید بغض در گلوی استاد نشست: «وقتی به شهادت امثال رهبر شهیدمان و شهدای جنگ ۱۲ روزهٔ رمضان و هزاران زن و مرد و کودک غزه میرسم، نمیشود گریه نکرد. شما انتخابتان درست است؛ در سمت درست تاریخ ایستادهاید.
باید به خودتان افتخار کنید. ریشهٔ مشکلات فکری امروز جامعهٔ بشری همینجاست.
رهبر شهید انقلاب از دههٔ ۹۰ میگفتند ایران در هندسهٔ نوین جهانی چه نقشی دارد، و الان میبینید ایران را ابرقدرت چهارم میدانند. این یعنی تحقق فرمایش آقا.
ایشان هیچچیز حقش نبود جز شهادت. ایشان گفته بود: «تنم میلرزد وقتی فکر میکنم بدون شهادت از دنیا بروم» و خدا لبیک گفت.
مخلص بود و خدا خالصش کرده بود. اگرچه دلمان خون است، ولی (فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ)؛ باید بایستیم و مقاومت کنیم.
و مقاومتکردن را هم از رهبرمان یاد گرفتیم با آن مشت بسته. شما جزو رهروان واقعی ایشان هستید.
در این مسیر بمانید. به انتخاب درستتان برای فهم یهود تبریک میگویم.
انشاءالله موفق باشید.» جلسه تمام شده بود، اما هیچکس تکان نخورد. دخترها چشمهایشان نمناک بود و کتابها همچنان باز.
راه درازی در پیش داشتند، اما گویی اولین گام را محکم برداشته بودند.