
بحران مالی و سیاسی، در واقع بازتابی از یک تضاد بنیادین در فلسفه فوتبال است.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، در برزیل، فوتبال دیگر تنها یک بازی نیست؛ بلکه میدانی است که در آن عمیقترین تضادهای سیاسی و اخلاقی یک ملت به نمایش درمیآیند. با نزدیک شدن به انتخابات، خطوط مرزی که جامعه را از هم جدا کرده، دقیقاً همان پرسشهایی است که فوتبال دهههاست با آنها دستوپنجه نرم میکند: آیا فوتبال بازیِ تیمی است یا ابزاری برای نمایش ارادههای فردی؟
آیا هدف، تنها پیروزی، کسب عناوین و تجمع ثروت است، یا میتواند تجلی غرور جمعی و نمادی از هویت مدنی باشد؟
نیمرخ نیمار: قهرمان یا مظهر بیپروایی؟
برای بسیاری زندگی حرفهای نیمار که اکنون در واپسین روزهای درخشش خود در سانتوس، با شکوهی رو به افول میگذرد، ممکن بود یک داستان عبرتآموز باشد؛ داستان استعدادی که در مسیر خوشگذرانی و بیهودگی، مسیر عظمت خود را از دست داد اما در واقعیت فعلی، نیمار نماد یک قهرمان آرمانگراست. او مردی است که ثروت و شهرت را به سطحی فراتر از رویاهایش رسانده و تمام این مسیر را با نگاهی سرکش و بدون تمایل به عذرخواهی از کسی طی کرده است.
نیمار که به طور علنی از سونارو (رئیسجمهور راستگرای سابق) حمایت کرده، تجسم زنده همان فردگرایی است که در تقابل با ساختارهای جمعی قرار دارد.
نبرد بر سر قمار و سرمایهها
اما میدان جنگ اصلی در این انتخابات، نه بازیکنان، بلکه خود باشگاهها هستند. ماه گذشته، لولا (رئیسجمهور فعلی) با وضع ممنوعیت بر شرطبندیهای ورزشی در برزیل، موجی از خشم را در بدنه فوتبال این کشور برانگیخت.
این اقدام در کشوری که تخمین زده میشود 7 درصد جمعیت آن با اعتیاد به قمار دستوپنجه نرم میکنند، یک تصمیم سیاسی-اجتماعی جسورانه بود.
بحران از اینجا آغاز میشود که قمار آنلاین یکی از اصلیترین منابع درآمدزایی فوتبال مدرن است. در برزیل، 14 باشگاه از 20 باشگاه سطح اول، لوگوی سایتهای شرطبندی را بر پیراهن خود حمل میکنند.
ستارههایی چون نیمار و وینیسیوس جونیور مبالغ هنگفتی را از طریق تبلیغ این شرکتها به دست میآورند. این وضعیت، تضاد منافع را به اوج رسانده است؛ همانطور که رئیس باشگاه فلامنگو در پادکستی با گلایه پرسید: «من چطور قرار است هزینههای [لوکاس] پاکتا را تأمین کنم؟»
در مقابل، بولسونارو با انتقاد از این ممنوعیت، سیگنالهایی مبنی بر بازگشت این درآمدها در صورت پیروزی ارسال کرده است.
تقابل دو جهان: فردگرایی در برابر جمعگرایی
این بحران مالی و سیاسی، در واقع بازتابی از یک تضاد بنیادین در فلسفه فوتبال است. از یک سو، فوتبالی را میبینیم که در خدمت «اراده فردی» است؛ جایی که هدف، کسب امتیاز، تجمیع سرمایه، لذت درهمکوبیدن حریف و رسیدن به اوجهای شخصی است.
در این نگاه، فوتبال ابزاری است برای نمایش قدرت و ثروت.
از سوی دیگر، رویکردی وجود دارد که فوتبال را به عنوان «بیانیهای از اراده جمعی» میبیند؛ وسیلهای برای نمایش غرور منطقهای، نمایندگی اقلیتها و تعامل اجتماعی. وقتی بحث بر سر بودجه باشگاهها و اخلاق در قمار پیش میآید، در واقع این پرسش مطرح میشود که آیا فوتبال باید در خدمت سودآوری مطلق باشد یا وظیفهای اجتماعی برای حفظ سلامت جامعه و هویت ملی ایفا کند؟
انتخابات برزیل، تنها انتخاب یک رئیسجمهور نیست؛ بلکه انتخاب میان این دو جهان است: جهانی که در آن فوتبال صرفاً ابزاری برای نمایش شکوه فردی و ثروت است و جهانی که در آن فوتبال، بازنمایی ارزشهای جمعی و همبستگی مدنی است.