
ایلان پاپه مورخ معروف اسرائیلی با هشدار درباره بحران بیسابقه صهیونیسم گفت باید واقعیت عربی فلسطین را پذیرفت.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، در ادامه تحلیلها درباره آثار و نتایج عملیات تاریخی فلسطینیان در 7 اکتبر 2023 تحت عنوان طوفان الاقصی، ایلان پاپه، مورخ معروف اسرائیلی که پژوهشهای عمیق و مستند زیادی درباره درگیری فلسطینی- صهیونیستی انجام داده و از چهرههای معروف در میان پژوهشگران و مورخان این رژیم است، در مقالهای تحت عنوان «صهیونیسم بعد از طوفان الاقصی به کدام سو حرکت میکند»، به بررسی پیامدهای چندگانه این عملیات برای صهیونیستها پرداخته که شرح این مقاله به شکل زیر است:
ایدئولوژی مجموعهای از مفروضات، تفاسیر و دیدگاههایی است که توسط تعداد کمی از افراد تدوین شده و سپس توسط گروه بسیار بزرگتری پذیرفته میشوند. وقتی جنبشها، نهادها و بعدها دولتها این اصول را بپذیرند، به شیوه انحصاری تفسیر واقعیت پیرامون خود، توسط مردم تبدیل میشوند، به ویژه اگر از سنین پایین از طریق نظام آموزشی، رسانهها، گفتمان سیاسی و سایر ابزارهای اجتماعی شدن در آنها القا شده باشد.
صهیونیسم، از این نظر، نمایانگر یکی از این ایدئولوژیهاست؛ این ایدئولوژی با تعداد کمی از افراد آغاز شد و در نهایت به یک ایدئولوژی دولتی تبدیل شد.
این تفسیر ایدئولوژیک از واقعیت، اغلب با چالشهایی روبرو میشود که تحولات میدانی ایجاد میکنند و چنین چالشی یک ناهماهنگی شناختی ایجاد میکند که تنها با تغییر مبانی ایدئولوژی برای انطباق با واقعیت یا با تلاش برای تغییر اجباری واقعیت جهت تطبیق با ایدئولوژی قابل حل است.
این ناهماهنگی شناختی بهترین دیدگاه را برای درک چالشهایی که صهیونیسم امروز به عنوان یک ایدئولوژی دولتی با آن مواجه است، فراهم میکند و همچنین میتواند به ما در تلاشهایمان برای ارزیابی آینده آن کمک کند.
واقعیتهای میدانی در فلسطین تاریخی، سه چالش عمده را برای مفروضات و آرمانهای اساسی ایدئولوژی صهیونیستی به عنوان یک ایدئولوژی دولتی ایجاد میکند و این ناهماهنگی شناختی تنها با کنار گذاشتن این ایدئولوژی یا با ادامه تلاش برای تحمیل آن بر واقعیت قابل حل است.
ریشهها و اهداف صهیونیسم
اجازه دهید در اینجا اهداف صهیونیستی را که قرار بود در فلسطین به اجرا درآیند، خلاصه کنیم. این پروژه به عنوان درمانی برای ظهور نوع جدیدی از به اصطلاح «یهودستیزی» در نظر گرفته شد که پس از ظهور جنبشهای ملیگرای جدید در اروپای مرکزی و شرقی پدید آمد.
بنابراین اولین هدف تعریف شده توسط جنبش صهیونیسم، یافتن یک سرپناه امن برای یهودیان از سراسر جهان به ویژه از اروپا بود. دومین هدف هم این بود که یهودیت به عنوان یک ملت واحد تعریف شود و این امر از بسیاری جهات، ناشی از درونی شدن دیدگاه نژادپرستانه و یهودستیزانه بود که یهودیان را نژاد یا ملتی غیراروپایی میدانست که فقط میتوانستند در خارج از اروپا شکوفا شوند.
مراحل غصب فلسطین
در اینجا بنیانگذاران صهیونیسم با استناد به مطالب ادعایی خود در تورات، فلسطین را به عنوان سرزمین این جنبش انتخاب کردند که این روند با چالشهای فراوانی همراه شد. فلسطین کشوری پرجمعیت بود و مردم آن در حال طی کردن فرآیندی آشکار از مدرنیزاسیون و خودمختاری به عنوان یک ملت بودند.
از نظر آنها، آینده آنها نه در الحاق به اروپا، بلکه در باقی ماندن به عنوان بخشی از جهان عرب بود.
ناهماهنگی شناختی در اینجا، ابتدا با ادعای خالی بودن این سرزمین و سپس با یافتن راههایی برای خالی کردن آن از ساکنان اصلیاش، برطرف شد و مرحله نهایی شامل سلب هویت عربی این کشور عربی بود.
برای دستیابی به این هدف، جنبش صهیونیسم نیاز به ایجاد یک اتحاد قوی با میانجیگری امپراتوری انگلیس داشت. لحظهای که فلسطینیها استعمار سرزمین خود را رد کردند، نیاز به یک اتحاد حتی قویتر که تمام اروپا و ایالات متحده را در بر بگیرد، به وجود آمد.
اما علیرغم این اتحاد قدرتمند که امکان استفاده از زور و خشونت را برای اجرای ایدئولوژی صهیونیستی - ایدئولوژیای که به ایدئولوژی استعماری-مهاجرتی تبدیل شده است - فراهم کرد، مقاومت محلی و پایداری جمعیت بومی، این چالش را حتی تا به امروز، پس از پاکسازی قومی 1948 و نسلکشی در غزه در سال 2023، غیرقابل حل کرده است.
سه چالش اصلی صهیونیسم در فلسطین
-پایداری سرزمین و مقاومت فلسطینیان: ناتوانی در حل این چالش، به دلیل مقاومت و پایداری فلسطینیان، منجر به تشدید ابزارهایی شده است که اسرائیل طی سالها برای اجرای ایدئولوژی صهیونیستی در زمین از آنها استفاده کرده است.
تا اکتبر 2023، روشهای به کار گرفته شده برای مقابله با چالش ایجاد یک دولت یهودی اروپایی در قلب مشرق زمین به هزینه فلسطینیان شامل موارد زیر بود: پاکسازی قومی 1948؛ حکومت نظامی در داخل اسرائیل و بعداً در سرزمینهای اشغالی؛ رژیم آپارتاید تحمیلی بر شهروندان فلسطینی اسرائیل (فلسطینیهای 1948)؛ نسلکشی تدریجی در غزه از سال 2010؛ و پاکسازی قومی تدریجی در کرانه باختری از سال 2000.
در همین حال محاصره غزه و حملات نظامی مکرر، و همچنین تلاشها برای نابودی نیروهای مقاومت در کرانه باختری، این چالش را کاهش نداده است. فلسطینیها نیمی از جمعیت فلسطین تاریخی را تشکیل میدهند و از حق خود برای تعیین سرنوشت و آزادی دست نخواهند کشید.
کابینه راست افراطی اسرائیل که در نوامبر 2022 انتخاب شد، معتقد بود که تشدید اقداماتش منجر به مهاجرت گسترده فلسطینیان خواهد شد، که این اتفاق نیفتاد.
بنابراین جای تعجب نیست که اوریت استروک وزیر شهرک سازی این کابینه عملیات طوفان الاقصی را یک "معجزه" دانست. او با این حرف، منظورش این بود که اکنون توجیهی برای نابودی کامل نوار غزه و پاکسازی قومی کامل ساکنان آن ارائه داده است.
در واقع جنگ ویرانگر اسرائیل علیه غزه از 7 اکتبر 2023 که به یک نسل کشی واقعی تبدیل شد، تلافی عملیات فلسطینیها و کشتن و اسیر کردن هزاران اسرائیلی نبودد، بلکه اجرای طرحی بود که توسط ارتش اسرائیل تهیه شده و بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر در اجرای آن تردید داشت.
اما سه سال پس از نسلکشی، این طرح همچنان ناقص مانده است، به همین دلیل تعدادی از احزاب راستگرا قول دادهاند که در صورت پیروزی در انتخابات پیش رو در ماه اکتبر جاری، آن را اجرا کنند.
متأسفانه، تاریخ مملو از نمونههایی از موفقیت چنین پروژههایی با هدف نابودی کامل است، اما نمیتوانیم بپذیریم که جهان، منطقه و مقاومت فلسطین اجازه وقوع این امر را خواهند داد.
ناتوانی در مقابله با این چالش بزرگ برای صهیونیسم، یعنی عدم امکان ایجاد اجباری یک دولت یهودی اروپایی در قلب مشرق زمین با ریشهکن کردن فلسطینیها، تهدیدی وجودی برای آینده اسرائیل محسوب میشود، به ویژه که با دو چالش دیگر همزمان است که تاکنون صهیونیسم را به عنوان یک ایدئولوژی دولتی برای اسرائیل شکست دادهاند.
تفرقه داخلی و بحران هویت اسرائیلیها
-چالش دوم، تبدیل ایده یهودیت به عنوان یک هویت ملی به واقعیت روزمره در اسرائیل است. مفهوم یک دولت یهودی مذهبی-تئوکراتیک با مفهوم دموکراسی لیبرال (حتی دولتی محدود به شهروندان یهودی) ناسازگار بوده است.
این صرفاً یک سوال نظری نیست؛ بلکه مربوط به حوزه عمومی، سیستم قضایی و سیستمهای آموزشی و فرهنگی است.
اکثر اعضای نخبگان مالی و فناوری پیشرفته، زندگی در یک دولت یهودی که با تفسیر سختگیرانهای از قوانین یهود اداره میشود را نمیپذیرند و بسیاری از آنها قبلاً آنجا را ترک کردهاند، زیرا معتقدند که نبرد را باختهاند.
بنابراین سوال مهمی که در این شرایط مطرح میشود آن است که آیا یک دولت میتواند بدون این نخبگان دوام بیاورد؟ و آیا چنین دولتی همچنان از حمایت بیقید و شرط دولتهای غربی (پس از از دست دادن حمایت بسیاری در جوامع غربی) برخوردار خواهد بود؟
تنها زمان مشخص خواهد کرد، اما آینده دولت یهودی همچنان بسیار نامشخص است.
نابودی مشروعیت پروژه صهیونیستی در صحنه جهانی
-چالش نهایی، در چگونگی درک صهیونیسم به عنوان یک مفهوم در صحنه جهانی نهفته است. شاید بارزترین نمونه از اینکه چگونه نسلکشی در غزه گفتمان جهانی پیرامون صهیونیسم را تغییر داده است، تصمیم حزب سبز انگلیس برای زدن برچسب نژادپرستی به اسرائیل باشد.
میلیونها نفری که در حمایت از فلسطین و غزه به خیابانها آمدند، آشکارا علیه صهیونیسم نیز اعتراض کردند. در همین زمینه شعار محبوب «از رودخانه تا دریا، فلسطین آزاد خواهد شد» به فراخوانی برای یک دولت دموکراتیک واحد، به عنوان جایگزینی برای دولت صهیونیستی تبدیل شد.
امروزه، صهیونیسم به عنوان یک مفهوم در قلب تعامل بینالمللی با مسئله فلسطین قرار دارد و در واقع حامیان فلسطین در سراسر جهان معتقدند که مشکل صرفاً مربوط به راست افراطیهای اسرائیل به سرکردگی نتانیاهو نیست، بلکه مربوط به خود ایدئولوژی صهیونیسم است.
بنابراین امروز مشروعیت خود جنبش صهیونیسم در سراسر جهان به ویژه در جهان غرب در حال نابودی بوده و در نهایت، مسیر فعلی سیاست اسرائیل، حتی اگر نتانیاهو در انتخابات آینده شکست بخورد، به سمت زیر سوال بردن مداوم این مشروعیت پیش میرود.
همچنین در میان دانشگاهها و مراکز علمی غربی، مطالعه و تدریس صهیونیسم به عنوان استعمار شهرکنشینان، امری عادی شده؛ این دیگر صرفاً یک نظر سیاسی نیست، بلکه محصول تحقیقات علمی است.
این سه چالش در کنار هم منجر به افزایش نفرت جهانی از صهیونیسم خواهد شد و تنها راه جلوگیری از این امر، تطبیق ایدئولوژی صهیونیسم با واقعیت است و باید بپذیریم که فلسطین بخشی از جهان عرب بوده و سرزمین بومی فلسطینیان به شمار میرود و آینده، تنها با زندگی در یک کشور دموکراتیک واحد با بازگشت آوارگان فلسطینی میتواند ساخته شود.