پشت زندگی هر شهید، روایتی از سالهای تلاش، انتخابهای سخت و لحظههای سرنوشتساز نهفته است. پدر کاپیتان شهید محمد عزیزی (از شهدای قزوینی جنگ رمضان) از فرزندی میگوید که جوانی خود را در میان موجها و طوفانهای دریا گذراند، از افسر عرشه به فرماندهی کشتی رسید و سرانجام در جریان انجام مأموریت در یک کشتی فراساحلی، جان خود را برای خدمت به مردم ایران از دست داد.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، دریا برای بعضیها فقط پهنهای آبی و بیانتهاست، اما برای خانواده شهید محمد عزیزی از شهدای قزوینی جنگ رمضان، سالهاست معنای دیگری دارد. دریا برای آنها یادآور پسری است که جوانیاش را در میان موجها و طوفانها گذراند، فرماندهی کشتیهای فراساحلی را بر عهده گرفت و سرانجام جانش را در همان میدان خدمت برای مردم ایران از دست داد.
آیتالله حسین مظفری نماینده ولیفقیه در استان و امامجمعه قزوین، در راستای تکریم خانواده معظم شهدا با پدر شهید کاپیتان محمد عزیزی دیدار و گفتوگو کرد. دیداری که در جریان آن، پدر شهید از سالهایی گفت که محمد را از کلاسهای دانشگاه علوم دریانوردی به عرشه کشتیها و از افسر عرشه به فرماندهی کشتیهای فراساحلی رساند.
پدر شهید روایتش را اینگونه آغاز میکند: «من پدر محمد هستم؛ محمد عزیزی، فرزند این سرزمین. امروز آمدهام چند کلمه از زندگی پسری بگویم که همه جوانیاش را در دل دریا برای مردم ایران گذراند.»
محمد در سال ۱۳۶۳ متولد شد. سال ۱۳۸۷ به عنوان بورسیه شرکت کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران پذیرفته شد و در دانشگاه علوم دریانوردی، رشته عرشه را انتخاب کرد.
سه سال بعد، در سال ۱۳۹۰، فارغالتحصیل شد و به عنوان افسر عرشه به ناوگان ملی کشور پیوست. دریا برای محمد فقط محل کار نبود.
مسیری بود که خودش انتخاب کرده بود؛ مسیری که از همان ابتدا با عشق به دریا و خدمت به مردم ایران گره خورد. شرکت کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران، ناوگان ملی تجاری و باربری کشور، نخستین میدان حرفهای محمد بود.
او در این مجموعه تجربههای ارزشمندی در دریا به دست آورد و در نیمه دهه نود، همزمان با نیاز صنعت نفت و گاز در دریا به نیروهای متخصص ایرانی، وارد حوزه فراساحل شد.
مسیر پیشرفت او در اینجا هم متوقف نشد. از افسر دوم شروع کرد، به افسر اول رسید و در نهایت فرمانده کشتی شد؛ مسئولیتی که در عملیاتهای فراساحلی، با توجه به شرایط سخت دریا و حساسیت بالای مأموریتها، نیازمند دانش، تجربه و مهارت تخصصی است.
محمد برای این مسیر، دورههای تخصصی متعددی را در کشورهای مختلف گذراند و مدارک حرفهای خود را از انگلستان دریافت کرد. پس از آن، خدمت خود را در ناوگان ملی شرکت مهندسی و ساخت تأسیسات دریایی ایران آغاز کرد؛ مجموعهای از زیرمجموعههای وزارت نفت که در صنعت نفت و گاز دریا نقشی راهبردی دارد.
پدر محمد میگوید سالها پیش، بسیاری از فرماندهان و افسران عرشه این ناوگان را نیروهای خارجی تشکیل میدادند، اما به تدریج جوانان متخصص ایرانی جای آنها را گرفتند؛ جوانانی مانند محمد که مسئولیتهای سنگین دریایی را بر دوش گرفتند.
امروز پروژههای توسعه میادین نفت و گاز، نگهداری سکوها، نصب خطوط لوله و پشتیبانی از سکوهای دریایی به دست فرماندهان جوان و پرسنل صددرصد ایرانی انجام میشود؛ پروژههایی که در دل خلیج فارس و در شرایطی دشوار، بخش مهمی از زنجیره تولید و انتقال انرژی کشور را پیش میبرند. دهها سکوی نفتی و گازی و هزاران کیلومتر خط لوله، حاصل فعالیت همین نیروهاست؛ سازههایی که وظیفه استخراج و انتقال نفت و گاز از دریا را بر عهده دارند و هرکدام بخشی از پشتوانه اقتصادی و انرژی کشور به شمار میروند.
اما از نگاه پدر محمد، پشت این سازهها و خطوط لوله، داستانی کمتر روایتشده وجود دارد؛ داستان جوانانی که در میان موج و طوفان، مسئولیتی سنگین را بر عهده دارند. او میگوید کار در دریا در شرایط سخت عملیاتی، نیازمند دانش، تجربه و شجاعتی کمنظیر است و معتقد است این جوانان چیزی کمتر از دانشمندان هستهای یا متخصصان صنعت هوافضا ندارند.
به گفته او، همان اندازه دانش، تعهد و مسئولیت بر دوش آنهاست، با این تفاوت که میدان کارشان در دل دریاست. تعداد فرماندهان ایرانی که هدایت این ناوگان استراتژیک را بر عهده دارند، بسیار محدود است؛ شاید به تعداد انگشتان یک دست.
اما همین تعداد اندک، به گفته پدر محمد، با دانش و غیرت ایرانی مسئولیتهایی را بر دوش گرفتهاند که پیش از این در اختیار نیروهای خارجی بود. سکوها و خطوط لولهای که گاز مصرفی خانهها و نفت صادراتی کشور را از دل دریا به خشکی و پالایشگاهها منتقل میکنند، بخشی از همین داستان هستند.
پدر محمد میگوید گازی که مردم در خانههای خود استفاده میکنند و نفت خامی که پس از استخراج به پالایشگاهها میرسد، نتیجه زنجیرهای از تلاشها در دل دریاست؛ تلاشهایی که بخش مهمی از آن را همین نیروهای متخصص و فرماندهان ایرانی انجام میدهند. و محمد یکی از همین جوانان بود.
پسری که سالها در همین دریا برای مردم ایران زندگی کرد و در نهایت جانش را هم در همین راه داد. پدرش هنوز حرفهای محمد را به خاطر دارد.
میگوید محمد همیشه به او میگفت: «پدر، وقتی میبینم مردم به راحتی بنزین تهیه میکنند و با خانوادههایشان سفر میروند، وقتی میبینم در سرمای زمستان خانههایشان گرم است، بیشتر انرژی میگیرم. با خودم میگویم باید بمانیم؛ در دل این دریا، در میان طوفان و موجها، کنار پرسنل کشتی، تا مردم آرامش داشته باشند.
شاید ما را نشناسند، اما ما مردم را دوست داریم.» همین نگاه، شاید سادهترین روایت از زندگی محمد باشد؛ مردی که مردم را میشناخت، حتی اگر مردم او را نمیشناختند.
سرانجام روز ۱۳ اسفند، در حالی که محمد بر روی پل فرماندهی یک کشتی فراساحلی و غیرنظامی مشغول انجام وظیفه بود، کشتی مورد حمله موشکی قرار گرفت. ترکش به سر محمد اصابت کرد.
او به بیمارستان شهر کنگان منتقل شد، اما تلاشها برای نجاتش بینتیجه ماند و در روز بیست و یکم همان ماه به شهادت رسید. مردم شریف کنگان و مسئولان استان بوشهر، فرزند خلیج فارس را با احترام بدرقه کردند و پیکر او سرانجام در زادگاهش آرام گرفت.
محمد عزیزی رفت، اما قصه او فقط قصه یک فرمانده کشتی نیست؛ روایت جوانی است که سالهای زندگیاش را در دل دریا گذراند، در مسیر ایرانیشدن مسئولیتهای تخصصی صنعت نفت و گاز قدم برداشت و در نهایت، در همان میدان خدمت، به شهادت رسید. شاید سالها بعد، وقتی چراغ خانهای در شبی سرد روشن میشود یا خودرویی در جادهای دور بنزین میزند، کمتر کسی بداند بخشی از این آسودگی، حاصل تلاش مردانی است که روزها و شبها را در دل دریا گذراندهاند؛ مردانی که محمد عزیزی یکی از آنها بود.
سخنگوی وزارت خارجه ایران، روایت تاریخی مارکو روبیو را تلاشی برای توجیه سیاستهای جنگطلبانه آمریکا دانست.
سیانان با استناد به یافتههای کنگره آمریکا، هواپیماهایی از دسترفته این کشور را 3.3 میلیارد دلار اعلام کرد.
تحلیلگر ارشد منطقهای نوشت که ترامپ در وقاحتی بیسابقه تلاش دارد هزینههای جنگ با ایران را به دوش کشورهای عربی بیندازد که بیشترین خسارتها را از جنگ افروزی آمریکا متحمل شدند.
فراجا در جنگ اخیر، هم زینت کشور بود، هم دژ مستحکم و هم مایه عزت و سربلندی ایران.
سخنگوی وزارت امور خارجه از اعلام شروط ایران برای پایان جنگ و توافق با عمان درباره امنیت تنگه هرمز خبر داد.
از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانههای آمریکایی، شکست راهبردی به متجاوزان تحمیل شده است.
در حالی که عبور و مرور شناورها از تنگه هرمز همچنان تحت کنترل تهران صورت میگیرد، معاون ترامپ برای پایان جنگ با ایران شرط گذاشت.
تردد هواپیماهای مسافربری در 6 کشور عرب حاشیه خلیج فارس در پی جنگ تروریستی علیه ایران کاهش یافته است.
مدتی است که موضوع حملهٔ زمینی آمریکا به ایران، در جایی فراتر از خبرها و شبکههای اجتماعی دیده میشود. تبلیغاتی در این باره در فضای بازیهای موبایلی و برخی اپلیکیشنها ظاهر شدهاند که نشان میدهد میدان جنگ در صفحهٔ گوشی کاربران به شکل دیگری جریان دارد.
ناو آبراهام لینکلن روز چهارشنبه وارد بندر خانگی خود میشود تا به مأموریتی طولانی در جنگ با ایران خاتمه دهد اما برای پنتاگون ماجرای این ناو تازه وارد مرحلهای جدید شده است.
مدیرعامل سازمان بنادر و دریانوردی با اشاره به تداوم فعالیت بنادر کشور در جریان جنگ اخیر گفت بیش از ۷۳ میلیون تن کالا، شامل حدود ۱۳ میلیون و ۲۰۰ هزار تن کالای اساسی، در این مدت تخلیه و بارگیری شد و عملیات بنادر حتی در برخی موارد حداکثر دو ساعت پس از حمله از سر گرفته شد.
وزیر امور خارجه با تکرار این سؤال از اروپاییها درباره چرایی مشارکت آنها در تهاجم نظامی علیه ایران، گفت که پیشنهاد ما به این کشورها برقراری گفتوگو و پرهیز از هرگونه مشارکت در جنگافروزیهای مجدد است.
سه سال پس از آغاز جنگ غزه، حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی در غرب آسیا تمامی ندارد؛ روایتی از ویرانی، آوارگی و جانهایی که قربانی جنگ رژیم کودککش اسراییل شدند.
اداره اطلاعات انرژی آمریکا با تشدید فشارهای ناشی از جنگ با ایران، پیشبینی قیمت نفت را افزایش داد.
رشد نقدینگی به کمترین سطح 20 ماه اخیر رسید؛ اما در اقتصاد جنگزده، حفظ این ترمز پولی حیاتیتر از همیشه است.
سناتور دموکرات «کریس مورفی» با افشای ممانعت بیسابقه از ورودش به تأسیسات نظامی آمریکا در منطقه خلیج فارس، گفت وزیر دفاع دولت ترامپ با جلوگیری از دیدار نمایندگان کنگره با فرماندهان نظامی، درصدد پنهان نگه داشتن هزینههای جنگ است.
جی دی ونس پس از حضور در یک کارزار انتخاباتی، تلاش کرد مسأله هستهای را اصلیترین مشکل با ایران مطرح کند.
کنگره در تازهترین گزارش خود، خسارت این کشور در جنگ با ایران را 81 فروند هواپیمای نظامی یا پهپاد اعلام کرد.