حمیدرضا پس از تجربه مسیری متفاوت در رشته تجربی، با تکیه بر علاقه و کنجکاوی خود در یادگیری زبان انگلیسی توانست با تکیه بر یک رمز خاص در جمع برترینهای کنکور سراسری قرار گیرد.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، استان گلستان _ صفحه تلفن همراه هنوز روشن بود و عدد «۱۱» درست وسط صفحه خودنمایی میکرد؛ حمیدرضا، چند لحظه مات نتیجه بود و باورش نمیشد مسیری که از میان سالهای سخت رشته تجربی و تردید درباره آینده عبور کرده، حالا او را به جمع برترینهای کنکور زبان رسانده؛ جایی که علاقه قدیمیاش به زبان، سرانجام به یک انتخاب جدی برای آینده تبدیل شده بود. در ادامه گفتوگو با حمیدرضا حاجیکلاته این نخبه کردکویی درباره مسیر این موفقیت را میخوانید: علاقه شما به زبان انگلیسی از کجا و چگونه شروع شد؟
علاقه من به زبان از کودکی شروع شد؛ وقتی انیمیشن نگاه میکردم، دوست داشتم بفهمم شخصیتها چه میگویند و معنای حرفهایشان چیست؛ این کنجکاوی باعث شد حتی ABC انگلیسی را زودتر از الفبای فارسی یاد گرفتم و به مرور این علاقه در من جدیتر شد. با توجه به علاقهتان به زبان، در دبیرستان چه رشته ای را انتخاب کردید؟
با اصرار خانواده رشته تجربی را انتخاب کردم، اما واقعیت این است که پزشکی را دوست نداشتم و احساس میکردم در این رشته گیر افتادهام؛ سال دهم و یازدهم برایم دوره سختی بود، چون تازه انتخاب رشته کرده بودم و باید در مسیری میرفتم که علاقه من نبود، شرایط روحی سختی داشتم و احساس میکردم بخش بزرگی از آیندهام را از دست دادهام. چه اتفاقی باعث شد دوباره مسیر زبان را جدی دنبال کنید؟
اواسط سال دوازدهم، آقای مصدق مدیر مدرسه، با توجه به اینکه نمره زبان من در تمام سالها ۲۰ بود، پیشنهاد کرد در کنار کنکور تجربی در آزمون زبان هم شرکت کنم، اینجا فرصتی ایجاد شد تا در کنار مسیری که خانواده انتخاب کرده بودند، علاقه خودم را هم امتحان کنم؛ از آن روز، تمرکزم به تدریج از کنکور تجربی به سمت زبان رفت.
با توجه به اینکه همزمان کنکور تجربی و زبان را داشتید، چگونه خودتان را برای هر دو آزمون آماده کردید؟ در ماههای پایانی بیشتر تمرکزم روی زبان بود، چون علاقهام به زبان خیلی زیاد بود، یادگیری آن برایم شبیه مطالعه اجباری نبود؛ حتی شب قبل از کنکور زبان از شدت اشتیاق اصلاً نخوابیدم و تقریباً ۲۴ ساعت بیدار بودم، بعد از آزمون هم آنقدر خسته بودم که یک روز کامل خوابیدم.
در این مسیر چه روشهایی بیشترین تأثیر را در تقویت زبان شما داشت؟ یکی از مؤثرترین کارها استفاده از محتوای واقعی انگلیسی بود، در سال تحصیلی رمانهای انگلیسی زیادی خواندم و سعی میکردم کلمات را در متن و فضای واقعی یاد بگیرم؛ فیلم و سریال انگلیسی هم میدیدم، همیشه دوست داشتم زبان را یاد بگیرم تا بتوانم وارد دنیای کتابها و داستانهایی شوم که به زبان انگلیسی نوشته شدهاند.
اگر بخواهید مهمترین دلیل موفقیت خود معرفی کنید، چه چیزی را انتخاب میکنید؟ اگر قرار باشد فقط یک عامل را انتخاب کنم، میگویم «کنجکاوی».
کنجکاوی باعث میشود آدم دنبال یک موضوع برود و بخواهد بیشتر درباره آن بداند؛ ممکن است فردی مثلاً عربی را فقط به دلیل اینکه درس مدرسه است در کلاس یاد بگیرد، اما درباره انگلیسی برای من اینطور نبود، حتی زمانی که نیاز درسی به زبان نداشتم، باز هم دوست داشتم بیشتر یاد بگیرم و بفهمم در دنیای انگلیسیزبان چه اتفاقی میافتد. پس یادگیری زبان برای شما بیش از یک درس مدرسه، بخشی از زندگی بوده است؟
دقیقاً همینطور است، من در ماههای منتهی به کنکور، مطالعه درسی به معنای معمول نداشتم، بیشتر سعی میکردم زبان را در زندگی روزمره وارد کنم؛ مکالمه داشته باشم، فیلم ببینم، رمان بخوانم و از فضای مجازی استفاده کنم.
با زبان باید زندگی کرد نقش کلاسهای آموزشی را در موفقیت خودتان چقدر پررنگ میدانید؟ به نظر من کلاس بیشتر برای آزمون و آشنایی با فضای تست میتواند مفید باشد، اما برای یادگیری واقعی زبان نباید فقط به کلاس متکی بود، زبان چیزی نیست که صرفاً با حفظ کردن لغت و گرامر یاد گرفته شود؛ من معتقدم زبان را باید احساس کرد و در محیط آن قرار گرفت، وقتی زبان وارد زندگی روزمره شود، یادگیری آن هم طبیعیتر میشود.
چه قسمتی از خواندن زبان برایتان چالش برانگیزتر بود؟ بخشهای عمیق گرامر اوایل برایم سخت بود، اما سعی کردم خودم را در محیط زبان قرار بدهم و از مواجهه با آن فرار نکنم، دوران کرونا هم از این نظر برایم فرصت خوبی بود، چون بیشتر در خانه بودیم و زمان بیشتری داشتم که با زبان درگیر باشم، به مرور همان بخشهایی که در ابتدا برایم سخت بودند، به نقطه قوت تبدیل شدند.
به داوطلبی که درس زبانش خوب نیست اما میخواهد در کنکور زبان به رتبه خوبی برسد، چه پیشنهادی دارید؟ به نظرم مهمترین کار این است که روش شخصی خودتان را پیدا کنید، یکی از راهها این است که با فرد دیگری انگلیسی صحبت کنید؛ میتوانید دو نفره تمرین کنید و هرکدام اشتباهات دیگری را اصلاح کنید، از صحبت کردن نترسید و تلاش کنید انگلیسی را واقعاً استفاده کنید.
مغز انسان خودش را با شرایط مختلف وفق میدهد؛ اگر مدام آن را در معرض زبان قرار دهید، به مرور به آن عادت میکند. آیا برای موفقیت در زبان، استعداد را تعیینکننده میدانید؟
به نظر من استعداد آنقدر هم مهم نیست، همه میتوانند زبان را یاد گرفته و پیشرفت کنند؛ شاید سرعت یادگیری افراد متفاوت باشد، اما اگر علاقه و استمرار داشته و روش مناسبش را پیدا کند، موفق میشود، من بیش از استعداد، کنجکاوی و استمرار را رمز کار میدانم.
خانوادهام مخالف رشته زبان بودند لحظه اعلام نتایج را کجا و چگونه گذراندید؟ در خانه بودم و مادرم یک مهمان داشت.
از طریق ایشان متوجه شدیم که نتایج اعلام شده است، ابتدا نتیجه کنکور تجربی را دیدیم و فهمیدم مجاز شدهام. بعد سراغ نتیجه زبان رفتیم.
وقتی صفحه را باز کردیم، پایین صفحه نوشته بود، یازده کشوری. چند لحظه واقعاً گیج شده بودم و حس خاصی نداشتم.
بیشتر شوکه شده بودم و انگار ذهنم قفل کرده بود. چه زمانی این موفقیت برایتان واقعی شد؟
بعد از دیدن نتیجه با مشاور و مدیرم، آقای مصدق، تماس گرفتم. وقتی آنها خوشحالی کردند و تبریک گفتند، تازه مغزم روشن شد و فهمیدم واقعاً رتبه ۱۱ کشوری شدهام.
واکنش خانواده به این رتبه چگونه بود؟ خانواده ابتدا با انتخاب زبان موافق نبودند و فکر میکردند رشته تجربی و پزشکی آینده بهتری برای من دارد.
اما به مرور که علاقه واقعی من به زبان را دیدند، نظرشان تغییر کرد و از من حمایت کردند. اما خواهر کوچکترم که کلاس پنجم است، حتی هر روز نتیجه کنکور را از من پیگیری میکرد و میپرسید چه شد و آیا قبول شدم.
وقتی متوجه رتبه ۱۱ شد، خیلی خوشحال شد و بالا و پایین میپرید. پیش از اعلام نتایج، چنین رتبهای را برای خودتان پیشبینی میکردید؟
تصور چنین رتبهای را داشتم و تقریباً مطمئن بودم که نتیجه خوبی میگیرم. احساس میکردم اشتباه زیادی نداشتهام.
در آزمون هم چند سؤال را عمداً خالی گذاشتم تا به دلیل تردید، نمره منفی نگیرم. بنابراین وقتی رتبه را دیدم، اگرچه شوکه شدم، اما از اینکه نتیجه خوبی گرفتهام خیلی دور از انتظارم نبود.
شرایط جنگی برنامهریزی را سخت کرد در مسیر رسیدن به این رتبه، سختترین دوره برای شما چه زمانی بود؟ سال دهم سختترین دوره بود.
تازه رشته تجربی را انتخاب کرده بودم و مجبور بودم در مسیری درس بخوانم که علاقه اصلی من نبود. از طرفی فقط هفتهای یک جلسه زبان داشتیم و برای کسی که علاقه زیادی به زبان دارد، این میزان کم بود.
عادت کردن به شرایط جدید چند ماه طول کشید و آن دوره از نظر روحی برایم سخت بود. شرایط جنگی و اتفاقات یک سال اخیر چه تأثیری بر روند مطالعه شما گذاشت؟
تأثیر زیادی داشت. شرایط جنگی روی همه تأثیر میگذارد و ممکن است آدم را افسرده و گوشهگیر کند.
مدتی تلفنها هم قطع شده بود و این مسئله روی شرایط روحی و ارتباطات اثر گذاشت. از طرف دیگر، مشخص نبودن زمان امتحانات و کنکور و تأخیرهایی که ایجاد میشد، انگیزه را کاهش میداد.
وقتی نمیدانی قرار است چه زمانی آزمون بدهی، برنامهریزی و حفظ آرامش سختتر میشود.
استراحت جزئی از درس خواندن است در چنین شرایطی که تمرکز و آرامش برای مطالعه دشوار میشود، چه باید کرد؟ به نظرم باید خستگی ذهن را جدی گرفت، وقتی مغز خسته شده است، هرچه بیشتر به خودتان فشار بیاورید، کمتر متوجه مطالب میشوید.
گاهی بهتر است کتاب را کاملاً ببندید، از فضای درس فاصله بگیرید و با خانواده وقت بگذرانید. استراحت هم بخشی از مسیر موفقیت است و نباید تصور کنیم که هرچه بیشتر خودمان را تحت فشار بگذاریم، حتماً نتیجه بهتری میگیریم.
حالا که رتبه ۱۱ زبان کشور را به دست آوردهاید، چه دانشگاههایی را در اولویت قرار دادهاید؟ در حال حاضر دانشگاه تهران، دانشگاه علامه طباطبایی و دانشگاه شهید بهشتی در اولویت من هستند و دوست دارم ادامه مسیر تحصیلیام را در یکی از این دانشگاهها دنبال کنم.
اگر بخواهید یک منبع را برای تقویت زبان به داوطلبان معرفی کنید، چه چیزی پیشنهاد میکنید؟ به نظرم رمانهای قرن نوزدهم آمریکایی منابع بسیار خوبی هستند.
البته ممکن است در ابتدا سخت باشند، اما اگر کسی بتواند خودش را با این سطح از زبان وفق دهد، هم دایره واژگانش بسیار گستردهتر میشود و هم با ساختارهای مختلف زبان در متن واقعی آشنا خواهد شد. اگر بخواهید یک توصیه واقعی و نه کلیشهای به داوطلبان کنکور داشته باشید، چه میگویید؟
به نظرم هیچوقت فرصتها را از دست ندهید. آدم دوبار زندگی نمیکند و اگر به چیزی علاقه دارید، نباید همیشه آن را به آینده موکول کنید.
تلاش کنید کاری را انجام دهید که بعداً حسرتش را نخورید و تا جایی که میتوانید دنبال علایق واقعی خودتان بروید.