
به نظر میرسد مشکل شیاطین سرخ عمیقتر از نیمکت باشد و نتیجه ناکامیها را باید در باشگاه جستجو کرد.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، در پایان دیدار لیدز یونایتد و منچستریونایتد در ورزشگاه الاندرود، دوربینهای تلویزیونی برای لحظههایی روی عمر برادا مدیر اجرایی یونایتد متمرکز شدند که از جایگاه تماشاگران با نگاهی متفکرانه زمین را تماشا میکرد. شاید او در همان لحظه به این فکر میکرد که بهتر است فعلاً ماشه اخراج مایکل کریک را نکشد.
تساوی یک بر یک دستکم فرصتی کوتاه برای آرام شدن اوضاع فراهم کرد، اما مشکلات منچستریونایتد بسیار عمیقتر از آن است که با تغییر نام سرمربی روی نیمکت برطرف شود.
برادا همان مدیری است که مربی فعلی را انتخاب کرده و اختیار برکناری او را نیز دارد؛ مدیری که در استخدام یا بازگرداندن دو سرمربی قبلی باشگاه نیز نقش داشت و سپس شاهد اخراج آنها بود. او از منچسترسیتی جذب شد تا به افزایش درآمدهای تجاری یونایتد کمک کند، اما به نظر میرسد در این باشگاه مانند بسیاری از مدیران صاحبنفوذ از پیامدهای تصمیمهایش چندان متأثر نمیشود.
در چنین شرایطی، سادهترین راه برای مواجهه با باشگاهی که نسبت درآمد به نتایجش تصویری از مدیریت ناکارآمد ارائه میدهد، تغییر سرمربی است، اما آیا اخراج کریک واقعاً چیزی را حل خواهد کرد؟ یک امتیاز دشوار در الاندرود شاید فعلاً مانع از فعال شدن واکنش همیشگی مدیران شود؛ واکنشی که هر بار ناکامی از راه میرسد، نیمکت را هدف قرار میدهد.
نتیجهای منصفانه اما نه داستان اصلی
در ظاهر، دیدار دو تیم مسابقهای متعادل میان دو مجموعه تقریباً همسطح بود. تساوی یک - یک نتیجهای منصفانه به نظر میرسید؛ هرچند لیدز نمایش بهتری در بخشهایی از مسابقه داشت و احتمالاً میتوانست به پیروزی برسد.
با این حال، توجهات بار دیگر بهجای عملکرد لیدز، به آینده کریک معطوف شد.
این بازی از ابتدا به عنوان آزمونی برای سرمربی یونایتد معرفی شده بود؛ فرصتی برای خریدن چند هفته زمان یا مقدمهای برای اخراجی دیگر در برابر دوربینهای تلویزیونی. ماجرای کریک در این فصل نیز به شکلی قابل پیشبینی به کمدی تلخی تبدیل شده است: آرامش، ظاهر آراسته و خونسردی او در روزهای پیروزی تحسین میشد، اما همان ویژگیها در روزهای شکست به نقاط ضعفش تبدیل شدند.
وقتی یونایتد در نیمه دوم عقب نشست و زیر فشار حریف قرار گرفت، کریک خسته و درمانده به نظر میرسید. با این حال، مسئله اصلی این نیست که او کنار زمین چقدر هیجان نشان میدهد یا با چه ظاهری بازی را دنبال میکند.
یونایتد پس از این تساوی در رتبه سیزدهم جدول باقی ماند و همچنان برای جبران شروع فاجعهبار فصل تقلا میکند.
کریک عامل اصلی بحران نیست
این مسابقه دستکم برای دو نفر اهمیت ویژهای داشت. نخست کریک که حتی اگر حضورش در مقام سرمربی را یکی از مشکلات باشگاه بدانیم، نمیتوان او را مسئول شکلگیری بحران کنونی دانست.
کریک خودش را استخدام نکرده است. برکناری او نیز به خودی خود مشکلاتی را که به انتخابش منجر شدند، از بین نخواهد برد؛ چه بسا فقط عمر آنها را طولانیتر کند.
فارغ از اینکه سقف تواناییهای کریک در مربیگری کجاست، شاید ارزش آن را داشته باشد که یونایتد برای یک بار هم که شده، بهجای تکرار چرخه اخراج و استخدام، مسیر متفاوتی را امتحان کند.
نفر دوم لیساندرو مارتینس بود که در حالی که یونایتد با نتیجه یک بر صفر پیش بود، به دلیل مصدومیت در پایان نیمه نخست از زمین بیرون رفت. اظهارات جنجالی او درباره مدیران باشگاه در اواسط هفته نیز پس از این مسابقه معنای بیشتری پیدا کرد.
نمایش نیمه نخست نشان داد بازیکنان، دستکم تا حد توانشان از سرمربی حمایت میکنند اما نیمه دوم ضعفهای ساختاری تیم را آشکار کرد.
ترکیبی نامتوازن و مشکلاتی که ادامه دارند
منچستریونایتد با وجود جایگاه مالی خود در فوتبال جهان ترکیبی نامتوازن دارد؛ تیمی که از کنار هم قرار گرفتن بازیکنانی با ویژگیهای متفاوت شکل گرفته و در برابر حریفان منسجم و پرانرژی بهراحتی از هم گسیخته میشود. لیدز نمونهای روشن از چنین حریفی بود و جایگاه هفتم این تیم در جدول نیز نشان میدهد عملکردش اتفاقی نیست.
مشکلات یونایتد پس از تعویض مارتینس و ورود نصیر مزراوی در نیمه دوم برجستهتر شد. خط دفاعی تیم به هم ریخت و گل تساوی لیدز تقریباً اجتنابناپذیر به نظر میرسید.
میزبان بارها از سمت راست خود فضای لازم را پیدا کرد و حملات پیاپیاش، فشار مداومی بر دروازه یونایتد وارد آورد. در پایان، لیدز مالکیت توپ و شوتهای در چارچوب بیشتری داشت و از نظر ساختار تیمی نیز منسجمتر به نظر میرسید.
یکی از مشکلات اصلی، استفاده از مدافعان در پستهای غیرتخصصی است؛ وضعیتی که در نیمه دوم با تغییرات دفاعی آشکارتر شد. هری مگوایر که در دوران سولسشایر به تیم پیوست، همچنان از لحاظ دفاع مستقیم گزینهای قابل اتکاست، اما سرعت پایین او محدودیتهایی جدی ایجاد میکند.
تیمی با چنین شرایطی نمیتواند بهراحتی خط دفاعی خود را جلو بکشد، فضاها را پوشش دهد یا ضدحمله بزند؛ بیآنکه در معرض ضدحملات حریف قرار بگیرد.
مسئله فقط مگوایر یا کریک نیست. ترکیبی که مدیران ساختهاند، محدودیتهای مشخصی دارد و هر سرمربی ناچار است با همان ابزارها کار کند.
در چنین شرایطی، اخراج مربی شاید برای مدتی توجهها را از مدیران منحرف کند، اما راهحل پایداری نخواهد بود.
برنامه دشوار پیش روی یونایتد با بازیهایی برابر بورنموث، چلسی، استون ویلا و لیورپول میتواند بار دیگر فشارها را افزایش دهد. اگر نتایج مطلوب به دست نیایند، احتمال دارد همان چرخه همیشگی دوباره آغاز شود، اما پیش از آنکه مدیران بار دیگر سراغ نیمکت بروند، باید به این پرسش پاسخ دهند: چه کسی مسئول ساختن تیمی است که بارها در برابر فشار حریف از هم میپاشد؟
عمر برادا و دیگر مدیران باشگاه نیز باید سهم خود را در این بحران بپذیرند؛ زیرا تغییر سرمربی بدون اصلاح ساختار تیم، فقط تکرار همان اشتباههای گذشته خواهد بود.