یک روحانی فعال در زندان از تجربه تغییر مسیر زندگی یک زندانی «وکیلبند» میگوید؛ فردی که با حضور در برنامههای فرهنگی و ارتباط با روحانیون، به نماز شب و حفظ قرآن روی آورد و پس از سالها حبس، مسیر تازهای را در زندگی آغاز کرد.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، فعالیت فرهنگی و تبلیغی در زندانها، به دلیل شرایط خاص این محیط، تفاوتهای جدی با تبلیغ در سایر فضاهای اجتماعی دارد. زندانیان از یک سو با محدودیت آزادی، دوری از خانواده، مسائل قضایی و گاه پرسشها و دغدغههای اعتقادی و اجتماعی مواجهاند و از سوی دیگر، محیط زندان اقتضائات امنیتی، اداری و فرهنگی خاص خود را دارد.
در چنین شرایطی، حضور روحانیون و مبلغان میتواند در ایجاد ارتباط انسانی، پاسخگویی به پرسشهای اعتقادی، تقویت امید و فراهم کردن زمینه بازگشت زندانیان به زندگی سالم نقش مؤثری داشته باشد؛ البته به شرط آنکه این فعالیت با شناخت دقیق مخاطب، آموزش تخصصی مبلغ و تعامل مناسب با ساختار زندان همراه باشد. در این میان، نباید از تلاشهای مستمر و گاه دشوار روحانیون و مبلغان در زندانها غافل شد؛ افرادی که با وجود سختیهای فراوان این محیط، محدودیتهای کاری و شرایط خاص ارتباط با زندانیان، با انگیزه خدمت فرهنگی و انسانی و بدون چشمداشت مادی، در مسیر ارتباط با زندانیان، پاسخگویی به نیازهای فکری و اعتقادی آنان و کمک به اصلاح و بازگشتشان به جامعه تلاش میکنند.
این حضور مستمر و بیمنت، بخشی مهم از ظرفیت فرهنگی زندانهاست که میتواند در ایجاد امید، تقویت انگیزه تغییر و کاهش آسیبهای اجتماعی مؤثر باشد. در همین زمینه، در گفتوگویی تفصیلی با حجتالاسلام والمسلمین سید مهدی سیدی، از روحانیون دارای تجربه فعالیت تبلیغی در زندانهای مختلف، درباره تجربه حضور در زندان، دغدغههای فکری و اجتماعی زندانیان، ظرفیتهای فرهنگی موجود، موانع فعالیت تبلیغی، ضرورت آموزش تخصصی مبلغان و نقش فرهنگ و تبلیغ در فرآیند اصلاح و بازگشت زندانیان به جامعه گفتوگو کردهایم.
در ادامه، مشروح این گفتوگو را میخوانید. فارس: ابتدا بفرمایید فعالیت شما در زندان از کجا آغاز شد؟
سیدی: شروع آشنایی من با فضای زندان به دوران فعالیت تبلیغی در مشهد برمیگردد. آن زمان در یک گروه تبلیغی فعالیت میکردیم و به واسطه همین فعالیتها با فضای زندان آشنا شدم.
بعدازظهرها گاهی برای تبلیغ و فعالیتهای فرهنگی وارد زندان میشدیم و بهتدریج این فعالیت شکل جدیتری پیدا کرد. بعد از مدتی برای ادامه درس و فعالیتهای حوزوی به قم آمدم و پس از آن، از طریق یکی از طرحهای تبلیغی، فعالیت ما در زندان تهران بزرگ ادامه پیدا کرد.
فارس: در ارتباط مستقیم با زندانیان، بیشتر با چه دغدغهها و پرسشهایی مواجه بودید؟ سیدی: اگر بخواهیم دغدغههای ذهنی آنها را بررسی کنیم، بخش قابل توجهی از پرسشها به مباحث اعتقادی برمیگردد.
اتفاقاً بسیاری از این افراد، برخلاف تصور عمومی، افرادی کماستعداد نیستند؛ خیلی از آنها ذهنهای فعال، زیرک و توانمندی دارند، اما در مبانی اعتقادی با ضعف یا پرسشهای جدی مواجه شدهاند. در کنار مسائل اعتقادی، موضوعاتی مثل پرونده قضایی، وضعیت مددکاری، مسائل امنیتی و مهمتر از همه خانواده، بخش زیادی از ذهن زندانی را به خود مشغول میکند.
در حوزه اعتقادی نیز یکی از مسائل پرتکرار، مسئله عدالت الهی است. فرد میپرسد چرا در خانوادهای فقیر متولد شده، چرا گرفتار طلاق شده، چرا به اعتیاد مبتلا شده یا چرا با این شرایط اجتماعی و خانوادگی مواجه شده است.
گاهی این پرسشها برای او تبدیل به دستاویزی میشود تا درباره شرایط زندگی خودش فکر کند و به دنبال توضیحی برای وضعیت فعلیاش باشد. فارس: مواجهه زندانیان با روحانیون و مبلغان چگونه است؟
سیدی: تجربه من این بوده که زندانیان معمولاً تمایل زیادی به ارتباط دارند، بهخصوص جوانترها که اگر مبلغ بتواند ارتباط درست و انسانی با آنها برقرار کند، استقبال خوبی نشان میدهند. حتی در مواردی دیدهام که ارتباط آنها با روحانیون از ارتباطشان با برخی دیگر از عوامل زندان راحتتر شکل میگیرد.
البته فضای زندان بهگونهای نیست که هر فردی بتواند آزادانه با هر زندانی ارتباط داشته باشد و محدودیتهای خاص خودش را دارد، اما در مجموع، ظرفیت ارتباط میان روحانی و زندانی بسیار بالاست. یکی از نکات جالب این است که بسیاری از زندانیان، روحانیون حاضر در زندان را میشناسند و به آنها مراجعه میکنند.
گاهی یک زندانی مدت زیادی مینشیند و درباره مسائل زندگی، خانواده، پرونده یا مشکلات اعتقادیاش صحبت میکند. این همان تبلیغ چهرهبهچهرهای است که در فضای زندان ظرفیت بسیار زیادی دارد.
فارس: آیا در این سالها موردی بوده که تغییر وضعیت یک زندانی برای شما ماندگار شده باشد؟ سیدی: موارد زیادی بوده است.
یکی از نمونههایی که برای من بسیار قابل توجه بود، مربوط به زندانیای بود که سالها سابقه حبس داشت و در زندان نیز بهعنوان «وکیلبند» شناخته میشد. وکیلبند در ساختار داخلی اندرزگاه، فردی است که از میان خود زندانیان انتخاب میشود و در بسیاری از امور مربوط به زندانیان آن بخش، نقش واسطه و هماهنگکننده دارد.
طبیعتاً معمولاً فردی انتخاب میشود که سابقه بیشتری داشته باشد و بتواند در میان زندانیان نفوذ و ارتباط برقرار کند. این فرد سابقه سرقت و کلاهبرداری داشت و در زندان نیز با مشکلات مختلفی مواجه بود.
اما بعد از مدتی ارتباط او با فعالیتهای فرهنگی و روحانیون بیشتر شد و بهتدریج تغییرات جدی در زندگیاش شکل گرفت. بعد از مدتی به نمازخانه میآمد و در نماز جماعت شرکت میکرد، سپس نماز شب را شروع کرد و در زمینه تجوید و قرائت قرآن فعالیت جدی داشت و در مسابقات داخلی قرآن نیز عملکرد بسیار خوبی داشت.
بعد از آن، حفظ قرآن را آغاز کرد و توانست جزء اول قرآن را حفظ کند. نکته مهمتر برای من این بود که خودش به یک عنصر فرهنگی در میان زندانیان تبدیل شد.
گاهی بعد از نماز، بدون اینکه ما از او بخواهیم، برای سایر زندانیان کلاس برگزار میکرد و درباره مفاهیم قرآن صحبت میکرد. حتی از من میپرسید: «به اینها چه بگویم؟» من به او میگفتم همین آیات قرآن را برایشان توضیح بده و قسمتهایی را که متوجه میشوی، برایشان ترجمه و تبیین کن.
بهتدریج رفتار و شخصیتش بهقدری تغییر کرد که دیگر خودش تمایلی به مسئولیتهایی مثل وکیلبندی نداشت و میگفت فضای وکیلبندی ممکن است انسان را دوباره درگیر قدرت و مسائل حاشیهای کند. این برای من بسیار مهم بود؛ اینکه کسی که زمانی در زندان یک چهره شناختهشده بود، خودش به جایی برسد که از چنین موقعیتی فاصله بگیرد.
در نهایت نیز پرونده او به سرانجام رسید و پس از سالها از زندان آزاد شد. خودش این اتفاق را بسیار غیرمنتظره و شبیه یک معجزه میدانست.
بعد از آزادی نیز ارتباط ما قطع نشد و تلاش کردیم برایش زمینه اشتغال فراهم شود. او مدتی بیکار بود، اما شرایطش بسیار تغییر کرده بود و توانسته بود اعتیاد را نیز کنار بگذارد.
به نظر من همین مسئله نشان میدهد که اگر در زندان، زمینه بازگشت انسان به زندگی سالم فراهم شود، حتی افرادی که سالها درگیر جرم، اعتیاد و آسیبهای اجتماعی بودهاند نیز میتوانند مسیر دیگری را انتخاب کنند. فارس: فعالیت تبلیغی در زندان چه تفاوتی با سایر محیطها دارد؟
سیدی: زندان یک محیط کاملاً ویژه است؛ از یک طرف فضای امنیتی و محدودیتهای خاص خودش وجود دارد و از طرف دیگر، زندانیان نیازهای فرهنگی، اعتقادی و اجتماعی متنوعی دارند. حتی یک وسیله آموزشی ساده ممکن است برای ورود به زندان نیازمند طی کردن مراحل اداری و حفاظتی باشد؛ مثلاً اگر بخواهید یک فایل آموزشی یا ارائه تصویری برای کلاس ببرید، ممکن است فرایند تأیید آن زمانبر باشد.
از سوی دیگر، زندانی نیاز دارد دیده و شنیده شود و وقتی احساس کند کسی صدای او را نمیشنود و دغدغههایش مورد توجه قرار نمیگیرد، انگیزه اصلاح نیز ممکن است کاهش پیدا کند. بنابراین تبلیغ در زندان، تبلیغ ویژهای میخواهد؛ هم از نظر محتوا و هم از نظر روش، و مبلغ باید ضمن شناخت اقتضائات امنیتی و اداری زندان، بتواند متناسب با شرایط و نیازهای مخاطب، شیوه ارتباط و محتوای تبلیغ را انتخاب کند.
فارس: فضای فرهنگی زندان چه ظرفیتهایی دارد؟ سیدی: در زندان معمولاً نمازخانههای اندرزگاهها وجود دارد و مجموعه فرهنگی نیز میتواند دارای فضاهایی مانند سالن ورزشی، آمفیتئاتر، کتابخانه، کلاسهای آموزشی و بخشهای هنری باشد که روحانی میتواند از این ظرفیتها برای فعالیتهای فرهنگی و تبلیغی استفاده کند.
یکی از مسیرها، ارتباط مستقیم با زندانیان در نمازخانه است و مسیر دیگر، استفاده از مجموعه فرهنگی و برنامههای آموزشی و هنری برای ایجاد ارتباط و انتقال مفاهیم است؛ اما مسئله اینجاست که این ظرفیتها همیشه بهصورت منظم، مستمر و سازمانیافته مورد استفاده قرار نمیگیرند و گاهی بخشی از این امکانات عملاً بلااستفاده میماند. فارس: طلبهای که میخواهد وارد این عرصه شود، چه آموزشها و مهارتهایی نیاز دارد؟
سیدی: به نظر من بعد از مسائل اخلاقی و اخلاص، مهمترین مسئله «مدارا و تعامل» است. روحانیای که وارد زندان میشود نباید تصور کند از روز اول میتواند همه چیز را تغییر دهد؛ اگر بخواهد با همه فرایندها و افراد درگیر شود و همه چیز را سریع اصلاح کند، نهتنها موفق نمیشود، بلکه ممکن است امکان فعالیتش را هم از دست بدهد.
او باید ابتدا محیط را بشناسد و با پرسنل، مددکار، روانشناس، مراقبان، بخش بهداشت و درمان و سایر مجموعهها تعامل داشته باشد. این یک فرایند گسترده است و فعالیت فرهنگی باید بتواند درون همین فرایندها اثر بگذارد.
مدارا به معنای چشمپوشی از اصول نیست؛ به معنای شناخت محیط، درک اقتضائات آن و پیدا کردن راه مؤثر برای کار کردن در همان محیط است. نکته مهم دیگر، نشاط و خوشرویی است.
زندانی، آزادی خود را از دست داده است و طبیعی است که این مسئله بر روحیه او تأثیر بگذارد. اگر روحانی هم با چهرهای خسته و صرفاً با ادبیات دستوری وارد شود، احتمالاً ارتباط مؤثری شکل نمیگیرد.
روحانی باید بتواند نشاط، امید و انگیزه ایجاد کند، مخاطب خودش را بشناسد و زبان او را بفهمد. در چنین محیطی، گاهی یک گفتوگوی انسانی و صمیمانه میتواند بیشتر از یک سخنرانی رسمی اثرگذار باشد.
فارس: آیا برای مبلغان زندان دوره آموزشی وجود داشته است؟ سیدی: در مقطعی تلاشهایی برای آموزش تخصصی مبلغان انجام شد.
در قم مجموعههایی روی محتوای آموزشی کار میکردند و برای مبلغان نیز دورههای آموزشی برگزار میشد. در این دورهها تلاش میشد افرادی از استانهای مختلف شناسایی و برای فعالیت در زندان آموزش ببینند و همچنین محتواهایی برای استفاده در زندانها آماده شده بود.
این تجربه میتوانست به یک الگوی منظم و مستمر تبدیل شود، اما به دلایل مختلف ادامه آن متوقف شد. به نظر من آموزش تخصصی مبلغ زندان بسیار ضروری است؛ کسی که در مسجد یا دانشگاه فعالیت میکند، الزاماً برای کار در زندان آماده نیست، چراکه زندان مخاطب، شرایط و اقتضائات خاص خودش را دارد و مبلغ باید برای مواجهه با این فضا آموزش و آمادگی لازم را داشته باشد.
فارس: وضعیت فعالیتهای آموزشی و اعتقادی چگونه است؟ سیدی: کلاسهای اعتقادی، اخلاقی و آموزشی برگزار میشود، اما یکی از حلقههای مفقوده، ایجاد انگیزه و استمرار برنامههاست.
مشکل فقط نبودن برنامه نیست؛ گاهی سازوکار منظم و مستمری برای آن طراحی نشده است. ممکن است در یک مقطع برنامه خوبی برگزار شود، اما برای اینکه این فعالیت اثر پایدار و ماندگاری داشته باشد، باید در کنار برگزاری برنامهها، سازماندهی مناسب، استمرار، پیگیری و ارزیابی نیز وجود داشته باشد.
فارس: چرا فعالیت فرهنگی در زندان مغفول میماند؟ سیدی: به نظرم یکی از مسائل مهم این است که در ساختار زندان، مشکلات و مسائل فوری بسیار زیاد است و مسائل فرهنگی گاهی در اولویتهای بعدی قرار میگیرد.
برای مثال، ممکن است یک مجموعه با تعداد زیادی زندانی، تنها یک نیروی فرهنگی داشته باشد و طبیعی است که یک نفر نمیتواند به همه نیازهای فرهنگی، اعتقادی و اجتماعی چنین جمعیتی پاسخ دهد. از سوی دیگر، به دلیل ماهیت امنیتی زندان، بسیاری از مسائل این محیط به بیرون منتقل نمیشود و در نتیجه، جامعه نیز کمتر از ظرفیتها، نیازها و مشکلات فرهنگی موجود در زندانها مطلع میشود.
فارس: آیا میتوان زندان را به یک محیط اصلاح و تربیت واقعی تبدیل کرد؟ سیدی: به نظر من بله.
اگر یک تیم فرهنگی باانگیزه در زندان حضور داشته باشد، میتوان برای آن فرایند مشخص و هدفمند طراحی کرد و از ظرفیتهایی مانند ورزش، هنر، قرآن، آموزش، مشاوره، کتاب و گفتوگوی چهرهبهچهره بهره گرفت. اما شرط آن این است که فعالیت فرهنگی را یک امر تزئینی نبینیم.
زندان فقط محل نگهداری فرد تا پایان دوره محکومیت نیست؛ بلکه میتواند فرصتی برای بازسازی شخصیت، اصلاح رفتار، تقویت مهارتهای فردی و اجتماعی و آمادهسازی فرد برای بازگشت سالم و مسئولانه به جامعه باشد. فارس: چرا حضور بیشتر روحانیون و نیروهای فرهنگی ضروری است؟
سیدی: فرض کنید در یک مجموعه چند هزار زندانی حضور دارند و تعداد نیروهای فرهنگی محدود است؛ یک روحانی نمیتواند بهتنهایی پاسخگوی نیاز چنین جمعیتی باشد. اگر بخواهیم حتی بخشی از این افراد را که آمادگی اصلاح دارند شناسایی و حمایت کنیم، باید ظرفیت فرهنگی بیشتری ایجاد شود.
خصوصاً درباره جوانان، مسئله حساستر است؛ بسیاری از آنها ممکن است به دلیل فقر، اعتیاد، خانواده متلاشی، دوستان ناباب یا مجموعهای از مشکلات اجتماعی وارد زندان شده باشند و اگر در زندان نیز هیچ مسیر جایگزینی به آنها نشان ندهیم، احتمال بازگشت به همان شرایط وجود دارد. یکی از مهمترین کارهای فرهنگی در زندان این است که فردی که واقعاً میخواهد تغییر کند، امکان این تغییر را داشته باشد؛ یعنی اگر یک زندانی تصمیم گرفت نماز بخواند، قرآن بخواند، درس بخواند، ورزش کند، کتاب بخواند، مهارتی یاد بگیرد یا از اعتیاد فاصله بگیرد، باید بستر این انتخاب برای او فراهم باشد.
هدف این نیست که همه زندانیان را به یک شکل تربیت کنیم؛ هدف این است که مسیر اصلاح برای کسانی که آمادگی آن را دارند، باز باشد.