امیرحسین، رتبه ۱۴ کنکور تجربی، در مسیر پر فراز و نشیب ماراتن تحصیل، دل به امام حسین(ع) سپرد و با تکیه بر ایمان، تلاش مستمر و عبور از روزهای دشوار، به یکی از مهمترین موفقیتهای زندگیاش رسید.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، استان گلستان - نگرانی و امید، در دقایق انتظار برای امیرحسین درهم آمیخته بود؛ داوطلبی از کردکوی که میان تردیدها و انتظارها، سرانجام به رتبه ۱۴ کنکور تجربی رسید. او، از فراز و نشیبهای مسیری میگوید که با تلاش پیوسته و عبور از روزهای دشوار، به این موفقیت انجامید.
خودتان را معرفی کنید و کمی از خانوادهتان بگویید. سید امیرحسین حسینی هستم، رتبه ۱۴ منطقه سه رشته تجربی از شهرستان کردکوی؛ فرزند اول خانواده هستم و دو برادر کوچکتر دارم، پدرم در سوپرمارکت مشغول به کار و مادرم خانهدار است و بچه پولدار هم نیستم.
وقتی رتبه ۱۴ را دیدید، نخستین واکنش شما چه بود؟ نسبتاً دیرتر از زمان اعلام نتایج، نتیجه را دیدم، ابتدا چندان برایم مهم نبود، اما وقتی دیدم عدهای نسبت به تراز و رتبهها اعتراض دارند، کمی نگران شدم و با خودم گفتم شاید برای من هم نتیجه خوبی نشده باشد.
با استادم تماس گرفتم و ایشان پیشنهاد کردند نتیجه را با هم ببینیم؛ من و برادرم رفتیم و همانجا نتیجه را مشاهده کردیم. از آن لحظه هم فیلمی گرفته شد که بعداً در صفحات مجازی انعکاس خوبی داشت.
آیا پیشبینی چنین رتبهای را داشتید؟ با توجه به تخمینهایی که انجام داده بودم، حتی احتمال میدادم رتبهام بهتر و به رتبه تکرقمی برسم، اما در نهایت رتبه ۱۴ به دست آمد و خدا را شکر از آن راضی هستم.
نخستین کسانی که از نتیجه باخبر شدند چه کسانی بودند؟ در خانه کسی نبود، ابتدا استادم آقای خطیری و چند نفر از دوستانم نتیجه را دیدند و بعد با پدر و مادرم تماس گرفتم.
آنها بسیار خوشحال و البته متعجب شدند.
از چه زمانی مطالعه برای کنکور را جدیتر دنبال کردید؟ از پایه دهم مطالعه خوبی داشتم، اما مسیرم فراز و نشیب زیادی داشت، تا آبان سال دوازدهم در خانه و حتی روی زمین درس میخواندم؛ این شرایط هم از نظر جسمی خستهکننده بود و هم به دلیل حضور برادرهایم در خانه، گاهی تمرکز لازم را نداشتم؛ بعدها با فراهم شدن پانسیون مطالعاتی، شرایط تغییر کرد، این فضا علاوه بر اینکه به بچههای هیئت انصارالمهدی که من نیز عضو کادر اصلی آن بودم کمک میکرد، برای دانشآموزان شهرستان هم امکان مطالعه در محیطی آرامتر را فراهم کرده بود؛ به تدریج جدیتم بیشتر شد و احساس کردم روند مطالعهام شتاب گرفته است.
در این مسیر چه کسانی بیشترین نقش را داشتند؟ از اسفند پایه دهم تا آذر دوازدهم با استاد کیااحمدی این مسیر را طی کردم و از زحمات ایشان تشکر میکنم؛ بعد از آن مدتی بدون مشاور مطالعه کردم و در فروردین نیز با استاد خطیری آشنا شدم؛ آنچه برای من اهمیت داشت این بود که در هر مقطع، متناسب با شرایط، از تجربه و راهنمایی افراد مختلف استفاده کردم.
روزهای منتهی به کنکور چگونه میگذشت؟ شرایط متغیری داشتم و همزمان با مسائل علمی، ذهنی و احساسی مختلفی روبهرو بودم؛ در پانسیون مطالعاتی زمان هایمان سپری و در کنار درس خواندن، با دوستان هم لحظات خوبی داشتیم، همین فضای جمعی باعث میشد با وجود حجم بالای مطالعه، احساس خستگی کمتری داشته باشیم؛ به نظرم کنکور میتواند تجربهای برای شناخت تواناییهای انسان باشد، به شرط اینکه فرد صرفاً نتیجه نهایی را هدف قرار ندهد و از مسیری که طی میکند نیز استفاده کند.
آمادگی برای ظهور؛ هدفی فراتر از موفقیتهای فردی مهمترین چالش شما در این مسیر چه بود؟ چالش مشخص و ثابتی نداشتم و مسائل مختلفی را تجربه کردم، یکی از مهمترین آنها شرایط مطالعه در خانه بود که با حضور در پانسیون مطالعاتی بخشی از آن برطرف شد؛ در نهایت به این نتیجه رسیدم که بخشی از زندگی همین مواجهه با دشواریهاست و نباید انتظار داشت همه موانع پیش از حرکت از سر راه برداشته شوند.
آیا در این مسیر دچار ناامیدی هم شدید؟ بله، بارها از خودم ناامید شدم، اما امید به خدا بیشتر از این احساس بود، فکر میکنم استمرار یکی از مهمترین عواملی بود که کمک کرد دوباره به مسیر برگردم.
چه عاملی باعث شد استمرار خود را حفظ کنید؟ به نظرم داشتن هدف روشن و شناخت درست از انسان، مسیر و مقصد اهمیت زیادی دارد، برای رسیدن به این شناخت، کتابهای مختلفی خواندم، سخنرانیهای زیادی گوش کردم، با افراد مختلف گفتوگو کردم و زمان زیادی را به فکر کردن اختصاص دادم.
هدف اصلی زندگیام را ترجیح میدهم فعلاً بیان نکنم، اما یکی از اهداف مهمم فراهم کردن شرایط برای ظهور حضرت بقیهالله(عج) و آمادگی خودم و دوستانم برای آن است؛ البته معتقدم هنوز تا آنچه باید باشم فاصله زیادی دارم، اما امیدوارم در ادامه مسیر بهتر عمل کنم. خانواده چه نقشی در موفقیت شما داشتند؟
خانواده بسیار مؤثر بودند، من از ابتدا استقلال زیادی داشتم و تلاش کردم اعتماد خانواده را جلب کنم. آنها نیز اختیار زیادی به من دادند تا درباره شیوه درس خواندنم تصمیم بگیرم.
خانوادهام زندگی معمولی دارند و ممکن بود امکان استفاده از برخی امکانات آموزشی را نداشته باشیم، اما هر چیزی را که واقعاً برای درس خواندن نیاز داشتم، تا حد توان برایم فراهم کردند.
تلفیق عقل و منطق با عشق و عرفان نقش مدرسه و معلمان را چگونه ارزیابی میکنید؟ معلمان مدرسه تیزهوشان کردکوی دلسوز بودند و در پایه دهم نقش خوبی داشتند، اما در پایههای یازدهم و دوازدهم با گسترش آموزش آنلاین، نقش مدرسه در روند مطالعه من متفاوت شد.
زندگی و تحصیل در کردکوی چه تجربهای برای شما ایجاد کرد؟ زندگی در یک شهر کوچک، با توجه به تفاوتهایی که از نظر امکانات، شرایط اقتصادی، فضای فرهنگی و نوع هدفگذاری با شهرهای بزرگ دارد، تجربههای زیادی برای من ایجاد کرد؛ بعضی از این محدودیتها در ابتدا دشوار بودند، اما بعدها متوجه شدم همین شرایط میتواند انسان را وادار کند بیشتر تلاش کند و برای ساختن مسیر خودش مسئولیت بیشتری بپذیرد.
برای دانشآموزان مناطق کمبرخوردار چه توصیهای دارید؟ امروز با گسترش آموزش آنلاین، فاصله جغرافیایی تا حد زیادی قابل جبران است؛ به نظرم دانشآموز باید بتواند خودش را به افراد حرفهای و باتجربه، چه در شهر خودش و چه از طریق فضای آنلاین، متصل کند و پیگیر مسیرش باشد.
شرایط جنگی چه تأثیری بر روند مطالعه شما داشت؟ در روزهای نخست، به دلیل شهادت رهبر و عالم فرزانه انقلاب، چند روز در شوک بودم.
روز اول پشت میز نشسته بودم و تست مقابلم قرار داشت، اما ذهنم درگیر اتفاقات بود؛ بعد با خودم گفتم: «الان از تو چه کاری برمیآید؟ همان را انجام بده.»؛ از آنجا تصمیم گرفتم اخبار جنگ را دنبال نکنم و حتی از خانواده و دوستانم در پانسیون خواستم اخبار را به من منتقل نکنند.
تلاش کردم به جای درگیر شدن با مسائلی که در آن لحظه کاری از دستم برایشان برنمیآمد، وظیفه خودم را انجام دهم.
در انتخاب رشته، علاقه، بازار کار یا نظر خانواده کدامیک برایتان اهمیت بیشتری دارد؟ علاقه غیرمنطقی به رشته خاصی ندارم و بازار کار نیز در شرایط فعلی اهمیت دارد، اما مهمترین موضوع برای من هدف اصلی زندگیام است و میخواهم ببینم در چه مسیری میتوانم وظیفهام را بهتر انجام دهم.
اگر امکان انتخاب هر رشته و هر دانشگاهی را داشته باشید، کجا را انتخاب میکنید؟ قطعا تهران.
زندگی در شهرهای کوچک به من نشان داده است که برای رشد شخصیتی، قرار گرفتن در کنار افراد بزرگ و حضور در محیطهای بزرگتر میتواند مؤثر باشد. کنکور چه چیزی درباره خودتان به شما یاد داد که پیش از آن نمیدانستید؟
خود کنکور به تنهایی چیزی به من یاد نداد؛ این مسیری بود که خودم را در معرض یادگیری قرار دادم. در این یک سال احساس میکنم چند سال بزرگتر شدم؛ کتابهایی که خواندم، گفتوگوها، مشورتها، فکر کردن، کنترل شرایط، کمک به دوستان و فشارهایی که تجربه کردم، همه در رشد شخصیتی من مؤثر بودند.
اگر به یک سال قبل برگردید، چه چیزی را تغییر میدهید؟ پارتهای مطالعاتی را منظمتر و ثابتتر میکردم، جزوهها را بیشتر شخصیسازی میکردم، آزمونهای تکدرس بیشتری میزدم و مرورها را منظمتر انجام میدادم؛ با این حال، در همان زمان نیز تلاش کردم به دانستههایم، هرچند محدود، عمل کنم.
بزرگترین آرزوی شما برای آینده چیست؟ اینکه تمام وجود، وقت و زندگیام را در مسیر رضای خدا و تسهیل فرآیند ظهور با عشق خرج کنم.
شاید از عهده منِ امروز برنیاید، اما به لطف خدا امیدوارم.
اگر بخواهید یک توصیه به دانشآموزان داشته باشید، چه میگویید؟ فکر کنند، تحقیق کنند و جهانبینی خودشان را بسازند؛ قدر خودشان را به عنوان یک انسان بدانند و برای رشد، کتاب بخوانند و از فرصتهای یادگیری استفاده کنند.
حرف آخر؟ گوشی را کنار بگذارید و آن وجدانی را که در عمق قلبتان دستنخورده مانده، به امام حسین(ع) و امام زمان(عج) وصل کنید و تلاش کنید.
در روایت امیرحسین از روزهای کنکور، عدد ۱۴ پایان راه نیست؛ بیشتر شبیه نقطهای است که مسیر یک ساله او را در قاب نتیجه نهایی متوقف میکند. پشت این عدد، خانهای است که روزهایی در آن روی زمین درس خواند، پانسیونی که بعدها به محل مطالعه و زندگیاش تبدیل شد، روزهایی که میان خستگی و تردید گذشت و لحظاتی که به گفته خودش، امید دوباره او را به میز مطالعه بازگرداند.
حالا نام امیرحسین حسینی در میان رتبههای برتر کنکور تجربی قرار گرفته است؛ اما خودش بیش از آنکه از یک عدد سخن بگوید، از عشقی حرف میزند که باعث شده او با هر شرایطی کنار بیاید و بیوقفه ادامه دهد؛ شاید به همین دلیل، وقتی از آینده میپرسیم، پاسخ او به ابعاد تغییر جامعه جهانی و احیای تمدن اسلامی است، با پذیرفتن هر نقشی که پیش رویش قرار بگیرد.
بمنظور دسترسی پایدار به اخبار و مطالب ما، آخرین نسخه اپلیکیشن را میتوانید از اینجا و در فروشگاههای « کافه بازار » و « مایکت » دانلود و نصب کنید.