
دست مرا گرفت و به مکانی برد؛ دیدیم زیر زمین، تمام ابزار و تجهیزات تولید موشکهای پیشرفته فراهم شده است.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، دکتر مجتبی زارعی، دانشیار دانشگاه تربیت مدرس و رئیس کمیته جنگهای شناختی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، در نشستی با عنوان «از تسخیر لانه جاسوسی تا جنگ شناختی» که به مناسبت هفته استکبارستیزی و 13 آبانماه در دانشکده رفاه برگزار شد، اظهار کرد: پیش از ورود به بحث اصلی و به مناسبت فرارسیدن ایام فاطمیه، وظیفه خود میدانم نکتهای را به عنوان وام از محضر بیبی دو عالم، حضرت فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها) مطرح کنم؛ هرچند موضوع نشست ناظر بر امر دیگری است. مباحث خود را در سه بخش شامل سیر تاریخی مناسبات ما و آمریکا و گزارشی از وضعیت کنونی در این روزها و ساعات و اخبار کمیسیون امنیت ملی ارائه خواهم کرد.
وی افزود: اگر دشمن برای روزهای آینده برنامهای داشته باشد، مکتب فاطمی میتواند قطعا به یاری ما بیاید. پروژه دشمن برای روزهای آینده تا همین لحظه که با هم گفتگو میکنیم، مبتنی بر «خشونت» است.
خشونت نیز معانی گوناگونی دارد و ممکن است از یک بمباران، جنگ خیابانی یا ترور آغاز شود و استمرار یابد.
رئیس کمیته جنگهای شناختی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: با توجه به اینکه شما همگی فاطمی هستید، پیشنهاد میکنم این نکته حکیم آملی، حضرت آیتاللهالعظمی جوادی آملی (حفظهالله) را همواره به یاد داشته باشید. از نگاه بنده، ایشان پس از زعیم و امام راحل، بزرگترین شارح مکتب امام (ره) هستند؛ البته قصد ندارم شأن دیگران را تنزل دهم، اما از آنجا که آقای جوادی تمدنی کار میکنند، ناظر بر امروز و فردای ما هستند و اندیشه امام (ره) را تفسیر میکنند، پیشنهاد میکنم حتما کتب سیاسی ایشان را مطالعه کنید.
وی ادامه داد: حضرت آیتالله جوادی آملی (حفظهالله) میفرماید که «فاطمه (س) فراتر از زمان، فراتر از مکان و فراتر از جنسیت است.» این بهترین بشارت است.
امام شهید ما و آقای جوادی (حفظهالله) بر این باورند که چنین شخصیت والایی میتواند محور علوم تربیتی باشد. چه چیزی بالاتر از اینکه محورهای تربیتی ایشان میتواند برای زن و مرد، پسر و دختر، عرب و عجم، ترک و فارس، ایرانی و غیرایرانی و فراتر از جنسیت، مکان و زمان، راهگشای امروز و فردای ما باشد؟
رهبر معظم انقلاب نیز چگونه این مسئله را جمعبندی میکنند؟ در همین راستا، بخش نخست این است که حضرت فاطمه (س) محور علوم تربیتی است و در نقطه مقابل، دشمن برنامهای مبتنی بر خشونت را دنبال میکند.
زارعی در ادامه نشست با اشاره به حوادث گذشته تصریح کرد: دشمن این رویکرد را سال گذشته در دیماه با آن کشتارها و خرابکاریها به سبک داعش با ما تجربه کرد؛ حال اجازه دهید از این موضوع با سرعت عبور کنم. حضرت آقا معارف فاطمی را اینطور جمعبندی میکنند؛ عرایض من ناظر بر جمعبندی بیانات رهبر معظم انقلاب است که میفرماید فاطمه (س) در سه حوزه دارای معارف قابل اتکاست و ما میتوانیم برای پیشبرد امور از آن بهره بگیریم: نخست، جهاد سیاسی و اجتماعی؛ دوم، جهاد در تربیت و خانه؛ و سوم، جهاد خودسازی.
رئیس کمیته جنگهای شناختی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی یادآور شد: چنانکه میدانید، به شهادت بزرگان، آنچه در جبهه جنگ رخ میدهد جهاد اصغر است؛ هرچند قصد نداریم شان رزمندگان عزیزمان را تنزل دهیم؛ همان رزمندگانی که 8 سال جنگیدند و عزیزانی که یک سال و نیم است در تونلها مقاومت میکنند. دیروز که خدمت سرلشکر عبداللهی عزیز بودیم، میگفتند که «ما تا آخر و تا آخرین قطره خون ایستادهایم.»
این روحیه از کجا نشأت میگیرد؟ قطعاً این امر ریشه در مبانی فکری دارد.
وی افزود: رهبر معظم انقلاب این موارد را اینگونه جمعبندی میکنند که اگر یک سیاستپیشه یا سیاستمدار زن تصور کند نمیتواند بین مادری و سیاست جمع کند، حضرت فاطمه (س) این دو را با هم جمع کرده است؛ و اگر سیاستمداری مرد باشد و بپندارد نمیتواند بین زندگی و جهاد جمع کند، حضرت فاطمه (س) نشان داد که این جمع کاملاً ممکن است.
وی گفت: اگر ما امروز در این جایگاه باشیم و اخبار مختلف به دستمان برسد اما نتوانیم آن را حلاجی و مدیریت کنیم، در بستر جنگ شناختی آسیب خواهیم دید؛ چرا که برخی اخبار ممکن است موجب انفعال و اصطلاحاً «کپ کردن» ما شود و برخی دیگر ما را دچار خودشیفتگی کند.
وی در تبیین راهکار مقابله با این وضعیت تصریح کرد: پیشنهاد بنده این است که دو امر مهم را در دستور کار قرار دهیم: نخست، شناخت روندهای جهان که روندپژوهی خود یک علم است؛ و دوم، شناخت جایگاه کنونی ایران اسلامی. به طور اجمالی، برای ارزیابی اتفاقات 50 سال اخیر در نسبت با ایران و منطقه، میتوانیم چهار مقوله کلیدی را به عنوان شاخص اندازهگیری در نظر بگیریم که عبارتند از: 1.
انقلاب اسلامی ایران؛ 2. همهگیری کرونا؛ 3.
مسئله غزه؛ و 4. جنگ.
زارعی در ادامه با طرح این پرسش که «چرا از میان چهار مقوله یادشده از انقلاب اسلامی ایران نام میبریم؟ آیا صرفاً به این دلیل است که خود ایرانی هستیم و میل به انقلاب اسلامی داریم؟»، تصریح کرد: خیر؛ از قضا بنده که دانشجوی حوزه سیاست و معلم فلسفه سیاسی دانشگاه تربیت مدرس هستم و کارم همین است، نمیخواهم با نگاهی از سر خودشیفتگی درباره انقلاب ایران سخن بگویم.
در عوض، یک یا دو چهره علمی و اندیشمند را به شما معرفی میکنم که معمولاً به دلیل غیظ و غضب روشنفکران، کمتر برای دانشجویان جوان ما شناختهشده هستند.
رئیس کمیته جنگهای شناختی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی با استناد به دیدگاههای اندیشمندان خارجی افزود: «میشل فوکو» در روزهای نخست پیش از پیروزی انقلاب اسلامی به ایران آمد و گزارشهایی را تهیه کرد. او پس از بازگشت، اینگونه روایت کرد که وقتی با روحانی، مذهبی، مهندس، همافر، کارگر، دانشجو و استاد گفتگو میکنم، همه از «امام خمینی (ره)» سخن میگویند و همگی متفقالقول هستند.
فوکو میگفت: «من برای نخستین بار پدیدهای را دیدم که فکر میکنم نام آن اراده خدا یا اراده عمومی است.» در علم سیاست ما مفهوم حاکمیت سیاسی و حاکمیت ملت و دولت را داریم، اما فوکو تأکید میکرد که چنین همگونی و ارادهای را در هیچکجا ندیده است.
وی خاطرنشان کرد: اگر ما در داخل دانشکده یا منزل خود ندانیم کجا ایستادهایم و افق کجاست، دچار خطای محاسباتی خواهیم شد. چرا رهبر معظم انقلاب مکرراً به «قله» توجه میدهند؟
این قله چیست؟ شما در یک روز آفتابی میتوانید قله دماوند را به روشنی ببینید؛ اما اگر دانشجوی ما افق و چشمانداز نداشته باشد، ممکن است با بروز حوادثی مانند ناآرامیهای سال 1401، دچار اشتباه شود.
رئیس کمیته جنگهای شناختی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی یادآور شد: در سال 1401 عدهای خیال کردند حکومتی دگرگون شده و ایجاد یک راهبندان را به منزله وقوع انقلاب پنداشتند؛ افرادی که از مترو و زیرزمین بالا آمدند، تمرکز خود را از دست دادند و این شورش اجتماعی را انقلاب تصور کردند. چرا آن تحرکات به نتیجه نرسید؟
از کنار نام خانم «تدا اسکاچپول» عبور میکنم، هرچند آن واقعه بسیار عظیم بود؛ اما چرا مردم به آن نپیوستند؟ زیرا چشمانداز نداشتند.
آن خانم مرحومه بهانهای بیش نبود و شعار میدادند که «جمهوری اسلامی باید برود»، اما پرسش این بود که پس از رفتن جمهوری اسلامی چه چیزی جایگزین آن خواهد شد؟ در مقابل، فوکو میگفت مذهبیها و سکولارها همگی از یک رهبر مذهبی تبعیت میکنند.
زارعی درباره نگاه «تدا اسکاچپول» تصریح کرد: این چهره برجسته انقلابپژوهی اذعان میکند: «من تا پیش از این فکر میکردم انقلابها دفعتاً به وجود میآیند، اما با آغاز انقلاب اسلامی ایران در دیدگاه خود تجدیدنظر کردم و پذیرفتم که انقلابها ساخته میشوند.» یعنی این پدیدهها در بستر زمان شکل میگیرند؛ درست مانند این حقیقت که امام راحل (ره)، تجربیات ارزشمندی همچون نهضت تنباکو، قیام آیتالله کاشانی، مجاهدتهای شهید نواب صفوی، مرجعیت آیتالله بروجردی و تجربیات گوناگون دیگر را پشت سر گذاشته بود تا توانست یک انقلاب را به سرمنزل مقصود هدایت کند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به دومین مقوله یعنی همهگیری «کرونا» گفت: از موضوع کرونا نیز به سادگی عبور کردیم؛ در حالی که ابعاد فلسفه سیاسی کرونا برای ما و شما به درستی باز نشد.
زارعی در ادامه با اشاره به تبعات همهگیری کرونا اظهار کرد: ما به دلیل کرونا، گرفتاریها، مجازی شدن کلاسها و اخلال در نظام تربیتی و آموزشی را تجربه کردیم؛ اما اخلال جهانی آن را به درستی ندیدیم. در دوران کرونا، غربیها به «ماسکدزدی» روی آوردند؛ چنانکه «یورگن هابرماس»، فیلسوف برجسته غربی، با طرح این پرسش که «اتحادیه اروپا دچار چه فروپاشیای شده که هیچکس به داد مردم ایتالیا نمیرسد؟»، این وضعیت را به شدت نقد کرد.
رئیس کمیته جنگهای شناختی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی با مقایسه رفتار جوامع افزود: اگر یک بار انقلاب اسلامی در دهه 70 میلادی، انسانها و زنان را متوجه خدا کرد، همهگیری کرونا نیز به عنوان یک تلنگر جهانی عمل کرد؛ به گونهای که در حالی که غربیها در حال دریدن یکدیگر بودند و فروشگاهها غارت میشد، خلق ایرانی ممتاز شد و خوش درخشید. شما حضور طلاب، دانشجویان و جمعیتهای داوطلب را دیدید؛ ما در ایران پدیده غارت فروشگاه نداشتیم، چرا که سرمایه اجتماعی و جمعیتهای داوطلب به یاری آمدند.
وی در تبیین سومین مقوله یعنی مسئله «غزه» تصریح کرد: برای نخستین بار در تاریخ، انسانهای سراسر جهان از طریق تلویزیون به صورت زنده آدمکشی و نسلکشی را مشاهده کردند؛ تا پیش از واقعه غزه، چنین رویداد همگانی و عینی وجود نداشت. این پدیده سبب شد تا ملتهای غربی علیه حاکمیتهای خود و رژیم صهیونیستی قیام کنند؛ حادثهای که پیشتر نظیر آن را نداشتیم و انسانها متوجه حقیقت دیگری شدند.
زارعی با اشاره به تناقض آشکار در رفتار مدعیان روشنفکری غرب خاطرنشان کرد: در این میان، تناقض بزرگی نیز بروز کرد؛ همین «یورگن هابرماس» که برخی همکاران ما در علوم سیاسی و اجتماعی در دانشگاههای تهران از او به عنوان یک پیامبر یاد میکنند، به همراه برخی دوستانش بیانیهای صادر کردند با این مضمون که «غزه ایها را بکشید، اما زیادهروی و اسراف نکنید!» این فرد، صاحب نظریه «کنش ارتباطی» است.
ما همواره بحث «عقلانیت ابزاری» را داشتیم؛ عقلانیتی که هابرماس توضیح میدهد و میگوید عقلانیت ابزاری یعنی ابزاری را صرفاً برای منافع شخصی به کار بگیریم، در حالی که عقلانیت ارتباطی را برای خیر عمومی میدانیم. با این حال، صاحب چنین نظریهای با رویکردی کاملاً نژادپرستانه از کشتار مردم غزه حمایت کرد.
وی ضمن اشاره به لزوم مدیریت زمان در نشست افزود: و اما چهارمین و آخرین مقوله، «جنگ اخیر» است. همانطور که دیشب در دیدار با سردار عبداللهی عرض کردم، در دوران معاصر و متأخر، جهان جنگی با این مختصات به خود ندیده است؛ مبادا ذهنتان صرفاً به سمت جنگهای افغانستان و عراق معطوف شود، بلکه به حیث حجم، دقت و عمق خرابیها، این تجاوز بزرگتر و متفاوتتر از جنگهای پیشین بوده است.
زارعی در بخش دیگری از سخنان خود تصریح کرد: در چنین جنگی، یک ملت ایستاد و مقاومت کرد؛ چرا که پیش از آن، ما و شما سرقت و دزدی رئیسجمهور را نیز دیده بودیم؛ البته من این بخش را بیش از این باز نمیکنم. در جهان امروز دو تفکر وجود دارد؛ تفکری که به سمت مدرنشدن ابزاری حرکت میکند؛ یعنی تهیشدن از اخلاق، دور شدن علم از فضایل و همان رویکردی که پیامبرش هابرماست.
در نقطه مقابل، تفکر دیگری قرار دارد که به دنبال پر شدن جهان از غایتها و فضایل انسانی است.
رئیس کمیته جنگهای شناختی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی با اشاره به نظریه «برخورد تمدنها» افزود: طرح نظریه «جنگ تمدنها» متعلق به «ساموئل هانتینگتون» است. او تمدنهای مختلف از جمله تمدن غربی، کنفوسیوسی، ژاپنی، اسلامی، هندی، اسلاو و ارتدوکس، آمریکای لاتین و آفریقا را نام میبرد و مدعی است که تنها یک کانون احتمال برخورد وجود دارد و آن میان «اسلام و غرب» است.
وی با اشاره به تحلیل اندیشمندان حوزه جامعهشناسی خاطرنشان کرد: به قول دکتر «بابی سعید»، استاد جامعهشناسی دانشگاه منچستر، روسها و آمریکاییها رقیب یکدیگرند اما جایگزین هم نیستند؛ ژاپنیها نیز همینطورند و با آمریکاییها رقابت دارند. اما انقلاب اسلامی یک انقلاب متفاوت بود.
وقتی تمدن مارکسیستی رو به زوال میرفت، امام خمینی (ره) نامهای تاریخی به میخائیل گورباچف، رهبر شوروی سابق نوشت.
زارعی در ادامه گفت: چه کسانی برای ابلاغ این نامه اعزام شدند؟ مرحوم آیتالله جوادی آملی، دکتر مرضیه حدیدچی (دباغ) و آقای جواد لاریجانی.
وی تصریح کرد: امام راحل (ره) به عنوان یک رهبر نخبگانی و حکیم، روند جهانی را کشف کرده بود و به گورباچف هشدار داد که مبادا به سمت آمریکا برود. گورباچف در آن زمان رقیبی به نام «یلتسین» داشت و تمایل داشت به سمت آمریکا متمایل شود، اما امام (ره) یک حکیم برجسته یعنی آیتالله جوادی آملی را برای انتقال این پیام فرستادند.
زارعی در ادامه تصریح کرد: امام راحل (ره) آیتالله جوادی آملی، دکتر جواد لاریجانی و مرحومه خانم دباغ را به مسکو فرستاد تا این پیام تاریخی که دعوت گورباچف به اسلام بود، قرائت شود. گورباچف در واکنش اولیه گفت که این پیام، دخالت در امور داخلی ماست؛ اما امام (ره) بلافاصله پاسخ دادند، چرا که پاسخ اولیه گورباچف مناسب نبود.
البته بعدها «شواردنادزه» به جماران آمد و پاسخ داد و جالب اینکه سالها بعد، خود گورباچف اذعان کرد که «ای کاش به حرفهای امام گوش میکردم.»
رئیس کمیته جنگهای شناختی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی یادآور شد: در آن زمان، وقتی گورباچف مدعی شد که پیام امام دخالت در امور داخلی شوروی است، آیتالله جوادی آملی – که پاسخی برخاسته از حکمت داشت – فرمودند: «آقای گورباچف! روسیه بر زیر زمین، روی زمین، آسمان و ماورای جو تسلط دارد؛ اما پیام امام با زیرزمین، روی زمین و آسمان شما کاری ندارد، بلکه پیام امام با "جان" شما سر و کار دارد.»
وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به دستاوردهای نظام اسلامی خاطرنشان کرد: شاید برخی بگویند در این 40 سال رشد نکردهایم و جلو نرفتهایم و مشکلاتی هم داریم؛ بنده این مباحث را مطرح کردم تا چشمانداز روشنی به شما بدهم که مبادا با تحلیلهای نادرست، انگیزههای خود را از دست بدهید. رهبر معظم انقلاب در سالهای اخیر «بیانیه گام دوم انقلاب» را مطرح فرمودند؛ شاید ایشان به این تطبیقهای تاریخی و اعدادی توجه داشتند.
دقت کنید؛ ما اکنون وارد چهلوهفتمین سال پیروزی انقلاب اسلامی شدهایم؛ از انقلاب 1688 انگلیس حدود 338 سال میگذرد، استقلال آمریکا از سال 1776 تاکنون 250 سال شده است، از انقلاب فرانسه (1789) حدود 237 سال، از ژاپن مدرن 157 سال، از انقلاب روسیه 108 سال و از چین 59 سال میگذرد.
زارعی افزود: امام خمینی (ره) چه کرد؟ امام آن روندها را شناخت و دست به «تولید هویت» زد.
دستورکار امام با توجه به تجربیات تلخ دوران قاجار، صفویه و پهلوی این بود که تشخیص دهد «انسان قجری و انسان پهلوی، ضعیف است و این انسان باید قوی شود.»
رئیس کمیته جنگهای شناختی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در پایان تصریح کرد: یکی از مناسبتهایی که باید به شما تبریک بگوییم، حرکت شجاعانه دانشجویان در سال 1358 و دیگر مناسبتها، سالگرد تبعید امام (ره) است. اساساً انقلاب ما در وهله نخست برای ضدیت با آمریکا نبود، بلکه ضدیت آمریکا با ما به دلیل حضور طبقه مذهبی، روحانیت و حزباللهی نبود؛ بلکه مسئله بر سر کرامت انسان ایرانی بود که در دوران پهلوی زیر چکمههای چند هزار مستشار خارجی و حراج منابع و نفت لگدمال میشد.
امام شهید (ره) در آخرین سخنرانیهای خود همواره میفرمود که «اشتباه نکنید...»
زارعی در ادامه با تبیین ریشههای خصومت آمریکا با ایران اظهار کرد: تعبیر «بلعیدن» از بنده است؛ امام راحل (ره) که با مردم اینگونه سخن نمیگفت، ایشان ملت ایران را ملتی مبعوثشده میدانست؛ اما تأکید میفرمود اگر از من بپرسید مشکل آمریکا با ایرانیها چیست، خواهم گفت آمریکا میخواهد ایران را ببلعد. گواه این مدعا نیز تاریخ است؛ مگر دولت مرحوم دکتر مصدق دولت حزباللهیها، پاسداران یا روحانیت بود؟
خیر، مسئله اصلی بر سر غارت نفت و تسلط بر ایران بود.
رئیس کمیته جنگهای شناختی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی با اشاره به کلام امام خمینی (ره) افزود: امام (ره) به شاه نهیب میزد که «ای آقای شاه، من میخواهم تو عزیز باشی» و به فرماندهان نظامی هشدار میداد که «ای امرای ارتش، من میخواهم شما عزیز باشید». مسئله اصلی امام، «انسان» و ضرورت حفظ کرامت انسانی بود؛ چرا که احساس میکردند کرامت انسان ایرانی در آن دوران زیر سؤال رفته و پایمال شده است.
وی ادامه داد: بر همین اساس، وقتی رهبر معظم انقلاب از آن دوران یاد میکنند، میفرمایند در دهه 60 نوعی فناوری اجتماعی وجود داشت که در انسانها «تولید اعتمادبهنفس» میکرد. در بستر همین فناوری بود که دانشآموزان به الگویی مانند شهید حسین فهمیده رسیدند و رزمندگان از فرماندهی مانند شهید حاج قاسم سلیمانی برخوردار شدند؛ شخصیتی که پیشتر یک کارمند ساده در سازمان آب کرمان بود.
امثال حاج قاسم در دوران پهلوی نیز زیست میکردند، اما امام (ره) یک رهبر نخبه بود که ظرفیتها را کشف و شکوفا میکرد.
زارعی تصریح کرد: انقلاب اسلامی در وهله نخست «انسان» تربیت کرد. شهید تهرانیمقدم نیز فردی با مدرک فوقدیپلم فنی و صنعتی بود، اما این بستر تربیتی او را تا جایگاه «پدر موشکی ایران» و شهید سلیمانی را تا فرماندهی سپاه بینالمللی قدس ارتقا داد و رشد بخشید.
وی با اشاره به نوع نگاه امام خمینی (ره) به اقشار مختلف مردم خاطرنشان کرد: امام راحل (ره) وقتی به بانوان میرسید، میفرمود «از دامن زن، مرد به معراج میرود»؛ هنگامی که به شهید حسین فهمیده میرسید، میفرمود «رهبر ما آن طفل سیزدهسالهای است که با قلب کوچک خود...»؛ و به کارگران و زحمتکشان نیز از صمیم قلب توجه میکرد. آیا این رویکرد برای فریب دادن بود؟
ابداً؛ رژیم پهلوی به دنبال کرامت انسان ایرانی نبود، اما امام (ره) کرامت انسان را در کانون توجه قرار داد.
زارعی در ادامه تصریح کرد: پس از امام راحل، حضرت آیتاللهالعظمی امام خامنهای (مدظلهالعالی) سکان هدایت را به دست گرفتند. دستورکار امام (ره) سر جای خود باقی ماند، اما رهبر معظم انقلاب به پرورش منابع کشور همت گماشتند.
امام شهید (ره) همواره نسبت به عدم استفاده بهینه از ظرفیتهای کشور حساس بود و میفرمود ما در عدم استفاده از ظرفیتها جزء کشورهای نخست جهان هستیم. ایشان به جغرافیا، اقوام، نهضت تولید علم و اکتشافات علمی حساسیت ویژهای داشتند.
رئیس کمیته جنگهای شناختی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی یادآور شد: چه کسی دانشمندی همچون زندهیاد دکتر کاظمی آشتیانی (خالق پژوهشگاه رویان و سلولهای بنیادین) را کشف و حمایت کرد؟ امام خامنهای.
چه کسی دستور تأسیس معاونت علمی و فناوری ریاستجمهوری را صادر کرد؟ ایشان بودند.
وی با اشاره به خاطرات و تجربیات دوران دفاع مقدس و سازندگی افزود: دیروز سردار عبداللهی نقل میکردند که روزی به سردار شهید حاجیزاده گفتند: «اگر روزی نتوانید موشک تولید کنید – چرا که تولید شما در زیرزمین است – وضعیت چگونه خواهد شد؟» سردار عبداللهی که در آن زمان معاون قرارگاه خاتمالانبیاء (ص) بودند، نقل میکردند که سردار شهید سرلشکر غلامعلی رشید ( فرمانده وقت قرارگاه) یکبار دست مرا گرفت و به مکانی برد؛ دیدیم که در همان زیرزمین، تمامی ابزار و تجهیزات تولید موشکهای پیشرفته فراهم شده است.
آنکسی که از امکانات و توانمندیهای ما صیانت کرد، رهبر شهید انقلاب بود؛ کسی که ژئوپلیتیک تنگه هرمز و همگرایی اقوام مختلف از جمله ترک، کرد و لر را در کنار یکدیگر استحکام بخشید، ایشان بودند.
زارعی با اشاره به توطئههای دشمنان در حوزههای امنیتی خاطرنشان کرد: در جنگ 12 روزه، دشمنان تلاش کردند از بیرون مرزها و از طریق شمالغرب و جنوبشرق ضرباتی وارد کنند، اما مردم بصیر داخلی همراهی نکردند. ما در حوزه جنگ فیزیکی، بزرگترین و سختترین جنگ را پشت سر گذاشتهایم.
سروران عزیز! مراقب باشید دشمنان در میان ما تولید اختلاف نکنند.
توئیتهای افرادی چون ترامپ، بنسنت و مارکو روبیو اگر در داخل کشور امتداد پیدا کند، دقیقاً همان کاری را میکند که بمبافکنهای B-52 و موشکهای کروز انجام میدهند؛ چرا که جنگها دچار تحول جدی شدهاند.
رئیس کمیته جنگهای شناختی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در تبیین ابعاد نوین جنگهای ترکیبی گفت: امروزه امنیت شکل متفاوتی به خود گرفته است؛ امنیت سایبری، امنیت روانی و امنیت شناختی در هم تنیدهاند. جنگ شناختی تنها یک بخش از «جنگ ترکیبی» است.
جنگ ترکیبی دیگر مانند گذشته نیست؛ بلکه ترور، تحریم، عملیات روانی بر روی افکار عمومی و محاصره همهجانبه را شامل میشود. تمام این ابزارها برای اثرگذاری بر فکر و ذهن انسانها به کار گرفته شده است و یکی از مهمترین حوزههای جنگ شناختی، «جنگ روایتها» است.
ما بزرگترین حماسهها و پیروزیهای تاریخ را رقم زدهایم و میتوانیم بهترین روایتها را از این افتخارات ارائه دهیم.
زارعی در ادامه تصریح کرد: جنگ شناختی امروزه بر حوزههای گوناگون علمی تأثیر میگذارد و نسبت مستقیمی با علوم اعصاب، روانشناسی شناختی، علوم رفتاری، دادهکاوی و فناوری اطلاعات دارد؛ بهگونهای که امروزه الگوریتمها تعیین میکنند چه محتوایی به مخاطب نمایش داده شود و اخبار بر چه محورهایی متمرکز گردد. بر همین اساس، علوم اعصاب نشان میدهد که هورمونها چگونه تحریک میشوند و در ذهن، بدن و تفکر انسان آثار منفی برجای میگذارند.
هوش مصنوعی، عملیات اطلاعاتی، جوسازی رسانهای و جنگ روانی همگی بر محور «انسان» استوارند.
رئیس کمیته جنگهای شناختی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در جمعبندی مباحث خاطرنشان کرد: اجمالاً اگر بخواهیم این مؤلفهها را با یکدیگر ترکیب کنیم، نتیجه این است که مخاصمه ما و آمریکا صرفاً مربوط به انقلاب ایران یا 47 سال اخیر نیست و حتی لزوماً به محتوای انقلاب اسلامی محدود نمیشود؛ بلکه ریشه در «منابع غنی ایران» دارد. به همین دلیل است که امام خمینی (ره) و رهبر معظم انقلاب (مدظلهالعالی) حساب ویژهای روی ایران عزیز باز کردهاند.
آیا امکان داشت مرجع تقلیدی در شب عاشورا به یک ذاکر اهلبیت (ع) بگوید اگر خسته نیستی «ایران» بخوان؟ ایرانخوانی و تأکیدات مکرر رهبر معظم انقلاب (حفظهالله) در همین راستاست که ایشان همواره بر حفظ انسجام ملی تأکید دارند و میفرمایند همه سلایق، اقشار و افراد باید بتوانند خود را در این جغرافیا پیدا کنند؛ چرا که پیش و بیش از هر چیز، باید «ایران» را حفظ کنیم و اگر ایران نباشد، انجام سایر امور میسر نخواهد بود.
وی افزود: جالب اینجاست که حتی یکی از مقامهای رژیم صهیونیستی نیز اعتراف کرد که جنگ ما با جمهوری اسلامی مربوط به 47 سال اخیر نیست، بلکه جنگ میان فرزندان اسحاق و یعقوب و میان یهودا و یوسف است! بنابراین، جنگ ما با آنها نیز ریشهدار است و از سوی دیگر، رژیم صهیونیستی صراحتاً اعلام میکند که «ایران زیادی بزرگ شده و باید کوچک شود.»