جنگ روایتها پشت پرده برخورد با عناصر تروریستی؛ چرا رسانههای غربی به دنبال سفیدشویی خرابکاران هستند؟
اعمال حکم قضایی دو عضو شبکه مسلح وابسته به گروهک تروریستی منافقین در تهران، موجی از روایتسازیهای متضاد را در فضای رسانهای به راه انداخت. در حالی که اسناد محکمهای از طراحی عملیاتهای خرابکارانه، ساخت تجهیزات انفجاری و ارتباط با سرپلهای خارجی خبر میدهند، برخی رسانههای بیگانه تلاش میکنند این اقدامات امنیتی را به سطح…
اعمال حکم قضایی دو عضو شبکه مسلح وابسته به گروهک تروریستی منافقین در تهران، موجی از روایتسازیهای متضاد را در فضای رسانهای به راه انداخت. در حالی که اسناد محکمهای از طراحی عملیاتهای خرابکارانه، ساخت تجهیزات انفجاری و ارتباط با سرپلهای خارجی خبر میدهند، برخی رسانههای بیگانه تلاش میکنند این اقدامات امنیتی را به سطح یک «عضویت ساده» تقلیل دهند؛ سناریویی که هدفی جز فریب افکار عمومی و تطهیر چهره تروریسم ندارد.
اجرای حکم دو عضو شبکه عملیاتی وابسته به گروهک تروریستی منافقین در تهران، تنها یک اقدام قضایی نبود، بلکه نقطه عطفی در نبرد روایتها شد. در حالی که دستگاه قضایی با انتشار مستندات دقیق، از یک تیم سازمانیافته، مسلح و آماده ضربه به امنیت ملی رونمایی کرد، موجی از روایتسازیهای رسانههای بیگانه به راه افتاد تا حقیقت را وارونه جلوه دهند. آیا واقعاً میتوان خانههای تیمی پر از مواد منفجره و لانچرهای آماده شلیک را به بهانه «عضویت ساده» نادیده گرفت؟ پاسخ در لابهلای اسناد پرونده نهفته است.
بر اساس مدارک موجود، این افراد بخشی از یک حلقه عملیاتی بودند که با هدایت مستقیم سرپلهای خارجنشین گروهک، پروژههای ایذایی و تروریستی را در پایتخت کلید زده بودند. اسناد نشان میدهد ابوالحسن منتظر، بهعنوان مغز متفکر لجستیک تیم، با دریافت حمایتهای مالی از خارج و حتی استفاده از بستر رمزارز، شبکهای از خانههای امن را مدیریت میکرد. این مکانها پناهگاه ساده نبودند، بلکه کارگاههای مجهز برای مونتاژ بمبهای دستساز، ساخت پرتابگرهای خانگی و طراحی عملیات بودند. آموزشهای تخصصی شامل ساخت مواد منفجره، شناسایی اهداف حساس و هماهنگی برای اجرای همزمان، همگی از طریق ارتباطات رمزنگاریشده با عوامل خارجی انجام میشد.
وحید بنیعامریان نیز که پیشتر در لایههای تبلیغاتی فعالیت داشت، بهتدریج وارد فاز میدانی شد و در عملیاتهای تعرضی مستقیم مشارکت کرد. او برای فرار از رصد امنیتی، مدام سیمکارتهای جدید تهیه میکرد و از مسیرهای ارتباطی مخفی بهره میبرد. نقطه عطف پرونده اینجاست: دستگیری این عناصر دقیقاً زمانی رخ داد که برای اجرای عملیات طراحیشده آماده میشدند. تجهیزات کشفشده، پیامهای رمزنگاریافته و نقشههای عملیاتی، همگی گواهی بر یک تهدید سازمانیافته علیه امنیت عمومی است.
در این میان، روایت برخی شبکههای خبری غربی که تلاش میکنند پرونده را به سطح یک «عضویت افتخاری» یا «فعالیت مدنی» تقلیل دهند، چیزی جز بخشی از جنگ نرم روزمره نیست. هدف این سناریوهای رسانهای روشن است: تطهیر چهره گروهکهای تروریستی، ایجاد تردید در اذهان عمومی و تحتالشعاع قرار دادن اقتدار دستگاههای امنیتی و قضایی. اما واقعیت میدانی، اسناد متقن و حکم قطعی دیوان عالی کشور، پاسخی قاطع به این روایتسازیهاست. جمهوری اسلامی ایران در خط مقدم مقابله با تروریسم ایستاده و هیچگاه اجازه نمیدهد امنیت شهروندانش قربانی بازیهای رسانهای دشمنان شود. برای نسل آگاه امروز، تشخیص حقیقت از تحریف، کلید عبور از مههای جنگ روایتهاست.







