خبر فوری
ورزشی

خداحافظی قهرمان ووشو با دنیای ورزش؛ پایان یک دوران پرافتخار

۱۴۰۵/۰۳/۰۴ - ۱۳:۴۲ تحریریه ۶۰ ثانیه
خلاصه ۶۰ ثانیه
محسن محمدسیفی، قهرمان پرافتخار ووشوی ایران، به‌دلیل مصدومیت از دنیای قهرمانی خداحافظی کرد.

محسن محمدسیفی، قهرمان پرافتخار ووشوی ایران، به‌دلیل مصدومیت از دنیای قهرمانی خداحافظی کرد.

محسن محمدسیفی، قهرمان پرافتخار ووشوی ایران، به‌دلیل مصدومیت از دنیای قهرمانی خداحافظی کرد.

رقابت‌های انتخابی تیم ملی ساندا برای حضور در بازی‌های آسیایی ۲۰۲۶ آیچی ـ ناگویا، شاهد رقابت‌های دیدنی بود. در مهم‌ترین این دیدارها، محسن محمدسیفی و عرفان محرمی برای کسب پیراهن تیم ملی در وزن ۷۰- کیلوگرم به مصاف هم رفتند.

این مسابقه در حالی که محمدسیفی در پایان راند نخست برتری داشت، به‌دلیل آسیب‌دیدگی شدید کاپیتان تیم ملی نیمه‌تمام ماند؛ آسیبی که از همان ابتدا نشان می‌داد می‌تواند شانس پنجمین حضور پرافتخارترین عضو تیم ملی در بازی‌های آسیایی را از بین ببرد.

در نهایت، محسن محمدسیفی با انتشار پیامی در فضای مجازی، ضمن اشاره به شدت مصدومیتش، در ۳۷ سالگی به‌صورت رسمی از دنیای قهرمانی خداحافظی کرد.

محمدسیفی طی حدود ۲۰ سال حضور در تیم ملی ووشوی ایران، افتخارات بی‌شماری را از جمله سه مدال طلا و یک نقره بازی‌های آسیایی، پنج مدال طلای جهان، دو نقره جهان و یک مدال طلای بازی‌های کشورهای اسلامی را کسب کرد. وی همچنین در سال‌های اخیر وارد دنیای ورزش‌های هنرهای رزمی ترکیبی (MMA) شده و سال گذشته در سازمان PFL موفق به کسب کمربند قهرمانی شد.

متن پیام خداحافظی محسن محمدسیفی نشان از عمق فداکاری و عشق او به ورزش دارد:

«در آستانه ۳۷ سالگی‌ام و در آماده‌ترین حالت بدنی، روحی، روانی و تمرینی تمام عمرم بودم. جایی که تک‌تک کالری‌های دریافتی‌ام حساب‌شده بود، تمرین‌هایم با وسواس انجام می‌شد و برای ثانیه‌ثانیه رسیدن به هدفم جنگیده بودم.

در بهترین نسخه‌ی خودم ایستاده بودم، اما درست همان‌جا اتفاقی افتاد که حتی لحظه‌ای از ذهنم هم عبور نکرده بود. و آخرین رویداد زندگی‌ام به‌عنوان ورزشکار، در رشته‌ای که جوانی‌ام را پایش گذاشته بودم، از من گرفته شد.

ادامه دادن، یعنی جنگیدن با سلامتی‌ام! و من بین ادامه دادن بی‌رحمانه، که سال‌های زیادی تبدیل به‌روزمرگی‌ام شده بود، و حفظ چیزی که یک عمر برایش زحمت کشیده بودم، دومی را انتخاب کردم.

شاید از بیرون شبیه به یک پایان تلخ باشد، اما برای من این تصمیم یعنی حفظ و احترام به تمام سال‌هایی که با عشق، درد، اشک، فشار و جنگیدن با تک‌تک سلول‌هایم ساخته شدند.

امروز این پایان با حسرت نیست… چون تا آخرین لحظه، تا آخرین تمرین، تا آخرین نفس، بهترین خودم را به نمایش گذاشتم… و با قلبی آرام، از فصلی بیرون می‌آیم (۱۴۰۵-۱۳۸۵) که تمام وجودم را در آن‌جا گذاشتم.

به پایان آمد این دفتر و این بار حکایتی باقی نماند.»