مصاحبه اخیر آقای محسن هاشمی درباره جنگ و دلایل شروع آن توسط آمریکا حاکی از آن است که شاید آقای هاشمی مذاکرات سالهای اخیر را در تحلیلهای خود در نظر نمیگیرند.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، «اگر این تصمیم (رقیقسازی ۶۰ درصد) در ابتدای همین دولت (پزشکیان) گرفته میشد، نه دو جنگ رخ میداد، نه اجرای مکانیسم ماشه، نه تشدید تحریمها، نه محاصره، نه وقایع دیماه و نه این میزان خسارت به زیرساختها.» این بخشی از مصاحبه اخیر آقای محسن هاشمی است.
اما درباره این گزاره، چند سؤال اساسی وجود دارد که به نظر میرسد پیش از رسیدن به چنین نتیجهای، باید به آنها پاسخ داد. اول؛ آیا واقعاً مسئله فقط «رقیقسازی ۶۰ درصد» بود؟
نخستین سؤال این است: چرا در این تحلیل، سابقه مذاکرات ایران با آژانس، کشورهای اروپایی و حتی آمریکا در سالهای اخیر نادیده گرفته میشود؟ سال گذشته آقای عراقچی اعلام کرد که ایران در مذاکرات با آمریکا، در چارچوبی مشخص، آمادگی خود را برای رقیقسازی اورانیوم ۶۰ درصد مطرح کرده بود؛ البته مشروط به اینکه طرف مقابل نیز در حوزه تحریمها اقداماتی انجام دهد.
بنابراین، اصل «آمادگی ایران برای رقیقسازی» موضوع تازهای نبود که اگر در ابتدای دولت پزشکیان اعلام میشد، ناگهان همه مشکلات حل شود. این موضوع پیشتر در مذاکرات مطرح شده بود.
از سوی دیگر، این مسئله از سوی شهید لاریجانی و برخی دیپلماتهای ایرانی نیز بارها مطرح شد که خواسته طرف آمریکایی صرفاً رقیقسازی اورانیوم ۶۰ درصد نبود. بر اساس این روایت، مطالبه اصلی آمریکا، «غنیسازی صفر درصد» بود؛ یعنی کنارگذاشتن بخش اصلی از زیرساختهای غنیسازی ایران، زیرساختی که اساساً برای بهرهمندی ایران از فناوری و صنعت هستهای اهمیت دارد.
اینجا یک سؤال ساده اما تعیینکننده مطرح میشود: اگر طرف مقابل به رقیقسازی ۶۰ درصد هم رضایت نداده و خواسته اصلی او توقف کامل غنیسازی بود، چگونه میتوان گفت اگر ایران صرفاً زودتر رقیقسازی را انجام میداد، مسیر تحولات بعدی، از جنگ و تحریم تا سایر اتفاقات، اساساً تغییر میکرد؟ مسئله مهمتر این است که اگر قرار باشد ایران بخشی از ظرفیت هستهای خود را واگذار کند، منطقی است که در مقابل، امتیاز مشخص و قابل راستیآزمایی دریافت کند.
اما اگر طرف مقابل نهتنها چنین امتیازی نمیدهد، بلکه گام بعدی را نیز مطالبهای فراتر از رقیقسازی ۶۰ درصد قرار داده است، آیا میتوان انتظار داشت ایران بدون دریافت تضمین، همه برگهای خود را روی میز بگذارد؟ پیش از این در برجام هم ایران غنی سازی زیر 4 درصد را پذیرفته بود اما چه شد؟
همین رئیس جمهور فعلی آمریکا کل برجام را پاره کرد و امتیازات بیشتری از ایران مطالبه کرد. در سیاست خارجی، اصل سادهای وجود دارد: هیچ کشوری دارایی یا اهرم مذاکره خود را بدون دریافت چیزی در مقابل واگذار نمیکند.
دوم؛ آیا واقعاً حمله آمریکا به ایران را میتوان صرفاً با موضوع غنیسازی ۶۰ درصد توضیح داد؟ پاسخ به این سؤال اهمیت زیادی دارد؛ چون اگر علت یک رویداد بسیار بزرگ را به یک عامل تقلیل دهیم، ممکن است بخش مهمی از واقعیت را نبینیم.
برای نسبتدادن جنگ به یک عامل مشخص، باید شواهدی فراتر از یک ادعا داشته باشیم. بخش مهمی از استدلال درباره اینکه هدف آمریکا جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای بوده، به اظهارات ترامپ درباره برنامه هستهای ایران متکی است.
اما حتی اگر این اظهارات را مبنا قرار دهیم، یک پرسش دیگر مطرح میشود: اگر مسئله صرفاً برنامه هستهای و غنیسازی بود، پس از ادعای آمریکا درباره نابودی تأسیسات هستهای ایران در جنگ ۱۲روزه، چرا جنگ و فشارها پایان نیافت؟ این سؤال نشان میدهد که برای فهم رفتار آمریکا در قبال ایران، احتمالاً باید مجموعهای از عوامل را همزمان دید، نه اینکه همه چیز را به یک موضوع تقلیل داد.
پرونده ایران برای آمریکا و اسرائیل، دستکم بر اساس مواضع و تحولات سالهای گذشته، موضوعی چندلایه است؛ از برنامه هستهای و موشکی گرفته تا مسائل منطقهای، امنیتی و سیاسی و در سطحی بالاتر در لایه تمدنی و اهداف استراتژیک جهانی. بنابراین، توضیح چنین منازعهای صرفاً با گزاره «اگر ایران اورانیوم ۶۰ درصد را رقیق میکرد، جنگ اتفاق نمیافتاد» نیازمند شواهد بسیار قویتری است.
رهبر شهید انقلاب نیز در سالهای گذشته بارها فرمودند که مسئله هستهای از نگاه آمریکا صرفاً یک بهانه است و این کشور اهداف گستردهتری را در قبال ایران دنبال میکند.
بنابراین، اختلاف اصلی اینجاست: آیا باید جنگ را نتیجه یک تصمیم مشخص درباره اورانیوم ۶۰ درصد دانست، یا آن را در چارچوب بزرگتر و پیچیدهتر روابط ایران و آمریکا بررسی کرد؟ برای چنین ادعای بزرگی، طبیعتاً پاسخ نیازمند شواهدی بزرگتر از یک رابطه زمانی ساده است.
سوم؛ مسئله فقط یک تحلیل سیاسی نیست؛ مسئله نوع نگاه به سیاست خارجی است اینکه یک تحلیلگر برای یک مسئله پیچیده، توضیحی ساده ارائه کند، بهخودیخود اشکالی ندارد. مشکل زمانی آغاز میشود که همان توضیح ساده، بدون توجه به سایر عوامل، بهعنوان علت اصلی و قطعی یک سلسله حوادث بزرگ به افکار عمومی ارائه شود.
وقتی گفته میشود «اگر فلان تصمیم در ابتدای دولت گرفته میشد، جنگ، تحریم، مکانیسم ماشه، محاصره و سایر حوادث رخ نمیداد»، در واقع یک رابطه علت و معلولی بسیار بزرگ ادعا شده است. اما برای اثبات چنین رابطهای باید نشان داد که: ۱.
طرف مقابل واقعاً در مقابل آن تصمیم امتیاز میداده است؛ ۲. خواستههای بعدی آمریکا با پذیرش آن تصمیم متوقف میشده؛ ۳.
سایر عوامل مؤثر در تصمیم آمریکا و اسرائیل برای درگیری با ایران وجود نداشته است.
اگر این سه مقدمه اثبات نشود، نمیتوان با اطمینان گفت که یک تصمیم درباره اورانیوم ۶۰ درصد، علت اصلی مجموعهای از حوادث بسیار بزرگ بوده است. عدم توجه به چنین روندی، همان نقطهای است که سادهسازی از مسئله را میتواند به خطای مهلک در تحلیل منجر شود.
تجربهای که نباید فراموش کنیم البته این نوع نگاه به سیاست خارجی سابقه دارد.
پدربزرگوار آقای محسن هاشمی، آیتالله هاشمی رفسنجانی، در دورهای جمله معروف «دنیای آینده، دنیای گفتمانهاست» را مطرح کردند اما تجربه سالهای اخیر نشان داد که روابط بینالملل را نمیتوان صرفاً با گفتمان و مذاکره توضیح داد. به فاصله کمتر از یک دهه پس از سخنان آیتالله هاشمی، جهان شاهد جنگهای متعدد، رقابت قدرتهای بزرگ، تغییر موازنههای منطقهای و استفاده گسترده از ابزارهای اقتصادی و نظامی برای تأمین منافع کشورها بوده است.
در واقع سؤال مهم این است که آیا واقعاً میتوان تمام این مجموعه پیچیده از تحولات را به تصمیمی درباره رقیقسازی اورانیوم ۶۰ درصد تقلیل داد؟ اگر پاسخ مثبت است، باید شواهد آن ارائه شود؛ و اگر چنین شواهدی وجود ندارد، بهتر است درباره چنین رابطه علت و معلولی قطعی، بااحتیاط بیشتری سخن بگوییم.
چراکه در سیاست خارجی، گاهی یک تحلیل ساده، از خودِ یک مسئله پیچیده خطرناکتر است؛ نه به این دلیل که ساده است، بلکه به این دلیل که ممکن است ما را از دیدن واقعیتهای مهمتر بازدارد.
ناو آبراهام لینکلن روز چهارشنبه وارد بندر خانگی خود میشود تا به مأموریتی طولانی در جنگ با ایران خاتمه دهد اما برای پنتاگون ماجرای این ناو تازه وارد مرحلهای جدید شده است.
صدها کارگر شرکت آمریکایی تراشهسازی مایکرون در تایوان پس از شکست مذاکرات دستمزد و پاداش، به اعتصاب رأی دادند.
اداره اطلاعات انرژی آمریکا با تشدید فشارهای ناشی از جنگ با ایران، پیشبینی قیمت نفت را افزایش داد.
🟪 آقای سفیر! باتوم بر سر دانشآموزان! این است آزادیِ فرانسوی و دموکراسیِ غربی؟! اگر قصد دارید باتوم ها را کنار گذارید؛ ایرانیان می توانند تجربه نهادهای مدنیِ دانش آموزی از جمله بسیج دانش آموزی و انجمنهای اولیا و مربیانِ مدارس ایرانی را به شما منتقل کنند! ▪️ آقای پیئر کوشار سفیر فرانسه در جمهوری اسلامی ایران! شما نماینده کشوری هستید که سالهاست با ژستِ مرکزیت و مهد آزادی، دموکراسی و حقوق بشر، برای ملتهای جهان نسخه ها پیچیدید؛ اما وقتی دانشآموزان فرانسوی به خیابان میآیند و مطالبات صنفی خود را مطرح میکنند، پاسخ شما باتوم، ضربوشتم و بازداشت هزاران دانش آموز است! این است آن آزادی و دموکراسی پرطمطراقی که به آن افتخار میکردید؟ 🟣 آقای سفیر!مگر پاسخ مطالبات نوجوانان و جوانان از راه چماق و سرکوب و زندانی کردن ۵۰۰۰ دانش آموز است؟ چرا بهجای سرکوب، بستر گفتوگوی مدنی و شنیدن صدای معترضان را فراهم نمیکنید؟ ▪️ آقای سفیر! اگر در اداره اعتراضات مدنی و شنیدن صدای دانشآموزان ناتوانید، دستکم از تجربه نهادهای دانشآموزی از جمله بسیج دانش آموزی و انجمن های مدنی اولیا و مربیان مدارس ایرانی برای گفتوگو و پیگیری مطالبات جوانان درس بگیرید؛ ایران می تواند تجربه خود در مدارس را به شما منتقل کند و... 🟣 آقای سفیر چرا موطن باصطلاح آزادی تا این همه به ارتجاعِ سرکوب میل پیدا کرده است؟! قدری از دخالت در امور دیگر کشورها دست بردارید و به امور داخلی خود بپردازید؛ کمی از نوکری سیاسی برای آمریکا و همراهی با ناتو در مداخلات استعماری در آسیا و آفریقا دست بردارید و بهجای فتنهگری و نسخهپیچی برای ملتها،فکری به حال بحرانهای داخلی و سرکوب شهروندان خودتان اتّخاد کنید
سناتور دموکرات «کریس مورفی» با افشای ممانعت بیسابقه از ورودش به تأسیسات نظامی آمریکا در منطقه خلیج فارس، گفت وزیر دفاع دولت ترامپ با جلوگیری از دیدار نمایندگان کنگره با فرماندهان نظامی، درصدد پنهان نگه داشتن هزینههای جنگ است.
فارن افرز نوشت که آمریکا همچنان این توهم را دارد که با ابزار نظامی میتواند به سرعت به پیروزی در جنگها برسد.
از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانههای آمریکایی، شکست راهبردی به متجاوزان تحمیل شده است.
عراق در سایه بحران مالی ناشی از فشارهای آمریکا و جنگ ایران با مشکلاتی برای تعیین معاونان نخست وزیر روبروست.
دبیرکل سازمان ملل متحد از ایران و آمریکا خواست به دیپلماسی بازگردند و به جنگ پایان دهند.
جنگ رمضان مشخص کرد الگوی امنیتی برون زای الگوی متکی به آمریکا تضمین کننده امنیت کشورهای منطقه نیست.
وزارت خارجه قطر از تداوم تماسها و سفرها برای پیشرفت در مسیر مذاکرات میان واشنگتن و تهران خبر داد.
فشار واشنگتن بر منابع ارزی ایران بیشتر شده؛ بانک مرکزی برای مهار بازار چه باید بکند؟
نامزد دموکرات انتخابات میاندورهای سنا در آمریکا با انتقاد از جنگ علیه ایران گفت این جنگ نه تنها امنیت آمریکاییها را بیشتر نکرده، بلکه به افزایش قیمت انرژی و مواد غذایی و کشتهشدن ۱۸ نظامی آمریکایی منجر شده است.
رئیسجمهور آمریکا در حالی احتمال تشدید دوباره جنگ با ایران را مطرح میکند که به گفته سردبیر تهرانتایمز، رفتار او بیش از محاسبه سیاسی به منطق یک قمارباز شبیه شده است.
هنوز مدتی از آغاز جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران نگذشته، اما در امارات کار برای ثبت نسخهی مطلوب از حافظهی این جنگ آغاز شده است. پروژهای که با عنوان «مستندسازی فرهنگ خلیج فارس در زمان جنگ» شکل گرفت، از مرحلهی جمعآوری خاطرات عبور کرده و به نمایشگاه، آرشیو تاریخ شفاهی، کاتالوگ هنری و انتشار کتاب رسیده است!
امروز ۶۰ درصد ظرفیت از دسترفته پتروشیمیها و ۵۰ درصد ظرفیت آسیبدیده پارس جنوبی به مدار تولید بازگشته و ذخایر سوخت نیروگاهها نیز با رشد ۲۵ درصدی به ۸۵ درصد رسیده است.
وزیر آموزش و پرورش در سفر یکروزه خود به شهرستان لامرد استان فارس، از سالن ورزشی و مناطق مسکونی این شهرستان که در جنگ تحمیلی اخیر مورد اصابت موشکهای آمریکایی و صهیونیستی قرار گرفته بود، بازدید کرد.