چرا یک کسبوکار با امکانات مشابه، مشتری بیشتری جذب میکند و دیگری خیلی زود اعتماد مشتریانش را از دست میدهد؟ پاسخ شاید در سرمایه و امکانات نباشد؛ گاهی همهچیز به عادتهایی برمیگردد که هر روز در محیط کار تکرار میشوند.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، فرهنگ کار شاید در نگاه نخست مفهومی بزرگ و پیچیده به نظر برسد، اما در زندگی روزمره بیش از آنکه در شعارها دیده شود، در رفتارهای سادهای مانند وقتشناسی، مسئولیتپذیری، یادگیری مستمر، تعهد به کار و احترام به مشتری خود را نشان میدهد؛ عاداتی که اگر در فرد شکل بگیرد، میتواند از یک شغل ساده تا ایجاد یک کسبوکار و حتی توسعه اقتصادی جامعه اثرگذار باشد. فرهنگ کار فقط به معنای «داشتن شغل» نیست؛ بلکه نوع نگاه فرد به کاری است که انجام میدهد.
اینکه کار را چگونه آغاز میکنیم، چقدر برای یادگیری و پیشرفت آن تلاش داریم، تا چه اندازه به زمان و حقوق دیگران احترام میگذاریم و آیا در برابر نتیجه کاری که پذیرفتهایم مسئولیتپذیر هستیم یا نه، همه بخشی از همان فرهنگی است که در نهایت کیفیت کار و اعتماد اجتماعی را شکل میدهد.
در همین مسیر، کارآفرینی نیز تنها به معنای راهاندازی یک کسبوکار برای کسب درآمد شخصی نیست؛ بلکه میتواند فرصتی برای ایجاد شغل، بهکارگیری توان جوانان و زنان، استفاده از ظرفیتهای بومی و حرکت دادن اقتصاد محلی باشد؛ موضوعی که در استان کرمانشاه با برخورداری از ظرفیتهای مختلف در حوزههایی همچون کشاورزی، گردشگری، صنایعدستی، هنرهای سنتی، فناوری اطلاعات و انرژیهای تجدیدپذیر اهمیت بیشتری پیدا میکند. کارآفرینی از یک نیاز واقعی شروع میشود یک کارآفرین پیش از آنکه به فکر راهاندازی کسبوکار باشد، باید نیاز جامعه را ببیند و برای آن راهحل ارائه دهد؛ از دل همین نگاه است که یک ایده میتواند به محصول، خدمت و در نهایت فرصت شغلی تبدیل شود.
اگر فردی بخواهد به شکل فردی یا گروهی یک فعالیت اقتصادی را آغاز کند، میتواند با راهاندازی یک کارگاه کوچک یا کسبوکار تولیدی، علاوه بر ایجاد درآمد برای خود، زمینه فعالیت اقتصادی دیگران را نیز فراهم کند. کارآفرینی در واقع ایجاد یک کار جدید و کسبوکاری است که میتواند با ایدههای تازه همراه شود.
مهمتر از ایجاد یک شغل، آن است که افرادی که وارد یک مجموعه میشوند، خودشان نیز در ادامه مسیر به افرادی مولد و حتی کارآفرین تبدیل شوند. در این نگاه، کارآفرین ابتدا نیازهای واقعی جامعه را بررسی میکند، سپس ایدهای کاربردی متناسب با آن نیاز شکل میدهد، دانش و مهارت لازم را برای اجرای آن به دست میآورد، برنامه مالی و بازاریابی مشخصی طراحی میکند و از ظرفیت جوانان و افراد متخصص اطراف خود بهره میگیرد.
نتیجه چنین فرآیندی میتواند ایجاد شغل برای جوانان، زنان و حتی بانوان خانهدار باشد؛ افرادی که علاوه بر کسب درآمد، مسیر استقلال اقتصادی خود را نیز دنبال میکنند. یک سرمایه اندک و شروع مسیری که به کسبوکار رسید نمونهای از این مسیر را میتوان در تجربه سمیه فرهنگیان، هنرمند کرمانشاهی فعال در حوزه صنایعدستی مشاهده کرد؛ بانویی که با سرمایهای محدود، آموزش یک هنر و استمرار در تمرین و تولید، فعالیت خود را به یک کسبوکار تبدیل کرده است.
سمیه فرهنگیان هنرمند آبگینه و نقاشی ویترای، درباره آغاز فعالیت خود میگوید: اهل شهرستان سنقر و ساکن کرمانشاه است و حدود هشت سال در حوزه صنایعدستی فعالیت دارد و در دو سال اخیر بهصورت حرفهای و جدی وارد هنر آبگینه و ویترای شده است. او این هنر را در قزوین و نزد استاد خود فرا گرفته و میگوید برای شروع، سرمایه قابل توجهی در اختیار نداشته، اما با تهیه شیشه، رنگ و قلممو و انجام تمرینهای مستمر، کار خود را آغاز کرده است.
فرهنگیان تجربه خود را نمونهای از این موضوع میداند که برای آغاز یک فعالیت اقتصادی همیشه به سرمایههای بزرگ نیاز نیست و گاهی یک مهارت، علاقه و پشتکار میتواند نقطه شروع یک کسبوکار باشد. او با اشاره به تولید تابلوهای ویترای و صنایعدستی میگوید زمانی که آثارش به دست مشتری میرسد و رضایت و لبخند آنها را میبیند، همین موضوع برای ادامه مسیر انگیزه ایجاد میکند؛ مسیری که در نهایت توانسته است از دل یک سرمایه اندک، برای او درآمد و کسبوکار ایجاد کند.
این هنرمند کرمانشاهی معتقد است نگرانی درباره بازار فروش نباید مانع یادگیری و ورود جوانان به حوزه صنایعدستی شود، چراکه کرمانشاه ظرفیت بالایی در هنر و صنایعدستی دارد و هر هنر میتواند مخاطبان خاص خود را داشته باشد. به گفته او، هنرمندان میتوانند محصولات خود را در نمایشگاههای سطح شهر و نمایشگاههای سراسری عرضه کنند و از این طریق علاوه بر حس خوب خلق یک اثر هنری، برای خود درآمد و کسبوکار ایجاد کنند.
کرمانشاه؛ سرزمین فرصتهای کارآفرینی در کنار صنایعدستی، ظرفیتهای متعدد دیگری نیز برای کارآفرینی در کرمانشاه وجود دارد؛ از کشاورزی و گردشگری و بومگردی گرفته تا هنرهای سنتی، صنایع نوین، فناوری اطلاعات و انرژیهای تجدیدپذیر. اما در کنار همه این ظرفیتها، مهمترین سرمایه استان را باید در جوانانی جستوجو کرد که ایده، خلاقیت و انگیزه دارند و اگر مسیر مناسبی برای تبدیل ایده به فعالیت اقتصادی در اختیارشان قرار گیرد، میتوانند هم برای خود و هم برای دیگران فرصت شغلی ایجاد کنند.
برای جوانانی که قصد ورود به مسیر کارآفرینی دارند، یادگیری مهارتهای جدید اهمیت ویژهای دارد. برنامهنویسی، طراحی گرافیک، بازاریابی دیجیتال، مدیریت کسبوکار و دیگر مهارتهای تخصصی میتوانند مسیرهای تازهای برای ورود به بازار کار ایجاد کنند.
در این میان، حمایت دستگاههای مسئول و نهادهای مرتبط نیز اهمیت دارد؛ حمایتی که میتواند به جوانان کمک کند ایدههای خود را از مرحله فکر و طرح به مرحله اجرا و تولید برسانند. فرهنگ کار از دل عادتهای روزمره ساخته میشود اما اگر کارآفرینی قرار است به توسعه اقتصادی منجر شود، پیش از آن باید فرهنگ کار در جامعه تقویت شود؛ موضوعی که به گفته یکی از مدرسان دانشگاه، بیش از آنکه یک مفهوم انتزاعی باشد، در عادتهای روزانه افراد قابل مشاهده است.
سرخوندی، مدرس دانشگاه، فرهنگ کار را موضوعی میداند که انسان هر روز با آن مواجه است و برای توضیح آن به مثال سادهای از ۲ نانوایی اشاره میکند؛ ۲ واحدی که ممکن است سرمایه و امکانات مشابهی داشته باشند، اما تفاوت در عادتهای کاری آنها باعث تفاوت در رضایت مشتری و نتیجه فعالیتشان میشود. به گفته این مدرس دانشگاه، وقتشناسی، نظم، مهارت، یادگیری مستمر و مسئولیتپذیری از جمله عواملی هستند که فرهنگ کار فرد را شکل میدهند.
او معتقد است سه عادت مهم «نظم، افزایش مهارت و مسئولیتپذیری» را میتوان مانند سه پایه یک صندلی در نظر گرفت؛ اگر یکی از این پایهها وجود نداشته باشد، ساختار کار نیز دچار مشکل میشود. وقتی ۱۵ دقیقه تأخیر، زمان یک مجموعه را هدر میدهد یکی از سادهترین نمودهای فرهنگ کار به گفته سرخوندی؛ احترام به زمان است.
فرض کنید جلسهای قرار است ساعت ۱۰ صبح آغاز شود، اما بخشی از افراد رأس ساعت حاضر میشوند و دیگران با پنج، ۱۰ یا ۱۵ دقیقه تأخیر میرسند. در ظاهر شاید این تأخیرها کوچک به نظر برسد، اما وقتی تعداد افراد یک مجموعه را در نظر بگیریم، همین دقایق کوتاه میتواند بخش قابل توجهی از زمان کاری مجموعه را هدر دهد و باعث شود جلسه دیرتر تمام شود و بهرهوری کاهش پیدا کند.
فرهنگ کار در همین رفتارهای به ظاهر ساده شکل میگیرد؛ اینکه فرد به وقت خود و دیگران احترام بگذارد، کاری را که پذیرفته است تا پایان پیگیری کند و مسئولیت نتیجه آن را بپذیرد. مهارت؛ سرمایهای که با گذشت زمان ارزشمندتر میشود یادگیری مستمر نیز یکی دیگر از پایههای فرهنگ کار است.
این مدرس دانشگاه با اشاره به تفاوت میان دو کارمند توضیح میدهد فردی که میگوید ۱۰ سال سابقه کار دارد، ممکن است در واقع تنها یک سال تجربه داشته باشد که ۱۰ بار تکرار شده است؛ یعنی طی این سالها مهارت جدیدی به تواناییهای خود اضافه نکرده است. در مقابل، فردی که هر سال یک مهارت تازه یاد میگیرد، نرمافزار جدیدی میآموزد، مهارت ارتباطی خود را تقویت میکند یا زبان جدیدی فرا میگیرد، در واقع سرمایه مهارتی خود را افزایش داده است.
چنین فردی حتی اگر شغل خود را از دست بدهد، مهارتهای متنوعتری برای ورود به بازار کار دارد و احتمال پیدا کردن مسیرهای تازه برای فعالیت اقتصادی نیز بیشتر میشود. سرخوندی معتقد است؛ این موضوع تنها به مشاغل اداری محدود نمیشود و در کشاورزی نیز نمود روشنی دارد.
دو کشاورز را میتوان تصور کرد که در شرایط مشابه، با زمین و منابع یکسان، یک محصول مشابه کشت میکنند؛ اما یکی همچنان با روشهای سنتی پیش میرود و دیگری برای یادگیری روشهای جدید آبیاری، اصلاح بذر، زمان مناسب کاشت و برداشت و شیوههای نوین سمپاشی تلاش میکند. تفاوت این دو در میزان یادگیری و بهروز بودن مهارتهایشان است؛ موضوعی که میتواند حتی بدون افزایش زمین یا منابع، میزان تولید و کیفیت محصول را افزایش دهد.
این مسئله در سطح کلان نیز قابل توجه است؛ افزایش مهارت و دانش میتواند بهرهوری را بالا ببرد و در نهایت بر تولید و رشد اقتصادی جامعه اثر بگذارد. مسئولیتپذیری؛ همان چیزی که اعتماد میسازد مسئولیتپذیری نیز بخش دیگری از فرهنگ کار است که به گفته سرخوندی؛ ویژگیای که مستقیماً با اعتماد مردم ارتباط دارد.
یک تعمیرکار را تصور کنید که برای تعمیر وسیلهای به خانه مشتری میرود، اما کار را نیمهتمام رها میکند و هر بار انجام ادامه کار را به روز دیگری موکول میکند. در چنین شرایطی، مشتری علاوه بر تحمل مشکل، اعتماد خود را نیز از دست میدهد و احتمالاً برای کار بعدی سراغ فرد دیگری خواهد رفت.
در مقابل، تعمیرکاری که سر وقت حاضر میشود، کار را کامل انجام میدهد و نسبت به نتیجه کار خود پاسخگوست، به مرور سرمایهای ارزشمند به نام اعتماد برای خود ایجاد میکند. همین موضوع درباره پزشک، وکیل، استادکار، کارمند، فروشنده، آرایشگر و حتی یک زن خانهدار که در قالب یک فعالیت اقتصادی محصول یا خدمتی ارائه میکند، صدق میکند.
اعتماد اجتماعی بهسادگی به دست نمیآید، اما میتواند نتیجه مستقیم نظم، مهارت و مسئولیتپذیری باشد. فرهنگ کار؛ حاصل جمع چند رفتار ساده فرهنگ کار در نهایت در جمعبندی صحبتهای سرخوندی، در شعار ساخته نمیشود؛ بلکه حاصل تکرار رفتارهای درست در زندگی روزمره است.
فردی که سر وقت در محل کار حاضر میشود، برای افزایش دانش و مهارت خود تلاش میکند، مسئولیت کاری را که پذیرفته بر عهده میگیرد و برای رضایت مشتری و همکار خود ارزش قائل است، به مرور فرهنگی از کار را در خود ایجاد میکند که نتیجه آن افزایش بهرهوری، اعتماد و رضایت خواهد بود. این فرهنگ در یک آرایشگاه، نانوایی، رستوران، کارگاه صنایعدستی، مزرعه، اداره یا یک کسبوکار نوپا تفاوت چندانی ندارد؛ اصول آن یکی است و تنها شکل اجرا متفاوت میشود.
کارآفرینی نیز زمانی میتواند به توسعه پایدار کمک کند که در کنار ایده و سرمایه، فرهنگ درست کار وجود داشته باشد؛ فرهنگی که جوان را به یادگیری، کارآفرین را به ایجاد فرصت برای دیگران و نیروی کار را به مسئولیتپذیری و تلاش مستمر ترغیب کند. شاید توسعه اقتصادی از پروژههای بزرگ آغاز نشود؛ گاهی از یک کارگاه کوچک، یک مهارت تازه، یک ایده کاربردی یا حتی از تصمیم یک جوان برای یادگیری یک حرفه شروع میشود.
آنچه این مسیر را به نتیجه میرساند، همان فرهنگی است که در سادهترین عادتهای کاری هر روز ما ساخته میشود. بمنظور دسترسی پایدار به اخبار و مطالب ما، آخرین نسخه اپلیکیشن را میتوانید از اینجا و در فروشگاههای « کافه بازار » و « مایکت » دانلود و نصب کنید.