عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس با تشریح الزامات اجرای احکام برنامه هفتم در آموزشوپرورش، مردمیسازی مدرسه و بازآفرینی نظام سرمایه انسانی را 2 بال تحول این نظام دانست و تأکید کرد که مشارکت مردم نباید جایگزین مسئولیتهای دولت شود و آموزشوپرورش نیز نباید به بنگاه اقتصادی تبدیل شود.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، آموزشوپرورش در ایران سالهاست در نقطهای قرار گرفته که دیگر نمیتوان مسائل آن را صرفاً با افزایش بودجه، ساخت مدرسه یا جذب مقطعی معلم حل کرد. این نهاد، مهمترین بستر شکلگیری سرمایه انسانی، اجتماعی و فرهنگی کشور است و هر تصمیمی که درباره آن گرفته میشود، در واقع تصمیمی درباره آینده ایران است.
قانون برنامه پنجساله هفتم پیشرفت نیز با درک همین ضرورت، مجموعهای از احکام را برای اصلاح ساختار آموزشوپرورش، حرکت به سمت مدرسهمحوری، تقویت مشارکت خانواده و جامعه و همچنین بازآرایی نظام سرمایه انسانی این وزارتخانه پیشبینی کرده است. با این حال، پرسش اساسی این است که این احکام چگونه باید از متن قانون به واقعیت مدرسه و کلاس درس تبدیل شوند؟
برای بررسی این موضوع و همچنین چالشهای مردمیسازی آموزشوپرورش، اصلاح نظام تأمین نیروی انسانی، جایگاه معلم، بومیگزینی و نقش دولت و جامعه در اداره مدارس، با فرشاد ابراهیمپور نماینده مردم ایذه در مجلس شورای اسلامی به گفتوگو نشستهایم.
فارس: به نظر شما میتوان ظرفیتهای قانون برنامه پنجساله هفتم پیشرفت را از سطح احکام و اسناد بالادستی به یک الگوی واقعی، منسجم، قابل اجرا، قابل اندازهگیری و قابل نظارت در آموزشوپرورش تبدیل کرد؟ ابراهیم پور: آموزشوپرورش را نمیتوان صرفاً یکی از دستگاههای اجرایی دولت دانست؛ این نهاد، زیربناییترین دستگاه تولید سرمایه انسانی، اجتماعی و فرهنگی کشور است و کیفیت عملکرد آن، مستقیماً با کیفیت آینده ایران پیوند دارد.
از همین منظر، هرگونه اصلاح در آموزشوپرورش باید از سطح تغییرات اداری و بودجهای فراتر رود و به بازطراحی شیوه حکمرانی، تأمین نیروی انسانی و نسبت دولت و جامعه با مدرسه منجر شود. قانون برنامه پنجساله هفتم پیشرفت، ظرفیتهای مهمی برای چنین تحولی ایجاد کرده است؛ از اصلاح ساختار و تشکیلات آموزشوپرورش و استقرار الگوی مدرسه در تراز سند تحول بنیادین تا تقویت مشارکت خانواده، مسجد، نهادهای فرهنگی و اجتماعی و اعطای اختیارات بیشتر به مدارس.
در کنار آن، برنامه هفتم بر تدوین سند جامع سرمایه انسانی آموزشوپرورش و ساماندهی فرایندهایی همچون جذب، گزینش، تربیت، استخدام، نگهداشت، ارتقا و بازنشستگی نیروی انسانی نیز تأکید کرده است.
اما میان «حکم قانونی» و «تحقق میدانی» همواره فاصلهای وجود دارد. مسئله اصلی امروز آن نیست که آیا در اسناد بالادستی، سخنی از تحول، مدرسهمحوری، مشارکت مردم یا اصلاح سرمایه انسانی به میان آمده است؛ مسئله این است که چگونه این احکام به یک الگوی منسجم، قابل اجرا، قابل اندازهگیری و قابل نظارت تبدیل شوند.
فارس: آیا میتوان ظرفیتهای قانونی برنامه هفتم را از سطح احکام و اسناد بالادستی به یک الگوی واقعی، منسجم، قابل اجرا و قابل نظارت در مدارس تبدیل کرد؟ ابراهیم پور: تحول آموزشوپرورش بر دو پایه اساسی استوار است: مردمیسازی حکمرانی مدرسه و بازآفرینی نظام سرمایه انسانی.
هر کدام بدون دیگری ناقص است. مدرسهای که از ظرفیت جامعه استفاده نکند، در برابر پیچیدگیهای تربیت نسل آینده تنها میماند؛ و مدرسهای که بهترین معلم را در اختیار نداشته باشد، حتی با گستردهترین مشارکت اجتماعی نیز به کیفیت مطلوب نخواهد رسید.
از این منظر، «مردمیسازی» نباید به معنای غیردولتیکردن آموزش عمومی یا انتقال هزینههای دولت به خانوادهها تفسیر شود. این برداشت نه با فلسفه آموزش عمومی سازگار است و نه میتواند مبنای یک تحول پایدار قرار گیرد.
مردمیسازی یعنی جامعه از جایگاه مخاطب منفعل مدرسه خارج شود و در کنار دولت، خانواده، معلم، مسجد، دانشگاه، خیرین، نخبگان و نهادهای اجتماعی، در ارتقای کیفیت تربیتی و آموزشی مدرسه نقش واقعی پیدا کند. در این الگو، دولت همچنان مسئول اصلی تضمین آموزش عمومی، عادلانه و باکیفیت است.
تأمین منابع پایه، پرداخت حقوق معلمان، تأمین نیروی انسانی، ایجاد زیرساختهای ضروری و تضمین دسترسی برابر به آموزش، از وظایف حاکمیتی دولت باقی میماند. مشارکت مردم نباید جایگزین این مسئولیت شود؛ بلکه باید ظرفیتهایی را که در جامعه وجود دارد، برای تقویت مدرسه به میدان آورد.
فارس: به اعتقاد شما میتوان مشارکت واقعی مردم را در حکمرانی و ارتقای کیفیت مدارس افزایش داد، بدون آنکه مسئولیتهای حاکمیتی دولت در قبال آموزش عمومی و عادلانه به خانوادهها منتقل شود؟
ابراهیمپور: باید میان «مردمیسازی» و «خصوصیسازی» مرز روشنی ترسیم کرد. خصوصیسازی به دنبال انتقال مالکیت یا مدیریت و مسئولیت از دولت به بخش خصوصی است؛ اما مردمیسازی میتواند به معنای مشارکت جامعه در حکمرانی، پشتیبانی و ارتقای کیفیت مدرسه باشد، بدون آنکه مسئولیت عمومی دولت از میان برود.
این تمایز از آن جهت اهمیت دارد که هرگاه سخن از مشارکت مردم در آموزشوپرورش به میان میآید، این نگرانی به وجود میآید که مبادا در نهایت خانوادهها مجبور شوند هزینههایی را که باید دولت تأمین کند، بر عهده بگیرند. این نگرانی باید نه با شعار، بلکه با طراحی دقیق سیاستی پاسخ داده شود.
مشارکت مردمی باید تا حد امکان داوطلبانه، شفاف، غیرتبعیضآمیز و در خدمت کیفیت مدرسه باشد و هیچ دانشآموزی نباید به دلیل وضعیت اقتصادی خانواده از حق آموزش عمومی باکیفیت محروم شود. در چنین الگویی، مدرسه باید از یک واحد اداری که عمدتاً مجری بخشنامههای سطوح بالاتر است، به یک نهاد اجتماعی فعال تبدیل شود.
مدرسه باید اختیار بیشتری برای شناخت مسائل محلی، طراحی برنامههای تربیتی متناسب با نیازهای دانشآموزان، استفاده از ظرفیت خانواده و جامعه، بهرهگیری از امکانات محله و برقراری ارتباط با دانشگاهها، مساجد، گروههای مردمی، خیرین و نخبگان داشته باشد.
ابراهیم پور: مردمیسازی واقعی، بدون مدرسهمحوری امکان تحقق ندارد. اگر مدیر مدرسه اختیار لازفارس: چه سازوکارهایی میتواند مدرسه را از یک واحد صرفاً اداری به یک نهاد اجتماعی فعال و برخوردار از اختیار واقعی برای مشارکت با خانواده و جامعه تبدیل کند؟
م نداشته باشد، مشارکت اجتماعی نیز به جلسات تشریفاتی و کمکهای پراکنده مالی تقلیل پیدا خواهد کرد. بنابراین اجرای احکام برنامه هفتم باید به تفویض واقعی و مرحلهبندیشده اختیارات مالی، مدیریتی، آموزشی و پرورشی به مدارس منجر شود؛ البته همراه با شفافیت، پاسخگویی و نظارت؛ اما بال دوم این تحول، سرمایه انسانی است.
هیچ نظام آموزشی را نمیتوان با ساختمان، بخشنامه، سامانه و کتاب اصلاح کرد، اگر بهترین و شایستهترین نیروها در کلاس درس حضور نداشته باشند. کیفیت مدرسه در نهایت به کیفیت معلم وابسته است و کیفیت معلم نیز از نحوه انتخاب، تربیت، استخدام، نگهداشت، ارتقا و منزلت حرفهای او آغاز میشود.
به همین دلیل، نظام تأمین نیروی انسانی آموزشوپرورش باید از یک الگوی عمدتاً واکنشی و مبتنی بر جبران کمبود، به یک نظام آیندهنگر تبدیل شود. نمیتوان صبر کرد تا کمبود معلم ایجاد شود و سپس در فاصلهای کوتاه، با روشهای اضطراری به دنبال تأمین نیرو رفت.
آموزشوپرورش باید بداند پنج، ده و حتی پانزده سال آینده به چه تعداد معلم، در چه رشتههایی، در چه مناطق و با چه شایستگیهایی نیاز دارد. در اینجا یک تغییر پارادایمی ضروری است: معلم آینده را باید پیش از استخدام، شناسایی و تربیت کرد.
فارس: به نظر شما میتوان نظام تأمین نیروی انسانی آموزشوپرورش را از یک الگوی واکنشی به یک نظام آیندهنگر و مبتنی بر پیشبینی دقیق نیازهای پنج، ده و پانزده سال آینده تبدیل کرد؟ ابراهیمپور: دانشآموزی که سالها در نظام تعلیم و تربیت حضور دارد، مهمترین جامعه هدف برای شناسایی استعدادهای معلمی است.
آموزشوپرورش میتواند با طراحی مسیرهای استعدادشناسی، هدایت تحصیلی و تربیتی، تجربهآموزی، آشنایی با حرفه معلمی و سپس ورود به مسیرهای تخصصی تربیت معلم، بخشی از نیاز آینده خود را از میان سرمایه انسانیای تأمین کند که خود این نظام تربیت کرده است. این موضوع در مناطق عشایری، روستایی و کمبرخوردار اهمیت دوچندان دارد.
دانشآموز بومی که از همان منطقه انتخاب و برای حرفه معلمی تربیت شود، میتواند علاوه بر تأمین نیروی انسانی، به ماندگاری سرمایه انسانی در منطقه خود کمک کند. چنین الگویی میتواند به جای آنکه هر سال برای مناطق محروم به دنبال نیروی جایگزین باشیم، یک چرخه پایدار «شناسایی، تربیت، بازگشت و خدمت» ایجاد کند.
البته بومیگزینی نباید به معنای پایینآوردن استانداردهای حرفه معلمی باشد. بومیبودن یک مزیت مهم برای شناخت فرهنگ، زبان، جغرافیا و اقتضائات جامعه است، اما باید در کنار شایستگی علمی، شخصیتی، تربیتی و حرفهای قرار گیرد.
فارس: چگونه میتوان استعدادهای معلمی را از میان دانشآموزان، بهویژه در مناطق عشایری، روستایی و کمبرخوردار، شناسایی و تربیت کرد، بدون آنکه بومیگزینی به کاهش استانداردهای حرفهای منجر شود؟
ابراهیم پور: از سوی دیگر، بازآفرینی سرمایه انسانی بدون اصلاح جایگاه اقتصادی و اجتماعی معلم نیز امکانپذیر نیست. اگر معلم را سازنده سرمایه انسانی کشور میدانیم، نظام پرداخت نیز باید این جایگاه را به رسمیت بشناسد.
حقوق معلم نباید آخرین اولویت بودجهای دولت باشد. در یک نظام عقلانی سرمایهگذاری بر آینده، معلم باید در شمار مهمترین گروههای حرفهای و از بالاترین سطوح پرداختی متناسب با مسئولیت، تخصص و اثرگذاری اجتماعی برخوردار باشد.
این امر البته نباید با اتکا به مشارکت مالی خانوادهها محقق شود. حقوق معلم تعهد دولت است و مردمیسازی نباید بهانهای برای کاهش این تعهد باشد.
برعکس، باید از ظرفیتهای اقتصادی، اجتماعی و مردمی آموزشوپرورش برای تکمیل منابع، ارتقای رفاه، توسعه خدمات حرفهای، تجهیز مدارس و افزایش کیفیت محیط آموزشی استفاده کرد، در حالی که دولت مسئولیت اصلی خود در تأمین حقوق و زیرساختهای پایه را حفظ میکند. در این میان، آموزشوپرورش خود نیز دارای ظرفیتهای قابل توجهی است که باید از منظر سرمایهای دیده شوند.
شبکه گسترده مدارس، فضاهای آموزشی و ورزشی، هنرستانها، مراکز مهارتی، محتوای آموزشی، نیروی انسانی متخصص و ظرفیتهای علمی و فرهنگی، صرفاً هزینههای جاری نیستند؛ مجموعهای از داراییهای عمومی و اجتماعی هستند که میتوانند با رعایت قانون و حفظ مأموریت اصلی آموزشوپرورش، ارزشآفرینی کنند.
فارس: چطور میتوان جایگاه اقتصادی و اجتماعی معلم را ارتقا داد و همزمان از ظرفیتهای اقتصادی و اجتماعی آموزشوپرورش برای تقویت کیفیت مدارس استفاده کرد، بدون آنکه مسئولیت دولت در تأمین حقوق و زیرساختهای پایه تضعیف شود؟ ابراهیمپور: باید یک اصل قطعی وجود داشته باشد: آموزشوپرورش نباید به بنگاه اقتصادی تبدیل شود و دانشآموز نباید به مشتری تبدیل شود.
هر فعالیت اقتصادی باید در خدمت مأموریت تربیتی باشد و درآمد حاصل از ظرفیتهای قانونی نیز باید به شکل شفاف در جهت ارتقای کیفیت مدرسه، توسعه زیرساخت، حمایت از معلم و تقویت عدالت آموزشی به کار گرفته شود. از این منظر، مردمیسازی میتواند حتی به اصلاح رابطه میان دولت، جامعه و داراییهای آموزشوپرورش نیز کمک کند.
جامعه فقط نباید هنگام ساخت مدرسه یا تأمین تجهیزات فراخوانده شود؛ بلکه باید در حکمرانی مدرسه، تولید محتوای آموزشی، مهارتآموزی، فعالیتهای فرهنگی، پیوند مدرسه با محیط کار و دانشگاه و حل مسائل اجتماعی نیز حضور پیدا کند. در عین حال، باید مراقب بود که مردمیسازی به «مسابقه ثروت مدارس» تبدیل نشود.
اگر مشارکت اجتماعی در مناطق برخوردار به منابع بیشتر و در مناطق محروم به منابع کمتر منجر شود، بدون سازوکارهای جبرانی، ممکن است به افزایش نابرابری آموزشی بینجامد. بنابراین دولت باید ضمن فعالکردن ظرفیتهای مردمی، سازوکارهای عدالتمحور برای حمایت از مدارس کمبرخوردار را نیز تقویت کند.
فارس: آیا میتوان از ظرفیت مردمی و داراییهای آموزشوپرورش برای ارتقای کیفیت مدارس استفاده کرد، بدون آنکه این فرایند به تجاریشدن آموزش یا افزایش شکاف میان مدارس برخوردار و کمبرخوردار منجر شود؟ ابراهیمپور: مردمیسازی نیازمند شفافیت است.
هر مدرسه باید بتواند مشخص کند چه منابعی از جامعه دریافت کرده، این منابع از چه مسیری تأمین شده، در چه محلی هزینه شده و چه اثری بر کیفیت مدرسه داشته است. اعتماد عمومی زمانی شکل میگیرد که مردم بدانند مشارکت آنها چگونه و در کجا به نتیجه رسیده است.
اجرای احکام برنامه هفتم نباید به ارائه چند گزارش اداری محدود شود. وزارت آموزشوپرورش باید برای مردمیسازی و سرمایه انسانی، شاخصهای روشن و قابل سنجش داشته باشد و سالانه میزان پیشرفت خود را در برابر آنها گزارش کند؛ از میزان تفویض اختیار به مدارس و مشارکت اجتماعی گرفته تا وضعیت جذب و نگهداشت معلمان، سهم نیروهای بومی، کیفیت تربیت معلم، رضایت معلمان و خانوادهها و آثار سیاستها بر عدالت آموزشی.
اگر قرار است برنامه هفتم در آموزشوپرورش به یک تحول واقعی منجر شود، باید از نگاه بخشی و کوتاهمدت فاصله بگیریم. مردمیسازی بدون اصلاح سرمایه انسانی، ممکن است مدرسه را مشارکتپذیرتر کند اما الزاماً باکیفیتتر نمیکند؛ و اصلاح سرمایه انسانی بدون مردمیسازی نیز ممکن است معلم توانمند تولید کند، اما مدرسه را همچنان در ساختار متمرکز و کمتحرک گذشته نگه دارد.
این 2، 2 بال یک تحولاند: مردمیسازی مدرسه و بازآفرینی سرمایه انسانی. ف ارس: چه شاخصهای روشن و قابل سنجی باید برای ارزیابی همزمان مردمیسازی مدرسه و بازآفرینی سرمایه انسانی تعیین شود تا اجرای برنامه هفتم از سطح گزارشهای اداری فراتر رفته و به یک تحول واقعی منجر شود؟
ابراهیمپور: یک بال، مدرسه را از درون جامعه تقویت میکند و بال دیگر، کیفیت نیروی انسانی آن را تضمین میکند.
در چنین الگویی، دولت از مسئولیت خود عقب نمینشیند؛ بلکه از یک دولت صرفاً متمرکز و تصدیگر، به دولت سیاستگذار، تضمینکننده عدالت و پشتیبان مدرسه تبدیل میشود. مردم نیز جای دولت را نمیگیرند؛ بلکه در کنار دولت، ظرفیتهای خود را برای ساختن مدرسه به میدان میآورند.
معلم نیز نه نیروی هزینهای، بلکه مهمترین عنصر سرمایهگذاری ملی تلقی میشود. آینده آموزشوپرورش ایران در گرو همین تغییر نگاه است: مدرسه نباید جزیرهای در میان جامعه باشد؛ معلم نباید صرفاً یک ردیف در جدول هزینههای دولت باشد؛ و مردم نباید فقط در مقام پرداختکننده هزینههای آموزش دیده شوند.
فارس: به اعتقاد شما میتوان نقش دولت، مردم و معلم را بهگونهای بازتعریف کرد که دولت همچنان تضمینکننده عدالت آموزشی باشد، مردم در کنار دولت مشارکت واقعی داشته باشند و معلم بهعنوان سرمایه ملی شناخته شود؟ ابراهیمپور: مدرسه باید کانون جامعه باشد، معلم باید محور سرمایه انسانی کشور باشد و دولت باید تضمینکننده حق همگانی آموزش باکیفیت و عادلانه باقی بماند.
در چنین چارچوبی، اجرای احکام برنامه هفتم دیگر یک تکلیف اداری نخواهد بود؛ بلکه میتواند نقطه آغاز بازآفرینی حکمرانی آموزشوپرورش و حرکت از «مدیریت هزینههای آموزشی» به «سرمایهگذاری راهبردی بر انسان» باشد.
قشقاوی سخنگوی کمیسیون امنیت ملی: افزایش حقوق و ارتقای معیشت نیروهای فراجا، حداقل وظیفه دولت و مجلس است.
عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی سوالات نمایندگان از وزرای دولت را اعلام وصول کرد.
چند ماه است که وزارتخانههای دفاع و اطلاعات با سرپرست اداره میشوند و تاکید مجلس این است که دولت زودتر گزینههای پیشنهادی این دو وزارتخانه را معرفی کند.
پس از استعفای وزیر نفت حالا دولت میبایست برای سه وزارتخانه گزینه پیشنهادی خود را به مجلس معرفی کند.
حاجی بابایی از معرفی گزینههای پیشنهادی دولت برای تصدی دو وزارتخانه دفاع و اطلاعات تا پایان مهرماه خبر داد.
عضو هیئت رئیسه مجلس در این جلسه سوالات نمایندگان از وزرای دولت و یک طرح را اعلام وصول کرد.
دولت در حالی تشکیل «شورای عالی هنر و ادبیات» را تصویب کرده که پیش از این «شورای هنر» ذیل شورای عالی انقلاب فرهنگی فعالیت داشته است؛ این در حالی است که به گفته عضو شورایعالی انقلاب فرهنگی تشکیل شورای عالی ذیل دولت باید مصوبه مجلس را داشته باشد.
روحالله عباسپور نماینده مردم بوئینزهرا و آوج در مجلس شورای اسلامی در مراسم افتتاحیه مرکز همودیالیز پناه ایران شهرستان آبیک گفت: با توجه به شرایط جنگ اقتصادی بهترین راهکار برای پیشبرد امور دولت، حمایت از بخش خصوصی و سرمایهگذاری در عرصههای مختلف است.
نایبرئیس کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی بر ضرورت ارسال سریعتر لایحه ترمیم حقوق کارکنان دولت تأکید کرد.
مدیرکل آموزش و پرورش استان کرمانشاه با تکذیب شایعه استفاده دانشآموزان از پلاک نام در کلاسهای درس، گفت: نهتنها در کرمانشاه، بلکه در کل کشور نیز چنین موضوعی مطرح نشده است.
رئیس سابق سازمان برنامه کسری بودجه کشورناشی ازایجاد درآمدهای موهوم وافزایش هزینهها درفرآیند تصویب بودجه است.
عضو کمیسیون اقتصادی مجلس گفت: افزایش کالابرگ باید بدون ایجاد فشار بر نقدینگی و تورم انجام شود.
رئیس کمیته فناوری کمیسیون صنایع مجلس گفت: فعالان اقتصادی در سامانههای دولتی سردرگم و کلافه شدهاند.
معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش از شناسایی، جذب و بازگرداندن حدود ۴۸ هزار دانشآموز بازمانده از تحصیل به مدارس در سال تحصیلی گذشته خبر داد و گفت: پیگیری وضعیت ثبتنام دانشآموزان و جذب بازماندگان از تحصیل در سال جدید نیز ادامه دارد.
سخنگوی وزارت آموزش و پرورش گفت: با بازگشایی مدارس بهصورت حضوری،معلمان و دانشآموزان از ادامه آموزش حضوری است.
شانه بالا انداختن وزیر مالیه قاجار در صحن علنی مجلس و بیخبریاش از درآمدهای گمرک کشور، تنها یک نمونه از خیمهشببازی دولت محمدعلی شاه در برابر نمایندگان ملت بود. در روزهایی که مستشاران بلژیکی تمام شریانهای مالی ایران را در دست گرفته بودند و به مجلس دهنکجی میکردند، شاه قاجار قصد داشت با پاسخگو ندانستن وزرا، مجلس را از درون تهی کند.
دانش آموزان نسبت به آشنا نشدن با فرهنگ ملل، در فرآیند یادگیری زبان عربی و انگلیسی در مدرسه؛ نارضایتی دارند.