یک پژوهشگر صنعت گردشگری میگوید که این حوزه برای رشد به سرمایهگذار نیاز دارد، اما موانع بانکی، مالیاتی و ناهماهنگی دستگاهها همچنان مسیر ورود سرمایه و توسعه این صنعت را دشوار کرده است.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، یادداشت مهمان، محمد فرزاد میرزایی قلعه، پژوهشگر و سیاستپژوه حوزه گردشگری_ روز جهانی گردشگری فرصت مناسبی است تا یکبار دیگر به این پرسش اساسی برگردیم که چرا با وجود برخورداری ایران از چنین ظرفیت گستردهای در حوزه تاریخ، فرهنگ، طبیعت و تنوع اقلیمی، گردشگری هنوز نتوانسته جایگاه واقعی خود را در اقتصاد کشور پیدا کند؟ سالهاست درباره ظرفیتهای گردشگری ایران سخن میگوییم؛ از بناهای تاریخی و جاذبههای طبیعی تا فرهنگ، آیینها و ظرفیتهای بینظیر جوامع محلی.
اما امروز دیگر صرفاً معرفی ظرفیتها کافی نیست. گردشگری ایران از مرحله ظرفیتشناسی عبور کرده و به مرحله توسعه نیاز دارد.
و اینجاست که یک حلقه مهم و کمتر دیدهشده خود را نشان میدهد: شرکتهای توسعهگر. توسعه گردشگری با کنار هم قرار گرفتن چند واحد اقامتی، چند مجموعه گردشگری یا چند سرمایهگذار منفرد اتفاق نمیافتد.
کشور به شرکتها و مجموعههایی نیاز دارد که بتوانند یک مقصد، یک منطقه، یک زنجیره ارزش و حتی یک زیستبوم اقتصادی را ببینند و برای توسعه آن برنامهریزی و سرمایهگذاری کنند. شرکت توسعهگر باید بتواند میان سرمایه، زیرساخت، بازار، جامعه محلی، فناوری، برند، نیروی انسانی و سیاستگذاری ارتباط ایجاد کند و یک ظرفیت پراکنده را به یک مقصد اقتصادی پایدار تبدیل کند.
متأسفانه در بخش قابل توجهی از سیاستگذاریهای گردشگری، هنوز بیشتر درباره «حمایت از واحدهای گردشگری» صحبت میکنیم، در حالی که مسئله امروز کشور، صرفاً افزایش تعداد واحدها نیست؛ مسئله، توسعه مقیاسپذیر و ایجاد زنجیره ارزش گردشگری است. بخش خصوصی نیز برای ورود جدیتر، بیش از آنکه به شعار و همایش نیاز داشته باشد، به امنیت سرمایهگذاری، ثبات مقررات، دسترسی به منابع مالی و مهمتر از همه، یک زمین بازی روشن و قابل پیشبینی نیاز دارد.
از سوی دیگر، دولت نیز قرار نیست جای بخش خصوصی بنشیند. دولت باید مسیر را هموار کند، موانع را بردارد و حکمرانی و سیاستگذاری را انجام دهد؛ اما موتور توسعه را باید در میدان اقتصاد و با حضور سرمایهگذاران و شرکتهای توسعهگر حرفهای به حرکت درآورد.
باید نحوه ارتباط بانکها و مؤسسات مالی با فعالیتهای گردشگری بازتعریف شود. بانکها همچنان با صنعت گردشگری همانگونه برخورد میکنند که با صنایع سنگین برخورد میشود و این نگاه باید تغییر کند.
در نظام مالیاتی کشور نیز فعالان گردشگری با این رویکرد مواجه هستند که اگر فعالیت نکنند، مالیاتی پرداخت نمیکنند و اگر فعالیت داشته باشند، باید مالیات بپردازند. در چنین شرایطی، برای جذب گردشگر انگیزهای باقی نمیماند و سرمایهگذاری در این حوزه نیز کاهش پیدا میکند.
همین موضوع موجب شده بازارهای غیررسمی بهصورت قارچگونه در حال رشد باشند. موضوع دیگر، بحث هماهنگی و نظارت میان وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی و وزارت امور خارجه در حوزه گردشگری سلامت است.
در این زمینه هماهنگی لازم وجود ندارد و این همکاری در عمل بیشتر در حد ظاهری باقی مانده است. اگر قرار است گردشگری به یکی از پیشرانهای اقتصاد ایران تبدیل شود، باید از اقتصاد خرد و جزیرهای گردشگری عبور کنیم و به سمت توسعه مقصد، توسعه زنجیره ارزش و شکلگیری شرکتهای بزرگ و تخصصی توسعهگر حرکت کنیم.
امروز شاید یکی از مهمترین پرسشهای ما این نباشد که «چقدر ظرفیت گردشگری داریم؟»؛ بلکه این باشد که چه کسانی قرار است این ظرفیتها را توسعه دهند؟ روز جهانی گردشگری را به همه خانواده بزرگ گردشگری ایران تبریک میگویم؛ با این امید که گردشگری کشور، از مرحله شعار و ظرفیتشماری عبور کند و با ورود جدی شرکتهای توسعهگر، سرمایهگذاران و بخش خصوصی حرفهای، به مرحله اقدام، توسعه و خلق ارزش واقعی برسد.
بمنظور دسترسی پایدار به اخبار و مطالب ما، آخرین نسخه اپلیکیشن را میتوانید از اینجا و در فروشگاههای « کافه بازار » و « مایکت » دانلود و نصب کنید.