حجتالاسلام حسینزاده ناظر شرعی خاکسپاری، روایتهایی از سالها حضور جهادی در کنار شهدا و تجربه روزهای سخت جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه و لحظات دشوار وداع خانوادهها با عزیزانشان را بازگو کرده است.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، فرایند تجهیز، غسل، کفن و خاکسپاری اموات، صرفاً یک فرایند اجرایی نیست؛ مجموعهای از احکام، آداب و ملاحظات شرعی در این مراحل وجود دارد که رعایت دقیق آنها، بهویژه در شرایط خاص و در مواجهه با خانوادههای داغدار، اهمیت دوچندان پیدا میکند. در جریان جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، مجموعهای از نیروهای جهادی در کنار عوامل مربوط به تجهیز و خاکسپاری شهدا حضور داشتند.
در این میان، ناظران شرعی نیز وظیفه داشتند بر اجرای صحیح احکام شرعی نظارت کنند و در کنار خانوادههای شهدا و کارکنان، پاسخگوی مسائل و ابهامات شرعی باشند. حجتالاسلام حسینزاده ناظر شرعی خاکسپاری که حدود ۱۰ سال سابقه فعالیت جهادی در حوزه شهدا دارد، از تجربه حضور خود در قطعات شهدا، جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه و مواجهه با خانوادههای شهدا روایتهایی شنیدنی دارد.
وی که فارغالتحصیل حوزه علمیه و دارای مدرک سطح دو حوزه است، معتقد است آموزشهای حوزوی پایه و اساس مهمی برای این مسئولیت است، اما برای حضور در میدان و مواجهه با شرایط واقعی، تجربه عملی و آشنایی با فرایندهای اجرایی نیز ضرورت دارد. در ادامه، مشروح گفتوگو با این ناظر شرعی خاکسپاری را میخوانید.
فارس: ابتدا خودتان را معرفی کنید و درباره سوابق تحصیلی و فعالیتتان توضیح دهید. حسین زاده: حقیر حسینزاده هستم؛ ناظر شرعی خاکسپاری و در خدمت شما هستم.
من فارغالتحصیل حوزه علمیه هستم و مدرک سطح دو حوزه را دارم. حدود ۱۰ سال است که توفیق حضور جهادی در خدمت شهدا را دارم.
البته پیش از جنگ ۱۲ روزه نیز در قطعات شهدا خدمت میکردیم، اما فعالیت جدیتر و گستردهتر ما در جریان جنگ ۱۲ روزه و سپس جنگ ۴۰ روزه شکل گرفت. در جریان جنگ ۱۲ روزه، در جابهجایی پیکرهای مطهر شهدا فعالیت داشتیم و در جنگ ۴۰ روزه نیز در جابهجایی پیکرهای مطهر شهدا، بحث غسل و برخی امور دیگر و همچنین ارتباط با خانوادههای محترم شهدا، هر کاری که از دستمان برمیآمد انجام میدادیم.
این فعالیتها نیز بهصورت جهادی بود. فارس: از آن روزها و مواجهه با خانوادههای شهدا خاطرهای دارید؟
حسین زاده: خاطرات بسیار زیادی وجود دارد، اما چون فرصت محدود است، چند مورد را عرض میکنم. در روزهای ابتدایی جنگ ۱۲ روزه، پیکرهای مختلفی برای تجهیز آورده میشد.
برخی خانوادهها نیز برای تشخیص میآمدند و منتظر بودند تا نتیجه آزمایش DNA مشخص شود. بعضی از خانوادهها دوست داشتند هرچه سریعتر شهیدشان را ببینند و تحویل بگیرند تا مراحل کار زودتر انجام شود.
در یکی از این موارد، با دخترخانمی کوچک، حدود ۹ یا ۱۰ ساله، مواجه شدم که قرار بود پدرش را ببیند. رنگ صورتش کاملاً پریده بود.
من برای اینکه او را تسلی بدهم، گفتم: «من تسلیت عرض میکنم.» عمامه بر سر داشتم و لباس جهادی پوشیده بودم. دخترخانم چیزی نمیگفت و ظاهراً دیدن کفن پدرش برایش بسیار سنگین بود.
در همین لحظه، صدایی از پشت سر او شنیدم که گفت: «حاجآقا، به دخترخانم من تسلیت نگویید؛ تبریک بگویید.» بعدها شنیدم که وقتی خانواده برای تشخیص آمده بودند، مادر گفته بود: «ما این شهید را تقدیم کردیم و از خدا میخواهیم این قربانی را از ما بپذیرد.» این روحیه خانوادههای شهدا واقعاً زبانزد است و دوست و دشمن نیز به مقاومت و استواری آنها اذعان دارند. پدری که تنها فرزندش را برای دفاع تقدیم کرده بود خاطره دیگری که به ذهنم میرسد مربوط به یکی از سربازان فراجاست که به شهادت رسیده بود.
تقریباً در ایام محرم و در جریان جنگ ۱۲ روزه بودیم که خانواده او آمدند. پدر شهید به من گفت: «حاجآقا، فکر نکنید بچه من فقط سرباز بوده و سوادی نداشته؛ بچه من فارغالتحصیل رشته نفت بود.» میگفت فرزندش از همان دوران کودکی دوست داشته سرباز باشد.
پدرش میگفت: «من به او میگفتم این همه شغل و کار وجود دارد، اما میگفت من سرباز بودن را دوست دارم.» این شهید، جوانی روستایی و اهل شمال کشور بود که برای تحصیل به تهران آمده و در دانشگاه خوب درس خوانده بود. پدرش میگفت فرزندش بسیار زحمت کشیده بود و در نهایت مزد زحماتش را با شهادت گرفت.
این خانواده تنها همین یک فرزند را داشتند و فرزند دیگری نداشتند. طبیعی بود که پدر بیتاب باشد، اما در کنار این بیتابی، نوعی رضایت و افتخار نیز در کلامش دیده میشد.
میخواهم همه ببینند فرزندم سالم بوده است خاطره دیگری هم از جنگ ۴۰ روزه دارم. خانواده یکی از شهدا آمده بودند.
پدر شهید با آرامش با ما صحبت میکرد و تصاویر مختلفی از فرزندش در دست داشت. در حالی که پیکر فرزندش در حال غسل بود، من با پدر شهید صحبت میکردم.
پدر دغدغه داشت که عکس فرزندش را روی آمبولانسی که قرار بود پیکر شهید را منتقل کند، نصب کند. هرچه از او پرسیدیم چرا میخواهد عکس را روی آمبولانس نصب کند، پاسخ مشخصی نمیداد.
به او کمک کردیم و عکس را روی قسمتهای مختلف آمبولانس، جلو، عقب و طرفین آن نصب کردیم. بعد پدر شهید توضیح داد: «من همین یک فرزند سالم را دارم و در خانه یکی دو فرزند دیگر دارم که معلول هستند.
همین یک فرزند سالم را هم برای انقلاب تقدیم کردم.» سپس گفت: «میخواهم عکسش را بگذارم تا همه ببینند که فرزندم سالم بوده است.» این پدر هم داغدار و سوخته بود و هم خوشحال؛ خوشحال از اینکه فرزندش را در راهی که به آن اعتقاد داشت، تقدیم کرده بود. فارس: حالا درباره مسئولیت خودتان هم توضیح بفرمایید؛ ناظر شرعی در فرایند خاکسپاری دقیقاً چه وظایفی دارد؟
حسین زاده: وظیفه ناظر شرعی، نظارت بر اجرای صحیح احکام شرعی در مراحل مختلف است. در بحث خاکسپاری، موضوعات مختلفی مورد توجه قرار میگیرد؛ از جمله رعایت جهت قبله در قبر، نحوه قرار گرفتن میت، رعایت موازین شرعی در تماس با بدن و کفن میت، اطمینان از انجام صحیح غسل پیش از کفن و همچنین رعایت سایر واجبات و مستحبات.
البته وظیفه ناظر شرعی فقط نظارت بر عملکرد کارکنان نیست. پاسخگویی به خانوادهها، رفع ابهامات شرعی، آموزش کارکنان و شناسایی و اصلاح مواردی که ممکن است با احکام شرعی مغایرت داشته باشد نیز از وظایف ناظر شرعی است.
فارس: آیا حضور یک روحانی و ناظر شرعی در این فرایند، تأثیر عینی و ملموسی هم دارد؟ حسین زاده: فرایند دفن، علاوه بر جنبه اجرایی، یک فرایند کاملاً شرعی و عبادی است.
در بسیاری از مراحل، احکام و جزئیاتی وجود دارد که ممکن است برای عموم مردم یا حتی کارکنان مجموعه بهطور کامل شناختهشده نباشد. از طرف دیگر، شرایط هر متوفی و هر خانواده متفاوت است.
گاهی در همان لحظه، یک مسئله شرعی پیش میآید که خانواده نیاز دارد پاسخ آن را دریافت کند. حضور ناظر شرعی باعث میشود تصمیمگیری در چنین مواردی بر اساس حکم شرعی و نظر معتبر انجام شود؛ چون ناظر شرعی این مسائل را آموخته است.
به اعتقاد بنده، حضور ناظر شرعی در این فرایند، علاوه بر حفظ صحت اجرای احکام، به خانواده متوفی آرامش و اطمینان خاطر میدهد که آخرین مرحلهای که از زندگی فرد با عزیزانش باقی مانده، با رعایت موازین شرعی و حفظ حرمت او انجام میشود. فارس: آیا این موضوع برای همه خانوادهها اهمیت دارد؟
مثلاً خانوادهای که از نظر ظاهری مذهبی نیست، باز هم ممکن است نسبت به رعایت احکام شرعی حساس باشد؟ حسین زاده: ناظر شرعی وظیفه دارد این امور را برای همه خانوادهها انجام دهد و این موضوع محدود به خانوادههای مذهبی نیست.
گاهی خانوادهای ممکن است از نظر فرهنگی یا ظاهری با خانوادههای سنتی و مذهبی متفاوت باشد، اما وقتی با احکام و مستحبات مربوط به میت آشنا میشود، برای انجام آنها اهمیت زیادی قائل میشود. البته گاهی خانوادهها عجله دارند که هرچه سریعتر دفن انجام شود، غسل و کفن به پایان برسد و به کارهای دیگرشان برسند.
این موارد زیاد نیست، اما نمونههایی داشتهایم که خانوادهای با وجود ظاهر و سبک زندگی متفاوت، نسبت به رعایت مناسک و احکام مربوط به میت بسیار مقید بوده است. فارس: برای مثال، چه مواردی را دیدهاید که شاید با ظاهر خانواده همخوانی نداشته باشد اما نسبت به انجام آن حساس بودهاند؟
حسین زاده: یکی از مواردی که وجود دارد، برخی مستحبات مربوط به داخل قبر است. برای مثال، از مستحباتی که در شرع مقدس وارد شده، استفاده از چوب تازه درختان، نوشتن برخی مطالب و اذکار واردشده در روایات ائمه علیهمالسلام و قرار دادن آنها در دو طرف میت است.
خانوادههایی هستند که نسبت به این موضوع دقت و اهتمام دارند. حتی خانوادهای داشتهایم که شاید از نظر ظاهری خیلی همراه با مباحث دینی به نظر نمیرسید، اما وقتی با این مسئله آشنا شد و فهمید که چنین عملی مستحب است، دوست داشت این کار برای میتش انجام شود.
این نشان میدهد که در برخی خانوادهها، فارغ از ظاهر و سبک زندگی، احترام به احکام و آداب مربوط به میت اهمیت دارد. فارس: آیا آموزشهای حوزه برای انجام دقیق این مسئولیت کافی است یا طلبهای که میخواهد در این حوزه فعالیت کند، به آموزشهای دیگری هم نیاز دارد؟
حسین زاده: به نظر حقیر، آموزشهای حوزه پایه و اساس بسیار مهمی برای این مسئولیت است، اما بهتنهایی کافی نیست. دانستن یک حکم در فضای آموزشی با اجرای همان حکم در شرایط واقعی تفاوت دارد.
در میدان ممکن است با شرایطی مواجه شویم که در کتاب بهصورت یک مسئله ساده مطرح شده باشد، اما در عمل، به دلیل شرایط میت، وضعیت خانواده یا امکانات موجود، نیاز به تشخیص دقیقتر و تطبیق حکم با موضوع داشته باشیم. بنابراین طلبهای که میخواهد در این حوزه موفق باشد، باید دانش حوزوی را با تجربه میدانی، آموزش عملی، آشنایی با فرایندهای اجرایی و همچنین نحوه ارتباط با خانوادهها و کارکنان همراه کند.
به تعبیر ساده، برای این مسئولیت باید حکم را خوب شناخت، میدان را در عرصه اجرا شناخت و حکم را بهدرستی اجرا کرد. من فکر میکنم ارتباطی که حقیر با شهدا داشتم و تجربهای که در این سالها به دست آوردم، لطف و عنایت خود شهدا بوده است.
در این مسیر، تجربه عملی و میدانی کسب کردیم و همین تجربهها در انجام این مسئولیت بسیار کمککننده بود. فارس: در مواجهه با خانوادهها، آیا با رسم و رسوماتی هم روبهرو شدهاید که جنبه شرعی نداشته باشد اما خانواده تصور کند بخشی از مراسم شرعی است؟
حسین زاده: بله، یکی از مهمترین اشتباهات این است که برخی آداب و رسوم رایج با احکام شرعی اشتباه گرفته میشوند. گاهی کاری نسلبهنسل انجام شده و مردم تصور میکنند حتماً یک وظیفه یا واجب شرعی است، در حالی که ممکن است صرفاً یک رسم محلی باشد.
مثلاً در برخی اقوام، هنگام گریه و عزاداری، افراد به صورت خود آسیب میزنند یا دستهای خود را به شکل خاصی حرکت میدهند و ممکن است تصور کنند با انجام چنین کاری وظیفهای شرعی را بهجا آوردهاند، در حالی که چنین برداشتی درست نیست. درباره پاره کردن لباس نیز ممکن است چنین تصوری وجود داشته باشد که وقتی فردی از دنیا میرود یا دفن میشود، حتماً باید لباس پاره شود؛ در حالی که این موضوع از جنس آداب و رسوم است و نباید آن را با واجب شرعی اشتباه گرفت.
فارس: درباره کودکانی که از دنیا میروند چطور؟ مواجهه با خانوادههای آنها چه شرایطی دارد؟
حسین زاده: این بخش واقعاً بسیار دشوار است، برای حقیر پیش آمده که در بخش تطهیر یا نماز میت حضور داشته باشم و با کودکانی مواجه شوم که به رحمت خدا رفتهاند. خانوادهها در چنین شرایطی واقعاً داغدیدهاند و گاهی هیچ حرفی را نمیتوانند بپذیرند؛ بنابراین صحبت کردن با آنها باید بسیار آرام، با حفظ حرمت و متناسب با شرایط روحی خانواده باشد.
در یکی از موارد، کودکی حدود یکونیم تا دو ماهه را از دست داده بودند. در چنین شرایطی، وقتی میخواهیم با پدر و مادر صحبت کنیم، آنها را با آرامش و حفظ حرمت کنار میکشیم و با آنها گفتوگو میکنیم.
یکی از چیزهایی که در چنین شرایطی میتواند به خانوادهها کمک کند، بیان روایات است. وقتی روایتی را از معصوم علیهمالسلام نقل میکنیم، گاهی میبینیم که خانواده آرامتر میشوند.
روایتی در بحار نقل شده که درباره کودکی از مؤمنان است که از دنیا میرود و در آن، از جایگاه این کودک و سرنوشت او سخن گفته شده است؛ اینکه اگر پدر یا مادرش پیش از او از دنیا رفته باشند، کودک به آنها سپرده میشود و اگر کسی در آن عالم نداشته باشد، صدیقه طاهره سلاماللهعلیها او را تحت نظر خود قرار میدهد و پرورش میدهد تا در عالم برزخ به پدر و مادرش ملحق شود. من این روایت را بارها برای خانوادههایی که کودک خود را از دست دادهاند بیان کردهام و اثر آن را نیز دیدهام؛ واقعاً گاهی مشاهده میکنم که مادر یا پدر پس از شنیدن این روایت آرامتر میشود.
برای خود ما نیز این یک درس است که روایت چگونه میتواند برای یک انسان داغدیده، اثر مثبت و آرامشبخشی داشته باشد. فارس: این تجربهها آیا در زندگی شخصی خود شما هم تأثیر گذاشته است؟
حسین زاده: قطعاً یاد مرگ اثر میگذارد، انسان ناگزیر است با دیدن این صحنهها، بعضی از باورها و اولویتهای زندگی خود را دوباره مرور کند. وقتی میبینم انسانها با سنین، موقعیتها و شرایط مختلف، در نهایت به یک نقطه مشترک، یعنی مرگ، میرسند، بسیاری از نگرانیهای زندگی برایم کمرنگ میشود.
گاهی میبینم چیزی که اصلاً دغدغهام نبوده، به دغدغه تبدیل شده است؛ اما وقتی این صحنهها را میبینم، متوجه میشوم بسیاری از این دغدغهها آنقدرها هم اهمیت ندارند و از بین میروند. بمنظور دسترسی پایدار به اخبار و مطالب ما، آخرین نسخه اپلیکیشن را میتوانید از اینجا و در فروشگاههای «کافه بازار » و « مایکت » دانلود و نصب کنید.