تبلیغ دینی در عصر رسانه، دیگر صرفاً به انتقال پیام از پشت تریبون محدود نمیشود؛ بلکه شناخت مخاطب و گفتوگوی مستقیم با او به ضرورتی جدی تبدیل شده است. حجتالاسلام والمسلمین سجاد قربانی، استاد حوزه علمیه، در گفتوگویی به بازخوانی جایگاه تبلیغ چهرهبهچهره و ضرورت تقویت مهارتهای ارتباطی مبلغان پرداخته است.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، تبلیغ دینی در طول تاریخ تشیع، همواره بر پایه ارتباط مستقیم میان مبلغ و مخاطب شکل گرفته است؛ ارتباطی که تنها به انتقال مجموعهای از گزارههای دینی محدود نمیشود، بلکه با شناخت مخاطب، شنیدن مسائل او، ایجاد اعتماد و همراهی در مسیر زندگی پیوند دارد. در این میان، با گسترش رسانههای جدید و تغییر سبک زندگی، این پرسش جدی مطرح است که جایگاه تبلیغ چهرهبهچهره در منظومه تبلیغ دینی امروز چیست و آیا میتوان ارتباط مستقیم با مخاطب را همچنان یکی از ارکان اصلی تبلیغ دانست؟
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر مورد توجه قرار میگیرد که اخیراً کلیپی در فضای مجازی منتشر شد که در آن، شماری از کشیشان مسیحی در قالب ارتباطات مستقیم و چهرهبهچهره با مسیحیان گفتوگو میکنند و تلاش دارند از این طریق با مخاطبان خود ارتباط برقرار کنند. انتشار این تصاویر، بار دیگر این پرسش را پیش روی فعالان و اندیشمندان عرصه تبلیغ دینی قرار میدهد که در شرایطی که ادیان مختلف برای ارتباط مستقیم با پیروان خود از این شیوه استفاده میکنند، جایگاه و ظرفیت تبلیغ چهرهبهچهره در میان مبلغان مسلمان و بهویژه روحانیون شیعه چگونه باید بازتعریف و تقویت شود؟
بر همین اساس، در گفتوگویی با حجتالاسلام والمسلمین سجاد قربانی، استاد حوزه علمیه، ابعاد مختلف تبلیغ چهرهبهچهره، نسبت آن با منبر و رسانه، تجربه تاریخی این شیوه در سیره علما، مهارتهای مورد نیاز مبلغان و همچنین ضرورت بازنگری در آموزشهای تبلیغی حوزههای علمیه را بررسی کردهایم. در این گفتوگو تلاش شده است از سطح طرح یک دغدغه عبور کرده و به این پرسش پاسخ داده شود که چگونه میتوان ارتباط مستقیم و انسانی با مخاطب را در کنار ظرفیتهای رسانهای امروز، به بخشی مؤثر از منظومه تبلیغ دینی تبدیل کرد.
فارس: با توجه به گسترش رسانهها و شبکههای اجتماعی، چرا همچنان بر اهمیت تبلیغ چهرهبهچهره تأکید میشود؟ آیا رسانههای جدید نتوانستهاند جای این شیوه را بگیرند؟
قربانی: به نظر میرسد تبلیغ چهرهبهچهره یک تفاوت اساسی با سایر شیوههای ارتباطی دارد و آن، شکلگیری ارتباط انسانی و مستقیم میان مبلغ و مخاطب است. در تبلیغ مستقیم، مبلغ صرفاً یک پیام را منتقل نمیکند، بلکه با انسان روبهرو میشود؛ حالات او را میبیند، پرسشهایش را میشنود، دغدغههایش را درک میکند و متناسب با شرایط او پاسخ میدهد.
همین ارتباط انسانی میتواند زمینه ایجاد اعتماد را فراهم کند؛ موضوعی که در تبلیغ دینی اهمیت بسیار زیادی دارد. البته این سخن به معنای نادیده گرفتن رسانه نیست.
رسانهها ظرفیت بسیار گستردهای برای رساندن پیام دینی به مخاطبان دارند و امروز نمیتوان بدون توجه به آنها درباره تبلیغ سخن گفت. مسئله این است که رسانه، حتی در بهترین حالت، نمیتواند همه کارکردهای ارتباط مستقیم را بهطور کامل جایگزین کند.
در ارتباط چهرهبهچهره، مخاطب احساس میکند با یک انسان واقعی و در دسترس مواجه است و میتواند مسئله خود را مطرح کند و وارد گفتوگو شود. از سوی دیگر، یکی از مشکلات ارتباطات رسانهای این است که معمولاً پیام برای مخاطب عمومی تولید میشود، در حالی که نیازهای افراد یکسان نیست.
تبلیغ چهرهبهچهره این امکان را فراهم میکند که مبلغ، مخاطب را بشناسد و حتی در طول زمان با او همراه باشد. بنابراین به جای اینکه تبلیغ سنتی و رسانه را در مقابل یکدیگر قرار دهیم، میتوان از رسانه برای توسعه ارتباط و از ارتباط مستقیم برای عمیقتر کردن اثر تبلیغ استفاده کرد.
فارس: آیا تبلیغ چهرهبهچهره صرفاً یک روش ارتباطی است یا باید آن را دارای یک مبنای عمیقتر در فرهنگ دینی دانست؟ قربانی: اگر به تاریخ تبلیغ دینی و تجربه علما نگاه کنیم، میبینیم که ارتباط مستقیم با مردم همواره بخش مهمی از فعالیت دینی بوده است.
عالم دینی فقط در جایگاه سخنران قرار نمیگرفت که مردم برای شنیدن سخنان او به محل خاصی مراجعه کنند؛ بلکه در بسیاری از موارد، در میان مردم حضور داشت، با آنها معاشرت میکرد، از وضعیت زندگیشان باخبر میشد و در مسائل مختلف اجتماعی و فردی با آنها ارتباط داشت. به همین دلیل، تبلیغ را نمیتوان صرفاً به بیان یک سلسله مطالب دینی در یک جلسه محدود کرد.
در چنین نگاهی، تبلیغ یک فرآیند ارتباطی و تربیتی است. مبلغ باید بتواند مخاطب را بشناسد و متناسب با شرایط او با وی ارتباط برقرار کند.
گاهی ممکن است یک گفتوگوی کوتاه و صمیمی تأثیری داشته باشد که یک سخنرانی طولانی نتواند آن را ایجاد کند؛ زیرا مخاطب در گفتوگوی مستقیم، فرصت دارد مسئله واقعی خود را مطرح کند و پاسخ متناسب با همان مسئله را دریافت کند. بنابراین، تجربه تاریخی تبلیغ نشان میدهد که حضور اجتماعی و ارتباط مستقیم با مردم، یک امر حاشیهای نبوده است؛ بلکه یکی از زمینههای اصلی اثرگذاری عالم دینی محسوب میشده است.
امروز نیز اگرچه ابزارها و شرایط تغییر کردهاند، اصل نیاز انسان به ارتباط، گفتوگو، اعتماد و همراهی همچنان پابرجاست. فارس: مهمترین مهارتهایی که یک مبلغ برای موفقیت در تبلیغ چهرهبهچهره باید داشته باشد چیست؟
قربانی: مبلغ در تبلیغ چهرهبهچهره فقط به دانش دینی نیاز ندارد؛ بلکه باید مجموعهای از مهارتهای ارتباطی و انسانی را نیز داشته باشد. یکی از مهمترین مهارتها، توانایی شنیدن است.
مبلغ نباید همیشه در جایگاه کسی باشد که صحبت میکند و مخاطب فقط شنونده است. گاهی لازم است مبلغ بیشتر گوش دهد تا بتواند مسئله واقعی مخاطب را بفهمد.
بسیاری از اوقات، مسئلهای که مخاطب در ابتدا مطرح میکند، مسئله اصلی او نیست و باید از طریق گفتوگو به ریشه مسئله رسید. مهارت ارتباط مؤثر، شناخت روحیات مخاطب، توانایی برقراری ارتباط با گروههای مختلف سنی و اجتماعی و همچنین برخورد مناسب با پرسشها و شبهات از دیگر ضرورتهاست.
مبلغ باید بتواند بدون ایجاد فاصله غیرضروری، با مخاطب ارتباط برقرار کند و در عین حفظ جایگاه علمی و دینی خود، زبان قابل فهم و متناسب با مخاطب داشته باشد. از سوی دیگر، آشنایی با حوزههایی مانند روانشناسی، مشاوره و مسائل اجتماعی نیز میتواند در این مسیر بسیار کمککننده باشد.
قرار نیست مبلغ جای متخصص را بگیرد، اما باید بتواند مسئله را تشخیص دهد و بداند در چه مواردی میتواند پاسخ دینی ارائه کند و در چه مواردی لازم است مخاطب را به متخصص ارجاع دهد. بنابراین، مبلغ امروز باید در کنار دانش دینی، از مهارتهای ارتباطی و اجتماعی متناسب با نیازهای مخاطبان نیز برخوردار باشد.
فارس: آیا آموزشهای فعلی حوزههای علمیه برای تربیت چنین مبلغی کافی است؟ قربانی: یکی از مسائلی که باید جدیتر مورد توجه قرار گیرد، فاصله میان آموزشهای نظری و نیازهای واقعی عرصه تبلیغ است.
حوزههای علمیه در زمینه آموزش علوم دینی ظرفیت گستردهای دارند و بخش مهمی از دانش مورد نیاز مبلغ در همین مسیر فراهم میشود؛ اما تبلیغ در میدان واقعی جامعه، نیازمند مهارتهایی است که صرفاً با مطالعه متون یا حضور در کلاس به دست نمیآید. طلبهای که قرار است با مردم ارتباط برقرار کند، باید در کنار مباحث علمی، با موقعیتهای واقعی تبلیغ نیز مواجه شود.
باید یاد بگیرد چگونه با یک نوجوان صحبت کند، چگونه با یک خانواده ارتباط بگیرد، چگونه با پرسشهای اجتماعی و اعتقادی مواجه شود و چگونه در شرایطی که پاسخ یک سؤال را نمیداند، واکنش مناسبی نشان دهد. این مهارتها نیازمند آموزش عملی، تجربه و مواجهه مستقیم با مخاطب است.
از این جهت، میتوان در کنار آموزشهای علمی، برای مهارتهای تبلیغی و ارتباطی نیز جایگاه جدیتری تعریف کرد. آموزشهایی مانند فن بیان، ارتباط مؤثر، روانشناسی مخاطب، مشاوره مقدماتی، شناخت مسائل اجتماعی و حتی تجربه میدانی تبلیغ میتواند به تربیت مبلغی کمک کند که در کنار دانش دینی، توانایی ارتباط مؤثر با جامعه را نیز داشته باشد.
فارس: آیا منظور از تبلیغ چهرهبهچهره این است که مبلغ از منبر و سخنرانی فاصله بگیرد؟ قربانی: خیر؛ مسئله حذف منبر یا سخنرانی نیست.
منبر همچنان یکی از ابزارهای مهم تبلیغ دینی است و ظرفیتهای خاص خودش را دارد. یک سخنرانی خوب میتواند تعداد زیادی از مخاطبان را با یک موضوع دینی آشنا کند و در مدت زمان کوتاهی پیام مشخصی را منتقل کند.
بنابراین، نباید میان منبر و تبلیغ چهرهبهچهره تقابل ایجاد کرد. بحث اصلی این است که منبر به تنهایی نمیتواند پاسخگوی همه نیازهای تبلیغی باشد.
مخاطب ممکن است در یک جلسه سخنرانی با یک مسئله مواجه شود، اما برای حل آن مسئله نیاز به گفتوگو، پرسش و پاسخ و ارتباط مستمر داشته باشد. در چنین شرایطی، تبلیغ چهرهبهچهره مکمل منبر است و میتواند ارتباط ایجادشده در فضای عمومی را به یک رابطه عمیقتر تبدیل کند.
در واقع، میتوان یک منظومه تبلیغی طراحی کرد که در آن منبر، رسانه، فضای مجازی و ارتباط مستقیم هرکدام وظیفه خاص خود را داشته باشند. رسانه میتواند مخاطب را جذب و پیام را منتشر کند، منبر میتواند مسئله را برای جمع تبیین کند و ارتباط چهرهبهچهره میتواند زمینه گفتوگوی عمیقتر و همراهی با مخاطب را فراهم کند.
فارس: چه چیزی باعث میشود ارتباط چهرهبهچهره در برخی موارد تأثیر بیشتری نسبت به یک سخنرانی عمومی داشته باشد؟ قربانی: مهمترین تفاوت در شخصیشدن ارتباط است.
در یک سخنرانی عمومی، مبلغ معمولاً با مجموعهای از مخاطبان روبهروست و نمیتواند برای هر فرد، متناسب با شرایط و مسئله خاص او صحبت کند. اما در گفتوگوی مستقیم، امکان شناخت فرد و مسئله او بیشتر است.
مخاطب میتواند سؤال خود را مطرح کند، درباره شرایطش توضیح دهد و حتی اگر پاسخ اولیه برایش قانعکننده نبود، دوباره گفتوگو را ادامه دهد. عامل مهم دیگر، اعتماد است.
اعتماد معمولاً در یک ارتباط مستمر و انسانی شکل میگیرد و صرفاً با انتقال اطلاعات به وجود نمیآید. وقتی مخاطب ببیند مبلغ فقط برای سخنرانی و بیان مطالب نیامده، بلکه حاضر است مسائل او را بشنود و در حد توان همراهش باشد، رابطه میان آنها از یک ارتباط یکطرفه خارج میشود و به ارتباطی انسانیتر تبدیل میشود.
البته میزان تأثیر هر روش به شرایط مخاطب، موضوع، شخصیت مبلغ و موقعیت ارتباط نیز بستگی دارد و نمیتوان یک نسخه واحد برای همه شرایط ارائه کرد. نکته اصلی این است که تبلیغ مستقیم ظرفیتهایی دارد که در ارتباط عمومی یا رسانهای به شکل دیگری قابل دسترسی است.
فارس: با توجه به اینکه امروز بسیاری از مخاطبان در فضای مجازی حضور دارند، چگونه میتوان میان تبلیغ حضوری و تبلیغ رسانهای پیوند برقرار کرد؟ قربانی: نباید فضای مجازی را رقیب ارتباط حضوری دانست.
اتفاقاً میتوان از ظرفیت رسانه برای ایجاد و تقویت ارتباط استفاده کرد. مبلغ میتواند از رسانه برای معرفی موضوعات، پاسخ به پرسشهای عمومی، ارتباط اولیه با مخاطبان و حتی شناسایی دغدغههای آنها استفاده کند.
اما در مواردی که مخاطب نیازمند گفتوگوی جدیتر است، این ارتباط میتواند از فضای مجازی به ارتباط مستقیم منتقل شود. از سوی دیگر، ارتباط چهرهبهچهره نیز میتواند به تولید محتوای رسانهای کمک کند.
مبلغی که در میان مردم حضور دارد، با مسائل واقعی جامعه مواجه میشود و میتواند این مسائل را بهتر بشناسد. در نتیجه، محتوای او نیز از مسائل واقعی و پرسشهای عینی مخاطبان فاصله نمیگیرد.
بنابراین، به جای انتخاب میان «تبلیغ حضوری» و «تبلیغ رسانهای»، میتوان یک مدل ترکیبی طراحی کرد؛ مدلی که در آن رسانه برای ارتباط گسترده و ارتباط مستقیم برای تعمیق رابطه و شناخت مخاطب مورد استفاده قرار گیرد. این دو شیوه میتوانند یکدیگر را تکمیل کنند، نه اینکه جایگزین یکدیگر شوند.
فارس: آیا برای تبلیغ چهرهبهچهره باید گروههای خاصی از مخاطبان را هدف قرار داد؟ قربانی: طبیعی است که هر گروه اجتماعی ویژگیها و نیازهای خاص خودش را داشته باشد و مبلغ نمیتواند با همه مخاطبان دقیقاً به یک شیوه ارتباط برقرار کند.
ارتباط با نوجوان، جوان، خانواده، کارگر، دانشجو یا افراد دارای مسائل اجتماعی متفاوت، به شناخت ویژگیهای همان گروه نیاز دارد. بنابراین، یکی از مقدمات تبلیغ مؤثر، شناخت مخاطب است.
این شناخت به معنای دستهبندی خشک و از پیش تعیینشده مردم نیست؛ بلکه مبلغ باید در میدان عمل بتواند مخاطب خود را بشناسد و زبان و شیوه ارتباطش را متناسب با شرایط او تنظیم کند. ممکن است برای یک نفر، پاسخ علمی و استدلالی اهمیت بیشتری داشته باشد و برای فرد دیگری، پیش از هر چیز شنیدهشدن و ایجاد رابطه انسانی اهمیت داشته باشد.
به همین دلیل، تبلیغ چهرهبهچهره بیش از آنکه یک الگوی ثابت باشد، یک روش ارتباطی انعطافپذیر است. مبلغ باید بتواند با حفظ اصول و مبانی دینی، شیوه بیان و نحوه ارتباط خود را با شرایط مخاطب تنظیم کند.
فارس: اگر بخواهیم برای تبلیغ چهرهبهچهره یک الگوی عملی طراحی کنیم، این الگو باید از کجا آغاز شود؟ قربانی: نخستین مرحله، حضور واقعی مبلغ در میان مردم است.
نمیتوان برای تبلیغ چهرهبهچهره صرفاً یک دستورالعمل نظری نوشت و انتظار داشت که بدون تجربه میدانی به نتیجه برسد. مبلغ باید در محیط اجتماعی حضور پیدا کند، مخاطب را بشناسد، مسائل او را ببیند و به تدریج شبکهای از ارتباطات انسانی ایجاد کند.
در مرحله بعد، باید برای این ارتباط هدف و برنامه داشت. مبلغ باید بداند با چه گروهی ارتباط برقرار میکند، چه مسائلی برای آنها اهمیت دارد و چگونه میتواند در طول زمان این ارتباط را حفظ کند.
اینجا مسئله استمرار بسیار مهم است؛ زیرا ارتباطی که صرفاً برای یک جلسه یا یک مناسبت ایجاد شود، الزاماً به ارتباط تبلیغی پایدار تبدیل نمیشود. در نهایت، این تجربهها باید به یک مدل آموزشی و قابل انتقال تبدیل شوند.
یعنی تجربیات موفق و حتی خطاهای میدان تبلیغ ثبت و بررسی شوند تا بتوان از آنها برای آموزش طلاب و مبلغان استفاده کرد. چنین رویکردی میتواند فاصله میان آموزش نظری و میدان واقعی تبلیغ را کاهش دهد.
فارس: اگر بخواهید یک توصیه کلیدی برای آینده تبلیغ دینی داشته باشید، چه نکتهای را باید جدی گرفت؟ قربانی: به نظر میرسد یکی از مهمترین مسائل، بازگشت جدیتر به اصل ارتباط با انسان است.
تبلیغ دینی اگرچه از ابزارهای مختلف استفاده میکند، اما در نهایت با انسان و مسائل واقعی زندگی او سروکار دارد. بنابراین، هر اندازه که ابزارهای ارتباطی تغییر کنند، شناخت مخاطب، شنیدن سخنان او، ایجاد اعتماد و ارتباط انسانی همچنان اهمیت خود را حفظ خواهد کرد.
در کنار آن، باید میان دانش دینی و مهارت تبلیغی پیوند برقرار شود. مبلغی که از دانش برخوردار است اما نمیتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند، بخشی از ظرفیت خود را از دست میدهد؛ همانطور که مهارت ارتباطی بدون پشتوانه علمی و دینی نیز نمیتواند جای دانش را بگیرد.
بنابراین، مبلغ مطلوب باید ترکیبی از دانش، مهارت، تجربه و شناخت اجتماعی داشته باشد. اگر این نگاه در آموزش و برنامهریزی تبلیغی جدی گرفته شود، میتوان به الگویی رسید که در آن منبر، رسانه، فضای مجازی و ارتباط چهرهبهچهره در کنار یکدیگر قرار بگیرند.
در چنین مدلی، هدف نه کنار گذاشتن شیوههای سنتی و نه نفی ابزارهای جدید است؛ بلکه ساختن یک نظام تبلیغی است که بتواند با انسان امروز ارتباط واقعی، مستمر و اثرگذار برقرار کند.