
رئیس جمهور سابق ترکیه معتقد است، آمریکا درباره ایران دچار خطای شناختی شد و تصور کرد با ونزوئلای دیگری طرف است.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، این روزها رسانههای ترکیه یک بار دیگر درباره ایران اظهارنظر میکنند. نکته جالب توجه اینجاست که حتی رسانههایی که در گذشته در بیان نظرات و دیدگاههای سیاسی و تحلیلی، تا حدودی با ایران زاویه و نگاه خصمانه داشتهاند، به این واقعیت اذعان میکنند که آمریکا و رژیم اسرائیل در حملات مشترک خود به ایران، نتیجهای به دست نیاوردهاند و هر دوی آنها را باید به خاطر وضعیت کنونی بازار انرژی و تنگه هرمز، مقصر دانست.
در همین حال، عبدالله گل رئیس جمهور سابق ترکیه نیز در پایگاه اینترنتی تحلیلی Project Syndicate، مقالهای درباره ایران نوشته که از بسیاری جهات، شایان تامل است. گل که به عنوان یک سیاستمدار معتدل و واقعبین شناخته میشود، به شکلی روشن به این اشاره کرده که حملات آمریکا و رژیم اسرائیل، فاقد هر نوع مشروعیتی است.
در آغاز، بخشهایی از مقاله گل درباره ایران را با هم مرور میکنیم و در ادامه به این نکته اشاره خواهیم کرد که تحلیلگران سیاسی ترکیه تا چه اندازه با چنین دیدگاهی موافق هستند. حمله فاقد مشروعیت و مرگ غیرنظامیان حملات هوایی ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران در 28 فوریه و سوء قصد به جان آیت الله علی خامنهای رهبر ایران، منجر به تلفات سنگین از جمله مرگ 150 غیرنظامی در بمباران یک مدرسه ابتدایی شد.
بدون شک، این عملیات بر اساس قوانین بینالمللی، فاقد هر نوع مشروعیتی است. ایران نیز در دفاع از خود، با هدف قرار دادن پایگاههای آمریکایی در منطقه و محدود کردن عبور و مرور از تنگه هرمز، حملات را تلافی کرد.
اما در مجموع، این تجاوز یکجانبه آمریکا و اسرائیل بود که کل خاورمیانه را به آتش کشیده است. اگر گزارش 7 آوریل نیویورک تایمز را یک بار دیگر مرور کنیم، در مییابیم که بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل، با دادن اطلاعات غلط، به راحتی آمریکا را به جنگ کشاند.
واقعیت این است که نخست وزیر اسرائیل، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا را برای حمله به ایران متقاعد کرد و این وضعیت، دو ضعف اساسی را آشکار کرد: اول این که نشان داد، چگونه یک ابرقدرت مسلح به سلاح هستهای میتواند به راحتی به جنگ کشیده شود. بنابراین باید بپذیریم که این یک خطر بزرگ است و سازوکارهای تصمیمگیری در مورد جنگ و صلح بسیار قوی باشند.
ثانیاً، اعتماد به نفس بیش از حد ایجاد شده توسط موفقیت نظامی دولت آمریکا در ونزوئلا، راه را برای مداخله در ایران هموار کرد. دولت ترامپ فکر میکرد که با یک ونزوئلای دیگر روبروست و با مقاومتی مواجه نخواهد شد.
با این حال، وضعیت در ایران بسیار پیچیدهتر و دشوارتر بود. زمانی که مشخص شد تنها شباهت بین دو کشور ذخایر نفتی آنهاست، خیلی دیر شده بود.
تصویر آمریکا که در درگیری با ایران گیر افتاده بود، به شدت به وجهه جهانی واشنگتن آسیب رساند. آمریکا و خلیج فارس این تحولات، نقطه عطف مهمی برای کشورهای خلیج فارس بود.
اگر چه قبلاً هم، آمریکا در زمان حمله به تأسیسات نفتی عربستان سعودی در سال 2019 میلادی در ایفای نقش خود به عنوان ضامن امنیت شکست خورده بود، ولی این بار شکست آشکارتر شد و حالا همه کشورهای عربی میزبان پایگاههای آمریکایی، برای ایران تبدیل به اهداف مستقیم شدهاند. حالا ما با یک واقعیت مواجه هستیم که داراییهای ایالات متحده مستقر در کشورهای خلیج فارس، به جای سپر امنیتی، به اهدافی با آسیبپذیریهای آشکار تبدیل شدهاند.
ایالات متحده دیگر به عنوان یک شریک امنیتی قابل اعتماد در منطقه دیده نمیشود. کشورهای خلیج فارس نه تنها در بخش دفاعی، بلکه در هر زمینهای، از جمله تجارت، مشارکتهای خود را متنوع خواهند کرد.
این امر تسلط ایالات متحده در منطقه را بیش از پیش تضعیف خواهد کرد و چین که میانجی آشتی عربستان و ایران در سال 2023 است، بزرگترین برنده این روند خواهد بود. با وجود تمام خسارات سنگینی که ایران متحمل شده، فروپاشی داخلی یا تغییر رژیم مورد انتظار غرب را تجربه نکرد، مردم متحد شده و در برابر تهدیدات خارجی مقاومت کردند.
ولی ایران باید بسیار با دقت پیش برود و نباید مزایای کوتاهمدت را با دستاوردهای بلندمدت اشتباه بگیرد. البته مسئولیت اساسی هر دولتی تضمین رفاه و امنیت مردم است.
ادامه درگیری ممکن است هزینههای سنگینی را هم برای دولت و هم برای جامعه به دنبال بیاورد. برای ایران، بالاترین اولویت باید تضمین لغو تحریمها و بهبود استانداردهای زندگی مردم ایران باشد.
به نظر میرسد، روابط ایران با کشورهای خلیج فارس و به ویژه عربستان سعودی نیاز به بازتعریف دارد. علیرغم تلاشهای اسرائیل برای کشاندن عربستان سعودی به جبهه ضد ایرانی، دولت ریاض عقل سلیم خود را نشان داده و در این بازی نیفتاده است.
برای ایجاد تعادل منطقهای، ضروری است که تهران و ریاض روابط خود را به طور کامل عادی کنند. ابعاد سیاسی نگاه گل و تحلیلگران ترکیه رئیس جمهور سابق ترکیه در مقالهاش، به دو نکته دیگر نیز اشاره کرده که یکی از آنها اهمیت دستیابی توافق بین ایران و آمریکا قبل از انتخابات میان دورهای کنگره در ماه نوامبر است و نکته دوم نیز، توصیه به مقامات آمریکا و نظام بین الملل برای درک نگرانیهای امنیتی تهران است.
اگر چه گل در نظام سیاسی ترکیه به عنوان یک سیاستمدار نزدیک به آمریکا و انگلیس شناخته شده، اما میتوان گفت که مقاله او درباره ایران، از بسیاری جهات، مبتنی بر نگرش منصفانهای است که هم شکست آمریکا و تجاوز آشکار رژیم اسرائیل را بیان میکند و هم این که در حوزه منطقهای نیز، خواستار تعامل و توازن بین کشورهای منطقه است. البته بین تحلیلگران سیاسی ترکیه نیز نویسندگان مشهوری به چشم میخورند که در توصیف تابلوی سیاسی – امنیتی فعلی منطقه، دیدگاهی مشابه گل دارند.
به عنوان مثال، منصور آک گون معتقد است که تصور آمریکا درباره امکان فروپاشی اقتدار سیاسی در ایران، یک ارزیابی غلط است و بهترین کار، رسیدن به یک توافق سریع است. سینان اولگن از دیگر تحلیلگران مشهور ترکیه نیز در بیان پیامدهای حملات آمریکا و رژیم اسرائیل به کشورمان، به این اشاره کرده که این حملات، ناامنی و بیثباتی گستردهای برای منطقه به دنبال آورده و ترکیه نیز باید نگران پیامدها باشد.
همچنین غالب دالای از تحلیلگران ترکیهای چتم هاوس انگلیس، صراحتاً به این اشاره کرده که تلاش مداوم رژیم اسرائیل برای ضربه زدن به ایران، بر امنیت و ثبات کل منطقه اثر منفی گذاشته و هر نوع پیروزی احتمالی رژیم مزبور، بدترین سناریو برای ترکیه خواهد بود.
واشنگتن انتظار داشت فشار بر ایران بازار نفت را مهار کند، اما نتیجه برعکس شد؛ نفت از ۱۰۰ دلار گذشت و اوراق ۱۰ و ۳۰ ساله آمریکا رکورد ۲۴ ساله زدند.
همزمان با جو رسانهای درخصوص احتمال حمله آمریکا، ترامپ اما مدعی شد که ویتکاف پیشرفت خوبی در مذاکرات داشته است.
از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانههای آمریکایی، شکست راهبردی به متجاوزان تحمیل شده است.
مدتی است که موضوع حملهٔ زمینی آمریکا به ایران، در جایی فراتر از خبرها و شبکههای اجتماعی دیده میشود. تبلیغاتی در این باره در فضای بازیهای موبایلی و برخی اپلیکیشنها ظاهر شدهاند که نشان میدهد میدان جنگ در صفحهٔ گوشی کاربران به شکل دیگری جریان دارد.
سخنگوی وزارت خارجه ایران در پیامی ویدئویی به بررسی تاریخچه عملیات پرچم دروغین آمریکا و رژیم اسرائی پرداخت.
ناو آبراهام لینکلن روز چهارشنبه وارد بندر خانگی خود میشود تا به مأموریتی طولانی در جنگ با ایران خاتمه دهد اما برای پنتاگون ماجرای این ناو تازه وارد مرحلهای جدید شده است.
وزیر خارجه آمریکا با بیان اینکه ایران تلاش میکند نیروهای آمریکایی را از منطقه بیرون کند مدعی شد، واشنگتن با اتکا به توان نظامی خود قادر به تأمین امنیت در منطقه است.
اداره اطلاعات انرژی آمریکا با تشدید فشارهای ناشی از جنگ با ایران، پیشبینی قیمت نفت را افزایش داد.
در واکنش به محدودیتهای ناشی از تحریمهای آمریکا، شبکه بانکی ایران توسعه گواهیهای امنیتی بومی را دنبال کرده و تاکنون بانک مرکزی و ۱۵ بانک این گواهیها را دریافت کردهاند.
تنگه هرمز طی هفتههای اخیر به یکی از اصلیترین میدانهای تقابل ایران و آمریکا تبدیل شده است؛ در حالی که ترامپ و مقامهای آمریکایی بر باز بودن این آبراه تأکید دارند، شواهد و وضعیت قیمت سوخت در آمریکا و اروپا این ادعا را زیر سؤال میبرد.
کارشناس BBC: حمله به پایگاههای آمریکا، حق مشروع ایران است!
برخی گمان میکنند ماجراهای الان منطقه از 7 اکتبر شروع میشود. اما این اشتباه است. 7 اکتبر یک پاسخ انسانی طبیعی بود در مواجهه با آنچه که به سمت منطقه آمده بود و البته رخدادی که به نفع منطقه شد. اما پاسخ به این سوال را شهید سید حسن نصرالله در روز هفتم شهادت حاج قاسم سلیمانی در سال 98 بیان میکند: بعد از سه سال، حاصل کار آمریکا در منطقه «ناکامی پشت ناکامی، پشت ناتوانی، پشت سرگردانی» بود: «پروژهشان در سوریه، لبنان، یمن، افغانستان، عراق، ایران «هیچ دستاوردی» نداشت و «معاملهی قرن» برای فلسطین را نتوانست تحمیل کند. پس آمریکاییها گفتند «برویم سراغ یک مرحله و سیاست تازه». از این جا اینجا نبرد دو پروژه شکل گرفت. یک پروژه، پروژهی سلطهی امریکا و اسرائیل بر منطقهی ماست. اجازه دهید از جزئیات لبنانی، عراقی، سوری، خلیجی، یمنی و… نگاهمان را بالاتر بیاوریم. یک پروژه وجود دارد به نام پروژهی سلطهی امریکا و اسرائیل بر منطقهی ما و اماکن مقدسمان و نفت و گاز و منابع موجود در هر کشور از طریق تثبیت اسرائیل و معاملهی قرن. آنها به نفت، گاز، آب و منابع ما چشم دوختهاند. این یک پروژه است. چگونه میخواهند آن را انجام دهند؟ ترور حاج قاسم یک عملیات ترورِ خارج از روند نیست... این آغاز یک روند تازهی امریکایی در منطقه است.
🟪 آقای سفیر! باتوم بر سر دانشآموزان! این است آزادیِ فرانسوی و دموکراسیِ غربی؟! اگر قصد دارید باتوم ها را کنار گذارید؛ ایرانیان می توانند تجربه نهادهای مدنیِ دانش آموزی از جمله بسیج دانش آموزی و انجمنهای اولیا و مربیانِ مدارس ایرانی را به شما منتقل کنند! ▪️ آقای پیئر کوشار سفیر فرانسه در جمهوری اسلامی ایران! شما نماینده کشوری هستید که سالهاست با ژستِ مرکزیت و مهد آزادی، دموکراسی و حقوق بشر، برای ملتهای جهان نسخه ها پیچیدید؛ اما وقتی دانشآموزان فرانسوی به خیابان میآیند و مطالبات صنفی خود را مطرح میکنند، پاسخ شما باتوم، ضربوشتم و بازداشت هزاران دانش آموز است! این است آن آزادی و دموکراسی پرطمطراقی که به آن افتخار میکردید؟ 🟣 آقای سفیر!مگر پاسخ مطالبات نوجوانان و جوانان از راه چماق و سرکوب و زندانی کردن ۵۰۰۰ دانش آموز است؟ چرا بهجای سرکوب، بستر گفتوگوی مدنی و شنیدن صدای معترضان را فراهم نمیکنید؟ ▪️ آقای سفیر! اگر در اداره اعتراضات مدنی و شنیدن صدای دانشآموزان ناتوانید، دستکم از تجربه نهادهای دانشآموزی از جمله بسیج دانش آموزی و انجمن های مدنی اولیا و مربیان مدارس ایرانی برای گفتوگو و پیگیری مطالبات جوانان درس بگیرید؛ ایران می تواند تجربه خود در مدارس را به شما منتقل کند و... 🟣 آقای سفیر چرا موطن باصطلاح آزادی تا این همه به ارتجاعِ سرکوب میل پیدا کرده است؟! قدری از دخالت در امور دیگر کشورها دست بردارید و به امور داخلی خود بپردازید؛ کمی از نوکری سیاسی برای آمریکا و همراهی با ناتو در مداخلات استعماری در آسیا و آفریقا دست بردارید و بهجای فتنهگری و نسخهپیچی برای ملتها،فکری به حال بحرانهای داخلی و سرکوب شهروندان خودتان اتّخاد کنید
حتی با حضور چند ناو هواپیمابر، آمریکا نمیتواند ایرانیها را با حمله نظامی به زانو درآورد.
سناتور دموکرات «کریس مورفی» با افشای ممانعت بیسابقه از ورودش به تأسیسات نظامی آمریکا در منطقه خلیج فارس، گفت وزیر دفاع دولت ترامپ با جلوگیری از دیدار نمایندگان کنگره با فرماندهان نظامی، درصدد پنهان نگه داشتن هزینههای جنگ است.
تجاوز نظامی آمریکا به صنایع شیمیایی ایران، به ۱۱۱ مرکز پتروشیمی و دارویی آسیب زده و زنجیرههای تأمین و اجرای کنوانسیون سلاحهای شیمیایی را تحت تأثیر قرار داده است.
از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانههای آمریکایی، شکست راهبردی به متجاوزان تحمیل شده است.