با وجود دههها تلاش برای دستیابی به استقلال در صنعت هوایی، وقوع سوانح زنجیرهای برای جنگنده بومی تجاس هند، سوالات اساسی را درباره اعتبار مهندسی و قابلیت عملیاتی این جنگنده ایجاد کرده است.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، دههها به عنوان نماد صنایع هوافضای این کشور شناخته میشد؛ با این حال، با گذشت بیش از چهار دهه از آغاز این پروژه ملی و ثبت رکوردی ۲۳ ساله در انجام پروازهای آزمایشی بدون سانحه، وقوع رویدادهای پروازی اخیر پرده از چالشهای عمیق فنی، مهندسی و زیرسیستمی این جنگنده نسل ۴.۵ برداشته است. این چالشها قابلیت اطمینان عملیاتی پرنده مذکور را زیر ذرهبین کارشناسان بینالمللی قرار داده و فرایند توسعه مدلهای پیشرفتهتر نظیر Mk 1A و Mk 2 را نیز با دستاندازهای جدی مواجه کرده است.
چالش آیرودینامیک بال دلتای مرکب و سیستم کنترل پرواز یکی از ویژگیهای بنیادین تجاس در طراحی، بهرهگیری از پیکربندی بال دلتای مرکب بدون دم است. اگرچه این معماری مقاومت پسا را در سرعتهای بالا کاهش داده و نرخ چرخش لحظهای مناسبی فراهم میآورد، اما هواپیما را ذاتا ناپایدار میسازد.
مهار چنین ناپایداری آیرودینامیکی مستلزم سامانههای کنترل پرواز تمام دیجیتال هدایت با سیم با دقت و فرکانس پردازش بسیار بالا است. در جریان مانورهای آکروباتیک سنگین، هماهنگی سطوح کنترلی الوان و نرمافزار مدیریت پرواز با محدودیتهای مانورپذیری به نقطه بحرانی میرسد.
بررسی سانحه مرگبار این جنگنده در جریان نمایشگاه هوایی دبی ۲۰۲۵، نگاه متخصصان حوزه اویونیک را به سمت چگونگی پاسخدهی الگوریتمهای پروازی در سناریوهای افت ناگهانی برآ (Lift) و از دست رفتن کنترل هواپیما در ارتفاع پست جلب کرد؛ جایی که کوچکترین تاخیر پردازشی در سامانه رایانه دادههای هوا مانع از بازیابی وضعیت جنگنده پیش از برخورد با زمین شد. طراحی موتور و گره کور وابستگی به پیشرانه خارجی یکی از غریبترین چالشهای فنی یک پروژه با شعار بومیسازی، ناتوانی در یکپارچهسازی کامل پیشرانه است.
پس از شکست پروژه موتور بومی کاوری به دلیل عدم دستیابی به رانش مورد نیاز و مشکلات متالورژی پرههای توربین، هند ناچار به استفاده از موتورهای آمریکایی GE F404-GE-IN20 شد. این موتور اگرچه روی کاغذ اعتمادپذیری خوبی دارد، اما سازگاری حرارتی و جریان هوای ورودی آن با مجراهای هوای تجاس نیازمند اصلاحات پیچیدهای بود.
همچنین تمامی مراحل تولید انبوه و توسعه جنگنده هم به واسطه نقشآفرینی مستقیم آمریکا در تامین موتور از زیر تیغ آمریکا میگذرد. در اقلیمهای گرم و پر از گرد و غبار، این موتورها با چالش کاهش توان رانش در مانورهای پرفشار مواجه میشوند.
علاوه بر این، در سانحه مارس ۲۰۲۴ در منطقه جیسلمیر راجستان، نقص ناگهانی در سیستم سوخترسانی یا پایداری شعله محفظه احتراق که به خاموشی پیشرانه در فاز تمرین عملیاتی منجر شد، آسیبپذیری سامانه نظارت بر سلامت موتور در همگامسازی با سامانه مدیریت دادههای ماموریتی جنگنده را برجسته ساخت؛ رخدادی که خلبان را مجبور به خروج اضطراری با صندلی پرتابشونده Martin-Baker IN16G (ساخت آمریکا) کرد. ضعف زیرسیستمهای مکانیکی و هیدرولیک فرود پیچیدگیهای تجاس تنها به ارتفاع پروازی محدود نمیشود؛ سانحه اوایل سال ۲۰۲۶ در پایگاه هوایی نالیا نشان داد که بخش مکانیکی و زیرسیستمهای هیدرولیکی این جنگنده نیز با چالشهای اساسی دست به گریبان هستند.
این پرنده سبکوزن در هنگام لمس باند نیازمند سیستم ترمز ضدقفل بسیار دقیقی است تا وزن سبک و بالهای دلتای آن مانع از پایداری طولی روی زمین نشوند. نقص در سامانه محرکهای هیدرولیکی ترمز یا ایجاد ناهماهنگی در زاویه چرخ دماغه در حین فرود، باعث انحراف شدید جنگنده و خروج از باند شد.
این حادثه بر شکنندگی زیرسیستمهای مکانیکی ترمز در برابر بارهای ناگهانی فشاری و اصطکاکی در سرعتهای بالا صحه گذاشت؛ موضوعی که در صورت عدم اصلاح بازمهندسی قطعات هیدرولیک، میتواند در فرودگاههای ناهموار یا عملیات در باندهای غیرآماده حوادث تکراری بیافریند. طراحی کامپوزیتی؛ مزیت پروازی در برابر آسیبپذیری نگهداری نزدیک به ۴۵ درصد از بدنه تجاس از مواد مرکب کربنی ساخته شده است.
اگرچه این فناوری وزن بدنه را کاهش داده و سطح مقطع راداری را محدود میکند، اما رفتاری کاملا متفاوت از آلیاژهای فلزی متعارف مانند آلومینیوم و تیتانیوم در برابر فشارهای دینامیکی و ضربه دارد. آسیبهای پنهان درونلایهای، که ممکن است با چشم غیرمسلح در بازرسیهای میدانی قابل تشخیص نباشند، از معضلات بزرگ نگهداری این جنگنده محسوب میشوند.
به همین دلیل، در حادثه خروج از باند سال ۲۰۲۶، شدت بارهای وارده به ساختار زیرین و اسکلت بدنه چنان یکپارچگی مواد مرکب را مختل کرد که متخصصان نگهداری، بازسازی آن را از نظر اقتصادی و ایمنی غیرممکن دانسته و آن هواپیما را کاملا از رده خارج اعلام کردند. پیچیدگی و هزینه بالای تعمیر ساختارهای کامپوزیتی یکپارچه، گلوگاهی اساسی برای نرخ آمادگی رزمی این جنگندهها در اسکادرانهای خط مقدم است.
چشمانداز مبهم ارتقا در سایه یکپارچهسازی اویونیک علاوه بر بخشهای ساختاری، تجاس با چالش تاخیر در یکپارچهسازی کامل رادارهای آرایه فازی فعال (AESA) بومی موسوم به Uttam و سامانههای اخلالگر جنگ الکترونیک مواجه است. تجمیع بستههای اویونیک متنوع ساخت کشورهای مختلف و ایجاد یک رابط کاربری نرمافزاری پایدار میان آنها، حجم پردازشی رایانههای ماموریتی را بالا برده و زمینه خطاهای سیستمی را افزایش میدهد.
مجموعه این سوانح و موانع فنی نشان میدهد که تجاس بیش از آنکه صرفا یک محصول آماده رزمی باشد، یک بستر آزمایشگاهی پیچیده و در حال تکامل است. تا زمانی که هند نتواند چالشهای مربوط به کنترل پرواز در مرزهای بحرانی، هماهنگی بومی پیشرانه، آسیبپذیری سازههای کامپوزیتی و اعتمادپذیری مکانیکال زیرسامانههای فرود را حل کند، این پرنده بومی در برابر تهدیدات نبردهای هوایی مدرن نسبت به رقبای چینی و آمریکایی( که در نیروی هوایی پاکستان فعال هستند) دستبسته خواهد ماند.
بمنظور دسترسی پایدار به اخبار و مطالب ما، آخرین نسخه اپلیکیشن را میتوانید از اینجا و در فروشگاههای « کافه بازار » و « مایکت » دانلود و نصب کنید.