مردم این روزها زیر بار گرانی و فشارهای اقتصادی بهاندازه کافی خسته و نگراناند و تحمل جنجالهای بیپایان را ندارند. در چنین شرایطی، قربانیکردن مصلحت عمومی پای دلخوریها و تسویهحسابهای فردی، درست همان زخمی است که امید جامعه را از پا درمیآورد.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، حتماً برای شما هم پیشآمده که در اوج خستگی از دویدنهای روزمره برای دخلوخرج خانه، شب وقتی گوشی را برمیدارید تا نفسی تازه کنید، با رگباری از بیانیهها، افشاگریها و درگیریهای تند چهرهها و جریانهای سیاسی روبهرو شوید. دردناکتر این است که گاهی فردی بهخاطر یک تصمیم اداری اشتباه، برکناری از یک جایگاه، یا حتی خطای خودش، چنان هیاهویی به پا میکند که گویی تمام آسمان و زمین بههمریخته است.
در روزهایی که خانواده ایرانی نیاز به آرامش، همافزایی و گرهگشایی دارد، ترجیح «مصلحت عمومی» بر منافع و خودخواهیهای فردی، نه یک تعارف اخلاقی، بلکه خطقرمز سلامت روان جامعه است.
تله روانی منیت و بازی در زمین ناامید کردن مردم ریشه این رفتارهای پرتنش، یک خطای ادراکی عمیق است که در آن فرد، حق یا جایگاه خود را با اصل حقیقت یکی میپندارد. وقتی در سازوکاری دچار کممهری یا تصمیم ناعادلانه میشویم، نفس سرکش ما وسوسه میشود که خیمه را از بیخ بسوزاند تا صدای اعتراضش شنیده شود؛ نقابی هم به نام «دفاع از مظلوم» میسازد تا توجیهگر این آتشافروزی باشد.
تاریخ اما تراز متفاوتی از مردانگی را به تصویر کشیده است. قیس بن سعد بن عباده، استاندار مقتدر امیرالمؤمنین علی (ع) در مصر بود؛ به دلیل دسیسههای معاویه و پیچیدگیهای سیاسی برکنار شد و حتی بدخواهان نقشه کشیده بودند تا با ورودش به مدینه و کوفه به او توهین کنند و آبرویش را ببرند.
او نه قبیله بزرگش را شوراند، نه علیه حکومت بیانیه داد و نه به جبهه شام پناه برد؛ آرام نزد مولایش رفت، باادب پرسید آیا خطایی کرده است؟ و وقتی حقیقت را فهمید، بدون سهمخواهی بهعنوان یک سرباز ساده شمشیر زد.
امیرالمؤمنین علی (ع) نیز در نهجالبلاغه (حکمت ۳۳۴) میفرمایند حق فراخترین چیزها در مقام توصیف و تنگترین میدانها در عمل است. امروزه جامعهشناسی ارتباطات ثابت کرده وقتی نخبگان و مدیران اختلافات را به سطح جامعه میکشانند، اضطراب اجتماعی بهشدت اوج میگیرد و مردم احساس بیتکیهگاهی میکنند.
تفکیک رفتار کارگزار از اصل خیمه انقلاب اولین مهارتی که هر فرد دغدغهمند و انقلابی باید در مواجهه با نامهربانیها بیاموزد، جداکردن حساب اشتباهات ساختاری و خطاهای مدیریتی از اصل مکتب و نظام است. هیچ سیستمی عاری از خطای انسانی نیست؛ اگر مدیری تصمیمی ناعادلانه گرفت یا سازوکاری با شما کجرفتاری کرد، معنایش این نیست که باید اصل ارزشها و کشوری را که خون هزاران شهید پایش ریخته زیر سؤال برد.
حفظ این مرزبندی، جلوی سقوط از موضع حقطلبی به گرداب کینهتوزی را میگیرد.
سکوت مقتدرانه بهجای هوچیگری در شبکههای اجتماعی وقتی احساس میکنید حقتان خورده شده، راحتترین و مخربترین کار این است که تریبون دست بگیرید و با جلب ترحم عمومی، موج منفی راه بیندازید. مهارت اصلی در این لحظه، خویشتنداری کلامی است؛ یعنی از خودتان بپرسید آیا فریادزدن این درد در فضای عمومی مشکلی را از مردم حل میکند یا فقط دل آنها را ناامید و چرکین میسازد؟
شجاعت واقعی این است که بار دلخوری شخصی را تنهایی به دوش بکشید، اما اجازه ندهید گرد این غبار روی چهره مردمی بنشیند که خودشان بار سنگین معیشت را تحمل میکنند.
پیگیری از مجاری تخصصی و درونی حقخواهی منافاتی با حفظ وحدت ندارد، به شرطی که مسیرش درست انتخاب شود. اگر اعتراضی به روندی، حکمی یا تصمیمی دارید، آن را از مجاری قانونی، ساختارهای نظارتی و جلسات درونگفتمانی با استدلال و مدارک پیگیری کنید.
کسی که قصد اصلاح دارد، مسئله را در اتاقهای تصمیمگیری حل میکند؛ اما کسی که دنبال دیدهشدن و عقدهگشایی است، دعوا را به کوچه و بازار میکشاند تا با باجگیری از افکار عمومی به هدفش برسد.
بازتعریف تراز جانفدایی برای مردم جانفدا بودن فقط مربوط به خط مقدم نبرد نظامی و در برابر گلوله سینه سپر کردن نیست. امروز جانفدایی یعنی گذشتن از آبرو، سهم، میز و منیت شخصی به نفع امنیت روانی ملتی که آزردهاند.
اگر به آرمان وفاداریم، عیار این ادعا دقیقاً جایی سنجیده میشود که منافع فردی ما به خطر میافتد؛ در این لحظه ترجیحدادن آرامش روحی هموطنان بر توجیهات شخصی، والاترین کنش اخلاقی است.
جامعه امروز ما بیش از هر زمان دیگری به مرهم و تکیهگاه نیاز دارد، نه نزاعهای بیپایانی که انرژی و امید خانوادهها را میبلعد. پهلوان میدان سیاست و فرهنگ کسی نیست که در انتقامگیری ماهرتر باشد، بلکه آن کسی است که بتواند خشم خود را مهار کند و پای مصلحت عمومی بایستد.
یادمان باشد تاریخ قیس بن سعدها را بهخاطر همین فداکاریهای بیسروصدا و صبوریهای نجیبانه ستوده است، نه کسانی که برای اثبات خود، سفره اعتماد مردم را به آتش کشیدند.
مطالب مشابه را از صفحه زندگی دنبال کنید.