وقتی مشکلات یکییکی از راه میرسند، لازم نیست همه را همزمان روی دوشمان بکشیم؛ گاهی کافی است مثل یک جراح، مسئله را روی میز بگذاریم، اولویتبندی کنیم و قدمبهقدم سراغ درمانش برویم.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، در قسمتهای گذشته یاد گرفتیم چطور وقتی طوفانِ مشکلات از راه میرسد، کم نیاوریم و به جای غرق شدن سکانِ تفکر منطقیمان را حفظ کنیم. تمرین کردیم که چطور با هکِ سیستم عصبی اجازه ندهیم بحران، ما را به گوشه رینگ بکشاند.
حالا که طوفانِ اولیه خوابیده و مغز دوباره به مدارِ تفکر منطقی بازگشته، نوبت به جراحی مشکلات میرسد. منصوره تقیجراح، روانشناس و مشاور، معتقد است بسیاری از ما در مرحلهی حل مسئله شکست میخوریم، نه چون راه حل نداریم، بلکه چون سعی میکنیم کلاف سردرگم مشکلات را فقط توی سرمان باز کنیم؛ کاری که عملاً غیرممکن است.
او در این بخش، نقشه عملیاتیِ حل مسئله را روی میز میگذارد.
مشکل را از سرت بیرون بکش! نخستین قدم برای حل مسئله، بیرون آوردن آن از ذهن و تبدیل کردنش به یک مسئله قابل مشاهده است.
تقیجراح در اینباره میگوید: «باید یک برگه، کاغذ یا دفترچه برداریم و تمام مسائلی را که ذهنمان را درگیر کرده است، بنویسیم؛ چه مسائل کوچک و چه مسائل بزرگ. نکته مهم این است که صرفاً حرف زدن یا مرور کردن مشکلات در ذهن، لزوماً باری از دوش ما برنمیدارد؛ حتی ممکن است مسئله را در نگاه ما بزرگتر، ترسناکتر و پیچیدهتر کند.
بنابراین بهتر است هر چیزی را که ذهنمان را درگیر کرده، بدون سانسور روی کاغذ بیاوریم تا مسائل از حالت مبهم خارج شوند و جلوی چشممان قرار بگیرند.»
اول صفِ مشکلات را مرتب کن! همه مشکلات، هموزن نیستند؛ اول باید بفهمیم کدامیک واقعاً فوری است وقتی فهرست مشکلات روی کاغذ آمد، مرحله بعدی، اولویتبندی است.
قرار نیست همه مسائل را همزمان حل کنیم. تقیجراح در این مرحله توضیح میدهد: «پس از اینکه تمام مسائل را نوشتیم، باید آنها را بر اساس اهمیت و فوریت اولویتبندی کنیم.
باید ببینیم کدام مسئله در حال حاضر برای ما اهمیت بیشتری دارد و حل کدام مشکل میتواند بار بیشتری از دوش ما بردارد. برخی مسائل فوریت بیشتری دارند؛ برای مثال، اگر برای انجام کاری تنها یک روز فرصت داشته باشیم، طبیعی است که آن مسئله در اولویت قرار بگیرد و ابتدا برای آن برنامهریزی کنیم.»
به این ترتیب، ذهن از یک توده درهمریخته از نگرانیها، به یک فهرست مشخص تبدیل میشود؛ فهرستی که میتوان یکییکی سراغ گزینههای آن رفت.
پنج راه فرار از یک بنبست! حالا که مسئله اصلی مشخص شده، نوبت تولید راهحلهاست.
یکی از اشتباهات رایج در این مرحله این است که فرد همزمان با پیدا کردن یک راهحل، شروع به قضاوت درباره درست یا غلط بودن آن میکند. در حالی که به گفته این روانشناس، ابتدا باید دامنه انتخابها را گسترده کرد: «در این مرحله یک بارش فکری یا Brainstorming انجام میدهیم.
هر راهحلی که برای حل مسئله به ذهنمان میرسد، باید نوشته شود. در قدم اول، اهمیتی ندارد که آن راهحل تا چه اندازه واقعی یا عملی باشد؛ مهم این است که تمام گزینههای ممکن را ثبت کنیم.
بهتر است برای هر مسئله دستکم پنج راهحل در نظر بگیریم.» اما قرار نیست این فرایند حتماً به تنهایی انجام شود.
او پیشنهاد میکند در صورت نیاز از تجربه دیگران نیز استفاده کنیم: «بعد از اینکه راهحلهای خودمان را نوشتیم، میتوانیم با افرادی که تجربه یا توانایی کمک به ما را دارند، مشورت کنیم و پیشنهادهای آنها را نیز به فهرست خود اضافه کنیم.»
هر راهحلی، راه نجات نیست! وقتی فهرست راهحلها آماده شد، تازه بخش دشوار ماجرا آغاز میشود: انتخاب بهترین گزینه.
در این مرحله نباید فقط تعداد پیامدهای مثبت و منفی را شمرد؛ بلکه باید وزن و اهمیت هر پیامد را هم در نظر گرفت. تقیجراح میگوید: «در نهایت باید راهحلها را سبکسنگین کنیم و ببینیم اجرای هرکدام چه سود و منفعتی دارد و چه آسیبها و پیامدهایی ممکن است ایجاد کند.
این ارزیابی هم باید از نظر کیفیت و هم از نظر کمیت انجام شود و نباید صرفاً به تعداد پیامدها توجه کنیم.» او برای روشنتر شدن موضوع ادامه میدهد: «ممکن است یک راهحل، ده آسیب کوچک داشته باشد و راهحل دیگری پنج آسیب بزرگ.
نمیتوان صرفاً به دلیل تعداد کمتر، گزینه دوم را انتخاب کرد؛ زیرا ممکن است همان پنج آسیب، پیامدهایی بسیار سنگینتر داشته باشند. بنابراین باید راهحلی را انتخاب کنیم که در مجموع، کفه سود و منفعت واقعی آن سنگینتر باشد.»
یک قدم جلوتر از مشکل حرکت کن بسیاری از ما تصور میکنیم به محض انتخاب و اجرای یک راهحل، پرونده مشکل بسته شده است. اما یکی از مهمترین مراحل، درست بعد از اجرا اتفاق میافتد: بازنگری.
تقیجراح درباره این مرحله میگوید: «کار ما پس از اجرای راهحل تمام نمیشود. یکی از تفاوتهای افراد تابآور و سرسخت این است که بعد از اجرا، مسیر را ارزیابی میکنند.
باید از خودمان بپرسیم آیا راهحلی که انتخاب کردیم، همان سود و زیانی را داشت که پیشبینی کرده بودیم؟ آیا پیامدی وجود داشت که از ابتدا آن را در نظر نگرفته بودیم؟
اگر راهحل دیگری را انتخاب میکردیم، چه اتفاقی ممکن بود رخ دهد؟» به گفته او، تجربه اجرای یک راهحل، اطلاعات تازهای در اختیار ما میگذارد؛ اطلاعاتی که هنگام تصمیمگیری اولیه در اختیار نداشتیم و میتواند انتخابهای بعدی ما را دقیقتر کند.
یک قدم جلوتر از مشکل حرکت کن اما یک مهارت وجود دارد که میتواند ما را حتی یک قدم جلوتر ببرد: پیشبینی. تقیجراح در اینباره توضیح میدهد: «یکی از مهارتهایی که میتواند به افزایش تابآوری و سرسختی ما کمک کند، تقویت قدرت پیشبینی است.
وقتی قرار است وارد یک موقعیت جدید شویم، باید رفتارها، چالشها و مسائلی را که احتمال دارد با آنها مواجه شویم، تا حد امکان پیشبینی کنیم و برای آنها راهحلهایی در نظر بگیریم.» این یعنی به جای اینکه همیشه بعد از وقوع بحران دنبال راه چاره بگردیم، گاهی میتوانیم یک قدم جلوتر از مشکل حرکت کنیم.
او تأکید میکند: «این مرحله در واقع یک پله جلوتر از حل مسئله است؛ زیرا وقتی با آمادگی ذهنی وارد یک موقعیت میشویم، در مواجهه با اتفاقات احتمالی کمتر غافلگیر میشویم. البته تکنیکهای روانشناختی مانند قرص نیستند که در همان لحظه نتیجه بدهند.
اینها مهارتهایی هستند که به تمرین و بازآموزی نیاز دارند تا هر تجربه، به فرصتی برای قویتر شدن تبدیل شود.» بمنظور دسترسی پایدار به اخبار و مطالب ما، آخرین نسخه اپلیکیشن را میتوانید از اینجا و در فروشگاههای «کافه بازار » و « مایکت » دانلود و نصب کنید.